بانزلانی

شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد

عزیزان گرامی خصوصاً اهالی منطقه گوران بزرگ همان گونه در جریان هستید مردمان این منطقه در زمان 8 سال دفاع از خاک پاک ایران رشادت های زیادی برای حفظ آن از وجود دشمن ناپاک به انجام دادند و شهیدان زیادی نیز تقدیم این خاک کردند. اینک که به سالروز آغاز و اوج حملات دشمن نزدیک می شویم، یاد و خاطره شهداء و جان باختگان آن تسکینی بر روحیه خود و بازماندگان جنگ و یادآور خاطرات آن ها خواهد بود.

سخن را کوتاه می کنم. در این پست خاطران و نامه های یکی از شهدای بانزلانی( شهید سرباز وظیفه علی مرادی ) در این صفحه دیجتیالی برای ثبت در تاریخ شهدای این منطقه حک می کنم

خاطرات این عزیز یکی از دوستان صمیمی  و همولایتی ها  او : جناب آقای شمس الله فتحی که هم اکنون مدیر عامل شرکت دارو سازی در شهرستان ساوه هستند برای وبلاگ بانزلانی فرستادند.  تشکر و قدردانی از ایشان که به دوستی و وفاداری خود به این شهید والامقام  ارج نهاده و این مدارک را طی 32 سال پیش خود نگهداشته است .

نامه های رد و بدل شده در تاریخ  خرداد 1366 بوده، یعنی حدود 4 ماه قبل از شهادت ایشان در منطقه شرهانی. این شهید گرانمایه در سحرگاه یکی از روزهای آبان ماه در حین انجام وظیفه گشت زدنی در منطقه مورد حمله غمپاره ای دشمن قرار گرفته  و در دم به شهادت نائل گشت

 اینجانب در پست های قبلی یاد و خاطره او  را به مناسبت سالگرد دفاع مقدس یادآوری کرده بودم                 

 


 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 12:52 |

  این هفته یکی از مادران نمونه و مهربان از کنارمان رفت

مرحومه بانو طوبی خانم زندی همسر گرامی صید مراد مرادی از دودمان پیره وند بر اثر عارضه قلبی در سن 70 سالگی در روز یکشنبه در گذرگاه امام رضا برای همیشه آرام گرفت.

برای این بانو با محبت روحی آرام را از خدای بزرگ خواهانیم

از این بانوی با وفا چندین فرزند به یادگار هست که شکر یزدان پاک همگی در میان مردم دارای عزت و نام نیک هستند. ایشان مادر مهندس خدامراد مرادی  و  وکیل پایه دادگاه خانم راحیل مرادی هستند.

خانواده مرادی مخصوصاً شاعر گرانقدرمان همیشه به  وبلاگ خودشان محبت دارند و کاربران  از نظران و اشعارشان فیض می برند.

 از طرف تمام کاربران به این خانواده تسلیت می گویم

مدیریت وبلاگ بانزلانی

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 10:37 |

دوستان و یاران گرامی پیرو مباحث فرهنگی در این بخش قصد داریم یکی از مردان نیک بانزلانی برای شما عزیزان مخصوصاً جوانان امروز معرفی کنیم. ابتدا موضوع  شاهنامه خوانی که بی ربط به مسئله ما ندارد معرفی مختصر می شود سپس به مسئله اصلی می پردازم

یکی از قدیمیترین تفریحات و روشی معمول برای انتقال تجارب و دانش پیشینیان به نسلهای جدیدتر، داستان گویی و شنیدن قصه های شیرین و آموزنده بوده است. اما باید به خاطر داشت که لذت شنیدن داستان، برای همه وجود دارد و در آن روزگار، همانطور که کودکان عاشق شنیدن قصه های دلکش پدربرگ و مادربزرگ بودند، بزرگترها نیز تفریحی مشابه و صدمرتبه جذابتر داشتند و آن نشستن پای صحبت نقال بود.

علت جذاب تر بودن نقالی این بود که نقالان با طرز بیان خاص، تکیه کلامها، حرکات و تا حدودی نقش قهرمانان را بازی کردن، تاثیر داستان را صد چندان میکردند. آنها با تکیه بر واژه ها و شکل حکایت داستان با عباراتی چون "رفت و رفت و رفت" یا "آمد و آمد و آمد"، داستان را به شیوه ای حکایت میکردند که شنونده خود را همراه و هم نفس قهرمان داستان میپنداشت.

پدران و مادران و خیلی از کسانی که متولد دهه پنجاه هستند می دانند و به یاد می آرند که سرگرمی آن زمانه چه چیزی بود. مخصوصا در ایام شب های طولانی سر زمستان .  متاسفانه در منطقه های که دور از شهر بود، سواد هم بسیار کم بود فقط معدود افرادی در هر روستا سواد خواندن و نوشتن داشتند.

سرگرمی مردم بیشتر به شب نشینی ها ختم می شد . یکی از سرگرمی ها داستان گویی بود که هر کسی داستانی بلد بود برای دیگرتن داستان سرایی می کرد . مخصوصا مادران برای کودکان خود داستان هایی ساده ای بیام می کردند.

 


 

  سرگرمی مردم در این شب ها به شب نشینی ها ختم می شد . در روستای بانزلانی مردی با سواد و با دانش با نام معروف آقا مراد یوسفی و با نام مستعاد"خدنگ مارکش" از دودمان خدامروت نقل مکان بود و در یک کلام  رادیو ، کتاب و .... مردم بود ا. یک داستان سرا  و نقال شاهنامه فردوسی بود . با سوادی که داشت اکثر داستان های حماسی را می خواند و به آن نظم داده و سپس در مجالس مردم شرکت می کرد و با بیانی شیوا و اثرگونه برای مردم تعریف و می کرد .

مردم چنان به این داستان ها گوش می کردند که حاضر نبودند یک روز در مجلس غبیت کنند . او در ایام پاییز و زمستان و حتی بهار در تقریبا 8 ماه در سال نعمتی خدا دادی برای مردم روستاهای بانزلانی ها، شاهمار تختگاه و چشمه سفید و کامران ها و خیلی از روستاهای دیگر  بود .

او فن بیان شیوایی داشت و زمانی که داستا ها را تعریف می کرد هر انسانی خودش را در فضای آن داستان پیدا می کرد گویی خویش در آن نبرد شرکت داشت. نقالی این مرد حتی سبب شد جوانان آن زمانی بازی های کودکانه خود را بر اساس آن داستا ها اجرا کنند

در شاهنامه خوانی کردی بسیاز شیوا می گفت و مخصوصا داستان رستم و سهراب را با شگرد خاصی تعریف می کرد . او در تمام جشن های شاهنشاهی که در منطقه گوران برگزار شد شرکت داشت و برای مردمی که در این جش ها شرکت داشتند شاهنامه خوانی کرد....

او بسیار مورد احترام بود. مردی فرهیخته و با دست خطی زیبا ، فنی و نگارش قوی .  در منزل خود حدود 20 کتاب ارزشمند خطی و چاپی داشت. روز ها داستان ها را می خواند جزئیات را حفظ می کرد و شب ها برای مردم با فن خاصی بیان می کرد و سبب شد مردم با تاریخ حماسی ایران آشنا شوند.

سخن از این مرد خدا زیاد است او در سال 1358 به دلیل حوادث ناگواری که در روستای بانزلانی اتفاق افتاد مجبور به ترک روستا شد و در کوزران ساکن گشت و تا آخر عمر نیز در آنجا روزگار را سپری کرد از این مرد خدا سه پسر  و چها دختر به یادگار هست. یکی از فرزندان وی با نام استاد سلطانمراد یوسفی داور بین المللی ووشوی ایران و جهان و نیز داور المپیک پکن... است که در اصفهان به شاگردان خود در این ورزش خدمت می کند.

مرحوم فرهیخته آقامراد یوسفی هرگز از یاد مردم نمی رود .

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز. مرده آنست که نامش به نکویی نبرند

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 2:42 |

  با سلام و عرض ادب خدمت هم ولایتی های عزیز و مهربان . به علت مشکلاتی که  در سرور سایت بلاگفا پیش آمده بود. مدت نمی توانستم مطالب جدیدی بگذارم . مشکل از ناحیه این سایت بود خوشبختانه امروز این مشکل حل و مطالب و مقالات طبق روال قبل ارائه می شود .

از تمام پژوهشگران، اساتید و همه نویسندگان تقاضا داریم مطالب علمی، فرهنگی ، اقتصادی، تاریخی  و غیره خود را که در زمینه محدوده جغرافیای منطقه دارند بفرستند تا با ذکر نام  در وبلاگ درج گردد.

با تشکر

مدیریت وبلاگ بانزلانی


در این بخش قصد داریم اشعار شاعر جوانی برای شما عزیزان بگذاریم

مرغ وصل تو له دسم چین                  بال گردن نه لام پیم معلوم بین
پیم معلوم بین فراغت وی طور                  آما له بختم خم و جفا و جور
ساقی جامی در له باده گلرنگ                    با خم رَم کرو ساتی نوم دلتنگ
با دَمی دوران بیاوو و  رَم                      کرو له سر عقل و هوش و فام
ساقی بادگت با عقل رِمن بو                       زیاد کر عشق دُشمن شکن بو
عقل بکروم رَم جامه بخم دویر                   عقل بی و حجاب جمال پر نویر
عقل بکرو رَم پاره کَم جامه                  شقه له بال دَم و شادکامه
دله ی کوس کفته ام دایم نالانن                   چَم وه وینه هور پر له وارانن
آقا سا دخیل بالات بنمانه                       بلکم خَم له بان دلان نمانه
ادریس کمترین کَلب جارو کیش                     امیدوار وه توم نَوم وه دل ریش

با تشکر از شاعر جوان جناب آقای ادریس مرادی که همیشه خود و پدر گرامیشان با اشعار زیبا و به مناسبت های مختلف کاربران وبلاگ را به فیض می رسانند.آرزوی توفیق و سلامتی برای ایشان داریم و منتظر اشعار  دیگر.....

مدیریت وبلاگ

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 10:20 |

 عنوان مقاله : تاریخ مختصر تنبور

مؤلف : هنرمند حیدر کاکی 

 ماهنامه هنر موسیقی ، شماره ۸۹، ویژه نوروز ۱۳۸۷

زبان ها و لهجه های متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی باعث به وجود آمدن نغمات و فرهنگ های موسیقایی متنوعی در این کره خاکی شده است. در کشور ما نیز زبان ها و لهجه های متنوع و در نتیجه فرهنگ های متنوعی وجود دارد و همین امر باعث تنوع فرهنگ های موسیقایی و فواصل و نغمات متغیر در هر منطقه می گردد. تنبور و مقام های آن یکی از غنی ترین فرهنگ های موسیقایی سرزمین ما محسوب می شود، چرا که این رپرتوار یک منبع عظیم موسیقایی است که در طی هزاره ها شکل گرفته و دارای تاریخچه ای کهن می باشد که به طور مختصر به آن می پردازیم. تنبور کهن ترین ساز زهی زخمه ای است، به این معنا که اولین سازی می باشد که دسته ای بلند به همراه کاسه و وتر داشته است. قدمت این ساز هنوز به طور دقیق معلوم نیست. در کتب و رسالات زیادی در این مورد سخن گفته اند. کتاب دیکشنری گراو که در زمینه ساز شناسی می باشد، قدمت این ساز را پنج الی شش هزار سال دانسته و مجسمه های سنگی در موزه ها و آثار باستانی به جای مانده در شوش و تپه های بنی یونس در حوالی شهر موصل قدمت این ساز را ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد نشان می دهد. در متون پهلوی و مانوی نیز در مورد تنبور نوشته های زیادی وجود دارد، به عنوان مثال در کارنامه اردشیر بابکان یکی از متون های زیبای پهلوی آمده که روزی اردشیر در ستورگاه نشسته بود و تنبور می زد و می سرود. در روایت های افسانه ای آمده که رستم در خوان چهارم تنبور می نواخته و مقام ته رز را به وی و مقام باریه را به باربد موسیقیدان دربار ساسانیان نسبت می دهند. دانشمندان زیادی در مورد این ساز تحقیق کرده اند، از جمله فارابی که در موسیقی الکبیر به طور گسترده در مورد تنبور و انواع آن و فواصل و کوک های آن توضیحات مفصل داده اند. ابن سینا، عبدالقادر مراغی و صفی الدین ارموی نیز از این جمله اند. در آثار شاعران بزرگ فارسی زبان از جمله شیخ جنید بغدادی، فردوسی، منوچهری دامغاتی، نظامی گنجوی، موسوی، حافظ، وحید قزوینی، بیدل دهلوی و وفا کرمانشاهی به کرات از تنبور سخن به میان آمده است. تنبور سازی است که دسته ای بلند و کاسه ای گلابی شکل دارد و معمولا از چوب توت ساخته می شود. کاسه آن به دو صورت یک تکه (کاسه ای) که از قدیم مرسوم بوده و چند تکه ای (ترکه ای یا چمنی) است که به تقلید از کاسه سه تار در دهه های اخیر ساخته شده است. طول این ساز در حدود یک متر و دارای دو سیم است، یکی واخوان و دیگری اصلی که سیم اصلی به تازگی اضافه شده است. این ساز دارای چهارده پرده (دستان) و فاقد ربع پرده می باشد. در نواختن آن دو نوع کوک رایج است. ابتدا کوک هفت دستان (برز) که ۹۰% مقام ها در این کوک نواخته می شوند و دیگری کوک پنج دستان (ته رز) که نوازندگان امروزی بیشتر از این کوک استفاده می کنند.

کوک های دیگری در تنبور وجود دارند، ولی به دلیل اینکه معمول نیستند از نام بردن آنها پرهیز می کنیم. اصولا تنبور را با چهار انگشت دست راست و بدون استفاده از مضراب مصنوعی می نوازند و تکنیک های دست چپ آن شبیه دیگر سازهای زهی دسته دار مانند تار و سه تار است و مضراب های اصلی آن عبارتند از انواع مضراب راست و چپ، انواع مضراب ریز، گلریز، غنچه، دوتک و … تعدادی از نوازندگان معروف تنبور در یکصد سال گذشته به شرح زیر هستند: سید شمس الدین حیدری توتشامی، کادارا و کابشر، استاد سرخاو، لالو بیرخان، کاکی های گوراجو، کاعظم و کاکریم منهوئی، اله مراد حمیدی، سیدولی حسینی، درویش علی میر درویشی، سید محمود علوی، میرزا سید علی کفاشیان، علی اکبر مرادی، طاهر یارویسی، عابدین خادمی، سید علی یار و سید قاسم افضلی، نورعلی الهی، غلام زنده دل، سید امراله شاه ابراهیمی، درویش امیر حیاتی، سید خلیل عالی نژاد و … از میان سازندگان تنبور می توان خانواده فرمانی گهواره را نام برد که کارگاه آنها قدیمی ترین کارگاه ساز تنبور است و ۲۵۰ سال قدمت دارد. این کارگاه هم اکنون با مهر اسداله گهواره و با همکاری برادرانش یداله و عزت اله و فردین بهترین سازهای عصر معاصر را می سازند. کارگاه فرجی گهواره، استادان: قادر گوراجویی، نریمان، خسرو عزیزی، خداوردی صحنه، عبدالرضا رهنما و کمالی، شاه ویسی، عیسائی، سوزنی و براخانی و … از دیگر سازندگان معروف تنبور هستند. امروزه تقریبا تنبور در تمام نقاط این کره خاکی نواخته می شود، ولی مناطقی که این ساز به طور آیینی وجود دارد، به چهار دسته کلی تقسیم می شود. ۱٫گوران: این منطقه قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور محسوب می شود و شامل شهرهای گهواره و کرند و قسمتی از سرپل ذهاب می باشد. این منطقه منبع اصلی سنت های موسیقایی یارسان می باشد و قدیمی ترین رسوم موسیقایی یارسان را بیان می کند. مقام های تنبور در این منطقه به علت شرایط جغرافیایی خاص منطقه و عجین شدن مقامات با اعتقادات آنها و اینکه متون مقدس قدیمی یارسان به همان زبان امروزی آنهاست، با لهجه های قدیمی تر، به صورت بکر و دست نخورده به جای مانده است. ۲٫کرمانشاه و صحنه و قسمتی از لرستان: این مناطق بعد از منطقه گوران قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور هستند. ۳٫ترک های تبریز و تهران و حومه آن: سومین گروه هستند که مقامات تنبور بین آنها رواج دارد. این گروه به علت تفاوت زبان و دوری از مراکز اصلی یارسان نسبت به دو گروه فوق دارای محدودیت های بیشتری هستند. ۴٫گروهی از کردهای عراق که به کاکه ای معروف هستند: این گروه به دلیل زبان مشترک با منطقه گوران احتمالا برای اجرای مقام ها با مشکل کمتری روبه رو هستند.

مقام های تنبور: گردش ملودی و فواصل خاص و اوزان منحصر به فرد در موسیقی تنبور خاص این ساز است و باعث به وجود آمدن مقام های متنوع و مختلف شده است. در رپرتوار موسیقی تنبور حدود ۷۲ مقام وجود دارد که ۱۶ مقام آنها مربوط به مقام های مجلسی و ۵۶ مقام نیز مربوط به مقام های حقانی یا کلام است. مقام ها و ساز مربوط به آنها، یعنی تنبور، از مهم ترین ارکان آیین یارسان به شمار می روند و در مراسم مختلف از آنها استفاده می شود. مقام های تنبور مجموعه ای از قطعات خشک و بی روحی نیستند، بلکه بسیار عاطفی و با احساسی بالا و دارای حالتی انعطاف پذیرند و همچون انگاره های ملودیک و قطعات ثابت مبنایی برای بداهه نوازی به شمار می روند. در واقع پایه و اساس موسیقی تنبور همانند موسیقی کلاسیک ایرانی بدیهه سرایی است. به طور مثال اگر نوازنده ای یک مقام را دو بار در یک روز هم اجرا کند، به طور یقین یکسان در نمی آید، اما زیربنای ملودیک و ساختار اصلی آن باعث ایجاد مشخصه ای برای آن مقام است که در هر اجرا باقی می ماند. البته این حالت شامل مقام های آوازی است که قسمت عمده ای از مقام ها را به خود اختصاص می دهند. یکی از خصوصیت های مقام های تنبور قابلیت مدگردی آنهاست، یعنی نوازنده عملا می تواند از یک مقام به دیگر مقام ها مدگردی کند و پس از انتقال از چند مقام به مقام اصلی باز گردد، اما اجرای این مرکب نوازی ، بستگی به اجرا کننده دارد که تا چه حدی در این کار مهارت داشته باشد. مقام های تنبور به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱٫مقام های کلام (حقانی، پردیوری، یاری) ۲٫مقام های مجلسی (اسطوره ای، باستانی، هوره) ۳٫مقامات مجازی: الف) مقامات قدیمی مانند جلوشاهی، سوارسوار ب) مقاماتی که در یکصد سال گذشته ساخته شده است ج) آهنگ ها و بداهه نوازی معاصرین و یا هر آنچه که غیر از مقام های کلام و مجلسی باشد. ۱٫مقام های کلام حقانی، پردیوری و یاری مهم ترین مقام های تنبور محسوب می شوند و دارای حالت روحانی و تقدس بیشتری نسبت به سایر مقام ها هستند. ظاهرا از لحاظ تاریخی قدمت آنها به قرن دهم تا چهاردهم میلادی می رسد و گفته می شود که اولین مقام کلام، به نام شاه خوشینی به زبان فارسی در قرن دهم میلادی سروده شده است. مقامات کلام با تنبور و آواز توسط سر کلام و گروه کلام خوان اجرا می شوند و اشعار آن از متون مقدس یارسان و به زبان کردی هورامی یعنی همان لهجه قدیم گوران است. گروهی از مقام های کلام دارای متر آزادند و حالت دعا و مناجات و عبادت دارند، مانند سید خاموشی و ته رز یاری. گروهی نیز دارای اوزان فراخ و کند هستند و سربند ثابتی دارند، یعنی یک بیت شعر که خاص آن مقام است به صورت ترجیع بند بعد از هر بیت شعر که توسط سر کلام خوانده می شود، توسط گروه کلام خوان همراه کف زدن تکرار می گردد.

در بعضی از آنها ریتم تا حدی کند است که فقط سر کلام ها و افراد ماهر تر در گروه می توانند آن را حفظ کنند. این مقام ها حالتی عارفانه با سرور و مستی ایجاد می کنند، مانند تنه میری، رژیان دالاهو و بیان اویاری. گروه سوم مقام های کلام دارای وزن تندتر هستند که سربند ثابتی نیز دارند و به علت ریتم تندتر ، حالت ذکر و سرمستی و سرور ایجاد می کنند. بنا به گفته طاهر یارویسی تا دوره سلطان سحاک، یعنی قرن چهاردهم میلادی، مقامات کلام محفوظ بوده و عمومیت نداشته اند. از آن پس، ایشان یارانش را فرا می خواند تا همگی از جمله خودش ، تمام تجلیات خود در دوران های مختلف را بیان و کلام هایی را که در هر دوره سروده اند، دوباره تکرار کنند. بدین ترتیب، مقام های پردیوری در این برهه از زمان مدون و سینه به سینه از استاد به شاگرد و از پیر به مرید تا به امروز حفظ می شوند. نام مقام های کلام به شرح زیر است: ۱٫ته رز یاری،۲ و ۳٫ هی لاوه (دو نمونه)، ۴٫ چوی وشن یار، ۵٫حق حق و هو هو، ۶و۷٫ سلطان دینه (دو نمونه)، ۸٫هر وابوه هر وادوه، ۹٫بیان اویاری، ۱۰٫آقا یار داوو، ۱۱٫حق داوو، ۱۲٫هانا فریارس داوو، ۱۳٫هوهو یار، ۱۴٫علی علی هو هو، ۱۵٫هی دوس، ۱۶و۱۷٫شیخ امیری، ۱۸٫لامی و لامی، ۱۹٫علی علی، ۲۰٫یار داوو، ۲۱٫هی گیان، ۲۲و۲۳٫شاه خوشینی، ۲۴٫هی دیار دیار، ۲۵٫ایمانم یار، ۲۶٫دسی ویت وله، ۲۷٫عالی گرزویش، ۲۸٫جم نیان دوسان آویانه، ۲۹٫گیان سید محمد، ۳۰٫طاله سواران، ۳۱٫بله ها، ۳۲٫رژیان دالاهو، ۳۳٫یاران جم نیان، ۳۴٫شاه میو، ۳۵٫یار دیدکانی بنیامین پیره، ۳۶٫سائل ای سائل، ۳۷٫تنه میری، ۳۸و۳۹٫بابانائوسی، ۴۰٫بابا جلیلی، ۴۱٫سر خیوی، ۴۲٫پیشروی پردیوری، ۴۳٫خاصه بژنه، ۴۴٫خیاله مسه، ۴۵٫هی ایمان یار، ۴۶و۴۷٫هاها (دو نمونه)، ۴۸٫خواجه غلامان، ۴۹و۵۰٫ چهل تن چلانان (دو نمونه)، ۵۱٫سید خاموشی، ۵۲٫داوو نه کوره، ۵۳٫حقن حقن، ۵۴٫یاران و باطن، ۵۵٫عابدینه، ۵۶٫فانی فانی غیر از فهرست بالا، مقام های متفاوت دیگری موجود است که عده ای آنها را جزو مقامات کلام می دانند و در جم خانه ها و مراسم آیینی آنها را می نوازند، اما با توجه به ریتم و ملودی و فواصل نغمات به کار رفته در آنها احتمال می رود که این مقام ها کمتر از یکصد سال قدمت داشته باشند. ۲٫مقام های مجلسی، اسطوره ای و باستانی یا هوره مقامات مجلسی شاخه ای دیگر از مقامات تنبورند که قدمت آنها به درستی برای ما معلوم نیست، اما بر پایه نقل قول های شفاهی از قدما، هزاره ها از عمر این مقامات می گذرد. این مقامات معمولا با وزن آزادند، اما گاهی در ابتدا یا در انتها یا در وسط بعضی از آنها، مانند سه رته رز باریه، قه تار و سحری، موسیقی پنج ضربی، ده ضربی، دو ضربی یا هفت ضربی می شود. چون در این مقامات فرم های آوازی مور و هوره وجود دارد، به آنها مقامات هوره نیز می گویند و به علت قدمت نغمات (و روایت هایی که قدمت این مقام ها را گواهی می دهند)، به آنها اسطوره ای و باستانی نیز می گویند.

به طور مثال، مقام باریه را به باربد- موسیقی دان دربار ساسانی- نسبت می دهند و ته رز را به رستم، پهلوان شاهنامه. مقامات مجلسی در مقایسه با مقام های کلام از تقدس کمتری برخوردارند و می توان این مقامات را در مجالس عرفانی و محافلی که در خور شان این ساز باشد، اجرا کرد. روایت های متفاوتی از مقامات مجلسی در مناطق رواج موسیقی تنبور وجود دارد. گاهی تعدادی از مقام های مجازی و ملودی رقص های کردی را جزو این مقام ها به حساب می آورند و گاهی هم تعدادی از آنها را حذف می کنند و یا بداهه نوازی هایشان را مقام مجلسی می نامند. مقام های مجلسی منطقه گوران به شرح زیر است: ۱٫سه رته رز، ۲٫غریبی، ۳٫ساروخانی، ۴٫سحری، ۵٫قه تار، ۶٫هجرانی، ۷٫ته رز روسم، ۸٫ مجنونی لا و ای لاو، ۹٫مجنونی دواله، ۱۰٫باریه، ۱۱٫پاوه موری، ۱۲٫گل و ده ره، ۱۳٫گل و خاک، ۱۴٫الون، ۱۵٫بالادستان، ۱۶٫خان احمد خانی. از مقام های بالادستان و خان احمد خانی جز نام آنها چیزی بر جای نمانده است. مقام های مجلسی هر کدام دارای قسمت های فرعی متعلقات و گوشه های کوچک تری هستندکه در اصطلاح کردی ، به آنها لاوچ یا بلوچ می گویند. ۳٫مقامات مجازی این مقام ها به طور عمده از مقام های سرنا هستند که توسط دوزله و نرم نای و تنبک و شمشال و کمانچه (یا موکش) و به طور کلی توسط سازهایی که در مناطق مختلف کردستان رواج دارد، نواخته می شوند. نوازندگان قدیمی که مهارت بیشتری داشته و این مقامات را توسط تنبور می نواخته اند، آن ها را به شاگردان خود نیز آموزش می دادند. رفته رفته اکثر نوازندگان آن ها را در کنار سایر مقام های تنبور اجرا کردند، تا اینکه این مقام ها به عنوان بخشی از مقام های تنبور در میان نوازندگان این ساز معرفی شدند. این مقام ها عمدتا سازی هستند و ریتم های متنوع تر و تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند. اگرچه نسبت به دو گروه قبل، از روحانیت کمتری برخوردارند. مقام های مجازی را می توان به سه گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مقام های قدیمی اند، مانند جلوشاهی، سوار سوار و بایه بایه. گروه دوم آنهایی هساتند که توسط افراد نیک سرشت و درویش مسلک در یکصد سال گذشته ساخته شده اند و آنها در جم خانه ها و خانقاه ها می نوازند و به آهنگ های خانقاهی نیز معروفند. گروه سوم، هر مقام دیگری را گویند که جزو مقام های اصلی تنبور نباشد. بر این اساس، بعضی از نوازندگان قدیمی تمام مقام ها را به دو دسته حقیقی و مجازی تقسیم می کنند. نام چند مقام مجازی به شرح زیر است: ۱٫جلوشاهی، ۲٫جلوشاهی سحری، ۳٫بایه بایه، ۴٫سوار سوار، ۵٫خان امیری، ۶٫جنگ را، ۷٫سماع. موسیقی تنبور دارای حالات و جنبه های متفاوتی است و برای هر جنبه و حالت مقام خاصی وجود دارد. بر این اساس، می توان آنها را به صورت زیر نیز دسته بندی کرد.

مقام هایی که جنبه دعا و مناجات و عبادت دارند، مثل اکثر مقام های کلام از جمله شیخ امیری، پیشروی، ایمانم یار. ۲٫مقام هایی که جنبه حماسی دارند، مانند ته رز روسم. ۳٫مقام های اسطوره ای، مانند سه رته رز و ساروخانی. ۴٫مقام های عاشقانه، مانند قه تار، مجنونی و باریه. ۵٫مقام هایی که عرفانی اند و جنبه سرور و مستی دارند، مانند اکثر مقام های کلام، از جمله حقن حقن، هانا فریارس، یار دیدکانی. ۶٫مقام هایی که در مراسم عزاداری نواخته می شوند، مانند فانی فانی و گل و خاک. ۷٫مقام هایی که جنبه سرور و خوشامدگویی و شادمانی دارند، مانند جلوشاهی و سوار سوار. و در پایان مقام های تنبور را بر اساس وجوه موسیقایی مختلف، مانند وزن و ریتم و سازی یا آوازی بودن ، می توان به صورت زیر تقسیم کرد: ۱٫ مقام های سازی- آوازی با وزن آزاد: این مقام ها عمدتا جزو مقام های مجلسی اند، مانند باریه، قطار، سید خاموشی. ۲٫ مقام های سازی- آوازی که دارای اوزان کند و فراخند و ریتم ثابتی ندارند، مانند تنه میری، لامی لامی و رژیان دالاهو. مقام سازی – آوازی دارای وزن ثابت که سربند ثابتی نیز دارند و در مراسم آیینی اجرا می شوند، مانند یار داوو، حقن حقن. مقام های صرفا سازی که ریتم تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند، مانند جلوشاهی، سوارسوار، بایه بایه.

زبان ها و لهجه های متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی باعث به وجود آمدن نغمات و فرهنگ های موسیقایی متنوعی در این کره خاکی شده است. در کشور ما نیز زبان ها و لهجه های متنوع و در نتیجه فرهنگ های متنوعی وجود دارد و همین امر باعث تنوع فرهنگ های موسیقایی و فواصل و نغمات متغیر در هر منطقه می گردد. تنبور و مقام های آن یکی از غنی ترین فرهنگ های موسیقایی سرزمین ما محسوب می شود، چرا که این رپرتوار یک منبع عظیم موسیقایی است که در طی هزاره ها شکل گرفته و دارای تاریخچه ای کهن می باشد که به طور مختصر به آن می پردازیم. تنبور کهن ترین ساز زهی زخمه ای است، به این معنا که اولین سازی می باشد که دسته ای بلند به همراه کاسه و وتر داشته است. قدمت این ساز هنوز به طور دقیق معلوم نیست. در کتب و رسالات زیادی در این مورد سخن گفته اند. کتاب دیکشنری گراو که در زمینه ساز شناسی می باشد، قدمت این ساز را پنج الی شش هزار سال دانسته و مجسمه های سنگی در موزه ها و آثار باستانی به جای مانده در شوش و تپه های بنی یونس در حوالی شهر موصل قدمت این ساز را ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد نشان می دهد. در متون پهلوی و مانوی نیز در مورد تنبور نوشته های زیادی وجود دارد، به عنوان مثال در کارنامه اردشیر بابکان یکی از متون های زیبای پهلوی آمده که روزی اردشیر در ستورگاه نشسته بود و تنبور می زد و می سرود. در روایت های افسانه ای آمده که رستم در خوان چهارم تنبور می نواخته و مقام ته رز را به وی و مقام باریه را به باربد موسیقیدان دربار ساسانیان نسبت می دهند. دانشمندان زیادی در مورد این ساز تحقیق کرده اند، از جمله فارابی که در موسیقی الکبیر به طور گسترده در مورد تنبور و انواع آن و فواصل و کوک های آن توضیحات مفصل داده اند. ابن سینا، عبدالقادر مراغی و صفی الدین ارموی نیز از این جمله اند. در آثار شاعران بزرگ فارسی زبان از جمله شیخ جنید بغدادی، فردوسی، منوچهری دامغاتی، نظامی گنجوی، موسوی، حافظ، وحید قزوینی، بیدل دهلوی و وفا کرمانشاهی به کرات از تنبور سخن به میان آمده است. تنبور سازی است که دسته ای بلند و کاسه ای گلابی شکل دارد و معمولا از چوب توت ساخته می شود. کاسه آن به دو صورت یک تکه (کاسه ای) که از قدیم مرسوم بوده و چند تکه ای (ترکه ای یا چمنی) است که به تقلید از کاسه سه تار در دهه های اخیر ساخته شده است. طول این ساز در حدود یک متر و دارای دو سیم است، یکی واخوان و دیگری اصلی که سیم اصلی به تازگی اضافه شده است. این ساز دارای چهارده پرده (دستان) و فاقد ربع پرده می باشد. در نواختن آن دو نوع کوک رایج است. ابتدا کوک هفت دستان (برز) که ۹۰% مقام ها در این کوک نواخته می شوند و دیگری کوک پنج دستان (ته رز) که نوازندگان امروزی بیشتر از این کوک استفاده می کنند.

کوک های دیگری در تنبور وجود دارند، ولی به دلیل اینکه معمول نیستند از نام بردن آنها پرهیز می کنیم. اصولا تنبور را با چهار انگشت دست راست و بدون استفاده از مضراب مصنوعی می نوازند و تکنیک های دست چپ آن شبیه دیگر سازهای زهی دسته دار مانند تار و سه تار است و مضراب های اصلی آن عبارتند از انواع مضراب راست و چپ، انواع مضراب ریز، گلریز، غنچه، دوتک و … تعدادی از نوازندگان معروف تنبور در یکصد سال گذشته به شرح زیر هستند: سید شمس الدین حیدری توتشامی، کادارا و کابشر، استاد سرخاو، لالو بیرخان، کاکی های گوراجو، کاعظم و کاکریم منهوئی، اله مراد حمیدی، سیدولی حسینی، درویش علی میر درویشی، سید محمود علوی، میرزا سید علی کفاشیان، علی اکبر مرادی، طاهر یارویسی، عابدین خادمی، سید علی یار و سید قاسم افضلی، نورعلی الهی، غلام زنده دل، سید امراله شاه ابراهیمی، درویش امیر حیاتی، سید خلیل عالی نژاد و … از میان سازندگان تنبور می توان خانواده فرمانی گهواره را نام برد که کارگاه آنها قدیمی ترین کارگاه ساز تنبور است و ۲۵۰ سال قدمت دارد. این کارگاه هم اکنون با مهر اسداله گهواره و با همکاری برادرانش یداله و عزت اله و فردین بهترین سازهای عصر معاصر را می سازند. کارگاه فرجی گهواره، استادان: قادر گوراجویی، نریمان، خسرو عزیزی، خداوردی صحنه، عبدالرضا رهنما و کمالی، شاه ویسی، عیسائی، سوزنی و براخانی و … از دیگر سازندگان معروف تنبور هستند. امروزه تقریبا تنبور در تمام نقاط این کره خاکی نواخته می شود، ولی مناطقی که این ساز به طور آیینی وجود دارد، به چهار دسته کلی تقسیم می شود. ۱٫گوران: این منطقه قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور محسوب می شود و شامل شهرهای گهواره و کرند و قسمتی از سرپل ذهاب می باشد. این منطقه منبع اصلی سنت های موسیقایی یارسان می باشد و قدیمی ترین رسوم موسیقایی یارسان را بیان می کند. مقام های تنبور در این منطقه به علت شرایط جغرافیایی خاص منطقه و عجین شدن مقامات با اعتقادات آنها و اینکه متون مقدس قدیمی یارسان به همان زبان امروزی آنهاست، با لهجه های قدیمی تر، به صورت بکر و دست نخورده به جای مانده است. ۲٫کرمانشاه و صحنه و قسمتی از لرستان: این مناطق بعد از منطقه گوران قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور هستند. ۳٫ترک های تبریز و تهران و حومه آن: سومین گروه هستند که مقامات تنبور بین آنها رواج دارد. این گروه به علت تفاوت زبان و دوری از مراکز اصلی یارسان نسبت به دو گروه فوق دارای محدودیت های بیشتری هستند. ۴٫گروهی از کردهای عراق که به کاکه ای معروف هستند: این گروه به دلیل زبان مشترک با منطقه گوران احتمالا برای اجرای مقام ها با مشکل کمتری روبه رو هستند.

مقام های تنبور: گردش ملودی و فواصل خاص و اوزان منحصر به فرد در موسیقی تنبور خاص این ساز است و باعث به وجود آمدن مقام های متنوع و مختلف شده است. در رپرتوار موسیقی تنبور حدود ۷۲ مقام وجود دارد که ۱۶ مقام آنها مربوط به مقام های مجلسی و ۵۶ مقام نیز مربوط به مقام های حقانی یا کلام است. مقام ها و ساز مربوط به آنها، یعنی تنبور، از مهم ترین ارکان آیین یارسان به شمار می روند و در مراسم مختلف از آنها استفاده می شود. مقام های تنبور مجموعه ای از قطعات خشک و بی روحی نیستند، بلکه بسیار عاطفی و با احساسی بالا و دارای حالتی انعطاف پذیرند و همچون انگاره های ملودیک و قطعات ثابت مبنایی برای بداهه نوازی به شمار می روند. در واقع پایه و اساس موسیقی تنبور همانند موسیقی کلاسیک ایرانی بدیهه سرایی است. به طور مثال اگر نوازنده ای یک مقام را دو بار در یک روز هم اجرا کند، به طور یقین یکسان در نمی آید، اما زیربنای ملودیک و ساختار اصلی آن باعث ایجاد مشخصه ای برای آن مقام است که در هر اجرا باقی می ماند. البته این حالت شامل مقام های آوازی است که قسمت عمده ای از مقام ها را به خود اختصاص می دهند. یکی از خصوصیت های مقام های تنبور قابلیت مدگردی آنهاست، یعنی نوازنده عملا می تواند از یک مقام به دیگر مقام ها مدگردی کند و پس از انتقال از چند مقام به مقام اصلی باز گردد، اما اجرای این مرکب نوازی ، بستگی به اجرا کننده دارد که تا چه حدی در این کار مهارت داشته باشد. مقام های تنبور به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱٫مقام های کلام (حقانی، پردیوری، یاری) ۲٫مقام های مجلسی (اسطوره ای، باستانی، هوره) ۳٫مقامات مجازی: الف) مقامات قدیمی مانند جلوشاهی، سوارسوار ب) مقاماتی که در یکصد سال گذشته ساخته شده است ج) آهنگ ها و بداهه نوازی معاصرین و یا هر آنچه که غیر از مقام های کلام و مجلسی باشد. ۱٫مقام های کلام حقانی، پردیوری و یاری مهم ترین مقام های تنبور محسوب می شوند و دارای حالت روحانی و تقدس بیشتری نسبت به سایر مقام ها هستند. ظاهرا از لحاظ تاریخی قدمت آنها به قرن دهم تا چهاردهم میلادی می رسد و گفته می شود که اولین مقام کلام، به نام شاه خوشینی به زبان فارسی در قرن دهم میلادی سروده شده است. مقامات کلام با تنبور و آواز توسط سر کلام و گروه کلام خوان اجرا می شوند و اشعار آن از متون مقدس یارسان و به زبان کردی هورامی یعنی همان لهجه قدیم گوران است. گروهی از مقام های کلام دارای متر آزادند و حالت دعا و مناجات و عبادت دارند، مانند سید خاموشی و ته رز یاری. گروهی نیز دارای اوزان فراخ و کند هستند و سربند ثابتی دارند، یعنی یک بیت شعر که خاص آن مقام است به صورت ترجیع بند بعد از هر بیت شعر که توسط سر کلام خوانده می شود، توسط گروه کلام خوان همراه کف زدن تکرار می گردد.

در بعضی از آنها ریتم تا حدی کند است که فقط سر کلام ها و افراد ماهر تر در گروه می توانند آن را حفظ کنند. این مقام ها حالتی عارفانه با سرور و مستی ایجاد می کنند، مانند تنه میری، رژیان دالاهو و بیان اویاری. گروه سوم مقام های کلام دارای وزن تندتر هستند که سربند ثابتی نیز دارند و به علت ریتم تندتر ، حالت ذکر و سرمستی و سرور ایجاد می کنند. بنا به گفته طاهر یارویسی تا دوره سلطان سحاک، یعنی قرن چهاردهم میلادی، مقامات کلام محفوظ بوده و عمومیت نداشته اند. از آن پس، ایشان یارانش را فرا می خواند تا همگی از جمله خودش ، تمام تجلیات خود در دوران های مختلف را بیان و کلام هایی را که در هر دوره سروده اند، دوباره تکرار کنند. بدین ترتیب، مقام های پردیوری در این برهه از زمان مدون و سینه به سینه از استاد به شاگرد و از پیر به مرید تا به امروز حفظ می شوند. نام مقام های کلام به شرح زیر است: ۱٫ته رز یاری،۲ و ۳٫ هی لاوه (دو نمونه)، ۴٫ چوی وشن یار، ۵٫حق حق و هو هو، ۶و۷٫ سلطان دینه (دو نمونه)، ۸٫هر وابوه هر وادوه، ۹٫بیان اویاری، ۱۰٫آقا یار داوو، ۱۱٫حق داوو، ۱۲٫هانا فریارس داوو، ۱۳٫هوهو یار، ۱۴٫علی علی هو هو، ۱۵٫هی دوس، ۱۶و۱۷٫شیخ امیری، ۱۸٫لامی و لامی، ۱۹٫علی علی، ۲۰٫یار داوو، ۲۱٫هی گیان، ۲۲و۲۳٫شاه خوشینی، ۲۴٫هی دیار دیار، ۲۵٫ایمانم یار، ۲۶٫دسی ویت وله، ۲۷٫عالی گرزویش، ۲۸٫جم نیان دوسان آویانه، ۲۹٫گیان سید محمد، ۳۰٫طاله سواران، ۳۱٫بله ها، ۳۲٫رژیان دالاهو، ۳۳٫یاران جم نیان، ۳۴٫شاه میو، ۳۵٫یار دیدکانی بنیامین پیره، ۳۶٫سائل ای سائل، ۳۷٫تنه میری، ۳۸و۳۹٫بابانائوسی، ۴۰٫بابا جلیلی، ۴۱٫سر خیوی، ۴۲٫پیشروی پردیوری، ۴۳٫خاصه بژنه، ۴۴٫خیاله مسه، ۴۵٫هی ایمان یار، ۴۶و۴۷٫هاها (دو نمونه)، ۴۸٫خواجه غلامان، ۴۹و۵۰٫ چهل تن چلانان (دو نمونه)، ۵۱٫سید خاموشی، ۵۲٫داوو نه کوره، ۵۳٫حقن حقن، ۵۴٫یاران و باطن، ۵۵٫عابدینه، ۵۶٫فانی فانی غیر از فهرست بالا، مقام های متفاوت دیگری موجود است که عده ای آنها را جزو مقامات کلام می دانند و در جم خانه ها و مراسم آیینی آنها را می نوازند، اما با توجه به ریتم و ملودی و فواصل نغمات به کار رفته در آنها احتمال می رود که این مقام ها کمتر از یکصد سال قدمت داشته باشند. ۲٫مقام های مجلسی، اسطوره ای و باستانی یا هوره مقامات مجلسی شاخه ای دیگر از مقامات تنبورند که قدمت آنها به درستی برای ما معلوم نیست، اما بر پایه نقل قول های شفاهی از قدما، هزاره ها از عمر این مقامات می گذرد. این مقامات معمولا با وزن آزادند، اما گاهی در ابتدا یا در انتها یا در وسط بعضی از آنها، مانند سه رته رز باریه، قه تار و سحری، موسیقی پنج ضربی، ده ضربی، دو ضربی یا هفت ضربی می شود. چون در این مقامات فرم های آوازی مور و هوره وجود دارد، به آنها مقامات هوره نیز می گویند و به علت قدمت نغمات (و روایت هایی که قدمت این مقام ها را گواهی می دهند)، به آنها اسطوره ای و باستانی نیز می گویند.

به طور مثال، مقام باریه را به باربد- موسیقی دان دربار ساسانی- نسبت می دهند و ته رز را به رستم، پهلوان شاهنامه. مقامات مجلسی در مقایسه با مقام های کلام از تقدس کمتری برخوردارند و می توان این مقامات را در مجالس عرفانی و محافلی که در خور شان این ساز باشد، اجرا کرد. روایت های متفاوتی از مقامات مجلسی در مناطق رواج موسیقی تنبور وجود دارد. گاهی تعدادی از مقام های مجازی و ملودی رقص های کردی را جزو این مقام ها به حساب می آورند و گاهی هم تعدادی از آنها را حذف می کنند و یا بداهه نوازی هایشان را مقام مجلسی می نامند. مقام های مجلسی منطقه گوران به شرح زیر است: ۱٫سه رته رز، ۲٫غریبی، ۳٫ساروخانی، ۴٫سحری، ۵٫قه تار، ۶٫هجرانی، ۷٫ته رز روسم، ۸٫ مجنونی لا و ای لاو، ۹٫مجنونی دواله، ۱۰٫باریه، ۱۱٫پاوه موری، ۱۲٫گل و ده ره، ۱۳٫گل و خاک، ۱۴٫الون، ۱۵٫بالادستان، ۱۶٫خان احمد خانی. از مقام های بالادستان و خان احمد خانی جز نام آنها چیزی بر جای نمانده است. مقام های مجلسی هر کدام دارای قسمت های فرعی متعلقات و گوشه های کوچک تری هستندکه در اصطلاح کردی ، به آنها لاوچ یا بلوچ می گویند. ۳٫مقامات مجازی این مقام ها به طور عمده از مقام های سرنا هستند که توسط دوزله و نرم نای و تنبک و شمشال و کمانچه (یا موکش) و به طور کلی توسط سازهایی که در مناطق مختلف کردستان رواج دارد، نواخته می شوند. نوازندگان قدیمی که مهارت بیشتری داشته و این مقامات را توسط تنبور می نواخته اند، آن ها را به شاگردان خود نیز آموزش می دادند. رفته رفته اکثر نوازندگان آن ها را در کنار سایر مقام های تنبور اجرا کردند، تا اینکه این مقام ها به عنوان بخشی از مقام های تنبور در میان نوازندگان این ساز معرفی شدند. این مقام ها عمدتا سازی هستند و ریتم های متنوع تر و تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند. اگرچه نسبت به دو گروه قبل، از روحانیت کمتری برخوردارند. مقام های مجازی را می توان به سه گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مقام های قدیمی اند، مانند جلوشاهی، سوار سوار و بایه بایه. گروه دوم آنهایی هساتند که توسط افراد نیک سرشت و درویش مسلک در یکصد سال گذشته ساخته شده اند و آنها در جم خانه ها و خانقاه ها می نوازند و به آهنگ های خانقاهی نیز معروفند. گروه سوم، هر مقام دیگری را گویند که جزو مقام های اصلی تنبور نباشد. بر این اساس، بعضی از نوازندگان قدیمی تمام مقام ها را به دو دسته حقیقی و مجازی تقسیم می کنند. نام چند مقام مجازی به شرح زیر است: ۱٫جلوشاهی، ۲٫جلوشاهی سحری، ۳٫بایه بایه، ۴٫سوار سوار، ۵٫خان امیری، ۶٫جنگ را، ۷٫سماع. موسیقی تنبور دارای حالات و جنبه های متفاوتی است و برای هر جنبه و حالت مقام خاصی وجود دارد. بر این اساس، می توان آنها را به صورت زیر نیز دسته بندی کرد.

مقام هایی که جنبه دعا و مناجات و عبادت دارند، مثل اکثر مقام های کلام از جمله شیخ امیری، پیشروی، ایمانم یار. ۲٫مقام هایی که جنبه حماسی دارند، مانند ته رز روسم. ۳٫مقام های اسطوره ای، مانند سه رته رز و ساروخانی. ۴٫مقام های عاشقانه، مانند قه تار، مجنونی و باریه. ۵٫مقام هایی که عرفانی اند و جنبه سرور و مستی دارند، مانند اکثر مقام های کلام، از جمله حقن حقن، هانا فریارس، یار دیدکانی. ۶٫مقام هایی که در مراسم عزاداری نواخته می شوند، مانند فانی فانی و گل و خاک. ۷٫مقام هایی که جنبه سرور و خوشامدگویی و شادمانی دارند، مانند جلوشاهی و سوار سوار. و در پایان مقام های تنبور را بر اساس وجوه موسیقایی مختلف، مانند وزن و ریتم و سازی یا آوازی بودن ، می توان به صورت زیر تقسیم کرد: ۱٫ مقام های سازی- آوازی با وزن آزاد: این مقام ها عمدتا جزو مقام های مجلسی اند، مانند باریه، قطار، سید خاموشی. ۲٫ مقام های سازی- آوازی که دارای اوزان کند و فراخند و ریتم ثابتی ندارند، مانند تنه میری، لامی لامی و رژیان دالاهو. مقام سازی – آوازی دارای وزن ثابت که سربند ثابتی نیز دارند و در مراسم آیینی اجرا می شوند، مانند یار داوو، حقن حقن. مقام های صرفا سازی که ریتم تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند، مانند جلوشاهی، سوارسوار، بایه بایه.

زبان ها و لهجه های متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی باعث به وجود آمدن نغمات و فرهنگ های موسیقایی متنوعی در این کره خاکی شده است. در کشور ما نیز زبان ها و لهجه های متنوع و در نتیجه فرهنگ های متنوعی وجود دارد و همین امر باعث تنوع فرهنگ های موسیقایی و فواصل و نغمات متغیر در هر منطقه می گردد. تنبور و مقام های آن یکی از غنی ترین فرهنگ های موسیقایی سرزمین ما محسوب می شود، چرا که این رپرتوار یک منبع عظیم موسیقایی است که در طی هزاره ها شکل گرفته و دارای تاریخچه ای کهن می باشد که به طور مختصر به آن می پردازیم. تنبور کهن ترین ساز زهی زخمه ای است، به این معنا که اولین سازی می باشد که دسته ای بلند به همراه کاسه و وتر داشته است. قدمت این ساز هنوز به طور دقیق معلوم نیست. در کتب و رسالات زیادی در این مورد سخن گفته اند. کتاب دیکشنری گراو که در زمینه ساز شناسی می باشد، قدمت این ساز را پنج الی شش هزار سال دانسته و مجسمه های سنگی در موزه ها و آثار باستانی به جای مانده در شوش و تپه های بنی یونس در حوالی شهر موصل قدمت این ساز را ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد نشان می دهد. در متون پهلوی و مانوی نیز در مورد تنبور نوشته های زیادی وجود دارد، به عنوان مثال در کارنامه اردشیر بابکان یکی از متون های زیبای پهلوی آمده که روزی اردشیر در ستورگاه نشسته بود و تنبور می زد و می سرود. در روایت های افسانه ای آمده که رستم در خوان چهارم تنبور می نواخته و مقام ته رز را به وی و مقام باریه را به باربد موسیقیدان دربار ساسانیان نسبت می دهند. دانشمندان زیادی در مورد این ساز تحقیق کرده اند، از جمله فارابی که در موسیقی الکبیر به طور گسترده در مورد تنبور و انواع آن و فواصل و کوک های آن توضیحات مفصل داده اند. ابن سینا، عبدالقادر مراغی و صفی الدین ارموی نیز از این جمله اند. در آثار شاعران بزرگ فارسی زبان از جمله شیخ جنید بغدادی، فردوسی، منوچهری دامغاتی، نظامی گنجوی، موسوی، حافظ، وحید قزوینی، بیدل دهلوی و وفا کرمانشاهی به کرات از تنبور سخن به میان آمده است. تنبور سازی است که دسته ای بلند و کاسه ای گلابی شکل دارد و معمولا از چوب توت ساخته می شود. کاسه آن به دو صورت یک تکه (کاسه ای) که از قدیم مرسوم بوده و چند تکه ای (ترکه ای یا چمنی) است که به تقلید از کاسه سه تار در دهه های اخیر ساخته شده است. طول این ساز در حدود یک متر و دارای دو سیم است، یکی واخوان و دیگری اصلی که سیم اصلی به تازگی اضافه شده است. این ساز دارای چهارده پرده (دستان) و فاقد ربع پرده می باشد. در نواختن آن دو نوع کوک رایج است. ابتدا کوک هفت دستان (برز) که ۹۰% مقام ها در این کوک نواخته می شوند و دیگری کوک پنج دستان (ته رز) که نوازندگان امروزی بیشتر از این کوک استفاده می کنند.

کوک های دیگری در تنبور وجود دارند، ولی به دلیل اینکه معمول نیستند از نام بردن آنها پرهیز می کنیم. اصولا تنبور را با چهار انگشت دست راست و بدون استفاده از مضراب مصنوعی می نوازند و تکنیک های دست چپ آن شبیه دیگر سازهای زهی دسته دار مانند تار و سه تار است و مضراب های اصلی آن عبارتند از انواع مضراب راست و چپ، انواع مضراب ریز، گلریز، غنچه، دوتک و … تعدادی از نوازندگان معروف تنبور در یکصد سال گذشته به شرح زیر هستند: سید شمس الدین حیدری توتشامی، کادارا و کابشر، استاد سرخاو، لالو بیرخان، کاکی های گوراجو، کاعظم و کاکریم منهوئی، اله مراد حمیدی، سیدولی حسینی، درویش علی میر درویشی، سید محمود علوی، میرزا سید علی کفاشیان، علی اکبر مرادی، طاهر یارویسی، عابدین خادمی، سید علی یار و سید قاسم افضلی، نورعلی الهی، غلام زنده دل، سید امراله شاه ابراهیمی، درویش امیر حیاتی، سید خلیل عالی نژاد و … از میان سازندگان تنبور می توان خانواده فرمانی گهواره را نام برد که کارگاه آنها قدیمی ترین کارگاه ساز تنبور است و ۲۵۰ سال قدمت دارد. این کارگاه هم اکنون با مهر اسداله گهواره و با همکاری برادرانش یداله و عزت اله و فردین بهترین سازهای عصر معاصر را می سازند. کارگاه فرجی گهواره، استادان: قادر گوراجویی، نریمان، خسرو عزیزی، خداوردی صحنه، عبدالرضا رهنما و کمالی، شاه ویسی، عیسائی، سوزنی و براخانی و … از دیگر سازندگان معروف تنبور هستند. امروزه تقریبا تنبور در تمام نقاط این کره خاکی نواخته می شود، ولی مناطقی که این ساز به طور آیینی وجود دارد، به چهار دسته کلی تقسیم می شود. ۱٫گوران: این منطقه قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور محسوب می شود و شامل شهرهای گهواره و کرند و قسمتی از سرپل ذهاب می باشد. این منطقه منبع اصلی سنت های موسیقایی یارسان می باشد و قدیمی ترین رسوم موسیقایی یارسان را بیان می کند. مقام های تنبور در این منطقه به علت شرایط جغرافیایی خاص منطقه و عجین شدن مقامات با اعتقادات آنها و اینکه متون مقدس قدیمی یارسان به همان زبان امروزی آنهاست، با لهجه های قدیمی تر، به صورت بکر و دست نخورده به جای مانده است. ۲٫کرمانشاه و صحنه و قسمتی از لرستان: این مناطق بعد از منطقه گوران قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور هستند. ۳٫ترک های تبریز و تهران و حومه آن: سومین گروه هستند که مقامات تنبور بین آنها رواج دارد. این گروه به علت تفاوت زبان و دوری از مراکز اصلی یارسان نسبت به دو گروه فوق دارای محدودیت های بیشتری هستند. ۴٫گروهی از کردهای عراق که به کاکه ای معروف هستند: این گروه به دلیل زبان مشترک با منطقه گوران احتمالا برای اجرای مقام ها با مشکل کمتری روبه رو هستند.

مقام های تنبور: گردش ملودی و فواصل خاص و اوزان منحصر به فرد در موسیقی تنبور خاص این ساز است و باعث به وجود آمدن مقام های متنوع و مختلف شده است. در رپرتوار موسیقی تنبور حدود ۷۲ مقام وجود دارد که ۱۶ مقام آنها مربوط به مقام های مجلسی و ۵۶ مقام نیز مربوط به مقام های حقانی یا کلام است. مقام ها و ساز مربوط به آنها، یعنی تنبور، از مهم ترین ارکان آیین یارسان به شمار می روند و در مراسم مختلف از آنها استفاده می شود. مقام های تنبور مجموعه ای از قطعات خشک و بی روحی نیستند، بلکه بسیار عاطفی و با احساسی بالا و دارای حالتی انعطاف پذیرند و همچون انگاره های ملودیک و قطعات ثابت مبنایی برای بداهه نوازی به شمار می روند. در واقع پایه و اساس موسیقی تنبور همانند موسیقی کلاسیک ایرانی بدیهه سرایی است. به طور مثال اگر نوازنده ای یک مقام را دو بار در یک روز هم اجرا کند، به طور یقین یکسان در نمی آید، اما زیربنای ملودیک و ساختار اصلی آن باعث ایجاد مشخصه ای برای آن مقام است که در هر اجرا باقی می ماند. البته این حالت شامل مقام های آوازی است که قسمت عمده ای از مقام ها را به خود اختصاص می دهند. یکی از خصوصیت های مقام های تنبور قابلیت مدگردی آنهاست، یعنی نوازنده عملا می تواند از یک مقام به دیگر مقام ها مدگردی کند و پس از انتقال از چند مقام به مقام اصلی باز گردد، اما اجرای این مرکب نوازی ، بستگی به اجرا کننده دارد که تا چه حدی در این کار مهارت داشته باشد. مقام های تنبور به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱٫مقام های کلام (حقانی، پردیوری، یاری) ۲٫مقام های مجلسی (اسطوره ای، باستانی، هوره) ۳٫مقامات مجازی: الف) مقامات قدیمی مانند جلوشاهی، سوارسوار ب) مقاماتی که در یکصد سال گذشته ساخته شده است ج) آهنگ ها و بداهه نوازی معاصرین و یا هر آنچه که غیر از مقام های کلام و مجلسی باشد. ۱٫مقام های کلام حقانی، پردیوری و یاری مهم ترین مقام های تنبور محسوب می شوند و دارای حالت روحانی و تقدس بیشتری نسبت به سایر مقام ها هستند. ظاهرا از لحاظ تاریخی قدمت آنها به قرن دهم تا چهاردهم میلادی می رسد و گفته می شود که اولین مقام کلام، به نام شاه خوشینی به زبان فارسی در قرن دهم میلادی سروده شده است. مقامات کلام با تنبور و آواز توسط سر کلام و گروه کلام خوان اجرا می شوند و اشعار آن از متون مقدس یارسان و به زبان کردی هورامی یعنی همان لهجه قدیم گوران است. گروهی از مقام های کلام دارای متر آزادند و حالت دعا و مناجات و عبادت دارند، مانند سید خاموشی و ته رز یاری. گروهی نیز دارای اوزان فراخ و کند هستند و سربند ثابتی دارند، یعنی یک بیت شعر که خاص آن مقام است به صورت ترجیع بند بعد از هر بیت شعر که توسط سر کلام خوانده می شود، توسط گروه کلام خوان همراه کف زدن تکرار می گردد.

در بعضی از آنها ریتم تا حدی کند است که فقط سر کلام ها و افراد ماهر تر در گروه می توانند آن را حفظ کنند. این مقام ها حالتی عارفانه با سرور و مستی ایجاد می کنند، مانند تنه میری، رژیان دالاهو و بیان اویاری. گروه سوم مقام های کلام دارای وزن تندتر هستند که سربند ثابتی نیز دارند و به علت ریتم تندتر ، حالت ذکر و سرمستی و سرور ایجاد می کنند. بنا به گفته طاهر یارویسی تا دوره سلطان سحاک، یعنی قرن چهاردهم میلادی، مقامات کلام محفوظ بوده و عمومیت نداشته اند. از آن پس، ایشان یارانش را فرا می خواند تا همگی از جمله خودش ، تمام تجلیات خود در دوران های مختلف را بیان و کلام هایی را که در هر دوره سروده اند، دوباره تکرار کنند. بدین ترتیب، مقام های پردیوری در این برهه از زمان مدون و سینه به سینه از استاد به شاگرد و از پیر به مرید تا به امروز حفظ می شوند. نام مقام های کلام به شرح زیر است: ۱٫ته رز یاری،۲ و ۳٫ هی لاوه (دو نمونه)، ۴٫ چوی وشن یار، ۵٫حق حق و هو هو، ۶و۷٫ سلطان دینه (دو نمونه)، ۸٫هر وابوه هر وادوه، ۹٫بیان اویاری، ۱۰٫آقا یار داوو، ۱۱٫حق داوو، ۱۲٫هانا فریارس داوو، ۱۳٫هوهو یار، ۱۴٫علی علی هو هو، ۱۵٫هی دوس، ۱۶و۱۷٫شیخ امیری، ۱۸٫لامی و لامی، ۱۹٫علی علی، ۲۰٫یار داوو، ۲۱٫هی گیان، ۲۲و۲۳٫شاه خوشینی، ۲۴٫هی دیار دیار، ۲۵٫ایمانم یار، ۲۶٫دسی ویت وله، ۲۷٫عالی گرزویش، ۲۸٫جم نیان دوسان آویانه، ۲۹٫گیان سید محمد، ۳۰٫طاله سواران، ۳۱٫بله ها، ۳۲٫رژیان دالاهو، ۳۳٫یاران جم نیان، ۳۴٫شاه میو، ۳۵٫یار دیدکانی بنیامین پیره، ۳۶٫سائل ای سائل، ۳۷٫تنه میری، ۳۸و۳۹٫بابانائوسی، ۴۰٫بابا جلیلی، ۴۱٫سر خیوی، ۴۲٫پیشروی پردیوری، ۴۳٫خاصه بژنه، ۴۴٫خیاله مسه، ۴۵٫هی ایمان یار، ۴۶و۴۷٫هاها (دو نمونه)، ۴۸٫خواجه غلامان، ۴۹و۵۰٫ چهل تن چلانان (دو نمونه)، ۵۱٫سید خاموشی، ۵۲٫داوو نه کوره، ۵۳٫حقن حقن، ۵۴٫یاران و باطن، ۵۵٫عابدینه، ۵۶٫فانی فانی غیر از فهرست بالا، مقام های متفاوت دیگری موجود است که عده ای آنها را جزو مقامات کلام می دانند و در جم خانه ها و مراسم آیینی آنها را می نوازند، اما با توجه به ریتم و ملودی و فواصل نغمات به کار رفته در آنها احتمال می رود که این مقام ها کمتر از یکصد سال قدمت داشته باشند. ۲٫مقام های مجلسی، اسطوره ای و باستانی یا هوره مقامات مجلسی شاخه ای دیگر از مقامات تنبورند که قدمت آنها به درستی برای ما معلوم نیست، اما بر پایه نقل قول های شفاهی از قدما، هزاره ها از عمر این مقامات می گذرد. این مقامات معمولا با وزن آزادند، اما گاهی در ابتدا یا در انتها یا در وسط بعضی از آنها، مانند سه رته رز باریه، قه تار و سحری، موسیقی پنج ضربی، ده ضربی، دو ضربی یا هفت ضربی می شود. چون در این مقامات فرم های آوازی مور و هوره وجود دارد، به آنها مقامات هوره نیز می گویند و به علت قدمت نغمات (و روایت هایی که قدمت این مقام ها را گواهی می دهند)، به آنها اسطوره ای و باستانی نیز می گویند.

به طور مثال، مقام باریه را به باربد- موسیقی دان دربار ساسانی- نسبت می دهند و ته رز را به رستم، پهلوان شاهنامه. مقامات مجلسی در مقایسه با مقام های کلام از تقدس کمتری برخوردارند و می توان این مقامات را در مجالس عرفانی و محافلی که در خور شان این ساز باشد، اجرا کرد. روایت های متفاوتی از مقامات مجلسی در مناطق رواج موسیقی تنبور وجود دارد. گاهی تعدادی از مقام های مجازی و ملودی رقص های کردی را جزو این مقام ها به حساب می آورند و گاهی هم تعدادی از آنها را حذف می کنند و یا بداهه نوازی هایشان را مقام مجلسی می نامند. مقام های مجلسی منطقه گوران به شرح زیر است: ۱٫سه رته رز، ۲٫غریبی، ۳٫ساروخانی، ۴٫سحری، ۵٫قه تار، ۶٫هجرانی، ۷٫ته رز روسم، ۸٫ مجنونی لا و ای لاو، ۹٫مجنونی دواله، ۱۰٫باریه، ۱۱٫پاوه موری، ۱۲٫گل و ده ره، ۱۳٫گل و خاک، ۱۴٫الون، ۱۵٫بالادستان، ۱۶٫خان احمد خانی. از مقام های بالادستان و خان احمد خانی جز نام آنها چیزی بر جای نمانده است. مقام های مجلسی هر کدام دارای قسمت های فرعی متعلقات و گوشه های کوچک تری هستندکه در اصطلاح کردی ، به آنها لاوچ یا بلوچ می گویند. ۳٫مقامات مجازی این مقام ها به طور عمده از مقام های سرنا هستند که توسط دوزله و نرم نای و تنبک و شمشال و کمانچه (یا موکش) و به طور کلی توسط سازهایی که در مناطق مختلف کردستان رواج دارد، نواخته می شوند. نوازندگان قدیمی که مهارت بیشتری داشته و این مقامات را توسط تنبور می نواخته اند، آن ها را به شاگردان خود نیز آموزش می دادند. رفته رفته اکثر نوازندگان آن ها را در کنار سایر مقام های تنبور اجرا کردند، تا اینکه این مقام ها به عنوان بخشی از مقام های تنبور در میان نوازندگان این ساز معرفی شدند. این مقام ها عمدتا سازی هستند و ریتم های متنوع تر و تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند. اگرچه نسبت به دو گروه قبل، از روحانیت کمتری برخوردارند. مقام های مجازی را می توان به سه گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مقام های قدیمی اند، مانند جلوشاهی، سوار سوار و بایه بایه. گروه دوم آنهایی هساتند که توسط افراد نیک سرشت و درویش مسلک در یکصد سال گذشته ساخته شده اند و آنها در جم خانه ها و خانقاه ها می نوازند و به آهنگ های خانقاهی نیز معروفند. گروه سوم، هر مقام دیگری را گویند که جزو مقام های اصلی تنبور نباشد. بر این اساس، بعضی از نوازندگان قدیمی تمام مقام ها را به دو دسته حقیقی و مجازی تقسیم می کنند. نام چند مقام مجازی به شرح زیر است: ۱٫جلوشاهی، ۲٫جلوشاهی سحری، ۳٫بایه بایه، ۴٫سوار سوار، ۵٫خان امیری، ۶٫جنگ را، ۷٫سماع. موسیقی تنبور دارای حالات و جنبه های متفاوتی است و برای هر جنبه و حالت مقام خاصی وجود دارد. بر این اساس، می توان آنها را به صورت زیر نیز دسته بندی کرد.

مقام هایی که جنبه دعا و مناجات و عبادت دارند، مثل اکثر مقام های کلام از جمله شیخ امیری، پیشروی، ایمانم یار. ۲٫مقام هایی که جنبه حماسی دارند، مانند ته رز روسم. ۳٫مقام های اسطوره ای، مانند سه رته رز و ساروخانی. ۴٫مقام های عاشقانه، مانند قه تار، مجنونی و باریه. ۵٫مقام هایی که عرفانی اند و جنبه سرور و مستی دارند، مانند اکثر مقام های کلام، از جمله حقن حقن، هانا فریارس، یار دیدکانی. ۶٫مقام هایی که در مراسم عزاداری نواخته می شوند، مانند فانی فانی و گل و خاک. ۷٫مقام هایی که جنبه سرور و خوشامدگویی و شادمانی دارند، مانند جلوشاهی و سوار سوار. و در پایان مقام های تنبور را بر اساس وجوه موسیقایی مختلف، مانند وزن و ریتم و سازی یا آوازی بودن ، می توان به صورت زیر تقسیم کرد: ۱٫ مقام های سازی- آوازی با وزن آزاد: این مقام ها عمدتا جزو مقام های مجلسی اند، مانند باریه، قطار، سید خاموشی. ۲٫ مقام های سازی- آوازی که دارای اوزان کند و فراخند و ریتم ثابتی ندارند، مانند تنه میری، لامی لامی و رژیان دالاهو. مقام سازی – آوازی دارای وزن ثابت که سربند ثابتی نیز دارند و در مراسم آیینی اجرا می شوند، مانند یار داوو، حقن حقن. مقام های صرفا سازی که ریتم تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند، مانند جلوشاهی، سوارسوار، بایه بایه.

زبان ها و لهجه های متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی باعث به وجود آمدن نغمات و فرهنگ های موسیقایی متنوعی در این کره خاکی شده است. در کشور ما نیز زبان ها و لهجه های متنوع و در نتیجه فرهنگ های متنوعی وجود دارد و همین امر باعث تنوع فرهنگ های موسیقایی و فواصل و نغمات متغیر در هر منطقه می گردد. تنبور و مقام های آن یکی از غنی ترین فرهنگ های موسیقایی سرزمین ما محسوب می شود، چرا که این رپرتوار یک منبع عظیم موسیقایی است که در طی هزاره ها شکل گرفته و دارای تاریخچه ای کهن می باشد که به طور مختصر به آن می پردازیم. تنبور کهن ترین ساز زهی زخمه ای است، به این معنا که اولین سازی می باشد که دسته ای بلند به همراه کاسه و وتر داشته است. قدمت این ساز هنوز به طور دقیق معلوم نیست. در کتب و رسالات زیادی در این مورد سخن گفته اند. کتاب دیکشنری گراو که در زمینه ساز شناسی می باشد، قدمت این ساز را پنج الی شش هزار سال دانسته و مجسمه های سنگی در موزه ها و آثار باستانی به جای مانده در شوش و تپه های بنی یونس در حوالی شهر موصل قدمت این ساز را ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد نشان می دهد. در متون پهلوی و مانوی نیز در مورد تنبور نوشته های زیادی وجود دارد، به عنوان مثال در کارنامه اردشیر بابکان یکی از متون های زیبای پهلوی آمده که روزی اردشیر در ستورگاه نشسته بود و تنبور می زد و می سرود. در روایت های افسانه ای آمده که رستم در خوان چهارم تنبور می نواخته و مقام ته رز را به وی و مقام باریه را به باربد موسیقیدان دربار ساسانیان نسبت می دهند. دانشمندان زیادی در مورد این ساز تحقیق کرده اند، از جمله فارابی که در موسیقی الکبیر به طور گسترده در مورد تنبور و انواع آن و فواصل و کوک های آن توضیحات مفصل داده اند. ابن سینا، عبدالقادر مراغی و صفی الدین ارموی نیز از این جمله اند. در آثار شاعران بزرگ فارسی زبان از جمله شیخ جنید بغدادی، فردوسی، منوچهری دامغاتی، نظامی گنجوی، موسوی، حافظ، وحید قزوینی، بیدل دهلوی و وفا کرمانشاهی به کرات از تنبور سخن به میان آمده است. تنبور سازی است که دسته ای بلند و کاسه ای گلابی شکل دارد و معمولا از چوب توت ساخته می شود. کاسه آن به دو صورت یک تکه (کاسه ای) که از قدیم مرسوم بوده و چند تکه ای (ترکه ای یا چمنی) است که به تقلید از کاسه سه تار در دهه های اخیر ساخته شده است. طول این ساز در حدود یک متر و دارای دو سیم است، یکی واخوان و دیگری اصلی که سیم اصلی به تازگی اضافه شده است. این ساز دارای چهارده پرده (دستان) و فاقد ربع پرده می باشد. در نواختن آن دو نوع کوک رایج است. ابتدا کوک هفت دستان (برز) که ۹۰% مقام ها در این کوک نواخته می شوند و دیگری کوک پنج دستان (ته رز) که نوازندگان امروزی بیشتر از این کوک استفاده می کنند.

کوک های دیگری در تنبور وجود دارند، ولی به دلیل اینکه معمول نیستند از نام بردن آنها پرهیز می کنیم. اصولا تنبور را با چهار انگشت دست راست و بدون استفاده از مضراب مصنوعی می نوازند و تکنیک های دست چپ آن شبیه دیگر سازهای زهی دسته دار مانند تار و سه تار است و مضراب های اصلی آن عبارتند از انواع مضراب راست و چپ، انواع مضراب ریز، گلریز، غنچه، دوتک و … تعدادی از نوازندگان معروف تنبور در یکصد سال گذشته به شرح زیر هستند: سید شمس الدین حیدری توتشامی، کادارا و کابشر، استاد سرخاو، لالو بیرخان، کاکی های گوراجو، کاعظم و کاکریم منهوئی، اله مراد حمیدی، سیدولی حسینی، درویش علی میر درویشی، سید محمود علوی، میرزا سید علی کفاشیان، علی اکبر مرادی، طاهر یارویسی، عابدین خادمی، سید علی یار و سید قاسم افضلی، نورعلی الهی، غلام زنده دل، سید امراله شاه ابراهیمی، درویش امیر حیاتی، سید خلیل عالی نژاد و … از میان سازندگان تنبور می توان خانواده فرمانی گهواره را نام برد که کارگاه آنها قدیمی ترین کارگاه ساز تنبور است و ۲۵۰ سال قدمت دارد. این کارگاه هم اکنون با مهر اسداله گهواره و با همکاری برادرانش یداله و عزت اله و فردین بهترین سازهای عصر معاصر را می سازند. کارگاه فرجی گهواره، استادان: قادر گوراجویی، نریمان، خسرو عزیزی، خداوردی صحنه، عبدالرضا رهنما و کمالی، شاه ویسی، عیسائی، سوزنی و براخانی و … از دیگر سازندگان معروف تنبور هستند. امروزه تقریبا تنبور در تمام نقاط این کره خاکی نواخته می شود، ولی مناطقی که این ساز به طور آیینی وجود دارد، به چهار دسته کلی تقسیم می شود. ۱٫گوران: این منطقه قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور محسوب می شود و شامل شهرهای گهواره و کرند و قسمتی از سرپل ذهاب می باشد. این منطقه منبع اصلی سنت های موسیقایی یارسان می باشد و قدیمی ترین رسوم موسیقایی یارسان را بیان می کند. مقام های تنبور در این منطقه به علت شرایط جغرافیایی خاص منطقه و عجین شدن مقامات با اعتقادات آنها و اینکه متون مقدس قدیمی یارسان به همان زبان امروزی آنهاست، با لهجه های قدیمی تر، به صورت بکر و دست نخورده به جای مانده است. ۲٫کرمانشاه و صحنه و قسمتی از لرستان: این مناطق بعد از منطقه گوران قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور هستند. ۳٫ترک های تبریز و تهران و حومه آن: سومین گروه هستند که مقامات تنبور بین آنها رواج دارد. این گروه به علت تفاوت زبان و دوری از مراکز اصلی یارسان نسبت به دو گروه فوق دارای محدودیت های بیشتری هستند. ۴٫گروهی از کردهای عراق که به کاکه ای معروف هستند: این گروه به دلیل زبان مشترک با منطقه گوران احتمالا برای اجرای مقام ها با مشکل کمتری روبه رو هستند.

مقام های تنبور: گردش ملودی و فواصل خاص و اوزان منحصر به فرد در موسیقی تنبور خاص این ساز است و باعث به وجود آمدن مقام های متنوع و مختلف شده است. در رپرتوار موسیقی تنبور حدود ۷۲ مقام وجود دارد که ۱۶ مقام آنها مربوط به مقام های مجلسی و ۵۶ مقام نیز مربوط به مقام های حقانی یا کلام است. مقام ها و ساز مربوط به آنها، یعنی تنبور، از مهم ترین ارکان آیین یارسان به شمار می روند و در مراسم مختلف از آنها استفاده می شود. مقام های تنبور مجموعه ای از قطعات خشک و بی روحی نیستند، بلکه بسیار عاطفی و با احساسی بالا و دارای حالتی انعطاف پذیرند و همچون انگاره های ملودیک و قطعات ثابت مبنایی برای بداهه نوازی به شمار می روند. در واقع پایه و اساس موسیقی تنبور همانند موسیقی کلاسیک ایرانی بدیهه سرایی است. به طور مثال اگر نوازنده ای یک مقام را دو بار در یک روز هم اجرا کند، به طور یقین یکسان در نمی آید، اما زیربنای ملودیک و ساختار اصلی آن باعث ایجاد مشخصه ای برای آن مقام است که در هر اجرا باقی می ماند. البته این حالت شامل مقام های آوازی است که قسمت عمده ای از مقام ها را به خود اختصاص می دهند. یکی از خصوصیت های مقام های تنبور قابلیت مدگردی آنهاست، یعنی نوازنده عملا می تواند از یک مقام به دیگر مقام ها مدگردی کند و پس از انتقال از چند مقام به مقام اصلی باز گردد، اما اجرای این مرکب نوازی ، بستگی به اجرا کننده دارد که تا چه حدی در این کار مهارت داشته باشد. مقام های تنبور به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱٫مقام های کلام (حقانی، پردیوری، یاری) ۲٫مقام های مجلسی (اسطوره ای، باستانی، هوره) ۳٫مقامات مجازی: الف) مقامات قدیمی مانند جلوشاهی، سوارسوار ب) مقاماتی که در یکصد سال گذشته ساخته شده است ج) آهنگ ها و بداهه نوازی معاصرین و یا هر آنچه که غیر از مقام های کلام و مجلسی باشد. ۱٫مقام های کلام حقانی، پردیوری و یاری مهم ترین مقام های تنبور محسوب می شوند و دارای حالت روحانی و تقدس بیشتری نسبت به سایر مقام ها هستند. ظاهرا از لحاظ تاریخی قدمت آنها به قرن دهم تا چهاردهم میلادی می رسد و گفته می شود که اولین مقام کلام، به نام شاه خوشینی به زبان فارسی در قرن دهم میلادی سروده شده است. مقامات کلام با تنبور و آواز توسط سر کلام و گروه کلام خوان اجرا می شوند و اشعار آن از متون مقدس یارسان و به زبان کردی هورامی یعنی همان لهجه قدیم گوران است. گروهی از مقام های کلام دارای متر آزادند و حالت دعا و مناجات و عبادت دارند، مانند سید خاموشی و ته رز یاری. گروهی نیز دارای اوزان فراخ و کند هستند و سربند ثابتی دارند، یعنی یک بیت شعر که خاص آن مقام است به صورت ترجیع بند بعد از هر بیت شعر که توسط سر کلام خوانده می شود، توسط گروه کلام خوان همراه کف زدن تکرار می گردد.

در بعضی از آنها ریتم تا حدی کند است که فقط سر کلام ها و افراد ماهر تر در گروه می توانند آن را حفظ کنند. این مقام ها حالتی عارفانه با سرور و مستی ایجاد می کنند، مانند تنه میری، رژیان دالاهو و بیان اویاری. گروه سوم مقام های کلام دارای وزن تندتر هستند که سربند ثابتی نیز دارند و به علت ریتم تندتر ، حالت ذکر و سرمستی و سرور ایجاد می کنند. بنا به گفته طاهر یارویسی تا دوره سلطان سحاک، یعنی قرن چهاردهم میلادی، مقامات کلام محفوظ بوده و عمومیت نداشته اند. از آن پس، ایشان یارانش را فرا می خواند تا همگی از جمله خودش ، تمام تجلیات خود در دوران های مختلف را بیان و کلام هایی را که در هر دوره سروده اند، دوباره تکرار کنند. بدین ترتیب، مقام های پردیوری در این برهه از زمان مدون و سینه به سینه از استاد به شاگرد و از پیر به مرید تا به امروز حفظ می شوند. نام مقام های کلام به شرح زیر است: ۱٫ته رز یاری،۲ و ۳٫ هی لاوه (دو نمونه)، ۴٫ چوی وشن یار، ۵٫حق حق و هو هو، ۶و۷٫ سلطان دینه (دو نمونه)، ۸٫هر وابوه هر وادوه، ۹٫بیان اویاری، ۱۰٫آقا یار داوو، ۱۱٫حق داوو، ۱۲٫هانا فریارس داوو، ۱۳٫هوهو یار، ۱۴٫علی علی هو هو، ۱۵٫هی دوس، ۱۶و۱۷٫شیخ امیری، ۱۸٫لامی و لامی، ۱۹٫علی علی، ۲۰٫یار داوو، ۲۱٫هی گیان، ۲۲و۲۳٫شاه خوشینی، ۲۴٫هی دیار دیار، ۲۵٫ایمانم یار، ۲۶٫دسی ویت وله، ۲۷٫عالی گرزویش، ۲۸٫جم نیان دوسان آویانه، ۲۹٫گیان سید محمد، ۳۰٫طاله سواران، ۳۱٫بله ها، ۳۲٫رژیان دالاهو، ۳۳٫یاران جم نیان، ۳۴٫شاه میو، ۳۵٫یار دیدکانی بنیامین پیره، ۳۶٫سائل ای سائل، ۳۷٫تنه میری، ۳۸و۳۹٫بابانائوسی، ۴۰٫بابا جلیلی، ۴۱٫سر خیوی، ۴۲٫پیشروی پردیوری، ۴۳٫خاصه بژنه، ۴۴٫خیاله مسه، ۴۵٫هی ایمان یار، ۴۶و۴۷٫هاها (دو نمونه)، ۴۸٫خواجه غلامان، ۴۹و۵۰٫ چهل تن چلانان (دو نمونه)، ۵۱٫سید خاموشی، ۵۲٫داوو نه کوره، ۵۳٫حقن حقن، ۵۴٫یاران و باطن، ۵۵٫عابدینه، ۵۶٫فانی فانی غیر از فهرست بالا، مقام های متفاوت دیگری موجود است که عده ای آنها را جزو مقامات کلام می دانند و در جم خانه ها و مراسم آیینی آنها را می نوازند، اما با توجه به ریتم و ملودی و فواصل نغمات به کار رفته در آنها احتمال می رود که این مقام ها کمتر از یکصد سال قدمت داشته باشند. ۲٫مقام های مجلسی، اسطوره ای و باستانی یا هوره مقامات مجلسی شاخه ای دیگر از مقامات تنبورند که قدمت آنها به درستی برای ما معلوم نیست، اما بر پایه نقل قول های شفاهی از قدما، هزاره ها از عمر این مقامات می گذرد. این مقامات معمولا با وزن آزادند، اما گاهی در ابتدا یا در انتها یا در وسط بعضی از آنها، مانند سه رته رز باریه، قه تار و سحری، موسیقی پنج ضربی، ده ضربی، دو ضربی یا هفت ضربی می شود. چون در این مقامات فرم های آوازی مور و هوره وجود دارد، به آنها مقامات هوره نیز می گویند و به علت قدمت نغمات (و روایت هایی که قدمت این مقام ها را گواهی می دهند)، به آنها اسطوره ای و باستانی نیز می گویند.

به طور مثال، مقام باریه را به باربد- موسیقی دان دربار ساسانی- نسبت می دهند و ته رز را به رستم، پهلوان شاهنامه. مقامات مجلسی در مقایسه با مقام های کلام از تقدس کمتری برخوردارند و می توان این مقامات را در مجالس عرفانی و محافلی که در خور شان این ساز باشد، اجرا کرد. روایت های متفاوتی از مقامات مجلسی در مناطق رواج موسیقی تنبور وجود دارد. گاهی تعدادی از مقام های مجازی و ملودی رقص های کردی را جزو این مقام ها به حساب می آورند و گاهی هم تعدادی از آنها را حذف می کنند و یا بداهه نوازی هایشان را مقام مجلسی می نامند. مقام های مجلسی منطقه گوران به شرح زیر است: ۱٫سه رته رز، ۲٫غریبی، ۳٫ساروخانی، ۴٫سحری، ۵٫قه تار، ۶٫هجرانی، ۷٫ته رز روسم، ۸٫ مجنونی لا و ای لاو، ۹٫مجنونی دواله، ۱۰٫باریه، ۱۱٫پاوه موری، ۱۲٫گل و ده ره، ۱۳٫گل و خاک، ۱۴٫الون، ۱۵٫بالادستان، ۱۶٫خان احمد خانی. از مقام های بالادستان و خان احمد خانی جز نام آنها چیزی بر جای نمانده است. مقام های مجلسی هر کدام دارای قسمت های فرعی متعلقات و گوشه های کوچک تری هستندکه در اصطلاح کردی ، به آنها لاوچ یا بلوچ می گویند. ۳٫مقامات مجازی این مقام ها به طور عمده از مقام های سرنا هستند که توسط دوزله و نرم نای و تنبک و شمشال و کمانچه (یا موکش) و به طور کلی توسط سازهایی که در مناطق مختلف کردستان رواج دارد، نواخته می شوند. نوازندگان قدیمی که مهارت بیشتری داشته و این مقامات را توسط تنبور می نواخته اند، آن ها را به شاگردان خود نیز آموزش می دادند. رفته رفته اکثر نوازندگان آن ها را در کنار سایر مقام های تنبور اجرا کردند، تا اینکه این مقام ها به عنوان بخشی از مقام های تنبور در میان نوازندگان این ساز معرفی شدند. این مقام ها عمدتا سازی هستند و ریتم های متنوع تر و تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند. اگرچه نسبت به دو گروه قبل، از روحانیت کمتری برخوردارند. مقام های مجازی را می توان به سه گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مقام های قدیمی اند، مانند جلوشاهی، سوار سوار و بایه بایه. گروه دوم آنهایی هساتند که توسط افراد نیک سرشت و درویش مسلک در یکصد سال گذشته ساخته شده اند و آنها در جم خانه ها و خانقاه ها می نوازند و به آهنگ های خانقاهی نیز معروفند. گروه سوم، هر مقام دیگری را گویند که جزو مقام های اصلی تنبور نباشد. بر این اساس، بعضی از نوازندگان قدیمی تمام مقام ها را به دو دسته حقیقی و مجازی تقسیم می کنند. نام چند مقام مجازی به شرح زیر است: ۱٫جلوشاهی، ۲٫جلوشاهی سحری، ۳٫بایه بایه، ۴٫سوار سوار، ۵٫خان امیری، ۶٫جنگ را، ۷٫سماع. موسیقی تنبور دارای حالات و جنبه های متفاوتی است و برای هر جنبه و حالت مقام خاصی وجود دارد. بر این اساس، می توان آنها را به صورت زیر نیز دسته بندی کرد.

مقام هایی که جنبه دعا و مناجات و عبادت دارند، مثل اکثر مقام های کلام از جمله شیخ امیری، پیشروی، ایمانم یار. ۲٫مقام هایی که جنبه حماسی دارند، مانند ته رز روسم. ۳٫مقام های اسطوره ای، مانند سه رته رز و ساروخانی. ۴٫مقام های عاشقانه، مانند قه تار، مجنونی و باریه. ۵٫مقام هایی که عرفانی اند و جنبه سرور و مستی دارند، مانند اکثر مقام های کلام، از جمله حقن حقن، هانا فریارس، یار دیدکانی. ۶٫مقام هایی که در مراسم عزاداری نواخته می شوند، مانند فانی فانی و گل و خاک. ۷٫مقام هایی که جنبه سرور و خوشامدگویی و شادمانی دارند، مانند جلوشاهی و سوار سوار. و در پایان مقام های تنبور را بر اساس وجوه موسیقایی مختلف، مانند وزن و ریتم و سازی یا آوازی بودن ، می توان به صورت زیر تقسیم کرد: ۱٫ مقام های سازی- آوازی با وزن آزاد: این مقام ها عمدتا جزو مقام های مجلسی اند، مانند باریه، قطار، سید خاموشی. ۲٫ مقام های سازی- آوازی که دارای اوزان کند و فراخند و ریتم ثابتی ندارند، مانند تنه میری، لامی لامی و رژیان دالاهو. مقام سازی – آوازی دارای وزن ثابت که سربند ثابتی نیز دارند و در مراسم آیینی اجرا می شوند، مانند یار داوو، حقن حقن. مقام های صرفا سازی که ریتم تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند، مانند جلوشاهی، سوارسوار، بایه بایه.


 از طرف مدیریت وبلاگ بانزلانی و سایر کاربران از این  هنرمند پرتلاش عرصه موسیقی بخاطر ارسال مقاله تشکر و قدردانی می کنم.


 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 18:7 |

شرح احوال دکتر غلامرضا رشید یاسمی گوران

خانم فراست پیروز نژاد

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی


از طرف خود و کاربران وبلاگ بانزلانی از این دانشجوی فهیم  و پژوهشگر قدردانی می کنم. امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشند..         مدیر وبلاگ بانزلانی


غلامرضا رشید یاسمی فرزند محمد ولیخان ملقب به خان خانان ( میر پنج ) در سال 1273 شمسی، مقارن عصر سلطنت مظفرالدین شاهدرقریه گهواره، در ده فرسنگی کرمانشاه ،زاده شد. او اصلاکرد واز طایفه‌ی گوران بود. اجدادش از چندین نسل پیش در محل گوران واقع درغرب کرمانشاه، ساکن بودند.گوران ناحیه ایست کوهستانی و خوش آب و هوا که سکنه‌ی آن به دلیری و سلحشوری مشهور بودند. طایفه گهواره ( القاصی ) با خاندان(یاسمی) که یکی از حلقه‌های اصلی گوران قلعه زنجیری را تشکیل می‌دهند، پیرو مذهب آل حق هستند و به گویش کردی با لهجه‌ی خاص منطقه گوران تکلم مي‌كنند.نیای بزرگ خاندان رشید، ملک یاسم خان ازمردان نیک و صاحب سفره بود و حکومت آن سامان را داشت. پدر رشید هم از روسای مقتدر گوران بود. او مردی با سواد و خوش خط و اهل جنگ و سوارکاری، ادب دوست و شاعر پیشه بود ؛ خوب نقاشی می‌کرد و غزل نیکو می‌گفت و« نصرت» تخلص می‌کرد.رشید از طرف مادرش نور تاج خانم، نواده مرحوم شاهزاده محمد باقرمیرزای خسروی بود كه از دانشمندان عصر خویش و شاعری توانا به شمار مي‌رفت. رشید تحصیلات مقدماتی خود را در کرمانشاه ابتدا نزد ایشان فراگرفت. هنوز خردسال بود که وبای سال 1322ه ق / 1283 ش پدر او را قبل از سی سالگی از جهان به در برد. مادر اوبعد از مدتی به همسری علی اکبر خان سردار مقتدر سنجابی فرزند صمصام الممالک رئیس ایل سنجابی درمی‌آید.دو فرزندش که رشید و خواهرش بودند، همراه مادر از میان ایل گوران به ایل سنجابی، کوچ می‌کنند. رشید شاعری را از پدر و مادر به ارث برد؛ در حقیقت خمیره‌‌ی ذاتی و سرشت طبیعی اودر صفای جنگل‌های رشته کوه دالاهو، در مرغزارهاو جویبارهای آن در سایه تربیت مادرشکل می‌گیرد.آغاز جوانی رشید در همان طبیعت به شکار و تفریح و تیراندازی گذشت. زندگی 55 ساله ادیب بزرگ معاصر همچنان که خود درعلت شاعری و نویسندگی‌اش می‌گوید، به دو دوره تقسیم می‌شود؛ کرمانشاه و تفرج، تهران و آموختن. خان زاده‌ی خردسال گهواره‌ای که از درگیری های خان و رعیت، حل و فصل امور توسط پدر که حاکم ایل است، درگیری‌های پیش پا افتاده افراد که به هر نحو راه به خانه آنان باز می‌کند، خسته و سر خورده شده لاجرم به دامان سرسبز طبیعت پناه می برد. دامنه‌ کوه های دالاهو ، آواز مرغان و غرش حیوانات وحشی و لحظاتی آرمیدن در کنار رودخانه زمکان، او را آنچنان سرمست از زیبایی‌های طبیعت می‌کند که شامگاهان در خانه با نوای روح بخش تنبور پدر که دیگر نه خان بلکه پدر خانواده است، آهنگ های کردی را زمزمه می‌کند و آهسته و آرام نهال شاعری و نویسندگی را در درون خود می‌رویاند.  این برنامه که هر روز تکرار می‌شود مادر را که خود از خانواده‌ای شاعر پیشه و عارف مسلک است،  هراسان می‌کند تا او را بیمار بپندارد اما پدر که تحصیل کرده است و قدری هم فرانسه می داند، استعداد او را شناخته و راه های تعلیم و پیشرفت را برای او هموار می‌کند ( اتحاد ، 1380 : 356). هنگام شروع جنگ جهانی اول سال(  1333 هجری قمری–1294 خورشیدی) نوزده سال داشت كه زندگی عشایری را ترک کرده به کرمانشاه آمد. رشید عامل طغیان وعطش خواندن خود را پاورقی روزنامه رعد می‌داند که موضوع آن رمان و در سرگذشت جوانی بود که به قلم حسین عدل الملک نوشته شده بود. ارزش ادبی این روزنامه اعجاب او را برانگیخت و بر آن داشت که خود را به تهران برساند. پس از آن وارد مدرسه سن‌لویی شد. در آن زمان فرانسه دانی بزرگترین کلید معرفت جدید و تمدن اروپایی محسوب می شد.رشید برای زبان‌دان شدن و مسافرت به اروپا به سرعت پیش رفت. در یک سال سه کلاس را پشت سر گذاشت. در سال دوم بسیاری از مسایل جدید ادبیات فرانسه را فراگرفت.نظام وفا جوان اهل ذوق کاشانی، معلم  فارسی او ،تأثیر بسیاری در ایجاد علاقه رشید و همشاگردی‌هایش گذاشت. شور و نشاط رشید که بیشتر از همه بود، نظام وفا را بر آن داشت که در تشویق او ابیاتی بسراید که به نقل از مقدمه دیوان رشید در اینجا ذکر می‌شود:

آفرین ای رشید بر طبعت بود وطواط اگر به دوره  ی تو / که چو بحریست درو گوهر بار
کی ز شاگردی تو بودش عار (یاسمی ،1369: 291-290)

     

او سال‌ها از محضر میرزا طاهر تنکابنی اقوال ابن سینا و خواجه نصیر را فراگرفت و کشف رموز اسفار را از الهی قمشه‌ای و عرفان را از حاج عباسعلی کیوان آموخت. زبان پهلوی را از پروفسور هرتسفلد فراگرفت و به تکمیل معلومات خود در زبان انگلیسی در تاریخ و سایر فنون ادبی پرداخت ( یاسمی ، 1369 : 293 ).

 رشید پس از گذراندن دوره  مدرسه‌ی سن لویی به کرمانشاه برگشت. بنا به اصرار اقوام و نیاز اداره فرهنگ شهر، بیش از یک سال در اداره فرهنگ کرمانشاه خدمت کرد اما چندی بعد استعفا داد. او قبل از انس گرفتن به محیط و فضای دیار خود، خیلی زود پی برد که ماندن درکرمانشاه و زندگی در میان ایلات و عشایر به صلاح زندگی  و روحیات و خواسته‌های او نیست، لذا دوباره راهی تهران شد وبه خدمات دولتی پرداخت. ابتدا در وزارت مالیه استخدام و سپس در وزارت فرهنگ و دبیرخانه سلطنتی مشغول به خدمت گردید. درهمان ایام بود که «جرگه دانشوری» را تأسیس کرد که بعدها به همت ملک‌الشعرای بهار «به انجمن دانشکده » تغییر نام یافت.او با نشر این مجله اثری پایداردر ادبیات معاصر فارسی برجای گذاشت.

رشید با دخترخاله خود فرزند مرآت السلطان جهانسوز ازدواج کرد و صاحب 7 فرزند، یعنی  5 پسرو دو دخترشدکه نام‌های آنان هوشنگ، شاپور، بیژن، سیاوش، سیامک  و مینا و یاسمن بود. فرزندانش در رشته‌هاي مختلف تحصيل كردند،  بدین گونه كه هوشنگ دکترای طب ، سیاوش و شاپور مهندس کشاورزی ، سیامک لیسانس حقوق و کارگردان سینما بودکه ازجمله بنیانگذاران برجسته سینمای ایران شد و با خلق آثار سینمایی ارزنده خود، نامی پرافتخار در تاریخ سینمای ایران بر جای گذاشت.

 اولین تألیف مستقل یاسمی احوال ابن یمین بود و تنها روزنامه ای که بیش از همه درآن وقت صرف کرد، روزنامه‌ی شفق سرخ بود. از آن تاریخ به بعدیعنی از زمان ورودش به عالم شاعری و نویسندگی  تغییرات عمده‌ای در او راه یافت که به همراه آن ذوق و طبع و فکر او هم متحول شده وولع اندوختن در او قوت گرفت ؛ آن طور که خود می‌گوید:« مرض چیز فهمیدن و معلومات اندوختن در من قوت گرفته است، آن چشمه صاف طبع را که راهی به عالم غریزه و فطرت داشت با خاشاک معلومات متنوع انباشته‌ام، مثل اینکه داشتن این چشمه صاف و گوارا کافی نیست، آن را مهمل گذاشته در پی سیر کردن قسمت دیگر از دماغ خود رفته‌ام که هرگز سیری ندارد و شاید اشتهایش کاذب است.»(همان : 293)رشید در سال 1297 ش به قصد سیر و تأمل در افکار نویسندگان غرب عازم بغداد گشت اما در بیابان بیروت مورد حمله راهزنان قرار گرفت و اموالش را غارت کردند ناگزیر به بغداد برگشت و با کمک مرتضی خان ارفع زنگنه ( ارفع السلطان )پس از زیارت عتبات مقدس  مدتی در بغداد بود تا اینکه به ایران بازگشت. رشید در 15 اسفند 1327 طی یک سخنرانی درباره حافظ در تالار دانشکده ادبیات در حالی‌که بیشتر از 2 صفحه از مطالبش را نخوانده بود، اجازه خواست که روی صندلی بنشیند پس از خواندن شعری از حافظ:

تبسمی كن و جان بين كه چون همي سپرم  /تو همچو صبحي و من شمع خلوت سحرم

     
     

سکته کرد و جلسه به هم خورد. در بیمارستان تا اندازه‌ای تحت درمان قرار گرفت اما برای معالجه نهایی به فرانسه فرستاده شد( امداد، 1379 : 9). این بیماری همچنان دامنگیر او بودو در فرانسه به سر می‌برد تا اینکه کمیسیون ارزدر تهران به بهانه اینکه رشید بهبودی یافته از تبدیل حقوق او به ارز دولتی خودداری کرد، رشید ناچار به تهران بازگشت و پس از چند روز، صبح روز چهارشنبه درسال 1330در سن پنجاه و هفت سالگی پس از سی سال تلاش مستمر در عرصه علم ادب و فرهنگ چشم از جهان فرو بستو در قبرستان ظهیرالدوله تجریش به خاک سپرده شد. اما سروده اشک یاران بر مرگ رشید یاسمی از مهدی حمیدی در 26اردیبهشت 1330:درگذشته­ اند(هدایت 30 فروردین، بهار1اردیبهشت و رشید 18آبان 1330)، اشاره نموده و مطلب قابل توجه اینستکه دولت ابراهیم حکیمی نخست وزیر محمدرضا پهلوی، همان ستمی را که در حق یاسمی روا داشت در مورد بهار نیز بکار برد. بهار به علت بیماری سل در بیمارستان سویس به سر می­برد علیرغم وعده مساعده دولت، در باب استفاده از ارز دولتی، به بهانه نداشتن ارز از فروش آن به ایشان سرباز زدکه ناگزیر به مراجعت شد. غلامحسین یوسفی می‌نویسد:" بهار در سویس علاوه بر بیماری جانکاه با مخارج گران درمان و رنج تنگدستی نیز دست به گریبان بود. همان معضلات مالی و گرفتاری‌های استاد رشید یاسمی در فرانسه "(یوسفی،  1369: 450 ).

 

سالشمار زندگانی رشید یاسمی

1273 تولد - روستای گهواره، کرمانشاه      فرزند محمد ولی خان میر پنج  پدر : از روسای مقتدر گوران ، با سواد، نقاش و شاعر پیشه که غزل نیکو می‌گفت       مادر : کدبانو   از طرف مادر نواده مرحوم شاهزاده محمد باقر میرزای خسروی نویسنده داستان شمس و طغراست.

به استناد دفتر سجل احوال دارالخلافه طهران ناحیه 2دولت رشید در سال 1273ولادت یافته است ولی در منابع تاریخ تولد ایشان را 1275 ذکر کرده اند)به استثناي كتاب پژوهشگران معاصر ايران از هوشنگ اتحاد).

 1283شمسی - 1322 قمری  مرگ پدر قبل از سی سالگی به علت شیوع وبا.

1291شمسی  به تهران آمد و به مدرسه سن لويي رفت.

1292- پایان دوره متوسطه در دبیرستان سن لویی.

 1295 شمسی - 1335  ه ق تأسیس انجمن ادبی دانشکده که در ابتدا «جرگه دانشوری»نام داشت و سال بعد به نام انجمن دانشکده با سرپرستی ملک الشعرای بهار، تغییر یافت. تاریخ تأسیس جرگه دانشوری را می‌توان آغاز فعالیت تحقیقاتی رشید به حساب آورد.

1297شمسي نگارش مقاله‌اي در باب روسو و چاپ آن در اين سال.

1299شمسی 23  برج ثور به تصویب رئیس معارف کرمانشاهان به ریاست مدرسه نمره 1دولتی انتخاب شد.

1298تا سال 1300به سمت معلمی ادبیات در مدارس منصوب شد.

1300 شمسی همکاری با علی دشتی در روزنامه شفق سرخ و چاپ مقالاتی با عنوان «انتقادات ادبی » در این روزنامه.

1301 -26سرطان انتخاب به عنوان منشی اولی و متصدی دفتر وزارت مالیه.

1304 - انتقال ایشان به سمت عضویت در دفتر مخصوص.

1301 تا 1304 کارمند وزارت دارایی شدند.

1305 تا 1320کارمند دفتر مخصوص شاهنشاهی شدند.

1307 درخواست کناره‌گیری از خدمت در دفتر مخصوص به خاطر میل به علم اندوزی ومطالعه وعدم توافق این شغل با ذوق ایشان و بازماندن از تکمیل معلومات.

1312 - 25 بهمن انتخاب به جای آقای اقبال آشتیانی به سمت معلم تاریخ.

1312 - هم زمان با تأسیس دانشگاه تهران به سمت استادی کرسی تاریخ اسلام در دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی تدریس می‌کرد.

1314 - 28 اردیبهشت به عضویت افتخاری شورای عالی معارف درآمد که تا سال  1318 ادامه داشت.

1314 ، 12 خرداد، شنبه از اعضای پیوسته فرهنگستان اول شد.

1314 به اتفاق هیئتی برای فراهم نمودن مراسم نامزدی و ازدواج ملکه فوزیه دختر ملک فواد با محمدرضا پهلوی به مصر رفت و در ایام اقامت به عضویت افتخاری فرهنگستان مصر نائل گردید. 

1317سه شنبه 19 اسفند اعطای نشان اول علمی از سوی شورای عالی فرهنگ به ایشان به عنوان استاد دانشکده ادبیات.

1321 - 3 دی ماه کسب صلاحیت علمی و اخلاقی از سوی شورای عالی فرهنگ برای مدیری نامه فرهنگستان و حق چاپ وانتشار نامه فرهنگستان به مدیریترشيد و سر دبیری آقای حبیب یغمایی. انتقال و انتصاب ایشان در همين سال به پایه ده استادی در سمت استادی دانشکده ادبیات.

1322  عزیمت به هندوستان به عضویت هیئت روابط فرهنگی. در طول خدمت بر اثر ابراز لیاقت دوبار به دریافت مدال و نشان مفتخر گردید. چکامه های« ایران و هند »و «خاطرات هند» یادگار این سفر است.

1324-11 دی ماه از طرف محمد رضا پهلوی  به سمت عضو افتخاری شورای عالی فرهنگ منصوب شدند.

1324-27خرداد موافقت با تقاضای ایشان برای مسافرت یک ساله به فرانسه جهت تکمیل مطالعات در رشته تاریخ.

1325 -9 اردیبهشت درخواست تمدید مرخصی به مدت یک سال دیگر جهت تکمیل مطالعات.

1325 درخواست پرداخت حقوق تا ختم مطالعات به علت کسالت جسمی و روحی و ادامه مطالعات.

 1324 تا 1326در فرانسه به سر برد سپس به وطن برگشت. در این زمان با اینکه به فشار خون و بیماری قلبی مبتلا بود همچنان در کرسی تاریخ دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی تدریس می‌کرد.

1327 - 11 اسفند، چهارشنبه در تالار دانشکده ادبیات درباره «تأثیر عقاید و افکارحافظدر گوته » سخنرانی کرد ودرحین سخنرانی سکته کرد. یک ماه پس از سکته برای معالجه به فرانسه رفت و تا يك ماه قبل از مرگ در شهر نیس در کنار دریای مدیترانه در فرانسه به سر می‌برد.

1330- 18 اردیبهشت، صبح چهارشنبه، چند روز پس از ورودش به ایران، در تهران درگذشت.

آثار رشید یاسمی

آثار یاسمی شامل سه بخش تألیفات، تصحیحات و ترجمه می شود :

تألیفات:

1‌.احوال ابن یمین، کتابخانه شرق ، 1304

2‌. قانون اخلاق، موسسه خاور ، 1307

3‌. آیین نگارش تاریخ، تهران ، وزارت معارف، 1316

4‌. تتبع و انتقاد احوال وآثارسلمان ساوجی ، کتابخانه شرق (بدون تاریخ )

5‌.ادبیات معاصر ( ذیل بر ترجمه جلد چهارم تاریخ ادبی ایران تألیف ادوارد براون)چاپخانه روشنایی ، 1316

6‌.پرورش افکار به وسیله کلیات تاریخ

7‌.تاریخ مختصر ایران ، یک دوره ، چاپ وزارت فرهنگ

8‌.تاریخ ملل و نحل (از انتشارات موسسه وعظ و خطابه )

9‌. کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ، تهران ، شرکت چاپخانه تابان (بدون تاریخ )

10‌.مشارکت در تدوین کتاب دستور زبان فارسی برای دبیرستان‌ها ( 3 جلد )

11‌.مشارکت در تدوین کتاب های فارسی برای دبیرستان‌ها(3جلد )

12‌.منتخبات اشعاررشید یاسمی، تهران، موسسه خاور ، 1312

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 15:5 |

جدید جدید

 شعر کردی از شاعر کرد زبان مهندس خدامراد مرادی

با نام

گیا و دوله من (گدا و ثروتمند)

لینک دانلود :

http://s4.picofile.com/file/8183450676/%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87_%D9%85%D9%86.mp4.html

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 9:24 |

 بازگشت همه به سوی اوست

با تقدیر مشیت الهی روز دوم فروردین  سال جدید حادثه ای در شهرک دولت آباد به وقوع پیوست. این حادثه فوت مرحوم علی قبادی از روستای بانزلانی سفلی بود  که در اثر بی احتیاطی یک راننده رخ داد. 

مرحوم علی قبادی در هنگام فوت 73 سال سن داشت و دارای سه پسر به نامهای ایرج ، تورج و کورش و سه دختر بوده است. وی فرزند مرحوم فرج قبادی و برادر گرامی آقایان عزیزمراد، درویش و بگمراد قبادی می باشد.

از طرف خود و تمام کاربران وبلاگ بانزلانی برای این عزیز سفر کرده روحی آرام و برای بازماندگان سلامتی را از پروردگار خواهانیم

نکته قابل توجه ای که در هنگام فوت این عزیز رخ داد، همگامی با نامه آقا سید نصر الدین حیدری بود که این خانواده محترم به عنوان اولین عزادار حاضر شدند از محتوای این نامه تبعیت کرده  و از صرف هزینه های اضافی مراسم پرسه خودداری کنند .  عمل نیک  این خانواده مورد رضایت مردم قرار گرفت  و بر سرمزار آن اعلام گردید: از این پس هیچ خانواده ای حق ندارد برای تمام مراحل عزا اعم از شام شب، هفتم، چهلم و حتی سالگرد فوت هزینه گزاف خرج کند و فقط به ذکر دعا و نیاز اکتفا گردد.

امید است با توجه به وضعیت معیشت و شرایط اقتصادی از این پس تمام مرذم منطقه به این اصول پایبند باشند و به نامه این عزیز احترام بگذارند.

دوستان گرامی توجه کنند اینجانب به تبعیت از ایل بزرگ کلهر سه سال قبل این مسئله را به طور کامل مطرح کردم  و نظرات مختلفی هم  بیان شد....... (محتوای کامل آن در آرشیو موجود است)

امید است همچنان در مراسم خاکسپاری و برگزاری عزیزان سفر کرده با خلوص نیت و ذکر فاتحه حضور به هم رسانیم  و تعصبات و رسوم دست و پا گیر را بر اساس شرایط زمان کنار بگذاریم  و در نهایت رضایت خلق خدا را پاس داریم

آمین یا رب العالمین  هو اول آخر یار

مدیر وبلاگ بانزلانی

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 23:45 |

هر روزتان نوروز     نورزتان پیروز


نه ورۆزه‌ جـه‌ژنه‌، لـه‌ی ‌کـوردســتانــه‌
وه‌ ئــاگـر نـــۊســیم، جــه‌ژن گشــتمانــه‌
با سه‌رجـه‌م بــۊشـیم، سه‌ربه‌ستی تـوایـم
ئیمه‌یش جوور گه‌لان خوه‌شبه‌ختی توایم
نیــشانــه‌ی نــۊره‌، نـه‌ورۆز له‌ی خـاکـه‌
نــه‌ورۆزپـه‌ره‌ســتان، مـه‌رامــیان پـاکـه‌
دوســی و ڕاســــی، ئـــارامــی ئـنســان
خــوه‌شــی و شــادی، ژیــان یــه‌کـــسان
خــوه‌زیــه‌ێ کـوردانـه‌، دۊر له‌ گومـانـه‌
پـــیروزی نـــــه‌ورۆز، تـاقــه ‌ڕێمــانــه‌
بــا ئـــاســــووده‌ بــــوو، نــژاد ئــاێـــه‌م
کــه‌س نــه‌ویــشــێدن، تـه‌نـیا مـن لاێـه‌م
ئـــازادی قـــبـڵه‌س، ئــاشــتی ئــاواتـــه‌
تــــه‌نـــیا ئیــــیانـــه،‌ ڕێــــواز نــجاتـــه‌
ڕوح نـــــۊرانــی، قـــــه‌وه‌ێ گـــیانــــه‌
نـــه‌ورۆزپــه‌ره‌ســتی، ئــه‌سـڵ ژیـــانـه‌


 

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز

هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند . . .


فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم های نو برای آینده است. آینده ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشد. در سال نو، ۳۶۵ روز سلامتی، شادی، پیروزی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندم.


خدای رحمان نوید میلاد سال نو را بر دوش نسیم بهاری گذاشت تا این امانت سبز را به رسم آغاز به خالق سپارد.حلول سال نو و تولد دوباره طبیعت، عید فرخنده و کهن نوروز باستانی یادگار نیاکان و پیام‌آور دوستی، عشق و محبت، با لطافت گیاه و خرمی طبیعت، و تحول به مراحل نیکوتر و برتر است.

از خداوند منان برای تمام هم ولایتی ها در سال جدید سلامتی و

و عاقبت‌‌بخیری را آرزومندم.

مدیر وبلاگ بانزلانی

کمترین

حمید احمدی

با سلام خدمت دوست ارجمند و گرانقدرم جناب آقای احمدی

سایت بسیار زیبا و پر محتوای شما را هر روز مطالعه می کنم انشااله همواره موفق باشید . انشالله در انعکاس تمدن و فرهنگ غنی گوران و قلخانی همواره موفق باشید.

مسعود محنتی دوستدار شما 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 0:21 |

 ضمن عرض سلام خدمت هم وطنان عزیز

اگر شما علی(ع) را حق می دانید ما هم اهل حقیم   (امام خمینی قدس سره)

مقام معظم رهبری: حضرت آیت الله خامنه ای :

من در سال ۵۹، اوائل جنگ تحمیلی، سرتاسر این استان را رفتم و از نزدیک دیدم. در گیلانغرب و اسلام‌آباد که مردم شیعه هستند، در پاوه و اورامانات که مردم سنی هستند، در ریجاب و دالاهو که گروهی مردمِ اهل حق هستند؛ همه جا مردم در حال دفاع، در حال اظهار ارادت به نظام جمهوری اسلامی بودند. من همان روحیه‌ای را که در مناطق گوناگون این استان دیدم، در مرکز استان هم که مجموعه‌ای از نمونه‌های اقوام و عشایر گوناگون در اینجا هستند، مشاهده کردم. این، صفت برجسته‌ای است.

شامگاه ۲۶ بهمن ، چند تن از سادات و بزرگان جامعه یارسان با استاندار کرمانشاه دیدار کردند و در این مراسم  به بیان دیدگاه ها و نکته نظرات خود پیرامون خدمات گسترده، وفاداری جامعه یارسان (اهل حق) به نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین درخواست برای رفع بعضی مشکلات این جامعه از جمله در بحث بیکاری و… پرداختند.

استاندار کرمانشاه گفت: ملاک و معیار ما در خصوص جامعه یارسان ، تفکرات امام خمینی(ره) و دیدگاه های مقام معظم رهبری است.

استاندار کرمانشاه در این نشست صمیمی که بیش از دو ساعت به طول انجامید، در ابتدای سخنان خود با ابراز خوشحالی با ابراز خوشحالی از حضور در این جمع و تجلیل از یاد و خاطره فداکاری ها و ایثارگری جوانان و مردم اهل حق در پیروزی انقلاب اسلامی و ۸ سال جنگ تحمیلی گفت: فداکاری های این عزیزان برای پیروزی انقلاب و همچنین ۸ سال دفاع مقدس هیچگاه از اذهان زدوده نخواهد شد و مردم جامعه یارسان همواره در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تعصب خود را به کشور و اسلام نشان داده اند.
وی گفت: شهدای عزیز و جوانان آگاه جامعه یارسان  در طول ۸ سال دفاع مقدس به خصوص در عملیات مرصاد برجسته ترین نقش خود را ایفا کردند و با ایستادگی و مقاومت همانند دیگر جوانان ایران مانع از تحقق اهداف شوم دشمنان شدند که ما این رشادت ها را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
استاندار کرمانشاه با اشاره به زندگی مسالمت آمیز همه فرق و مذاهب در استان کرمانشاه گفت: مردم استان با فرق و مذاهب مختلف قرن هاست که با یکدیگر زندگی مسالمت آمیز و وحدت بخشی دارند و همین نوع زندگی است که خشم دشمنان ایران اسلامی را فراهم ساخته است.
مهندس رضایی در ادامه با اشاره به بازدید هوایی خود از نوار مرزی استان در چند مدت گذشته با جمعی از مسوولین استان، اظهار داشت: در این بازدید همواره صحبت از شجاعت، شهامت و پاسداری دلیرانه جامعه اهل حق و دیگر مذاهب در دفاع از حریم و مرزهای کشور به میان آمد لذا وقتی این ایثارگری ها و رشادت های جامعه اهل حق را مرور می کنیم تلاش و جدیت خود را برای حل مشکلات این افراد غیور دو چندان خواهیم کرد.
استاندار کرمانشاه بروز هرگونه افراطی گری و تندروی از هر فرد و گروهی را برای خدشه دار کردن دیگر مذاهب به منزله از بین رفتن وحدت و انسجام و پیروی از مسیر دشمن عنوان کرد و گفت: ملاک و معیار ما در خصوص جامعه اهل حق، تفکرات امام خمینی (ره) و دیدگاه های مقام معظم رهبری است بنابراین هر گونه تندوری و افراطی گری که با دیدگاه های این بزرگان منطبق نباشد، مورد پذیرش مدیریت استان نخواهد بود.
وی با بیان اینکه وظیفه مسوولین خدمت رسانی به همه افراد در استان است، خاطرنشان ساخت: چند روز پیش در جمع گزینش گران استان بر رفع موانع موجود جامعه اهل حق تاکید کردم لذا همه باید تلاش کنند تا رفتارها و اقدامات در چارچوب قانون و بدور از هر گونه تندروی و کارهای سلیقه ای در استان باشد.
رضایی با بیان اینکه به دنبال حل مشکل افراد اهل حق هستیم، گفت: این موضوع را در دست پیگیری داریم تا بتوانیم از استعدادها و ظرفیت های خوب این عزیزان برای پیشبرد امور استان استفاده نمائیم.
استاندار کرمانشاه تصریح کرد: همه ما یک ملت هستیم و برای دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی به صورت مشترک تلاش و اهتمام داریم بنابراین درنظرداریم تا از ظرفیتهاو توانمندیهای مردم اهل حق در توسعه و شکوفایی استان استفاده کنیم و این عزیزان در حوزه مدیریتی نیز دارای مسوولیت گردند.
رضایی گفت: نظام مقدس جمهوری اسلامی در طول ۳۶ سال گذشته هیچ گاه به مردم دارای مذاهب مختلف نگاه تبعیض آمیزی نداشته و همواره سعی کرده است تا آبادانی و شکوفایی در تمامی نقاط ایران ایجاد شود و ما هم در استان همین نگاه و روش رادر پیشبرد برنامه های توسعه ،در دستور کار داریم.
وی گفت: ما از سرمایه گذاران و بزرگان جامعه اهل حق دعوت می کنیم که برای سرمایه گذاری در بخش های مختلف و برنامه های توسعه ای مشارکت و همکاری داشته باشند و خوشبختانه فضا برای توسعه سرمایه گذاری در استان کاملاً فراهم است.
استاندار کرمانشاه بیان داشت: حتماً دیدگاه های جمهوری اسلامی را در خصوص اقلیت های مذهبی که تبلور آن در فرمایشات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری است، اجرایی خواهیم کرد.
وی در پایان سخنان خود با اشاره به صحبت سیدنصرالدین حیدری در خصوص تلاش برای توجه به مسائل زیست محیطی گفت: صحبت ایشان که بدون شک در روند توسعه استان تاثیرگذار خواهد بود، جای خوشحالی دارد و ما از نظرات توسعه محور برای حل مشکلات استفاده خواهیم کرد.
شایان ذکر است در این مراسم معاون سیاسی
و امنیتی استانداری، مدیرکل اطلاعات استان،
جانشین اطلاعات سپاه نبی اکرم(ص)، مدیر
کل حوزه استاندار، مشاور عالی استاندار، مشاور
استاندار در اقوام و مذاهب و چند تن دیگر از مسوولین استان نیز حضور داشتند.

منبع : روزنامه باختر 2 اسفند 1393

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 17:25 |

 دنیا دار فانی است

در روز شنبه این هفته بانو فوزیه خانم زارعی توتشامی همسر گرامی سروان یارمراد فتاحی از بانزلانی علیا  در اثر سکته مغزی دستشان از این دنیا کوتاه ماند و در سن 50 سالگی همسر و فرزندان خود را تنها گذاشت .مرحومه فرزند مرحوم الماس زارعی توتشامی از خاندان بزرگ زارعی تختگاه هستند و دارای چهار فرزند است و در بین مردم بانزلانی بسیار مورد احترام و عزت بودند و همیشه خود را از این مردم می دانست و تک تک مردم روستا هم همیشه او را مورد لطف قرار دادند . بانو فوزیه خانمی با لیاقت و سالار زنی مهران و خوش برخورد بودند  و یکی از ویژگی بارز آن وفاداری به خانواده همسر گرامیشان بود و بنده به یاد دارم که مرحومه مادر سروان فتاحی همیشه عروس خود به نیکی یاد می کرد. این بانوی وفادار سرانجام در مزارستان گذرگاه امام رضا در منزل ابدی خود آرام گرفت.

برای این بانوی با فضلیت از خدای منان روحی آرام  خواهانیم و به  همه بازماندگان دودمان فتاحی از بانزلانی و زارعی از تختگاه  تسلیت می گوییم.

مدیریت وبلاگ بانزلانی

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 22:17 |

 با نام و یاد خدابی بزرگ

در یکی از پست های وبلاگ بانزلانی در مورد سنگ مزار گذرگاه امام رضا مطالبی ارائه شد و  مورد توجه قرار گرفت. عینک یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز به نام آقای فریدون کرمی از روستای بیرقوند گوران پایان نامه ای ارزشمند در این موضوع انجام دادند و با پیگیری های زیاد خلاصه ای از پایان نامه خود را در اختیاز وبلاگ بانزلانی قرار دادند.

لازم به توضیح است جناب کرمی از از هنرمندان حوزه گرافیک هستند و سالهای زیادی است که یه این حرفه مشغول بوده و در دانشگاه علمی و کاربردی نیز به تدریس این حوزه مشغول می باشند و شرکتی با نام  طراحان گرافیک بادبان واقع در بلوار سی متری دوم  جنب چهار راه سنگر تأسیس کردند

مدیریت وبلاگ بانزلانی ضمن سپاس از این پژوهشگر گرامی آماده دریافت مقالات مردم عزیز منطقه می باشد

 


 

معرفی و تحلیل مفاهیم نقوش سنگمزارهای

تاریخی منطقه ی گوران کرمانشاه

نگارش:

فریدون کرمی

                               شهریور 1392

مقدمه

گورستان ها بازتاب نگرش هر قوم و مردمی به زندگی و مرگ است، چنان که پیش از آنکه مکانی برای تدفین و به خاک سپردن مردگان باشد بیانگر اندیشه و حیات زندگان هستند. گونه ای از این نوع نگاه به مرگ و جهان پس از آن را می توان در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه و در فرهنگ مردمان آنجا بازیافت و این پژوهش در راستای معرفی این سنگ‌مزارها انجام گرفته است.

نقوش سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه بازتاب جایگاه اجتماعی و فردیِ متوفی در جامعه ایلی و روستایی زمان خود بوده است و میان خصایل نیکوی انسان خفته در گور و نقوش سنگ مزارها رابطه ای مستقیم وجود دارد که بازماندگان با برپا داشتن این سمبل ها، یادآور آن خصایص برای بازماندگان می شدند. این گورستان ها متعلق به سده دوازده تا چهارده هجری قمری، و دوران زند و قاجار هستند.

این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و براساس مطالعات میدانی و مراجعه به اسناد کتابخانه‌ای انجام گرفته است و جامعه آماری آن شامل معرفی بیش از 30 نمونه از سنگ مزارهایی هستند که در گورستان های منطقه ی گوران کرمانشاه وجود دارند و حداقل یک نمونه از نقوش مورد بحث در این رساله، بر روی آنها شناسایی شده است.

گورستان‌های مورد مطالعه

گورستان روستای «سوران سفلی»

نام دیگر آبادی شیدعلی است. ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 21 کیلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. این روستا دارای طول جغرافیایی 34َ  46 و عرض جغرافیایی 13َ  34 و ارتفاع 1500 متر از سطح دریاست. جمعیت این روستا 40 خانوار و زبان آن کُردی با گویش گورانی می‌باشد. (تصویر 2-1)

گورستان روستای «سوران علیا»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 22 کبلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. این روستا دارای طول جغرافیایی 35َ  46 و عرض جغرافیایی 13َ  34 و ارتفاع 1560 متر از سطح دریاست. مردم این روستا به زبان کُردی گویش گورانی تکلم می-کنند. (تصویر 2-2)

گورستان روستای «برزه»

ده مرکز دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 42 کیلومتری شمال اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-3)

گورستان روستای «و‌یلکه وند»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 33َ  46 و عرض جغرافیایی 15َ  34 و ارتفاع 1640 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 30 کیلومتری شمال اسلام آباد غرب می‌باشد. مردم این روستا به زبان کُردی و گویش گورانی تکلم می‌کنند. (تصویر 2-4)

گورستان روستای «چفته»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه و دارای طول جغرافیایی 35َ  46 و عرض جغرافیایی 15َ  34 و ارتفاع 1660 متر از سطح دریاست. آب و هوای این روستا پایکوهی، معتدل خشک است و در 25 کیلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. مردم این روستا به زبان کُردی گویش گورانی تکلم می‌کنند. (تصویر 2-5)

 گورستان روستای «عاشقان»

 

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 32َ  46 و عرض جغرافیایی 19َ  34 و ارتفاع 1750 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک است و در 48 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی می‌باشد. (تصویر 2-6 و 2-7)

گورستان روستای «چنار»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 33 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-8)

گورستان روستای «سویرک»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 32َ  46 و عرض جغرافیایی 18َ  34 و ارتفاع 1760 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 45 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-9)

گورستان روستای «سیمانی علیا»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 30 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-10)

نوشته های سنگ مزارهای تاریخی منطقه ی گوران

متن در سنگ مزارها، معمولاً بر روی «سردل» و «سند» نوشته می شود. برروی سردل معمولاً مشخصات متوفی که شامل نام، نام پدر، ایل و طایفه و سال مرگ می باشد حک می شود. البته در مواردی این اطلاعات بر روی سند نیز وجود دارد اما عموماً بر روی سردل نگاشته می شوند. (تصویر 3-84 و 3-85) بر روی سندها معمولاً نوشته هایی درباره مرگ یا اسماء متبرکه و آیات قرآن مشاهده می شود. این نوشته ها یا به زبان فارسی و یا عربی هستند. از نوشته های عربی که در موارد فراوانی بر سنگ مزارها مشاهده می شود می توان به نوشته هایی چون: «بسم الله الرحمن الرحیم»، «یا الله - یا محمد - یا علی»، «لا اله الا الله»، «هو الله تعالی»، اسامی پنج تن و آیه های چون «وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ»(الفرقان: 58) و «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»(الانبیاء: 35) و «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ»(الصف: 13) اشاره نمود. (تصویر 3-86 و 3-87)

در متن های فارسی معمولاً اشعاری با مضامین عرفانی چون این مصرع از حافظ: «دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند» (تصویر 3-88) و مضامینی در ارتباط با مرگ مانند:

دنـیـا چـو ربـاط مـا در او مـهـمـانیم          تا ظن نبری که ما در او می مانیم

در هر دو جهان خدای می ماند و بس          باقــی همه کـلّ مـن عـلیها فانیم

از «بابا افضل کاشانی» و:

هر که آمد در جهــان پر زشور(غرور)          عاقبت می بایدش رفتن به گـــور

از «خیام» و:

جهان جــام و اجل ساقی فلک می          خـــلایق باده نــوش مجــلس وی

خلاصی نیست «اصلی» هیچکس را           از این جام و از این ساقی از این می

از «بابا اصلی دماوندی» -که در بیشتر گورستان ها به چشم می خورد- به کار رفته اند. (تصویر 3-89) گاهی در قسمت فوقانی سنگ مزار، نام تراشنده سنگ نیز به صورت درشت نگاشته شده است که می توان با نام هایی چون «عمل استاد عباسعلی» و «عمل استاد پیرعلی» اشاره کرد.

از آنجا که تراشندگان سنگ مزارها فاقد سواد بوده اند معمولاً شخصی با سواد نوشته ها را بر روی سنگ مشخص می نمود و حجاران همچون نقشی تصویری آن را بر سنگ نقر می کردند. به همین علت بیشتر نوشته ها حالتی خام دستانه و گاهی ناخوانا دارند. اما در مواردی هم نمونه هایی با خط نستعلیق و بسیار زیبا و ظریف در گورستان های روستاهای سویرک و عاشقان مشاهده می شود.

استادکاران و حجاران سنگ مزارهای تاریخی گوران

با توجه به مطالعات میدانی صورت گرفته می توان حداقل نام دو استادکار و سنگ تراش را در منطقه گوران ذکر نمود که نام و امضای آنان بر روی سنگ مزارها در چند نمونه قابل تشخیص می باشد. این دو حجار «استاد عباسعلی» و «استاد پیرعلی» که هستند که با ذکر کلمه ی «عمل....» در قسمت فوقانی یا در بخش تحتانی سنگ مزارها نام خود را به عنوان استادکاران و سازندگان این آثار برای آیندگان ثبت نموده اند.

نام استاد پیرعلی بر سنگ مزارهایی از گورستان روستاهای «برزه» و «سویرک» به چشم می خورد(تصویر 3-92 و 3-93) و استاد عباسعلی آثارش در گورستان روستاهای «سوران علیا» و «ویلکه ون» قابل مشاهده اند. (تصویر 3-90 و 3-91) سنگ مزارهایی که به قلم استاد عباسعلی تراشیده شده اند به نسبت آثار استاد پیرعلی، دارای ظرافت بیشر و نقوش زیباتری هستند در حالی که استاد پیرعلی بیشتر سنگ مزارهای نوشتاری از او بجا مانده است. با توجه به تاریخی که بر سنگ قبور مشاهده می شود استاد عباسعلی در نیمه اول سده ی چهاردهم قمری می زیسته اما تاریخ مشخصی بر سنگ مزارهایی که استاد پیرعلی تراشیده اند یافت نشد.

قدمت سنگ مزارهای منطقه ی گوران

قدمت سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران را می توان بر اساس دو روش کلی مطالعه در پیشینه ی طوایف ساکن در جغرافیای منطقه و بررسی های تاریخی جابجایی جوامع کوچ نشین در آن ناحیه، یا با استناد به خود سنگ مزارها و رجوع به تاریخ های نوشته شده بر این سنگ ها تعیین نمود. در هر دو روش تعیین قدمت این سنگ گورها تقریباً می توان به نتایجی مشابه دست یافت

در میان بیش از بیست مورد سنگ مزار که تاریخ آنها قابل تشخیص بود قدیمی ترین نمونه ها متعلق به سال اواسط سده ی دوازدهم هجری قمری بود و متأخرترین نمونه ها سال های اواسط سده ی چهاردهم هجری قمری را نشان می دهد. یعنی حداکثر قدمتی که برای سنگ مزارها تعیین شده متعلق به حدود سیصد سال پیش است و آخرین نمونه ها در حدود یکصد سال پیش تولید شده اند. (تصویر 3-94 و 3-95)

با مراجعه به تاریخ منطقه نیز می توان به همین داده ها استناد نمود. در واقع پس از فروپاشی سلسله افشاریه و روی کار آمدن سلسله زندیه بود که سنجابی های ساکن این ناحیه از گوران که در زمان نادر شاه افشار به نواحی فارس و لرستان کوچانده شده بودند دوباره عزم وطن می کنند و به مرور به سرزمین های اصلی خویش باز می گردند. در همین جابجایی ها بود که گروهی از طوایف و تیره های سنجابی که در مناطقی از لرستان اقامت داشتند، این هنر را از مردمان آن منطقه اخذ کرده و در بازگشت  مجدد به وطن با توجه به آیین ها، سنن و سابقه تصویری بومی خویش، اقدام به آفرینش این آثار هنری نموده و برای زمانی بیش از دو قرن در اعتلای آن می کوشند.

 انواع نگرش در سنگ‌مزارهای تاریخی گوران

با تعمق در نشانه های تصویری سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران پی می بریم که فرهنگ مردمی و باورهای عامیانه آنها در شکل گیری تصاویر نقش بسزایی داشته است. تأکید نقاشان عامیانه همواره بر اندیشه جمعی استوار است، این ویژگی از خصایص هنر قومی محسوب می شود.

هنر عامه یعنی تجلی ذوق و فکر و احساس انسان عامی به صورت آثار هنری بدون هیچ تکلف و در نهایت ساده اندیشی. منظور از ساده اندیشی کم یا بی ارزش بودن آن نیست، بلکه مطلوب همان دید مجرد و بی آلایش افراد بومی است. این هنر بر واقع گرایی و بی‌پیرایگی و اندیشه جمعی استوار است. عوام هنر را دربند نمی‌کند، سبکی را بر سبکی رجحان نمی‌دهد. گاهی طبیعت گراست، زمانی واقع‌گرا، و گاه دیگر به تمثیل و استعاره و رمز و اشاره، مقصود خود را عنوان می‌کند. هنر مردمی از زندگی جدا نیست. بلکه بافته شده در متن اصلی زندگی است.

با توجه به کارکرد هنر عامیانه در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران، نقوش این سنگ مزارها را از جهت موضوع و محتوا؛ می توان به سه دسته اصلی نقوش روزمره؛ نقوش حماسی و پهلوانی؛ و نقوش نمادین و اسطوره ای تقسیم بندی کرد.

نقوش روزمره

- نشانه‌های پاکی و آراستگی:

شانه، آینه و قیچی از شاخص‌ترین نقوشی بودند که حک شدن آنها بر روی سنگ گورها نشانه پاکی و آراستگی متوفی بود. اما در میان آنها شانه دوسر برای زنان و شانه یک سر برای مردان بارزترین نشانه آراستگی بود.

- نشانه‌های میهمان نوازی:

از آنجا که در میان عشایر پذیرایی از مهمان یکی از ارزش‌های پایدار از زندگی محسوب می‌شود، مردان و زنانی محبوب ایل و طایفه‌اند که با خوشرویی و سفره‌ای باز پذیرای میهمانان باشند. در ادبیات شفاهی آنها (بیت‌ها) اصطلاحات بسیاری یافت می‌شود که در تمجید و تعریف از این افراد به کار برده می‌شوند، مانند:

هر کُری خاسه در مالی وازه         وه زوان شیرین میوان نوازه

(آن پسری خوب است که در خانه‌اش باز است و با زبانی شیرین مهمان نوازی می‌کند)

در روزگاری که هنوز سلسله مراتب ایلی دستخوش تغییرات امروزی نشده بود خوانین و بزرگان ایل و طایفه برای پذیرایی از میهمانان، سیاه چادر مخصوص داشتند که به آن «دیوه خان» می‌گفتند، در این مکان غلامان و خدمتکاران با آدابی خاص از میهمانان پذیرایی می‌کردند. هنگامی که چنین افرادی از طایفه و ایل می‌مردند مادر، خواهر، همسر و زنان خانواده با یاد و خاطره میهمان‌نوازی‌های عزیز از دست رفته خود مویه سر می‌دادند و سر مویه گویان برای بزرگ و عزیز از دست رفته‌ی خود می‌خواندند:

بیلا سر تویلت ار خرمانت بو          گل گل بگلران شو میمانت بو

(بگذار ستون خانه‌ات در خرمن جایت باشد تا گروه گروه بزرگان مهمان تو باشند)

شست و شوی دستان میهمان در خانه، بی آنکه میهمان از جای خود برخیزد، از جمله آداب مهمان نوازی عشایر کُرد به حساب می‌آید. هنوز این آداب نزد مردم روستاها و عشایر کوچرو پایدار است و برای احترام گذاردن به میهمان از ظروفی چون آفتابه و لگن برای شستشوی دست میهمانان استفاده می‌کنند که این نقوش را در سنگ مزارهای گوران می توان بازیافت.

 - نشانه های اشیاء و ابزار

در میان نقوش سنگ مزارهای گوران می توان انواع وسایل و ابزار مورد استفاده در زندگی روزمره مردم عشایر و روستانشین را شناسایی کرد. از متداول ترین این نقوش تصویر «دارقالی» یا در اصطلاح بومی، «تَوِن» است که به وفور بر روی سنگ گور زنان مشاهده می شود و نشانگر هنرمندی زن گوران در بافت انواع قالی و دستبافت های دیگر است.

از دیگر اشیای به کار رفته در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران می توان انواع سلاح مانند تفنگ، شمشیر، نیزه، سپر و گرز را نام برد که نشان جنگاوری و یار و همراه همیشگی مردان ایل در کارزار نبرد برای دفاع از حریم ایل و مرزهای وطن بودند و به هنگام مرگ یکی از نام آوران ایل، در کنار اسب تزیین شده ی وی، شاهدی بر دلاوری ها و قهرمانی های او در طول حیاتش بودند.

نقوش حماسی و پهلوانی

- نشانه‌های جنگاوری، شجاعت، سوارکاری و شکار

این نقش‌ها بیانگر روزگار زندگی مردانی است که در دلیری، بی‌باکی، شجاعت، جنگاوری، سوارکاری، گذشت و جوانمردی در میان ایل و طایفه کم نظیر بوده‌اند و همچون قهرمانان شاهنامه، زندگی را بر گرده اسب می‌گذراندند و در جنگ‌ها و نبردها یکه تاز میدان بوده‌اند. نقش اسب و سوار در یک طرف سنگ گور و اسب بی‌سوار کتل شده(تزیین یا سیاه پوش کردن اسب متوفی) در طرف دیگر نشانی‌ست از زندگی و مراسم سوگواری یک سوارکار جنگجو. نقش تیر و کمان و سوارکار همراه با سپر و نیزه یا تفنگ در حین شکار بز کوهی نشانی‌ست از گور یک شکارچی جنگاور، نقش سوارکار با تفنگ همراه با چند مرد تفنگچی ایستاده یا در حال شکار نشانی‌ست از گور یک میرشکار. نقش‌های کنده شده بر روی سنگ گورها تصاویری نمادین از رفتارها و ویژگی‌های اجتماعی افراد در زمان حیاتشان بودند. گذشته از اینکه نقوش حجاری شده متأثر از رفتار و موقعیت اجتماعی افراد متوفی بوده‌اند، به گونه‌ای نیز از ادبیات محلی تأثیر پذیرفته اند و تصاویری از مویه‌ها را تداعی می‌کنند که به ذکر چند نمونه از آنها می‌پردازیم:

  اسپت رشه‌دار خوت چو قره‌قُش             داخ ارا سالار توپچی لشکر کُش

(اسبت سیاه و خودت همچون باز شکاری، دریغ و درد برای سالار توپچی لشگرکش)

یه اسپ کیه ها وه زینه‌وه             قطار پر شنگ وشک خوینه‌وه

(این اسب کیست که آماده به زین است و خون بر روی قطار فشنگ‌هایش خشک بسته است) 

 - نقوش سوگ و سوگواری:

در برخی از سنگ گورها تصاویری دیده می‌شوند که صحنه‌هایی از مراسم سنتی سوگواری(چَمَر، پِرسه) را نشان می‌دهند. سنگتراش این صحنه‌ها را با الهام از واقعیت‌های زندگی حجاری کرده است. صحنه زنانی که در حال خراشیدن روی خود هستند، دسته‌ای از زنان که با در دست گرفتن نواری از سیاه چادر به «دس چمر» یا نوعی رقص مرگ مشغولند، همه بر اساس همین واقعیت‌های جاری زندگی نقش شده‌اند. نقوش صحنه رقص دسته جمعی مردان یا زنان(هَلپَرکه) که معمولاً در قسمت انتهایی برخی از سنگ‌گورها کنده شده‌اند، نمادی هستند از جوان بودن و مرگ نا به‌هنگام متوفی که بر روی سنگ گورهای افراد صاحب نام حجاری شده‌اند. نقش‌های یاد شده، پیش از آنکه صحنه‌های سوگواری را نشان دهند نمادهایی هستند که غم و اندوه بازماندگان را به نمایش می گذارند.

نقوش نمادین و اسطوره‌ای

بیان نمادین، ترجمان کوشش انسان است برای پیدا کردن و مادیت بخشیدن به سرنوشتی که از ورای تاریکی هایی که احاطه اش کرده است، می گریزد. نماد جلوه ای است عینی، که واقعیت مجردی را، مجسم می کند. به عبارت دیگر نماد، نشان یا علامتی است که برای تجسم واقعیتی غیر مادی بکار می رود و در معنای کلی، نشانی است قراردادی که جانشین چیز دیگری می شود.

مراسم و آیین‌های مربوط به مردگان و چگونگی برخورد با شخص مرده از رسومی هستند که همیشه باعث ایجاد باورهای نمادین و اسطوره ای شده‌اند. روایت اسطوره ای سرگذشتی قدسی و مینوی است و از افراد یا چیزهای مورد تکریم و احترام در جامعه یی ویژه و از خاستگاه آن افراد یا چیزها سخن می گویند. شناخت اسطوره به معنی شناخت اصل چیزها و دانستن چگونگی پیدایی آنهاست که گاهی از طریق برپایی مراسم بیان می شود.

بیان نمادین و اسطوره ای در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران، دارای جایگاهی ویژه هستند که بی گمان راوی تاریخ و فرهنگ کهن این مردمان است. نقوشی چون شیر و خورشید، شکار گوزن به دست شیر، چلیپاها، نقوش گیاهان، که نمادی از باروری، زایش و زیبایی بودند و اشکال تجریدی دیگر را می توان در این دسته بندی قرار داد.

نقوش سنگ مزارهای گوران و سنت های تصویری تمدن های باستانی منطقه

در روند بازنمایی نقوش سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران شاهد تکرار سنت های تصویری تمدن های باستانی موجود در این منطقه هستیم. چنانچه در فصل سوم به تفصیل توضیح داده شد، سرزمین زاگرس میانی و غرب فلات ایران از هزاره سوم پیش از میلاد تا آغاز دوران تاریخی شاهد حضور اقوام گوتی، لولوبی، کاسی، مانّا و سپس ماد بوده است که هریک به نوبه خود منشاء تحولات فرهنگی و تاریخی بوده اند که گاهی بر تمدن های اطراف خود تأثیر گذاشته و زمانی متأثر از آنها بوده اند. آنچه کمابیش و در طول قرن ها در میان این اقوام ثابت مانده است دسته ای از سنت های تصویری در بازنمایی دنیای پیرامون بوده است که پس از گذشت هزارن سال شاهد حضور آنها در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران هستیم. بیان نمادین، انتزاع نگاری، ساده سازی تصاویر و توجه به عناصر کلیدی موضوع، بازنمایی قراردادی پیکر انسان(چنان که سر و پاها همیشه از نمای نیمرخ و بدن از نمای روبرو نشان داده می شود) و تا حدودی طبیعت پردازی در تصویر حیوانات را می توان سنت های شاخص تصویری در این سرزمین به شمار آورد. همچنین ادامه حضور نقشمایه هایی چون چلیپا، خورشید، نقوش هندسی، حیواناتی چون بزکوهی، اسب، شیر و نقوش گیاهی، شاهدی دیگر از امتداد سنت های تصویری هزاران ساله در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه است.

بازخوانی سنگ‌مزارهای تاریخی گوران

 «کیل»، نمادی از دلاوری، شجاعت و بزرگی متوفی بود که بازماندگان به یاد و خاطره اش برپا می داشتند. میان خصایل نیکوی انسان خفته در گور و کیل سنگی تراشخورده یا سنگ مزارهای منقوش به نقوش حماسی و اسطوره ای، رابطه ای وجود داشت که این رابطه را بازماندگان با برپا داشتن این سمبل یادآور می شدند. خاطره حضور چنین انسانی با برپایی سمبلی برای نسل های بعد گوشزد می شد تا بازماندگان در هنگام لزوم با تکرار این خصایص، جامعه را از خمود و سستی و یکدستی مصون نگه دارند. نمادها در فرهنگ بشری به عنوان زبانی قراردادی و رسانه ای کهن برای ارتباط و انتقال مفاهیم به گار می رفتند، که معانی مورد نظر را با زبانی مشترک بیان می کردند. آنچنانکه در فرهنگ های کهن و اساطیری، برای هر یک از خصایص غیر مادی نمادی را بر می گزیدند؛ کیل ها نیز به عنوان نماد برترین خصایل انسانی (ازدیدگاه انسان کُرد) و تنها برای کسانی که ویژگی های خاص و تعریف شده ای داشتند بکار گرفته می شد. کُردها نیز چون سایر ملل دیرسال در ادامه همان سنت کهن برای مردان و زنانی که بزرگمنشی و سلحشوری وجه غالب شخصیت شان بود، از نمادهایی چون شیر، کل و سوار شکست ناپذیر استفاده می کردند. درجامعه ای که سلحشوری و جوانمردی، نیکوترین صفات مردمانش محسوب می شد، نمادی لازم بود تا آنکس که در زندگی خویش توانسته خود را به این معیارهای پسندیده جامعه نزدیک کند، از دیگران باز شناخته شود. این سنگ برافراشته که مملو از نقوش حماسی، اساطیری و آرمانی بود تبلور صفات والای انسانی جوامع زاگرس نشین بود، نه زینتی بر گور مردگان، که هیبتی برای جامعه زندگان محسوب می شد. در گورستان هر طایفه و آبادی برپای بودن چنین نمادی مایه فخر و مباهات بود. در نظر داشته باشیم که جامعه عشایری یک جامعه مکانیکی به حساب می آید و به همین دلیل خصلت فرد و جامعه جدایی ناپذیر است و هریک از آحاد جامعه صاحب شخصیت و موجودیت اند بنابراین شجاعت و ننگ یک نفر شجاعت و ننگ جامعه محسوب می شد. هرکس که می توانست به این صفات دست یابد پاداش سلحشوری خود را از جامعه می گرفت. چیزی شبیه آنچه به عنوان مدال برای قهرمانان امروزین در نظر گرفته می شود. لذا نظارت اجتماعی اجازه نمی داد تا هرکس به ترجیح و دلبخواه خود و از روی تفاخر بر گور عزیز از دست رفته اش این نماد را قرار دهد. برای این امر نیز کنترل های اجتماعی وجود داشت که پذیرش اجتماعی، یکی از مهمترین این کنترل ها بود. اگر کسی می خواست به گزاف برگور کسان خود کیلی بگذارد قانون نانوشته ای در عرف وجود داشت که شایستگی شخص را تعیین می کرد. قضاوت عمومی مهم ترین عاملی بود که بر این کار نظارت داشت مبادرت به امری خلاف پذیرش جامعه سرزنش شدید را در پی داشت. لذا هیچ طایفه ای بی گدار، سر و کار خود را با چنین قضاوتی نمی انداخت. در زندگی ایلیاتی داستان زندگی هرکس از بدو تولد تا لحضه مرگ چون آینه ای مشخص و در برابر دیدگان جامعه آشکار بود. لذا کسی نمی توانست عزیز «درگذشته» خود را خارق العاده یا چیزی فراتر از آنچه زیسته است جلوه دهد، یا داستانی خلاف واقع از او روایت کند. زندگی ها شفاف و سرگذشت متوفیان در قضاوتی موشکافانه قرار داشت. اندازه و جای گور به تناسب جایگاه و موقعیت اجنماعی فرد در زمان حیاتش بستگی داشت و به همین لحاظ اکثر گورستان ها و سنگ مزارها دارای تنوع در اندازه، نقش و مکان هستند.

منابع و مآخذ

3. احمدی پیام، رضوان. (1388). سیر تحول و تطور مضمون شکار در هنر ایران. کتاب ماه هنر (مرداد 1388): 107-102)

4. اعظم زاده، محمد و پورمند، حسنعلی. (1388). درآمدی بر نحوه شکل گیری نقوش در سنگ گورهای منطقه سفیدچاه. نشریه هنرهای زیبا 39: 102-95.

8. پورکریم، هوشنگ. (1342). سنگ مزارهای ایران. هنر و مردم12: 39-31.

9. پویان، جواد و خلیلی، مژگان. (1389). نشانه شناسی نقوش سنگ قبرهای قبرستان دارالسلام شیراز. کتاب ماه هنر 144: 107-98.

10. تناولی، پرویز. (1388). سنگ قبر. چاپ اول، تهران: نشر بن گاه.

15. خسرونژاد، پدرام. (1377). سنگ های مزار از پنجره مردم شناسی هنر. کتاب ماه هنر 1: 25-22.

16. دانش یزدی، فاطمه. (1387). کتیبه های اسلامی شهر یزد. چاپ اول، تهران: نشر سبحان نور.

18. راسل هینلز، جان. (1383). شناخت اساطیر ایران. محمد حسین باجلان فرخی. چاپ اول، تهران: انتشارات اساطیر.

19. رضایی، مهدی.بی تا. آفرینش و مرگ در اساطیر. تهران: انتشارات اساطیر.

25. فرزین، علیرضا. (1384). گورنگاره های لرستان. چاپ اول، تهران: پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری.

2829. ناصری فرد، محمد. (1388). سنگ نگاره های ایران(نمادهای اندیشه نگار). چاپ اول، مؤلف.

 

 یادداشت :

با سلام خدمت همه دوستان، محقق گرامی آقای کرمی و دکتر احمدی عزیز مدیریت محترم سایت بانزلانی
از دیدن و خواندن این مقاله بسیار خرسند و مشعوف شدم. جای بسی قدردانی و تحسین دارد. بنده به عنوان مدیر مسئول نشر کتاب سرانه آمادگی دارم در جهت بسط و چاپ و نشر این امر به صورت کتاب هر گونه خدمتی را ارائه نمایم. اگر افتخار دهید در خدمت شما هستم. از تماس با من کوتاهی نفرمایید.
تشکر
نشر کتاب سرانه
مهرداد مرادی

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 21:42 |

مردان او نظر     هاکرده کسی مشو او نظر

صد آسیا و سنگ بگیلوش اوسر    کج نبو نه دین تمنای دلبر

با تأسف و تأثر فراوان روز جمعه 12 دی ماه 1393 بانو پری یوسفی همسر گرامی استاد علی اکبر مرادی بر اثر  بیماری در بیمارستان طالقانی کرمانشاه چشم از جهان فروبست. این بانو مهربان و مردم دوست که مدت زیادی با بیماری خود مبارزه کرد سرانجام در مقابل مشیت الهی تسلیم حق گشت. 

از این بانوی مردم دوست چهار فرزند  به نام های آرش، کورش، کاوه و فرانک مرادی به یادگار هست او فرزند مرحوم حیدرخان یوسفی از بانزلانی علیا بوده و در سال 1355 با استاد مردای پیمان ازدواج بستند و در هنگان فوت 54  سال سن داشتند.

در مورد مادر و همسر حرفها و سخن ها بسیار گفته شده است. سامان خانواده به مادران بسته شده است. مطمئاً پشت هر مرد موفقی همسری باوفا و با فکر و اندیشه وجود دارد. استاد علی اکبر مرادی از افتخارات مردم گوران و فرزند این مرزوبوم است که نام و آوازه او از مرزها بیرون رفته است. او بخاطر کار و برنامه هنری و فرهنگی خود بیشتر اوقات از کاشانه  خود بدور بوده است. در این ایام این همسر گرامی که همیشه یار و یاورش بوده و هرگز در راه هدف او کوتاهی نکرده  و سختی های زندگی را بجان خود خریده  است . استاد خود بیشتر از هر کسی می داند چه کوهی در پشت سر اخود بوده است. این بانو در برخورد با مردم بسیار تواضع و مردم دوست و زبانزد خاص و عام بودند.  در وصف این بانو هزاران واژه کم است

روحش شاد یادش گرامی

از طرف خود و کاربران وبلاگ بانزلانی به استاد مرادی و دودمان مرادی و دودمان یوسفی تسلیت می گویم

عکس های از مراسم خاکسپاری ملاحظه می کنید

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ و ساعت 23:23 |
 با سلام خدمت کاربران گرامی وبلاگ بانزلانی

یکی از همکارانم که از وبلاگ من زیاد بازدید می کند از من پرسید وجه تسمه بانزلانی یعنی چه ؟ منظور ایشان چرا این اسم انتخاب شده

جواب سوال این دوست بسیار سخت است . جواب این سوال را از شما هم نیز می پرسم

اما اگر بخواهم از لحاظ لغوی بررسی کنم : بان یعنی دشت زل یعنی تنومند و نیرومند پس اگر نتیجه گیری کنم یعنی دشتی که آدم های نیرومند و تنومند زندگی می کنند نتیجه آخر بانزلانی یعنی دشتی کی دارای افراد قوی و شجاع زندگی می کنند

تا ببینم نظر شما چه هسن؟

نظر اقای عظیم احمدی :
سوال بسيار جالبي طرح شده
من از يكي از بزرگان شنيدم ايشان الان به رحمت خدارفتند . ايشان گفتند جايگاه اصلي روستاي بانزلاني جاي كه الان روستا هست نبوده بلكه دقيقا"روبه روي بانزلاني كنوني در زمين فعلي عبدل حسين يوسفي بوده وباتوجه به موقعيت آن زمينها كه بسيار هم تخت ميباشد درفصولي از سال به خصوص پاييز باد زيادي وزيده وباتوجه به واژه كردي باد شمال و باد زلان آن منطقه بيشتر باد زلان وزيده وبه بانزلان يعني جاي كه باد زلان زياد در آنجا درجريان است .خدارحمت كنه ازفرمايشات مرحوم ياركرم ناصري . البته ايشان گفتند من درجاي شنيدم كه شخصي سربزرگ (ياهمان سرزل ) روزي از اين منطقه عبور كرده ودرهمان جا نيز سكونت كرده واين واژه ممكنه ازاين هم نشات گرفته باشد ولي خودش زياد به اين مطمئن نبود .

نظر آقای امید:

من از بدر بزرگم برسیدم این طور ب من گفت که ی قسمتی از تبه روبه رو روستا بر نی زار بوده ب خاطر همین اسمشو بانزلان گزاشتن .

 

 

به مناسبت شب یلدای امسال یک شب را در غار شاه فتح اله ( مر شاه فتح اله کرنجیر در ارتفاع 2200 متری) گذراندیم جای شما خالی. بسیار خوش گذشت . هدف ما از این شب ماندن در کوه یادآوری زندگی سخت پیشینیان بود خواستیم بدانیم آیا می توان فقط  و فقط یک روز مثل آنها زندگی کرد .

 ولی دوستان باور کنید برای ما ها که به این زندگی راحت عادت کرده ایم دیگر غیر ممکن است بتوانیم به آن زندگی برگردیم

اما به نظر من خوب است هر از گاهی آن زندگی را تجربه کرد. برای روحیه ما هم که شده بسیار خوب است

چند عکسی از این شب به یاد ماندنی برای شما عزیزان می گذارم

همیشه شاد باشید. تماس بگیرید نظر بدهید پیشنهاد ارائه کنید. منتظر محبت شما ها هستیم. این وبلاگ مال من نیست به شما تعلق دارد.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۳ و ساعت 11:22 |

با سلام و عرض ادب  و احترام

مدتیست بخاطر جابجایی در سایت مکاتبه تمام عکس های وبلاگ با مشکل مواحهه شده است ضمن پوزش از شما عزیزان در اسرع وقت این مشکل برطرف خواهد شد


تقاضای همکاری

بارها گفته شده است این وبلاگ به هدف خود نخواهد رسید مگر با همکاری شماها. من واقعا تعجب می کنم. با این همه تعداد کسانی که در منطقه خصوصا دو روستای بانزلانی که ماشا اله و صد ماشا الله همه دارای مدرک تحصیلی  عالی و دانشگاه رفته ....چرا خاموش هستند چرا مطلبی ندارند چرا قلم نمی زنند . می دانم همه گرفتار هستند و شاید من از همه گرفتار تر : بگذارید صادقانه عرض کنم الان که این مطلب را می نویسم در خوابگاه دانشجویی هستم چند روز دیگه باید به کرمانشاه بیایم  یک هفته بعد به تهران بروم مجددا به شهر اهواز بیایم و همینطور دور دور .......

پس من از همه گرفتار تر  می دانم این روزها همه به نوعی دقدقه شغل و بیکاری دارید . مشکلات زیاده شده اما تمام این مسائل باعث نمی شود از فکر و اندیشه و قلم  باز بمانید

من این وبلاگ را با قدرت راه اندازی کرده ام که همه در آن سهم داشته باشند  خوشبختانه در این 5 سال ا جای خود را باز کرده است و آمار بازید در یک روز از مرز 290 نفر گذشته است و تا کنون 35 هزار بار از آن بازید شده است در تمام موتورهای جستجو از جمله یاهو گوگل و سایر کاوشگرها نمایه شده است.

سخن را کوتاه می کنم و از شما فرهیخته گان تمنا دارم مطالب تاریخی خاطرات مقالات و هر آنچه که فکر می کنید برای کاربران بانزلانی مفید است ارسال کنید

هر گونه نقد و انتقادی دارید می پذیرم . تا کنون هیچ گونه بی حرمتی را از کسی ندیدم  و همه شماها به من لطف دارید  به حق مردمان فرهیخته و با ادب و با فرهنگ داریم و در تابستان آینده در مسابقه وبلاگ نویسان روستایی ایران شرکت می کنم .

خواست بدانید هر گونه افتخاری کسب کنم مال من نیست مال شماهاست

منتظر همکاری شما همچون سال های 88 و 89 هستم

اولین چراغ را روشن می کنم شعری از ادریس مرادی از بانزلانی پایین تقدیم شما می کنم

دوست دار شما حمید احمدی: مدیر وبلاگ بانزلانی  


مرغ وصل تو له دسم چین              بال گردن نه لام پیم معلوم بین
پیم معلوم بین فراغت وی طور        آما له بختم خم و جفا و جور
ساقی جامی در له باده گلرنگ       با خم رَم کرو ساتی نوم دلتنگ
با دَمی دوران بیاوو و کام                     رَم کرو له سر عقل و هوش و فام
ساقی بادگت با عقل رِمن بو          زیاد کر عشق دُشمن شکن بو
عقل بکروم رَم جامه بخم دویر        عقل بی و حجاب جمال پر نویر
عقل بکرو رَم پاره کَم جامه       شقه له بال دَم و شادکامه
دله ی کوس کفته ام دایم نالانن          چَم وه وینه هور پر له وارانن
آقا سا دخیل بالات بنمانه        بلکم خَم له بان دلان نمانه
ادریس کمترین کَلب جارو کیش       امیدوار وه توم نَوم وه دل ریش


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ و ساعت 21:33 |
 با رضایت به تقدیر و مشیت الهی امروز جمعه چهارم بهمن 1392 شادروان عبداله دشتبان از خاندان سلیمانی و ناصری در سن 72 سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.
از طرف مدیریت و کاربران وبلاگ بانزلانی به فرزندان مرحوم آقایان یدالله، نعمت، حشمت و هوشنگ و همچنین برادران آن مرحوم  تسلیت می گویم

نام عبداله دشتبان برای بسیاری از مردم گوران و قلخانی نامی آشناست . این مرد خدا در اوایل انقلاب اسلامی با راه اندازی دکان مواد غذایی و احناس دیگر، خدمت شایانی به مردمان روستاههای اطراف کردند. شاید این عمل در این شرایط آسان باشد ، اما واقعیت این است خدمت ایشان در آن شرایط به حق نوعی احسان کردن بود.  در آن سالها که  مدرسه راهنمایی شهید باهنر بانزلانی پذیرای 700 دانش آموز از 20 روستا در منطقه بود مرحوم دشتبان با راه اندازی این کاسبی نمی گذاشت دانش آموزان روستاهای اطراف شکم گرسنه بمانند. به حق خدمت ایشان  با آن شرایط سخت که وسیله  نقلیه بسیار کم بود از نوع خود بی نظیر بود . ما باید در هر خدمتی شرایط را در نظر بگیریم بعد قضاوت کنیم.
 هم اکنون این کاسبی به حمد خدا توسط فرزندان ایشان همچنان بعد از گذشت 35 سال پا بر جا است.
مرحوم دشتبان مردی خوش اخلاق و بسیار خونگرم بود تا آنجا که من بیاد دارم با هیچ کسی قهر نبوده است همه او را دوست داشتند .
به نحوی نگهبان روستا بود از خدمات او در طول مینی بوس رانی گرفته تا خبر کردن مردم در هر امر خیر و شری .......

در اینجا عکسی که 3 سال پیش با دوربین شخصی از او گرفتم به یادگار در این صفحه دیجیتالی هک می کنم. باشد یادش همیشه در خاطره ها بماند.

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ و ساعت 23:29 |

سلام و گشت عزیزان:

چند بیت شعری کردی تقدیم به شما می شود. هدف از این کار حفظ زبان کردی است . ترجمه این اشعار در کنار شعری اصلی آورده ام امیوارم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.


  شعر                                 معنی به فارسی

دنيا فانين داودگيان                       دنيا فانی است ای داود

هرحق باقيين داود گيان                   هرحق باقی است ای داود

وبی کسان کس وبی کس مردم              برای بی  کسان کس هستی

له لطف وکرم علاج که دردم               ازلطف کرم خودت دردهايم علاج نما

کس خورنيری دردم چه درده            هيچ کس خبرندارد که دردم چيست

قرچه جرگمن چون عزيزمرده             چون عزيزمرده جگرم می سوزد

رحمت بای ودل سوخته بريانم             رحمی بنما به اين دل سوخته وبريانم

روشن کرچراغ ديده گريانم                   روشن بنما ديده های گريانم

خصوص له مجلس نيازياران               مخصوص در محفل نياز نيازمندان

حق نما وحق بين شو زنده داران     ای که قبله حق جويان وشب زنده داران هستی

نه قوم نه برا نه کس وکارن              نه قوم وخويش ونه کسی ديگر

اميدم ولطف پروردگارن                 اميدم تنها به لطف توست ای پروردگار

پس وکوبچم رووکی بارم             پس کجا بروم وبسوی کی بروم

کی چاره مکی چاره ناچارم         چه کسی گره کار فروبسته ام رامی نمايد

لاشم چون غريب بسپارن وخاک          جسدم چون غريب درخاک دفن نما

بسپارين ودست فردتنيای تاک      به دست ذات خداوند ويکتای بی همتا بسپارند

 

شاعر :  سيد صالح ماهيدشتی

 


شوري به سرم كويته لم مستي  چاوه   لم جيگه نه نيشم مگر او جيگه شراوه

ترجمه: از آن مستی چشمان تو شوری در سردارم     جاييی نمی شينم مگر جای که شراب انطهوری باشد

 ئه م زلف و رخ دلبره يا ليل و نهار        يا هوره رشی پرده وشی بانی ، هتاوه

ترجمه: اين زلف و چهره دلبراست يا شب و روز     يا اينکه ابر سياهی ات بر گونه آفتاب

رخسار تو وک مانگ و دو زلفت  و کو عقرو   هر حن که قمر عقروه راضيم به قضاوه

ترجمه : چهره تو چون ماه و زلفان تو چون عقرب   هرچند که ماه در عقرب است اما به اين قضا راضيم

 بسوزی دلمه باعث تاوو وکولی گريان        معلومه که اگرسببی جوششی آوه

ترجمه سوز و گداز درونم باعث روانی گريه ميگيرد      معلوم است که آتش موجب جوشش آب می شود

 ايدل گذری که و کمر تاشی فه رهاد        بين ناله کی ايژ  نه وی  لودل کاوه

ترجمه : ای دل به کوه تراشی فرهاد گذری بنما      ببين نناله کسی  است که دل را کباب می نمايد

 ماچان که غزالان چرنی شوره زمينه     پس آهوی من چيشه که له م جيکه رماوه

ترجمه : می گويند غزالان می چرند در شوره زار           پس غزان من در اين مکان مانده است

شاعر:   مرحوم حضرت سيديعقوب ماهيدشتی



شعر                                                معنی به فارسی

درمان زامان درده کی کاريم                 درمان زخمهای درد بدون درمانم

هام راز ناله ی  شوان بيداريم                 همراز ناله شبهای بيداريم

راحتی جسته ی  مينت بارکم                   باعث راحتی جسم خسته ام

درمان دله پر جه خارکم                            درمان دل پر از خارم

نامه هديه دوستانت ياوا                           هديه و ناله دوستانت رسيد

تصديعت کيشا خيلی مال آوا                      زحمت کشيديد خانه ات اباد

رويه بزرگيت و جا آوردن                        روش بزرگی را بجا آورده ای

غريب نوازيت ظاهری کردن                      غريب نوازی را ظاهر نمودی

دل هرو محبت ميل توشادن                   دل تنها با محبت و ميل تو شاد است

ای تعارفه جه لام زيادن                         اين تعارف برایم زياد است

پی تو خاطرم پر نشين خارن                      بدون تو خاطرم آزده است

پی تو زندگيم چون ژار مارن                    برای تو زندگی چون زهرمار است

 

نام شاعر : مولوی کرد


        شعر                               معنی به فارسی

   همسران شورن همسران  شورن        ياران شوريده ام ياران  شوريد ه ام

 وعشق مولام کلم پر شورن                 به عشق مولايم کله ام پر از شوق است

عا لم علي تجلای نورن                       عا لم متجلی از نور است

ذات و صفا تش هر جا ظهورن            ذات و صفاتش هر جا  آشکار  است   

پيروان مولام مست طهورن                 شيعيان مولايم  مست باده انطهوری هستند  

واعمال ويشان شاد و کيفورن               ا ز اعمال خودشان شاد و سر حال هستند

يا حق خوار نکی يا حق خوار نکی          ای خداوند خوار نکنی

بندگان درگات هرگز خوار نکنی            هيچوقت بندگان خود را خار نکنی

جسته ناتوان  کفته کار نکی                 جسم ناتوان را کار افتاده نکنی

مبتلا و درد و گرفتار نکنی                   به درد مبتلا و گرفتار نکنی

معنوصفتان و مادی نکی                     مردان معنوی را دنيا خواه و مادی نکنی

خاکی خلقتان و بادی نکی                  مردان خاکی طينت را تابع هوا و هوس نکنی

شخص فرزانه ديوانه نکی                   شخص فرزانه را ديوانه نکنيد

وپند و عبرت زمانه نکی                    آنان را عبرت زمانه قرار ندهيد

گره گشايی و مشکل نکی      تو گره گشا هستی و اميد است بری ما مشکلی بوجود نياوری

و حقانی ويت حق باطل نکی      با حقانيت خودت حق را باطل نکنيد

مران حقت درمانده نکی              مردان حق را درمانده نکنی

و درگای رحمت شرمنده نکی           از لطف خودت آنان را شرمنده ننمايی

 

شاعر : مرحوم قاسم برنجی


   شعر                                          معنی به فارسی

 اول کارم نام علين                            آغاز کارها نام علی است.

کان و مکانم فضل علين                      کان و مکانم با فضل علی است.

برد و بنچينه بنيام علين                     پايه و اساس نام علی است .

تاريکی و روشن دنيام عليين              روشنی دهنده تاريکهای دنيا نام علی است.

سررشته و سامان دست علين                 سررشته حيات وسامان دهنده زندگی علی

آسمان و زمين شصت علين                  آسمان و زمين

طلسم جهان نام علين                         طلسم دنيا بنام علی بسته شده

ساقی دوران نام علين                     ساقی همه دورانها علی است.

پادشای شاهان والا علين                     پادشا و امير تمام شاهان علی است.

رحمان و رحيم اعلا علين                    اعلاترين بخشنده ها علی است.

هر چه هن ياران لالا علين                   هر چه هست تک تک نام علی است .

اديب ارکان رفتار علين                  اديب علی است و سرمشق علی است.

کاتب کتوب گفتار علين                       کاتب قرآن علی است .

سلطان مردان يا علی حق يا علی هو يا علی     پادشاه مردان ای علی حق هستی يا علی .

شفای کل دردان يا علی حق يا علی هو يا علی    شفای تمام دردها هستی يا علی.

 شاعر: مرحوم درويش فارغ


ادامه دارد.....


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ و ساعت 23:24 |

 با سلام  خدمت همدیاران گرامی

خدمت به خلق همیشه افتخاریست که نصیب خوبان می شود . انسان دوستی معیار و اندازه نمی خواهد هر مسئله ای که باعث شود انسان های دیگری را از کار انسان دیگری خوشحال کند، خدمت به خلق است .

معلم دلسوز و پژوهشگر  دیارمان جناب آفای فریدون فرامرزی از همدیاران منطقه اخیراً دو کتاب ارزشمند در حوزه ریاضی ( ریاضی1و 2) را برای فهم بیشتردانش آموزان تالیف کرده اند . ضمن تبریک به  این پژوهشگر ارجمند، دانش آموزان و داوطلبان کنکور ریاضی را به تهیه این کتاب ارزشمند دعوت می کنم .

این کتاب هم اکنون در کتابفروشی ماد واقع در میدان آزادی جنب  ترمینال شماره 2 (داخل کوچه) به مدیریت جناب آقای جوادیان عرضه می شود .




+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ و ساعت 10:21 |


معرفی نشر کتاب سرانه

نشر و انتشار فعاليتيست كه مستقيم با قلم سرو كار داشته و در زايش فكر و انديشه نقش بسزايي دارد. استان كرمانشاه در زمينه فعاليت هاي نشر فقير است. تا آنجا كه در سال هاي نه چندان دور تعداد انتشارات در استان از پنج انگشت دست فراتر نرفت. اما در سال هاي اخير شاهد فعاليت هايی در اين حوزه بوده ايم. در حقيقت پرداختن به نشر آثار علمي كه حركتي در جهت زايش فكر و دانش است، كاري بسي سخت و دشوار است. علت يابي اين بحث نياز به وقت و فرصت ديگري دارد كه در اين جا نمي گنجد. يكي از ناشران پر تلاش سال هاي اخير در استان كرمانشاه نشر سرانه است.  

نشر کتاب سرانه در زمستان سال 1389 با اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 9698 با مدیریت و مسئولیت جناب آقاي مهندس مهرداد مرادی در استان کرمانشاه به آدرس کرمانشاه، خیابان آیت الله کاشانی (دبیر اعظم)، مجتمع تجاری میرداماد، طبقه آخر، واحد 139 پا به عرصه فعالیت های فرهنگی در زمینه چاپ و نشر کتاب نهاد. این موسسه با وجود شرایط نامطلوب طی سه سال بالغ بر 40 عنوان کتاب در زمینه های مختلف و بیشتر کتابهای ادبی به چاپ رسانده است. این در حالی است که بیش از 10 عنوان کتاب نیز از سوی ممیزی کتاب قادر به دریافت مجوز نشده اند. ضمناً 18 عنوان نیز در دست چاپ قرار دارد. این نشر به منظور تشویق مولفین همواره نسبت به پخش کتابهای چاپ شده در مراکز پخش کتاب و نیز شرکت در نمایشگاههای مختلف اقدام نموده است. همچنین برای معرفی نویسندگان و اثر های آنها از طرق مختلف از جمله اطلاع رسانی از طریق سامانه پیامک کوتاه، رسانه های جمعی از جمله رادیو کرمانشاه، نشریات محلی و ملی نظیر هفته نامه کتاب اقدام  شده و خوشبختانه با یاری ایشان توانسته ایم نویسندگان را به مردم عزیز معرفی نماییم. این نشر به منظور تولید کتاب با بهترین کیفیت و قیمت تمام شده مناسب مطابق خواست مشتریان از مجربترین افراد در زمینه حروف چینی، ویرایش، صفحه آرایی، طراحی جلد، چاپ و پخش کتاب بهره بگیرد. طبق خط مشی این نشر هیچ گاه کیفیت در گرو هزینه بوده و نخواهد بود. این نشر تاکنون دو بار از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه به خاطر فعالیتهایش با ارائه لوح تقدیر و جوایز نقدی مورد تقدیر و تشکر قرار گرفته است. نشر کتاب سرانه همواره به عنوان یکی از سه نشر برتر استان کرمانشاه در بخش خصوصی شناخته شده است. علی ایحال، نشر کتاب سرانه افتخار می کند در خدمت هموطنان گرامی در هر زمینه ممکن باشد.

مدير پر تلاش اين انتشارات فردي فرهيخته است كه خود سال هاي زيادي از طريق تأليف و ترجمه آثار در خدمت حوزه نشر بوده است.

اين انتشارات آماده همكاري با شما عزيزان در نشر آثار خود مي باشد.

براي اين پژوهشگر آرزوي تندرستي و موفقيت دارم

مدير وبلاگ بانزلاني
+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ و ساعت 1:53 |

عمر طولانی نعمتی است که خداوند تعالی آن را به هر کسی عطا نمی کند . کسانی که از این نعمت در اوج سلامتی برخودارند حتما بدانید رازی در آن نهفته است .

روز پنجشنبه مادری با فضیلت و با وقار که از خداوند 92 سال عمر گرفته بود سر انجام به پیش او برگشت . این بانوی با صلابت کسی نیست جزء بانو مرحومه طلا خانم محمدی همسر مرحوم کد خدا فرج اله مرادی از روستای بانزلانی.این مادر دارای 8 پسر و و یک دختر می باشد . همچنین او دارای 44 نوه، 42، نتیجه و 3 نبیره است تا زمان فوت هیچ گونه بیماری نداشته و به پزشکی هم مراجعه نکرده است.

امید است خدا این عمر طولانی  را نیز به فرزندانش عطا کند.


ضمن عرض تسلیت به این خانواده مرادی، چند نکته که قبلا به طور مفصل در مورد آن بحث کرده بودم به طور خلاصه بازگو می کنم:

نکته اصلی  تشریفات مراسم ختم است که با شرایط امروز دیگر سازگار نیست  و با توجه به نظر خواهی که قبلا صورت گرفت اکثریت مردم راضی به این شیوه برگزاری مراسم ختم نیستند

اکثریت مردم به طور خود جوش اگر در توان شان باشد در مراسم خاکسپاری و مسجد یا همان سه روزه شرکت می کنند و در این خصوص دعوت نمی شوند . اما پرشور برگزار می گردد و ظیفه انسانیت حکم می کند شرکت کنیم.

اما به اعتقاد من  که مطمئن هستم اکثریت نظر من را نیز می پذیرند ، بر این اصل حکم می دهند که سایر مراسمات باید حذف شود یعنی گرفتن هفتم ، چهلم و سالگرد فوت نبایستی با این شیوه امروزی  برگزار گردد . این مراسمات با این حالت چیز جالبی نیست . کما اینکه در خیلی از ایلات و عشایر کرمانشاه مانند ایل بزرگ کلهر  این مراسمات کاملا حذف شده است .

 این مراسم جای خود برگزار گردد اما نه به شیوه امروز .

پیشنهاد اینجانب که قبلا هم مطرح کردم و طبق نظر خواهی اکثریت موافق آن بودند این است که؛  هفتم، چهلم و سالگرد راس ساعت 2 الی 4 بعد از ظهر یا بر سر مزار و یا اگر مقدور نبود درب منزل برگزار گردد.

رسم و رسوم در گذر زمان تغییر می کند . اگر بزرگان بیاد بیاورند تا چند سال پیش همین مراسم در 7 روز تمام برگزار می شد و مردم با آوردن پرسانه  برای خانواده معذا خود را در غم آنها شریک می دانستند. با سخت  و پیچیده شدن جوامع این رسم جوابگو نبود و آن را به شیوه امروزی برگزار می کردند.

این تغییر بسیار خوب بود اما در حال حاضر آن نیز جوابگو شرایط امروز نیست پس بایستی تعصب را کنار گذاشت و  به فکر معیشت بازماندگان بود .

اگر اصل و حقیقت را ملاک قرار دهیم هیچ یک از این مراسمات ربطی به متوفی ندارد و فقط و فقط برای بازماندگان است که با روح و اصل ماجرا در تضاد است.

خواهشمند است اگر نظری در این خصوص دارید بیان کنید

با تشکر مدیر وبلاگ بانزلانی


تشکر و قدردانی نوه مرحوم ، جناب آقای حبیب اله مرادی از مردم:


اینک که دست طبیعت، بهار زندگی ما را به برگ ریزان خزان بدل کرد
و گل سر سبد زندگی ما رابه دیار باقی برد
و روح بلند مادری مهربان، خیر و عاشق پاکباخته اهل بیت (ع)
مرحومه مغفوره شادروان طلا خانم محمدی
را با خود به پرواز در آورد و به ملکوت اعلی فرستاد
و همه را در ماتم و سوک ابدی نشاند، به حکم ادب و حق شناسی،
بدین وسیله از همه عزیزان، سروران، دوستان، آشنایان، اقوام
که بازماندگان را در تحمل این مصیبت یاری بخشیدند
و با حضور آرامش بخش و دلسوزانه خود، مورد تفقد قرار دادند
و یا با تلفن، پیامک، نمابر، ارسال اعلامیه، ایمیل، پارچه نوشته،
درج آگهی در مطبوعات ی با نثار تاج گل و حضور خود
مرهمی بر قلب داغدارمان بودند، صمیمانه تشکر می کنم.
همچنین نظر به این که به علت تالمات روحی فراوان و کثرت بزرگواران،
قادر به قدردانی حضوری و تلفنی نشده ام،
یک بار دیگر دست همه شما را می فشارم و می بوسم
و دست دعا به امید اجابت به درگاه خداوند بزرگ بلند می کنم
و سلامتی و بهروزی همه شما را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ و ساعت 13:37 |

چله بزرگ:


هوا در اين دو سه روزه بسيار سرد  شده است به قول شاعر هوا بس ناجوانمردانه سرد است.سرمايي خشك كه تا مغز استخوان نفوذ مي كند .و اين نشان از  چله بزرگ است .و اما شايد از خود بپرسيد اين اصطلاح چله بزرگ و چله كوچيك چيه؟

در ايران باستان ،مردم فصل تابستان و زمستان را كه سه ماه يا به عبارتي نود روز طول مي كشدبه سه قسمت تقسيم مي كردند .بصورتي كه چهل روز اول تابستان را (يعني از اول تير تا دهم مرداد )كه اوج گرما بود چله بزرگ تابستان مي ناميدند و از دهم مرداد تا اول شهريور كه نصف چهل روز اول (يعني بيست روز ) بود را چله كوچك مي ناميدند.شهريور ماه را كه طبع هوا تغيير مي كرد و هوا از وضعيت گرماي تابستان به طرف پاييز متمايل مي گشت را جزء فصل بعدي مي دانستند.

همين حكايت براي زمستان هم مصداق دارد.به عبارتي قدما چهل روز اول فصل زمستان(اول دي تا دهم بهمن)را كه سرماي شديد و سوزناكي پديدار مي گشت و از نظر زماني طولاني تر (چهل روز)بود را چله بزرگ نام نهادند.و از دهم بهمن تا اول اسفند كه از نظر زماني نصف چله بزرگ مي باشد را تحت عنوان چله كوچك قلمداد مي كردند.از اول اسفند كه سردي هوا رو به كاهش مي گذاشت و كم كم سبزه ها در دشت و دمن پديدار مي گشت را به اصطلاح عشاير(به حساب مالدار) شروع بهار مي دانستند.

اگر توجه كنيم اين تجربيات پيشينيان امروزه تا حد زيادي با يافته هاي امروزي علمي هواشناسي نيز منطبق مي باشد. زيرا در ابتداي چله بزرگ تابستان يا زمستان،ميزان تمايل خورشيد به ترتيب:بسيار كم  و زياد مي شودو يا طول شب و روز  تغيير مي كند.(اول تابستان طولاني ترين  طول روز و اول چله زمستان كوتاهترين طول روز).

به هر حال اين يك دقيقه اي كه شب اول زمستان(چله بزرگ) نسبت به شب قبل از آن طولاني تر است .و ما آن را جشن مي گيريم به ما مي آموزد كه يك دقيقه زمان هم براي با هم بودن نيز غنيمت است.

منابع:

منابع پراكنده در وب و ديدگاه چند متخصص در حوزه ايران باستان


           در تقويم كردي بعد اتمام چله بزرگ بهار كردي آغاز مي شود


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه ششم دی ۱۳۹۲ و ساعت 10:43 |
روز به روز منابع آبی ایران کاسته می شود . در آینده بحران آب جدی می شود . ایران بر روی کمربند خشکسالی قرار دارد.

آب را باید مدیریت کرد :

آمار بارندگی منطقه گوران از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۱

این آمار واقعیت های خشکسالی را به ما گوشزد می کند


برچسب‌ها: با
+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ و ساعت 16:20 |

با کسب جازه از آقای مروتی

میرزا حسین بانیارانی کیست؟

میرزا حسین سهرابی بانیارانی (فردوسی گوران):

 زنده یاد میرزا حسین سهرابی  درروستای بانیاران گوران زندگی میکردند واشعار وی در مدح بزرگان وحال وهوای درونی وعشق به حق و... بوده است 

وسختیها وتبعیدهای زیادی را متحمل شده است

شخصیتی  بسیاز توانمند که آنقدر زیبا شعر می سروده  که به وی لقب فردوسی گوران را داده اند .   

فلک فن نکی                                  دسم  و دامانت  چنم   فن نکی

 چون  جرده  رای   قافلم  نکی             بن چینه  و یانم   ریشه کن  نکی

 چون تجار  دانم  غرق  آو  نکی            کشتیم  گیر دام  و  گرداو  نکی

چون درویش برگم وکلپوس نکی            ورد   زوانم   و  یا  دوس  نکی

 سر تا پای برگم  سفید پوش نکی            خاک  الحدم  و ژیرگوش   نکی

تخته سنگ وفرش بالا پوش نکی           ویلی   کلفتم     فراموش    نکی

بساطم  و خاک     سیا تار  نکی           هاو  دمی  یاران  لیم  بیزار  نکی

تو راحم   رحم  من  گنام   کردن         مبو   نه   تقصیر    بندت   ویردن

اگر   نکردم     خاطرت  ریشن           هنی    تفاوت  من  و  تو    چیشن

تو   راحم   رحم   صبور  ستار         من ایجاد نه خاک عاصی عصیان بار

توهاید  و روی  چرخ  هفتمینوه          پی   قصد   چن   کس   و    کمینوه

من  افتاده   خاک    و   خمینوه           دیدم       نمناکی    و       اسرینوه

صرف   نظر  کی  گنای  ویردم           پیر و  پشیو حال      ویلان   هردم

یه دی  کی  قانون  آقا   و نوکره          کی  شرط   انصاف  رعیت  پروره

التجام    ایدن    کارساز    کریم            هم   شادم    بکی  و  وطن     ویم

حسینم  غریب   کردستان   زیدم            غیر  نه  ذات   تو    نین      امیدم

سهرابی  گناش   نه  حد    ویردن          امیدش و دست    شهنشای    شرطن

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ و ساعت 2:25 |

خدایا
گوش کن به التماسهای من
شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام دست نیاز دراز
مرا گوش کن ، مرا بپذیر که جز تو ندارم قبله ای برای راز و نیاز

راز این داغ نه در سجده‌ی طولانی ماست
بوسه ی اوست که چون مُهر به پیشانی ماست
شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار
باز هم پنجره ای در دل آسیمانی ماست


هر لحظه به شکلی بت عیار  بر آمد     دل برد و نهان شد

هر دم به لباس دگر آن یار برآمد          گه پیر و جوان شد

گه بر تک صلصال معانی فرو رفت      غواص معانی

گاهی ز تک کهگل خار برآمد               زان پس به جهان شد (مولوی)


در حلقه کردانست مولای طریقت       جمع کرده غلامانش با رتبه معرفت

توحید بنا نهاده است دستگاه حقیقت        پس کرده مدینه و اهل بدیعت


    عید خاونکار (خوانکار یعنی خدای بلند مرتبه). که مصادف شده با سرور سالار شهیدان حسین ابن علی(ع) به تمام عارفان و سالکان و راهروان راه علی تهنیت باد.

امید است در سایه رحمت پیامبران ، امامان  و پیران حقیقت و به برکت کشور عزیزمان ایران  با مدیریت مسئولان و رهبر عزیز انقلاب  همیشه در صلح و آرامش بتوانیم در کنار هم برای سربلندی ایران زمین  همچنان تلاش و کوشش کنیم . 

آمین . حق  و حقیقت نگهدارتان

مدیریت وبلاگ بانزلانی

 

            

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ و ساعت 23:51 |

وجه تسميه ايل گوران

ویرایش :حمید احمدی

منابع: http://hossainpari.blogfa.com/post-33.aspx

گوران نام منطقه‌ای در استان کرمانشاه است. مردم این منطقه به‌ ‌گویش کردی گورانی تکلم می‌کنند. گوران یکی از ایل‌‌های بزرگ ایران در گذشته باستان و حال بوده است که در شاهنامه فردوسی از آن یاد شده است و هم اکنون مرکزیت یارسان می‌‌باشد. در گذشته طایفه‌های سنجابی قلخانی حتی از شمال تا نزدیکی کنگاور دینور از غرب تا نزدیکی خانقین جنوب تا ایلام و شرق رودخانه سیمره.

پژوهشگران عقیده دارند که گورانی‌‌ها یکی از طوایف کرد هستند.

در مورد معنی و ریشه‌‌یابی نام «گوران» اتفاق‌‌نظر وجود ندارد و نظریه‌های متفاوتی هست، مانند اینکه این اسم از "گبران" گرفته شده است و بعدا تغییر پیدا کرده است و یا اینکه از "گواران" به معنی خوش آب و هوا گرفته شده است. که دومی صحیحتر به نظر می‌‌رسد (هرچند که روشن نیست چگونه «گوران» معنی «خوش آب و هوا» پیدا می‌کند. معانی دیگر گوران: آتشین، وابسته به آتش و نام تیره‌ای آریایی. با توجه به این که آتش در نزد مردم گوران مقدس است، بنابراین به نظر می‌‌رسد که معنی سوم صحیحتر باشد. البته گوران در زبان کردی هم معانی دیگری دارد. > گوران > گوریان > که معنی لغوی فارسی آن به این ترتیب است.

تغیر دهنگان > تغییر داده شده . و در کل به معنی کسانی است یک سری تغییرات اساسی در آنها به بوجود آمده باشد.(که ممکن است این تغییرات از لحاظ فرهنگ ، دین، زبان، جغرافیا، یا... باشد). البته در حال حاضر عمده ترین تغییری که در این ایل بزرگ روی داده است گرویده شدن مردم این دیار به دین یارسان می باشد. ولی چون این تحول بزرگ در 8و9 صده قبل روی داده است و ایل گوران یا منطقه گوران قدمتی خیلی بیشر از این دارد احتمال اینکه به خاطر این تحول این اسم را برای این منطقه یا ایل برگزیده باشند کم است.  

وجه تسميه :

سرزمين گوران و ساكنان آن از محدوده‌هاي كهن سال ايران بزرگ است كه داراي حكومت و قوانين اجتماعي و آئين و زبان ايراني بوده است ، چنانكه شاه سرزمين گوران «گورانشاه» دلاوراني به سپاه كيخسرو فرستاده بود؛ تابا افراسياب نبرد كنند .

دو تن نيز بودند همرزم سوز چو « گوران شه » آن گرد لشكرفروز

كه اگر تعبير به تعصب نشود ؛ بايد آن كرد لشكرفروز باشد كه نظر استاد ملك الشعراء بهار نيز درمورد واژه (گرد) همان (كرد) است .

نيكيتين مي‌نويسد: عشيرت اصلي گوران كه خانواده (سلطانها) بر آن فرمان مي‌راندند، بسيار قديمي است و "سون" ادعا مي‌كند كه اصل و نسبش مستقيماً به بهرام گور مي‌رسد .

اما معمرين ايل نيزخود را از بازماندگان گبران مي‌دانند كه در اصطلاح امروز كردي واژه گبر به بزرگان اطلاق مي‌شود و بزرگ را «گورا» مي‌گويند.

مينورسكي در رابطه ميان دهقاناني كه در كردستان گوران ناميده مي‌شوند و ايل گوران ترديد كرده است ( Minorsky : 78) . اوبه دنبال دخويه وجه تسميه ايل گوران گاوبارك ، گاباره (= گاوسوار) گوران مي‌داند كه منابع اوليه اسلامي به صورت جابارق – جورقان – گورانان آمده . بنابراين به نظر او وجه گبران – گوران محل ترديد است و مي‌گويد : ظاهراً اصل اين قوم از گيلان مي‌باشد.

اگرچه گيلاني هم باشند ، كرد و ايراني هستند و گيلان غرب كه ازمراكز كلهر و جزو تيره‌هاي اوليه گوران بوده‌اند و اگر گيلان در شمال ايران نيز باشد به عقيده گزنفون وسپايزار و سيدني سميث از اكراد خاورزمين جزء اكراد و از طوايف ماد هستند .

ديگر آنكه واژه گاوبارك (= گاوسوار) بيشتر با سير تطور واژه گاواره، گهواره ( گواره، غواره) كه نام يكي ازمراكز گوران است ؛ مطابقت دارد تا كلمه گورانان ، ضمناً لازم به ذكر است كه دراصطلاح كردي، بيگانه را "غواره" مي‌گويند و شايد ساكنان اصلي و اوليه محل مزبور فقط غير كرد بوده‌ باشند كه در بين گوران محل آنها به (گاواره) شهرت يافته و تطور پيداكرده است . مينورسكي نيزحدسيات خود را برهمين اساس استوار كرده باشد كه تسري امر جزء بر كل منطقي نيست . ديگر گاوباره ، لقب جيل بن جيلان شاه حاكم گيلان و طبرستان بزمان يزدگرد بن شهريار پادشاه ساساني ونيز بر قسمتي از مازندران (كجوروتنكابن) و گيلان و ديلمغان اطلاق مي‌شد.

طايفه گوران تفنگچي:

چون طايفه مزبور دسته مقدمه الجيش فوج و تيراندازان با تفنگ آتشين و گلوله ورشو بوده و در ين امر مهارت تمام داشته‌اند ؛ به تفنگچي اشتهار يافته‌اند .

طايفه جاف گوران :

سابقه گسستن طوايف (نيريژي، طايشه‌اي، قادرويسي(بداقي)، بيوياني) از اتحاديه جاف‌ها و پيوستن به ‌گوران چندان دور نيست و همزمان باسلطه اردلان‌ها برمنطقه جوانرود در آن سوي دياله مقارن با درگيريهاي خونين و سركوبي قادربيگ فرزند كيخسروبيگ جاف است كه براي تحكيم اوضاع رياست و برتري خاندان خود و تقرب به باب عالي دست‌ به تجزيه و اخراج طوايفي ازجاف (مرادي) زد و در نتيجه به سال 1848م ( 1264ق ) يعني مقارن جلوس ناصرالدين شاه ، بدست يكي ازسران طوايف مزبور مقتول گرديد .

شجره‌هاي سلاطين طوايف مزبور نيز خودگواه بر متأخر بودن تشكيلات سياسي و نظامي نامبردگان است ؛ راولينسين كه سازمان عشايري نظامي گوران را منظم ساخته است در نوشته‌هاي خود تا آنجا كه بررسي شد، نامي از اينها به ميان نياورده است ؛ و ظهور اين طوايف را در كنار گوران به تناوب بايد از اواسط سلطنت فتحعلي شاه تا جلوس ناصرالدين شاه (1221-1264ق) و گسستن آنها از گورانها و فروپاشي ايل آنها را بايد موجب دو عامل دانست ، ابتدا بقدرت رسيدن طوايف جاف (ثلاث) و سلطه آنها بر مناطق گرمسير و مراتع (جاف،گوران) و ديگر قرارداد مرزي 1914م(1332 ق) كه هم قسمتي از زيستگاه اصلي اين طوايف در آن سوي مرزها قرار گرفت و هم طوايفي از هسته‌هاي اصلي گوران ، مراتع زمستاني خود را كه در آن سوي دياله بود، ازدست دادند.

طايفه گوران کرندي:

صفت نسبي کرندي که براي وجه تمايز از قلعه زنجيري به دنبال کلمه گوران آمده است، مشخصه مرکز ايل مذبور است. کرند از لحاظ تاريخي ريشه در عمق حماسه آئين ايراني دارد کرند که آغاز سرزمين ماد بوده است، در متون با عنوان کرينا و کارينا نيز آمده است و در دوره اسلامي آنرا مرج القلعه مي گفته اند.[ر.ک. جغرافياي تاريخي و تاريخ مفصل کرمانشاهان، ج1،ص36-40]

بعضي از مفسرين اوستا کرند را پايتخت ضحاک مطابقت داده اند.

     

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ و ساعت 0:2 |

 فلک تختو بخت کی نشیوانی      شادی کی نکردی و پشیمانی

فلک عارفن توردام متنو             گرونه مردان میدان مسنو

با دلی آکنده از غم و چشمانی پر از اشک هفته گذشته در سوگ جوانمرگ امیر مرادی از روستای بانزلانی  نشستیم. مرگ این جوان آنقدر ناگهانی بود که هنوز هم کسی باورش نمی شود . ولی چه باید کرد این راز خلقت بایستی همچنان پنهان بماند و فقط و فقط اوست که دارنده جهان است و هستی را بایستی فقط او بداند و بس.

جوانمرگ امیر مرادی فرزند عزیز الله مرادی نوه کد خدا فتح الله از دودمان خدامروت ایل گوران تفنگچی در صبح روز یکشنبه مورخه ۳۱/۶/۹۲ بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان امام علی(ع) کرمانشاه در اوج جوانی دستش از این دنیا کوتاه ماند و مهمان خاک شد.

خاک شد هرکه بر این خاک زیست          خاک چه داند که در این خاک کیست

جوانمرگ امیر مرادی متولد سال ۱۳۴۵ دارای 3 فرزند و کارمند باسابقه شرکت نازگل کرمانشاه بود که در حین خدمت دچار این عارضه گردید. او فردی بسیار مردمیُ خوش برخورد بود. تمام کسانی که او را می شناختند او را به نیکی یاد می کنند.

این جوان ناکام مدتی زیادی هم در تعاونی شهرستان کرمانشاه مشغول بودند و خدمت شایان به مردم خصوصاْ مردم  شهرک دولت آباد داشتند.

برای روح این تازه گذشته از خدای بلند مرتبه طلب آمرزش داریم . این دنیا دیار فانی است روزی هم همه باید برویم. ولی داغ جوانان سخت است اما هیچ کس نباید قافل باشد روزی هم خواهد رسد من و شما هم در صحفحات کاغذی و دیجیتالی به یادگار نقش می بندیم . پس بیاید شعار همیشگی را تکرار کنیم تا زنده هسیتم هم خوب باشیم  و هم برایم هم باشیم.

کسانی که به  هر علتی نتوانستند در مراسم این عزیز شرکت کنند می توانند از طریق این صفحه دیجیتالی تسلیت خود را به خانواده مرادی ابراز دارند و آنها این سایت را رصد می کنند.

در پایان چند عکس از مراسم خاکسپاری این عزیز برای کاربران گذاشته می شود

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه ششم مهر ۱۳۹۲ و ساعت 12:26 |
 

هفته دفاع مقدس بر مرزنشینان غیور گوران و قلخانی تبریک باد

دوستان عزیز فارغ از هر سلیقه نظری که دارید. باید بدانیم که جنگ ۸ ساله ای که بعثیون بر ملت ایران تحمیل کردند، دارای زوایایی است که تا سال های سال می بایست بر روی آن کار پژوهشی و تاریخی انجام داد. سالگرد این جنگ برای ملت ایران همیشه پر شور و نشاد بوده و خواهد بود. ابعاد این جنگ که برای ملت ما یک دفاع است دارای ارزش معنوی فراوانی می باشد.

این جنگ غیرت، مردانگی، جهاد ، روحیه سلحه شوری و از خود گذشتگی ایرانیان را به رخ جهانیان کشاند. پس اگر  تا انتهای تاریخ هم در مورد آن بنگاریم به پایان آن نخواهیم رسید. این هفته را بهانه ای دیگری قرار می دهیم و در حوزه جغرافیایی زیستی خود به نکاتی چند اشاره ای خواهم کرد. اما این نوشته ها در مورد این منطقه بسیار ناچیز است . جا دارد از برداران گرامی  خصوصا آنهایی که زادگاهشان این منطقه است، آن را به عنوان موضوعات پژوهشی خود برگزینند و به طور دقیق روی آن کار کنند . بلکه سندی برای آیندگان باشد.

جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر از قدرت های منطقه است . اما نباسیتی دهه های پنجاه و شصت را با امروز مقایسه کرد. مشکلات آن روزها قابل قیاس با امروز نیست. اما در آن شرایط هم  این ایمان و مجاهدت و مردانگی بود که خیلی زود عراقی های جنگ طلب را به عقب راند.......

  هفته نخست جنگ تحميلي، فرمان حضرت امام(ره) جهت تسليح عشاير غرب كشور به سرلشكر شهيد فلاحي، جانشين رياست ستاد مشترك ابلاغ و سماجا مأموريت يافت عشاير غرب كشور را تسليح، تجهيز وسازماندهي كند. ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران درآغاز تهاجم سراسري عراق، ستاد هماهنگ كننده فرماندهي كل قوا بود كه هدايت كلي عمليات نظامي و نظارت بر سير حوادث جبهه‌ها را به عهده داشت. از اين‌رو بسيج عشاير غرب كشور، مأموريتي خارج از شرح وظايف ستاد مشترك و صرفاً بنابه موقعيت خطير جبهه‌ها و اجراي فرمان حضرت امام(ره) اتخاذ گرديده بود.

در تاريخ 7/7/59 عناصر فرماندهي و ستاد بسيج عشاير غرب كشور به فرماندهي سرگرد پياده محمود رستمي (سرتيپ محمود رستمي) تحت عنوان ستون اعزامي سماجا متشكل از هفت افسر، 20 درجه‌دار، سه كارمند و 27 سرباز مجموعاً 57 نفر به غرب كشور عزيمت وضمن استقرار در ماهيدشت، عشاير منطقه را در يكاني تحت عنوان «بسيج عشايري» سازماندهي، تجهيز و آموزش داده ودر كوتاه‌ترين زمان ممكن به مقابله با دشمن شتافتند. اولين عمليات بسيج عشاير غرب كشور را مي‌توان در پايداري آنان در مقابل تك دشمن به گيلانغرب در 14 مهرماه 59 همزمان با تاخت شجاعانه آنان به بزرگ‌ترين پايگاه ديده‌باني دشمن در ارتفاعات چرميان دانست كه نتايج درخشاني به بار آورد و توسط رسانه‌ها نيز منعكس گرديد.

بسيج عشاير غرب كشور متشكل از ايلات: كلهر، سنجابي، گوران، قلخاني، ولدبيگي، سرفيروزآباد، ماهيدشت، عثمانوند، زردلان و جلالوند در استان كرمانشاه، بسيج عشايري ايل خزل در استان ايلام و عشاير اعزامي از استان فارس تحت عنوان گروه احمدابن موسي(ع) در زمره اولين نيروهاي عشايري بودند كه با ساده‌ترين ابزار جنگي به مقابله با دشمن پرداختند

آقای آسید نصرالدین حیدری به حکم فرمانده ستاد بسیج غرب کشور مامور تشکیل بسیج عشایری منطقه گوران گردید. بعد چند روز اعلام همگانی، بیش از ۲ هزار نفر از مردم گوران و قلخانی ثبت نام کردند و در روستای بانزلانی علیا اسحله های خود را تحویل گرفتند . اسحله آن روز عشایر غیر رگباری بوده و معمولا تفنگ برنو بود . عشایر بسیجی در منطقه های شاخ شمیران، بمو، گاه ری، کلیه سفید، چم امام حسن، گیلانغرب، سرپل ذهاب، بزمیرآباد مستقر شدند. هدف این نیروهای در کنار سیایر نیروهای دیگر مناطق اهداف آفندی بود .

یکی دیگر از غیور مردانی که در بسیج عشایری منطقه گوران و غرب کشور فعالیت گسترده ای انجام دادند مرحوم منهدس علیداد کاکی بود که خدمات ارزنده ای در این نهاد انجام دادند. این مرد خدا ساکن بانزلانی بودند و امور پشتیبانی بسیج عشایری فعالیت می کردند.

اهداف دیگر این نیروهای تأمین مناطق :   بين محور كرمانشاه، اسلام‌آباد، قلاچه، سرچله، ارتفاعات نساربلالر و ادامه آن تا تنگ آب وكرمانشاه، قازانچي، كوزران، شاينگان، ميرآباد، بزميرآباد، دشت ذهاب را برقرار نمايد. هدف اصلی از تشکیل این بسیج عملیاتهای نامنظم بود که در آن شرایط اوایل جنگ بسیار کار ساز بود. تأمين و حفظ خطوط مواصلاتي يكان‌هاي عملياتي غرب كشور.  پاكسازي و  تجديد حاكميت دولت بر بخش وسيعي از مناطق غرب كشور؛ عمدتاً مناطق زيست عشاير گوران و قلخاني، كرند،‌روانسر و...   استقرار مجدد پاسگاه‌هاي خلع سلاح شده ژاندارمري، شامل پاسگاه گهواره (دهستان گوران)، زاوله (دهستان قلخاني)، دوشميان وبزميرآباد.

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 13:41 |
 چقدر کوههای منطقه را می شناسیم؟

استان کرمانشاه، منطقه ای کوهستانی است که قسمت اعظم این استان را رشته کوههای زاگرس پوشانده است . رشته کوههای زاگرس چین خوردگیهای منظم و مرتفعی را در غرب ایران از شمال غربی به جنوب شرقی بوجود آورده است که پیدایش آن به دوران دوم زمین شناسی (مزوزوئیک) و دوران چهارم (ترشیاری) بر می گردد. فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور ص.۲۶۹)

ارتفاعات منطقه گوران حد فاصل مناطق گرمسیری و سردسیری استان کرمانشاه محسوب می شود، که مهمترین کوههای آن می توان به کوههای دالاهو و کوه نوا یا همان نوا کویه اشاره کرد.

کوههای دالاهو از منطقه پاطاق در جهت شما به طرف ریجاب امتداد یافته و بلند ترین قله آن ۲۳۴۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این نقطه همکنون یک دکل مخابراتی بر روی آن نصب شده و جاده ای آن نیز آسفالت می باشد. دالاهو بخاط پوشش جنگلی آن معروف است این رشته کوه حوزه آبخیز مهمی است که رودهای معروفی چون زمکان ( که در حال حاضر بزرگترین سد استان روی آن پیاده شده است) و رودخانه معروف الوند است. غیر از این دو رود پرآب رودها و چشمه های فراوانی از آن سرچشمه می گیرد از جمله چشمه سفر یا کانی سفر، چشمه شفا بخش خویار یا خویبار، چشمه شفا بخش قسلان، چشمه برشاه  و ........

سایر کوهها و سرشاخه های دالاهو در منطقه گوران

بان زرده . این کوه از سرشاخه های رشته کوه دالاهو می باشد که ارتفاع آن با ۱۰۸۶ متر می رسد در ۷۰ کیلومتری اسلام آبا و و ۳۶ کیلومتری کرند و در دهستان بان زرده قرار دارد

بان گچه : در منطقه قلخانی با ارتفاع ۱۹۲۰ متر در ۵۵ کیلومتری جوانرود

بانه ریز : در روستای بان زرده به ارتفاع ۱۹۳۰

بانه سیاه در منطقه گوران ۳۰ کیلومتری اسلام آباد  به ارتفاع ۱۵۳۲ متر از سطح دریا

بزهو: به ارتفاع ۱۹۳۰ در منطقه گوران

به نی گز : در شمال منطقه گوران و غرب سنجابی به ارتفاع ۱۸۵۰ متر  به این کوه خروه تاو یا همان خرتاب هم می گویند.

بنه باریکه : به ارتفاع ۱۹۲۸ در منطقه قلخانی

پشت تنگ : به ارتفاع ۱۵۷۴ منطقه ای بین سنجابی و گوران

تنگ چل : ۱۷۸۶ متر   بین کرند و گوران

چینه سر  ۱۷۹۴ بین کرند و گوران

خریله به ارتفاع ۲۳۴۵ متر در منطقه قلخانی (گوران)

راشین: قلخانی (گوران) . ۲۱۳۲

زاغ ۱۵۴۵ قلخانی

شاهه هن( شاهان): ۲۴۳۵ . قلخانی (گوران)

قادر بیگ( قادر بگ): ۱۷۹۳  گوران

قوط شاه (  قت شاه) : ۱۵۵۷  قلخانی

قوط گه : ۱۷۰۸. گوران

قروق: ۱۹۰۶ . گوران

قلعه قاضی: ۲۱۸۴ . گورانو سنجابی

کج: ۱۴۶۴ . گوران

کواله سخت: ۱۶۰۰ قلخانی

گل انجیر ( کرنجیر : ۲۰۱۰ گوران

گله زه رد ( گل زر) : ۲۱۹۰ قلخانی

گردکان کوره : ۱۹۳۰ قلخانی

مر: ۱۸۲۰ .  قلخانی

نسار : ۲۰۴۴  .  گوران

ورمله : ۱۴۵۰ قلخانی

ور رزد: ۱۷۶۵ گوران روستای بانزلانی سفلی

هه نگ زاله : ۲۱۳۱ قلخانی

 

توضیح از ایرج فتاحی :

باسلام به تمامی دوستان و آشنایان و انهایی که اهل قلم هستن من جمله مدیریت سایت جناب اقای حمید احمدی
چندی پیش در سایت خواندم کوه کر انجیر یا گل انجیر.اما این حقیر در گذشته های دور از ریش سفیدان محل و انهایی که دانش محلی دارند سوال کردم و گفته اند کر انجیر درست است چونکه تقریبا در دویست الی سیصد سال پیش که در ان موقع هنگام کوچ کوهستان گرمسیر کرده اند در مسیر راه کر انجیر پسر بچه ای ناپدید میشود و چند ماهی از ان میگذرد که توسط چوپانان اهالی اطراف کر انجیر پیدا میشود و مردم پی میبرند در ان زمان چیزی در این کوهستان نبوده که این پسر بچه گیر بیاورد و توانایی ان نداشته که شکار کند بدین ترتیب به اجبار از انجیر این کوه استفاده میکند و در ان زمان این کوه دارای انجیر زیادی بوده بدین ترتیب ازین پس اسم کوه مربوط را کر انجیر نامیده اند.حال از دوسداران علم و ادب و اهل دانشان محل تقاضا میشود چناچه اطلاعی از اسم کر انجیر دارید اعلام فرمایید.ایرج فتاحی.مورخه26/6/92

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 10:21 |

بنام ایزد توانا
به پیشنهاد یک ادیب مردم دوست هم ولایتی؛ که اگر بتوانیم اشعاری و آهنگ های قدیمی را در وبلاگ بگذاریم مورد توجه خواهد بود؛ در این بخش اشعاری آماده کرده ام . تمنا می شود چون مطمئن نیستم درست تایپ کرده باشم و تسلطی هم به زبان کردی ندارم در اصلاح اشعار کمک کنید  و اگر هم اشعاری از خودتان و برزگان منطقه دارید حتما ارسال کنید. بدیهی است با نام و مشخصات شما درج می شود  

یکی از عوامی که باعث عدم توجه فرزندانمان به اشعار کردی می شود، عدم درک و فهم آن است که پژوهشگران گرامی بیشتر از بنده حقیر به آن واقف هستند . در این بین ترجمه اشعار تا حدودی کارساز خواهد بود که در چند بیت زیر سعی کرده ام آن را به فکر و نظر شخصی ترجمه کنم بلکه دیگران هم از مضمون اشعار فهیم شوند.

قسم نامه ( فکر کنم در یکی از آهنگ های کردی زمزمه شده باشد؟)

قسم و دیده بی خواو دی شوزنده دارم

به دنگی خسته روله لای شویل تار         زلف رش د کس کسم، قصه روزگار سپی کر

گونای گلنارید له پیری رنگی خزانه        رنگ زرد و پچینه له غم و رنج زمانه

ای روشنای گلارم امید فرشته ی خسته بالم   دسمه دامانت چاوگم بکه شیر و حلالم

من پرورده داوانت ای گیانم                  و قربانت آوی حیاتم


درمان زامان

درمان زامان درده که کاریم            درمان زخمهای درد بدون درمانم

هام راز ناله شوان بیداریم               همراه ناله شبهای بیداریم

راحتی جسته مینت بارکم               باعث راحتی جسم خسته ام

درمان دله پر جه خارکم               درمان دل پر از خارم

نامه هدیه دوستانت یاوا                هدیه و ناله دوستانت رسید

تصدیعت کیشا خیلی مال آوا         زحمت کشیدید خانه ات اباد

رویه بزرگیت  جا آوردن         روش بزرگی را بجا اورده ای

غریب نوازیت ظاهری کردن       غریب نوازی را ظاهر نمودی

دل هرو محبت میل توشادن        دل تنها با محبت و میل تو شادات

ای تعارفه جه لان زیادن          این تعارف برایم زیاد است

پی تو خارم کپر نشین خارن     بدن تو خاطرم آزده است

پی تو زندگیم چون ژارمارن      برای تو زندگی چون زهرمار است

 

بوی عشق : شعر از یعقوب ماهی دشتی

دلبر تو دینم دلبر تو دینم         تو دای  و غارت ایمان و دینم

ترجمه : ای دلبرم و تو دین و ایمانم را بغارت دادی

 لطف کرم کرده کردگار           له سینای سینه م تجلی تورن

 با لطف کرم خودت ای پروردگار  تمام عالم را به بهار تبدیل می کنم

 کسی که هرگز عشق بو نکردن              چون ذانی عاشق پی و کو بردن  

ترجمه : کسی که هیچوقت بوی عشق را نشنیده است    چه می داند عاشق به چه پی برده است

 هرکس و یک لا ماچو من یارم      هر کام و قسمی مدن آزارم

ترجمه :  هرکس از طرفی می گوید من یار هستم          هرکس بگونه ای مرا آزار میدهد 

 مجنون و سوختی بیاوان گردم        و عشق لیلی و بی کس مردم

ترجمه : چون مجنون سوخته و بیابان گرد هستم   از عشق لیلی در کمال بی کسی مردم

 هركس بوي عشق بيو له يانش       گیانم و فدای خشت و کاشانش

ترجمه : هرکس بوی عشق بیاید از خانه اش       جان فدای خشت کاشانه اش باد


شاعر : درویش فارغ

دخیلم وتوآمان صد امان                 امان صد امان

یا علی دخیل رسم و دامان              یا علی دست من و دامان تو

یا شاه مردان یا ذات دانا                ای شاه مردان که ذات خدا داری

امیدم و توهانا صد هانا                 امیدم به تو امان صد امان

آسمان و زمین توکردی عیان          آسمان و زمین را تو ظاهر نمودی

شفق ز نورد تو کردی بیان            صبح را با تور تو بیان نمودی

با مرسد پیر دلیل هورا                 ای پیر مرشد هر راه

یا ساقی کوثر فقیر و گمراه            ای ساقی کوثر فقیر و گدا

ذات خلایق جهان هر تونی            مظهر خالق جهان هر تو هستی

ازل هر تونی ابد هر تونی             ازل و ابد هر تو هستی

یا علی دخیل بوش و دادم              یا علی به فریادم برس

امیدم و تون روژ فریادم               امیدم هر تو هستی ای فریاد رس روز فریادم


  مجنون خدا

شاعر : سید صلاح ماهیدشتی

 مات و حیرانم مات و حیرانم                        مات و حیران هستم

یارب و درگاهت مات و حبرانم                     ای خدا مات و حیران درگاه تواهستم

باغ و بستانم گل وگلزارم                             باغ و بستان و گل و گلزار هستم

پروانه شمعم له گیان بیزارم                         چو پروانه شمع هستم از جان خود بیزارم

گاه پیر پر هوش طفل نادانم                         گاهی چون پیری دانا و زمانی کودکی نادان هستم

گاه عاشق مست شاه مردانم                          گاهی مست و عاشق شاه مردان هستم

عاشق و معشوق محو و مفتونم                      عاشق جمال معشوق خود هستم                    

مجنون لیلی لیلی مجنونم                              گاهی چون لیلی و زمانی مجنونم

نه شاه نه سلطان فقیروگدام                           نه شاه هستم ونه سلطان بلکه گدا وفقیرم

دیوانه حقم مجنون خدام                               دیوانه حق و مجنون خدا هستم

گرفتاردم لقای دلدارم                                  گرفتار لقای دلدار هستم

محو و سرگردان جمال یارم                          محوو سرگردان جمال یار هستم

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 11:11 |
با سلام و عرض ادب

با خبر شدیم خانم توران محمدی دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان از روستای خله کوش چند روز پیش در یک حادثه رانندگی به شدت مجروح شدند و حال ایشان وخیم گزارش شده است. از خدای منان برای سلامتی ایشان دعا می کنیم
خانم محمدی در دوره کارشناسی ارشد اثر گرانقدر شاهنامه الماس خان کندوله ای را مورد تصحیح قرار دادند که بسی ارزشمند بود . ایشان با وبلاگ بانزلانی همکاری صمیمانه ای دارد و نظرات ایشان مورد استفاده بوده است. مجددا برای سلامتی و بهبودی ایشان از خدای بزرگ ذعای خیر داریم


آمین

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 10:1 |