بانزلانی

 

 عکس های بسیار زیبا از کل منطقه گوران در سایز بزرگ (دانلود کنید) و یا به لینک های زیر مراجعه کنید  (در فصل پاییز 1393)

http://uploadgoogle.ir/uploads/1418152936091.jpg
http://uploadgoogle.ir/uploads/1418152936652.jpg
http://uploadgoogle.ir/uploads/1418152937323.jpg

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه هجدهم آذر 1393 و ساعت 23:27 |

خاستگاه و گستره گونه­ ها و گویش­های زبان كردي

فصلنامه پژوهشی فرهنگ کرمانشاه، دوره جدید پاییز شماره 4، پیاپی .14

اردشير ذوالفقاري    دکتری زبانشناسی، دانشگاه ملی ایروان ارمنستان                                                                 

  تهیه و تنظیم : حمید احمدی                      

چكيده
این مقاله جستاري است در خصوص مشخص نمودن خاستگاه  وگستره گروه زبان هاي كردي و لهجه¬هاي آن در ميان زبان¬هاي ايراني¬. به منظور بهترروشن شدن موضوع در ابتدا با استعانت از ديدگاه¬هاي زبان شناسي مرز ميان زبان يا گويش و لهجه را مشخص نموده¬ايم .سپس گفته شده كه زبان¬هاي كردي جزءكدام خانواده از زبان¬هاي ايراني است و آيا سوابق زباني و تاريخي مشخصي وجود دارد كه ثابت كند زبان¬هاي كردي دنباله كدام يك از زبان¬هاي ايراني باستان هستند يا خير؟ همچنين بررسي گرديده كه كدام يك از گويش¬هاي زبان كردي اصيل¬تر از ساير گويش¬هاي اين گروه زباني است. در پايان با استناد به ديدگاه زبان شناسان،  به معرفي زبان هاي كردي وگسترة جغرافياي گويشوران اين زبان ها پرداخته شده است.
واژگان كليدي:  گروه زبان¬هاي كردي، زبان، لهجه، گويش، زبان¬هاي ايراني، گويشور


1-    مقدمه


خوانندگان گرامی به دلیل طولانی بودن مقدمه شاید مورد توجه شما نباشد در این وبلاگ خذف می شود کسانی که علاقمند به زبانشناسی هستند به خود مجله مراجعه  یا با اینجانب تماس بگیرند

2-    زبان، گويش و لهجه

در هر كشوري طبق توافق و قرارداد يكي از زبان هاي موجود در آن كشور به عنوان زبان رسمي تعيين
مي شود؛ به لهجه اي از اين زبان، مثلاً زبان فارسي اي كه امروزه در صدا و سيما، مطبوعات، مدارس و دانشگاه ها از آن استفاده مي شود زبان معيار مي گويند. معمولاً در انتخاب زبان معيار سعي مي كنند لهجه اي انتخاب شود كه براي تمامي گويشوران يك جامعة زباني قابل فهم باشد. در هر كشوري زبان رسمي، خط نوشتاري و پرچم در كنار سرود ملي، از نمادهاي هويتي است كه براي همه مردم آن كشور مقدس شمرده مي شود.  
3-    خاستگاه گروه زبان هاي كردي در بين خانواده زبان هاي ايراني
براي روشن شدن موضوع و تعيين جايگاه زبان كردي، لازم است در ابتدا پيشينه زبان هاي هند و اروپايي را بدانيم. (ابوالقاسمي 1379: 11) می گوید  در پنج هزار سال پيش از ميلاد مسيح در منطقه اي ميان جنوب روسيه در شرق رود دنيپر و شمال قفقاز و غرب كوه هاي اورال قومي زندگي مي كردند كه بعدها به
سرزمين هايي از هند تا اروپا مهاجرت كرده اند. چون زبان اين قوم منشأ زبان هاي رايج در هند و اروپا بوده زبان اين قوم و خود اين قوم هند و اروپايي ناميده شد. مهاجرت قوم هند و اروپايي به جاهاي مختلف آسيا و اروپا سبب شد كه از تحول زبان آن قوم در جاهاي مختلف زبان¬هاي مختلفي به وجود بيايد:1- ژرمني 2- روميايي
3- بالتي 4- اسلاوي 5- هندي 6 - ايراني 7- يوناني 8- كلتي 9 - ارمني10- آلبانيايي.
تاريخ از قبايل و اقوام آريايي متكلم به زبان¬ها و لهجه هاي ايراني زماني ياد مي¬كند كه ايشان در فلات ايران و آسياي ميانه مي زيسته اند. آسياي ميانه از شمال به قزاقستان كنوني و از جنوب به فلات ايران و شرق به تركستان چين و از مغرب به درياي خزر محدود مي گردد. از زمان افتراق و مهاجرت آريايي ها (هنديان به دره سند و ايرانيان به فلات ايران) به بعد دانشمندان زبان شناس ادوار زبان فارسي را به سه دوره تقسيم كرده اند:
1-    دوره زبان باستاني ايراني(از تاريخ تجزية زبان¬هاي ايراني از زبان مشترك آريايي- يعني تقريباً از آغاز هزارة دوم ق.م. تا قرن سوم و چهارم ق.م.).
2-    دورة زبان ايراني ميانه (از قرن سوم و چهارم ق.م. تا قرن هشتم و نهم بعد از ميلاد).
3-    دوره زبان جديد ايراني (از قرن هشتم و نهم بعد از ميلاد تا عصر حاضر) (اورانسكي1379: 45).
بر مبناي عرف و قرداد زبان هاي ايراني را به دو دسته غربي و شرقي و دشت كوير را به عنوان حد فاصل اين زبان ها معرفي كرده¬اند. زبان¬هاي شرقي در آن عصر لهجه¬هاي متداول در آسيای ميانه و نواحي مجاور آن (خوارزم، سغد، باختر، مرغيانه) جزوگروه زبان هاي ايراني شرقي بودند. لهجه هاي قبايل سكايان (اسكيت ها) و از آن جمله اسكيت¬هايي كه به نقاط دور از آسياي ميانه، به سمت مغرب، كوچ كرده بودند نيز جزو همين گروه بود.
نمونه زبانهای شرقی ایرانی تبار به قرار زيرند:
-    پشتو
-    آسی
-    زبانهای پامیری (پامير ناحيه اي است بين كشورهاي افغانستان و چين)
-    پاشایی
-    یغنابی
و اما زبان هاي غربي ايراني به دو گروه منشعب مي گردد: الف - گروه لهجه¬هاي شمال غربي (مادي) كه در شمال غربي فلات ايران رواج داشته ب- گروه لهجه¬هاي جنوب غربي (پارسي) كه در جنوب غربي فلات مزبور در كرانة خليج فارس(ناحية پارس) متداول بوده است .(همان،137).
- زبانهای ایرانی شمال غربی:
1- آذری 2- بلوچی 3- گويش¬هاي کردی: کرمانجی، سورانی، كلهري (لهجه هاي جنوبي كردي)، لکی.
-    زبان های کناره دریای خزر :4- تاتی 5- تبری 6- گیلکی 7- سمنانی و سنگسری
8- تالشی 9- زازا - گورانی
-    زبانهای ایران مرکزی
-    زبان¬های ایرانی جنوب غربی، زیر مجموعه ای از مجموعه زبان¬های ایرانی تبار غربی است که آن هم خود زیر مجموعه ای از زبان های ایرانی نو می باشد. برخی از انواع زبان های ایرانی جنوب غربی عبارتند از: فارسی، لری، اِچُمی، بشاکردی، کومزاری، بختیاری.
      با توجه به اين توضيحات و با عنايت به موقعيت جغرافيايي كردستان در چهار كشور ايران، عراق ، سوريه و تركيه و با ملحوظ قرار دادن اينكه تمامي مناطق كردنشين در چهار كشور مذكور در دوره¬هاي باستان جزو قلمرو امپراتوري بزرگ ايران بوده، به طور قطع  مي¬توان گفت كه زبان كردي يكي از
زبان هاي ايراني غربي است. پروفسور ولادیمیر مینورسکی  خاورشناس و اسلام شناس روسی، بر این باور است که زبان کردی به طور قطع از ریشه زبان مادی است. چنان که وی در این رابطه میگوید: اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده است و این همه قبیله و تیرة مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟ (و يكي پديا) در مورد ايراني بودن زبان كردي شكي نيست. اما تاكنون آثاري (مانند كتيبه بيستون وكتاب اوستا كه منشأ زبان فارسي هستند) در مورد منشأ زبان كردي كه احتمالاً، زبان مادي باستان است بدست نيامده است.
4-    گروه زبان هاي كردي
با توجه به تغيير و تحولات درون و برون زباني و با عنايت به فقدان مدارك كتبي در خصوص سير تحول زبان كردي، امروزه نمي¬توان با صراحت تمام،گفت كه كدام گونه از زبان¬هاي موجود كردي اصيل و ريشة ساير گويش¬هاي اين گروه است. اما به نظر مي¬رسد كه زبان كردي كرمانجي اصيل¬تر از ساير زبان¬هاي كردي باشد. در خصوص گسترة جغرافيايي و تقسيم بندي زبان هاي كردي تاكنون نظرات گوناگوني توسط محققين بيان گرديده است(برويين سن، 1378، 35-38 ، 305- ¬311 ¬؛  اورانسكي، 1379)
هم اكنون در دنيا چهار زبان يا گويش كردي  وجود دارد كه عبارتند از:
1-    زبان كرمانجي يا كردي شمال (کرمانجی که به آن کرمانجی شمالی هم گفته میشود یکی از گویش-های اصلی کردی است. برخی منابع از گویش سورانی با نام «کرمانجی جنوبی» یاد میکنند.
کرمانجی سرشتی قدیمی تر و اصلیتر را نسبت به دیگر گویشهای کردی حفظ کرده چرا که دیگر
گویش¬های کردی به خاطر نفوذ دراز مدت فارسی و گورانی و شاید جذب یک زیرلایه مشخص ایرانی، دستخوش دگرگونیهای چشمگیر شدهاند.
فهم زبان گویشوران کرمانجی و سورانی برای یکدیگر در ابتدا کمی مشکل است اما پس از مدتی قادر به برقراری ارتباط با هم خواهند بود.
    کرمانجی در سرتاسر کردستان ترکیه و کردستان سوریه، بخشی از کردستان عراق، استان آذربایجان غربی در شهرستانهای ارومیه، خوی، ماکو، چالدران تکلم میشود. همچنین در شمال شرق ایران و در استانهای خراسان شمالی و خراسان رضوی گویش غالب در شهرستانهای بجنورد، اسفراین، قوچان، شیروان، کلات نادری و «مانه و سملقان»، کرمانجی است. کرمانجی در شهرستانهای درگز، چناران و فاروج با در اختیار داشتن درصدی بالا، زبان دوم است. با توجه به مهاجرتهای گسترده از سایر شهرهای کرد زبان شمال خراسان به مشهد شمار کرمانجهای ساکن در مشهد قابل توجه است. در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش می باشد که عمده ساکنان بخش خورگام که شامل روستاهای بره سر، چها محل، جلالده و بیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به زبان کرمانجی صحبت
می کنند پیرکوه و کرماک و دوسالدیه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل و نیز در قسمتهای کردنشین ارمنستان و ترکمنستان و استانهای کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجان به کردی کرمانجی تکلم
میشود. بیشتر کردهای ساکن اروپا به زبان کرمانجی تکلم میکنند. کرمانجی با آنکه از لهجههای مختلفی تشکیل شدهاست ولی لهجه مرجع و کتابی (معیار) آن به لهجه جزیری در کردستان ترکیه شبیه است که از زمانهای دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی تیران، ماموستا جیگر خوین و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کردهاند.(ويكي پديا، 2013).
2- زبان كردي سوراني يا مركزي (سورانی در بخش میانی مناطق کردنشین ایران و همچنین در نیمة جنوبی کردستان عراق صحبت میشود. شهرهای اصلی گویشوران سورانی عبارتند از پیرانشهر، بانه، بوکان، اشنویه، سردشت، مهاباد، نقده، ارومیه، رواندوز، سقز، دیواندره ،شاهین دژ، سنندج، تکاب، قسمتی از بیجار، مریوان، جوانرود، کامیاران، سلیمانیه، اربیل، رانیه، کویسنجق و کرکوک. سورانی خود به چندین لهجه تقسیم
می شود. لهجة رایج در سنندج لهجة اردلانی است و لهجة منطقة بوکان و مهاباد مُکریانی نام دارد. در عراق نیز دو لهجة اصلی سورانی اصلی (در اربیل و کرکوک و سلیمانیه و سقز) و سلیمانیهای رایج است. به طور کل اردلانی / سلیمانیهای یک گروه و مکریانی / اربیلی نیز یک گروه دیگر را تشکیل میدهند.
لهجة رایج در شهرهایی مانند مهاباد، سردشت٬ نقده، بوکان، شاهیندژ، پیرانشهر، اشنویه و شهرهای رانیه و قلعه دیزه در کردستان عراق مکریانی است.) (ويكي پديا، 2013).
3-كلهري يا كردي جنوبي (جغرافیای زبانی گویش کلهری را میتوان از سمت شرق به غرب؛ گردنه اسدآباد تا جلولا در کردستان عراق (نزدیکی بغداد) و از شمال به جنوب؛ بیجار در استان کردستان (سنندج) تا مهران و آبدانان در جنوب ایلام، منتهی به کوه¬های کلهر دانست. این گویش دارای تنوع لهجههای بسیاری است که خود گویای غنا و قدرت این گویش کردی است. به عنوان مثال در شمال این منطقه و در منطقه گروس (بیجار) با لهجه گروسی، در شرق در مناطق اسدآباد و سنقر و کلیایی به لهجة کلیایی در غرب این منطقه و در مناطقی مانند خانقین و حواشی آن با لهجه خانقینی، در جنوب در مناطقی چون ایلام مهران و آبدانان با لهجة ارکوازی یا به عبارتی فیلی و در مرکز این مناطق یعنی در شهرهایی چون کرمانشاه، اسلام آباد غرب، ایوان غرب، ماهیدشت، شیروان چرداول و... کلهری را با اصالت بیشتری ادا میکنند که شامل لهجه ها و زیر لهجه هایی چون ایوانیانه، شابادیانه، گیهلانیانه، مهسویریانه، چهرداوریانه و... میباشد. برخی، گویش کلهری را تنها مختص به ایل کلهر می¬دانند و آن را به مناطقی چون کرمانشاه، ایوان غرب، اسلام آباد غرب، گیلان غرب، ماهیدشت، ایلام و خانقین محدود می¬دانند. اما در تمامی جغرافیایی که از آن بحث شد گویش کلهری به کار میرود با اندک تفاوتی در فونوتیک. برای مثال در منطقة کلیایی همین لهجه بی¬هیچ اختلافی صحبت میشود اما به اول برخی افعال «ئه» یا «اَ» اضافه میشود. و جالب¬تر اینکه خود مردم کلیایی اصالتاً از ایل کلهر و از «هفت مالة بانه سیری ئه یوان» میباشند و دلیل محکم¬تر بر این مدعا، تشکیل حکومت کلهر و سنقر در زمان صفویه در این منطقه میباشد.) (ويكي پديا، 2013).
 4-زبان لكي(حوزه گسترش زبان لکی عبارت است از: بخش بیراوند یا هرو در شرق لرستان با ایل بزرگ بیرانوند، شهرستان سلسله یا الشتردر شمال شرقی، شهرستان دلفان یا نورآباد لرستان در شمال غربی، شهرستان کوهدشت در غرب لرستان با طایفههایی همچون آزادبخت، اتیوند، اولادقباد، گراوند و شاهیوند و بخش رومشگان در جنوب کوهدشت با طوایف امرایی، پادروند، شرق استانهای کرمانشاه (جلالوند و عثمانوند) و کردستان و ایلام مانند شهرهای هرسین، دینور و دره شهر و شیروان چرداول با طایفه هایی همچون
دارابی - صحرابگی در بیجنوند و شهبازی در هلیلان، جنوب استان همدان، گروه¬های زیادی از لک¬ها در طول تاریخ از مناطق خود کوچانده و تبعید شدهاند. از جمله گروهی که ساکن شمال ایران هستند و به کردهای تبعیدی معروفند و گروهی دیگر که توسط عثمانی¬ها به اطراف آنکارا (شهر هایمانا یا هیمنا) کوچانده شدند، به لک¬های «شیخ بزینی» یا کردهای هیمنهای معروفند که هنوز فرهنگ و هویت خود را کمابیش حفظ کردهاند. بخشهایی دیگر از مردم قوم لک در کرکوک و خانقین عراق سکونت دارند. در عراق تعداد گویشوران لک را بیشتر از ایران حدس زدهاند.) (ويكي پديا، 2013).
نتيجه
نتيجه اي كه از اين پژوهش مي گيريم اين است كه بايستي سعي كنيم كه تحقيقات بيشتري در مورد تمامي زبان-هاي ايراني انجام دهيم تا بتوانيم اين ميراث گرانبهاي آباء و اجدادي خود را در گسترة تاريخ حفظ كرده و از نابودي و انحطاط آن جلوگيري به عمل آوريم. هدف مهم ديگري كه در اين مقاله تعقيب شده اين بود كه تعريفي جامع ورسا از سه واژه زبان،گويش و لهجه ارائه دهيم. نكتة آخري كه به آن پرداخته شده اين است كه زبان كردي در مسير تاريخي خود با گذر از تغيير و تحولات برون و درون زباني به چهار زبان اصلي تقسيم شده و آن زبان ها نيز هر كدام داراي لهجه هاي گوناگوني است؛ ولي برخي از ما هيچگاه متوجه اين زايش زباني كه ممكن است طي سده¬ها به طول بينجامد نشويم. در نتيجه به هريك از زبان¬هاي كردي بنا بر عرف وسنت  مي-گوييم زبان كردي، نه زبان لكي يا كلهري...
يادداشت¬ها:
-    در اين مقاله در ميان گروه زبان هاي كردي، اسمي  از زبان گوراني و لهجه¬هاي آن (اورامي،
گهواره اي، سنجابي، قلخاني و باجلاني) نبرديم؛ چون اين زبان، زباني مستقل از زبان كردي است و به احتمال قوي خاستگاه اوليه آن منطقه ديلمستان وكرانه هاي خزر است.
-    در اين مقاله به گروه زبان هاي كردي اشاره شده نه زبان كردي زيرا هر چهار شاخةاصلي زبان كردي خود به طور مستقل داراي آوا ها، واژگان و نحو مجزا از همديگر هستند و در نتيجه در اثر تحولات درون و برون زباني به گويش¬هاي متعدد كردي تبديل شده¬اند.
-     بعضي از پژوهشگران به علت همجواري سكونت قبايل لر با اقوام لك، زبان آن¬ها را يكي دانسته و يا به اشتباه زبان لري را يكي از زبان¬هاي كردي قلمداد كرده¬اند؛  در حالي كه در تقسيم بندي زبان ها ،زبان لري جزو زبان هاي جنوب غربي معرفي شده است.


منابع
-    ابوالقاسمي، محسن (1379). ريشه شناسي. تهران: ققنوس.
-    اورانسكي، اي.ام. (1379). مقدمه فقه اللغة ايراني. ترجمه كريم كشاورز، تهران: پيام.
-    باطني ، محمدرضا و ديگران (1389). زبان و جامعه شناسي. تهران: سازمان چاپ وانتشارات.
-    باطني، محمد رضا (1389). توصيف ساختمان دستوري زبان فارسي. تهران: امير كبير.
-    برويين سن، وان مارتين (1378). جامعه شناسي مردم كرد. ترجمه ابراهيم يونسي، تهران: پانيذ.
-    دوسوسور، فردينان (1382). دوره زبانشناسي عمومي. ترجمه كورش صفوي، تهران: هرمس.
-    ساغروانيان،  جليل (1369). اصطلا حات زبان شناسي. مشهد، نما.
-    صفوي ،كورش (1367). نگاهي به پيشينه زبان فارسي. تهران: انتشارات مركز.
-    مارتينه،آندره(1387). مباني زبانشناسي عمومي. ترجمه هرمز ميلانيان، تهران: هرمس.
-    مردوخ كردستاني، محمد (1379). تاريخ مردوخ.تهران، كارنگ.
-    ویکی¬پدیا (2013) دانشنامه آزاد. ذیل واژه زبان¬ و لهجه کردی. قابل دسترسی¬:
http://fa.wikipedia.org/wiki

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه هجدهم آذر 1393 و ساعت 22:40 |

تاریخ ایل گوران در دوره مادها

تا قبل از ورود قوم ماد به نواحی زاگرس، اقوامی مانند لولوبی ها، گوتی ها، کاستی ها و .... در ناحیه مذکور زندگی می کردند. با مهاجرت و ورود قوم ماد و پیوستن آنها به قبایل مذکور، منطقه گوران در سلسله جبال زاگرس، جز و سرزمین هایی بود که به تصرف ماد ها در آمد و مادها به کمک اقوام ساکن در سرزمین های تحت تصرف خود  توانستند امپراتوری بزرگ ایران را پایه گذاری کنند.

مادها در سال 2000 قیل از میلاد به ایران آمدند و چون نتوانستند بر دولت مقتدر آرارات  پیروز شوند، سرزمین هایی را اشغال کردند که امروزه استانهای آذربایجان، کردستان و کرمانشاه هان، دینور، همدان، اصفهان و زنجان را تشکیل می دهند. اما آنچه  به واقعیت نزدیکنر است می تواند آذربایجان، کردستان و عراق عجم  باشد یعنی خانقین، قصر شیرین ، کرند  کرکوک و سرزمینهای مابین این نواحی  است.

منطقه گوران در زمان به قدرت رسیدن مادها جزو ماد بزرگ و در تقسیمات کشوری به عنوان بخشی از کرمانشاهان  در قلمرو کانون ماد قرار داشت. بنا به روایات قلعه هایی مهم و تاریخی در این منطقه وجود دارند از جمله : قلعه چپایارقلی در 10 کیلومتری شهر گهواره روبروی کوه بزه هو و یا قله چپا قدقوان در نزدیکی روستای بریه خانی در 14 کیلومتری شهر گهواره . در همین راستا غار بزرگ مرگورا که آثار و کتیبه های بجا مانده  است . در این غار آثار و تمدن و حکومت مادها در سرزمین گوران می باشد. این قلعه ها به علت تهاجمات و عوامل طبیعی هم اکنون به تلی از خاک تبدیل شده است.

کرمانشاهان درزمان مادها یکی از ایالات های غربی آن دولت محسوب و در زمان هوخشتره جزو ساتراپ  یا همان استان دهم مادها بوده است. گوران قسمتی از این ساتراپ در ناحیه زاگرس بوده. از دیگر آثار دوره ماده دخمله مرد مادی در کل داوود سرپل ذهاب است که یک مرد مادی در حال نیایش است.  کورش بزرک در 550 قبل از میلاد دولت ماد را منقرض کرد و سلسه هخامنشیان را پایه گذاری کردند.

در ادامه  بحث تاریخی تاریخ گوران در ادوار مختلف مرور می کنیم

منابع:

 کتاب کرد و کردستان / ترجمه محمد قاضی

کرد و پیوستگی نژادی او / تالیف استاد رشید یاسمی

 و

کتاب نگین سبز گهواره / تالیف خدایاری

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 و ساعت 1:34 |
 

 

 در ادامه مطالب تاریخی  به گوران تفنگچی  سری می‌زنیم و در این پست قصد داریم جهانبخش خان رستمی (ضرغامسلطنه) را مختصر معرفی کنیم

 

همان‌گونه می‌دانید اگر تقسیمات تاریخی مدنظر قرار دهیم گوران به دو ناحیه در منابع آمده است : گوران قلعه زنجیری و گوران تفنگچی که در پست اخیر به‌طور کامل مطالبی در این خصوص آورده‌ام . می‌توانید به آرشیو وبلاگ توجه کنید سردودمان گوران تفنگچی را خاندان دانیال تشکیل می‌دهد که در بعد از 6 نسل به جهانبخش خان (دانیال- الهیار- محمد سلطان- رستم سلطان- فرامرز سلطان  می‌رسیم و لقب ایشان هم به ضرغام السلطنه معروف است

 

خان  دانیالی در روستای تختگاه که اکنون با نام پسر ایشان (عادل) هم در تقسیمات جغرافیایی ثبت شده  ریاست ایل گوران تفنگچی را بر عهده داشت :

 

ضرغام السلطنه بین سال‌های 1280 تا 1286 هجری قمری در تختگاه به دنیا آمد . وی انسانی باذکاوت و در سیاست ایلی یگانه، دلیر، وطن‌دوست و دارای مهارت در سوارکاری و فنون جنگی بود. وی مردی ادیب و سخنوری دانا بود. اشعاری از وی بجا مانده است به تقدیم شما عزیزان می‌شود . خان گوران در سال 1326 شمسی در همین روستا دار فانی را وداع گفت

 

اشعار خان  نشان از روحی بلند بهاری و دلبستگی به یاران دارد:

                                                   کردی:

 میرزام وهارن                                                      مژده بویه فصل آمای وهارن

 نشانه ی نشاط سیرگلزارن                             بنای آرایش هروه کوسارن

 صحرا و الوان، گلان راز نا                                نقاشان و نقش چینی سازن

 ملیچک چنی، رشوله و ناز                               موانان مقام مرقومه حجاز

 گل نوحه و شور آمای وهارن                          کل عاشق و دین دیده ی نگارن

                                                    فارسی:

 نشستیم بر سبزه این دم به شاد               زیاران رفته بسی یاد باد

 چو پروانه بر سبزه‌ها بوده اند                    که ره را شب و روز پیموده‌اند

 بنای گاه رفتند بی کام دل                            نهفتند رخساره در زیر گل

 ندانسته چون است بازارشان                     چه راهی است با صلح و پیکارشان

 از این خانه‌ی رنج، باید گذشت                  خوشا آنکه با جام ، دمساز گشت

برای اطلاعات بیشتر به کتاب جغرافیای تاریخی / محمدعلی سلطانی  و کتاب نگین سبز زاگرس  خدا یاری مراجعه کنید

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه سی ام مهر 1393 و ساعت 12:48 |

با سلام و عرض ادب و احترام

 

گوران همیشه جای بزرگان بوده و خواهد بود

 

امروز در عرصه ورزش، قهرمانی از روستای چشمه سفید ( کانی چرمی) بر بام آسیا و جهان می ایستد

این ورزشکار نامی کسی نیست جز مرد آهنین ما " جناب آقای کیانوش رستمی"

 

اگر کسانی او را نمی شناسند بدانند این قهرمان جهان و آسیا در 70 الی 80 کیلومتری کرمانشاه در منطقه گوران در روستای چشمه سفید به دنیا آمده و تا این حد در عرصه ورزش جهانی در بالا و بالاتر آمده  است.

ما مردم گوران از اینکه قهرمانی از این ناحیه تحویل جامعه دادیم بسیار خرسندیم و برای سربلندی و پیروزهای بعدی ایشان از خدا بزرگ دعای خیر داریم. باشد که همیشه قهرمان بماند

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه پنجم مهر 1393 و ساعت 12:24 |

این متن را حتما بخوانید

 دوستان ویاران گرامی چند روز پیش به قصد تسلیت به خانواده فتحی بر سر مزار رفتگانمان در گذرگاه امام رضا رفتم. ای کاش هیچ وقت این منظره را ندیده بودم .

این منظره دردناک کندن درب و پنجره های ساختمان این گذرگاه و دزدیدن تمام فرش ها و و سایلی بود که مردم به نیت خیر در آن خانه مقدس گذاشته بودند که مردم حاجت خود را با آن برطرف کنند . ای افسوس و صد افسوس یک نفر کار بدی می کند و دل هزاران نفر را به درد می آورد. وقتی که به مکان هایی که برای مرذم مقدس است چنین بی حرمتی می شود  دیگر نمی دانم چه بگویم، چه بگوییم و چه برداشت کنیم و آیندگان چگونه ما را ارزیابی می کنند.

بله دوستان در هفته های گذشته افراد  بی خرد به این مکان دستبرد می زنند و ضمن کندن درب  و پنجره این ساختمان سایر وسایل آن از جمله تمام فرشتهای اهدایی را هم به غارت می کنند.

مطمئا این خبر شما را نیز ناراحت می کند. و مطمئن باشید از ماست که برماست: یعنی کار خودی است که برای مردم و اعتقادات آنها ارزشی نمی شناسند و به غیر از به دست آورن چند هزار تومان پول به چیزی دیگری فکر نمی کنند.

من نمی دانم ما داریم به کجا می رویم . ما که ادعای دین داری داریم خودمان به خودمان  و به اعتقادمان رحم نداریم  و آخر این داستان دزدی که مثل یک فرهنگ نابهنجار و  بی ارزش در منطقه گوران سایه افکنده چه می شود؟

از دوستانی  که این متن را می خوانند تمنا دارم زبان به زبان بازگو کنند شاید  و بلکه وجدان خفته ای بیدار شود.

آخر چرا باید نام گوران بدنام شود . این نام ارزشمند است . ولی افسوس که بعضی ها برای هیچ نام ایل شجاع  قلخانی و تفنگچی را با یک کار ناشایست زیر سؤال می برند

دیگر نمی دانم چه بگویم تا ببینم شما نظرتان چی باشد؟؟؟؟///

 


 

یکی از کابران گرامی

در نظرات خودش ما را مورد محبت بی حرمتی قرار داده است و حرفهای دور از ادب را روانه این بنده حقیر کرده است. از ایمام رضا و گوکل ارث حرفی به میان زده و فکر کنم بسیار عصبانی بودند چون فکر نکنم خودش هم فهمیده باشد چه گفته از این کاربرگرامی می خواهم با شجاعت یک بار دیگر نظرات خودش را بیان کند. اما از ایشان می خواهم همانگونه می تواند نظر خودش را بیان کند منطقی و بدور از ادب حرف بزند.

ایشان مرا مورد خطاب قرار داده که حق راست گویی را از او گرفتم ..... من متوجه نمی شوم از کدام حق حرف می زند

به هر حال نظرات شما آزاد است اما  این وبلاگ جای الفاظ توهین آمیز نیست چون می خواهیم با هم باشیم و برای هم نه جدا از هم تو هم با مایی اما بیشتر به خودت بیا....

 گذرگاه امام رضا برای مردم گوران یک فرهنگ دیرین را بیاد می آورد اگر شما کمی نیک اندیش باشید و از پدران خود سوال کنید بیشتر متوجه نکات  می شوید. این که هر اعتقادی را با بی احترامی زیر سوال ببریم نشانه آگاهی و فکر آزادی خواهانه نیست . تا کنون دیده ای کسی با اظهارات بی ادبی بگوید من با فرهنگم. جملات شما دقیقا این را به ذهن می رساند که شما با فرهنگی و دیگران اگر حرف از امام زاده و مسائل از این دست بی فرهنگ و کوتاه فکر ......

ولی شما  اشتباه می کنید این نیست: برای ما این مکان از بسیاری جهات مقدس است اولین آن این است که اجدادمان در این مکان خاک کرده اند و خودمان هم دیر یا زود به همین مکان می رویم و تبدیل به ماده ای به نام خاک می شویم پس حرمت این خاک که بوی عزیزانمان می دهد برای من  و تو حرمت است

  یا علی شاد باشید و

                   بدون کینه باشید

                               به دنیا بخند تا دنیا به رویت بخندد

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه بیست و یکم شهریور 1393 و ساعت 23:58 |

خدمت به خلق  افتخاریست که هرگز فراموش نمی شود. این مسئله نه تنها برای دیگران ارزشمند است، بلکه سبب آرامش خود خدمتگذار می شود. جناب آقای درویشی معلمی دلسوز در منطقه بودند که لطف داشتند به روی وبلاگ بانزلانی آمده و اظهار نظر فرمودند . به رسم ادب حیفم آمد آنرا در این پست نیاورم . عین نامه این برادر عزیز را تقدیم به شما می کنم. برای سلامتی ایشان و خانواده محترمشان سلامتی و شادکامی را آرزومندیم

  به نام خدا .درویشی هستم در سالهای 73 .74..75. در مدارس زاوله . بانسولاب . بانزلان و تختگاه افتخار خدمت صادقانه به اهالی و دانش آموزان محترم آن منطقه در تدریس درس زبان انگلیسی داشته ام . مردمانی نیک . خوب و مهمان نوازی هستند . چون در آن منطقه غریب بودم و الان در شهریار ساکنم بسختی توان حضور در منطقه را دارم مستدعی است از همگان بجای بنده تشکر کنید که موجب تشکر است و اکنون در کسوت وکالت در خدمت تک تک آن اهالی محترم خواهم بود از زحمات و سایت شما عزیز نیز تشکر . شماره بمنظور دسترسی 09123654060 به اینجانب

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه هشتم شهریور 1393 و ساعت 23:51 |

سپاه غم اشعاری در وصف آوره گی مردم ایزدی و کاکه ای عراق است که مهندس خدا مراد مرادی آنرا سروده  است

یاران گرامی همه می دانیم این روزها هم زبان هایمان چه ایزدی، کاکه ای ، شیعه و سنی به دست یک عده جانی مثل گوسفند قربانی می شوند به گفته تمام علما و بزرگان دین اینان هیچ گونه بویی از اسلام نبرده اند و تنها اسلام را بهانه ظم و جور خود کرده اند . البته این گروه جانی که داعش یا دولت اسلامی نام دارد ساخته دست ابرقدرت ها و بعضی از سران کشورهای حوزه خبلج فارس است که هیچ وقت نمی خواهند خاورمیانه آرام باشد

این یک سیاست است . اگر به بزرگترین قرار داد تسلیحاتی بین آمریکا و قطر توجه کنید و یا به اخبار شبکه الجزیره و یا العربیه خوب نگاه کنید بیشتر متوجه این سیاست غربی ها و می شوید

اما چه سود کردهای عزیز ساخی می شوند

به امید خاورمیانه ای آرام.......... مدیریت وبلاگ بانزلانی : احمدی

آدرس مستقیم دانلود با صدای مرادی (MP3):

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه سوم شهریور 1393 و ساعت 10:12 |

با سلام و عرض ادب و احترام

در مورخه 12 مرداد 93 روز یکشنبه پرتلاش ترین و کشاورز نمونه روستای بانزلانی مرحوم اکبر فتحی از بزرگ خاندان فتحی به یار حق پیوست و دستش از این دنیای فانی کوتاه ماند . مرحوم بیش از 90 سال عمر جاودان داشت و به تایید تمام مردم منطقه یکی از فعالترین فرد از لحاظ کاری بودند او در کشاورزی و باغداری نمونه واقعی بود و اکثر زمین های کشاورزی خود را از طریق تلاش گسترش داد .

مرحوم اکبر فتحی دارای حافظه بسیار قویی بود بیش از 200 بیت از دفتر یارسان حفظ بود و به مناسبتهای و مجالس بر حسب موضوع جلسه، آن را برای مردم بازگو می کرد . علاوه بر اینها، ایشان دارای دانش بومی فوی و العاده ای بودند و تکنیک های مزرعه داری ، دامداری، و دانش مقابله با حوادث را بیسار تبحر داشتند و یک الگوی کاری بسیار خوب برای مردم بودند.

مرحوم دارای پنج فزرند پسر و سه دختر داشتند. و همگی تشکیل  خانواده  داده اند  و فرزند کوچک ایشان آقای علی اکبر فتحی هم اکنون دهیار روستا نیز هستند و فردی پر تلاش مانند پدر است

باید یادآوری کنم مرحوم دایی بنده نیز می باشند  و خیلی چیزیها را از ایشان یاد گرفتم که مهترین آنها تلاش و فعالیت است که احساس می کنم در وجود من نیز هست.

برای این اسوه تلاش و فعالیت از خدای بزرگ سعادت ابدی را خواستارم

هو اول آخر یار

در پایان دو قطعه عکس از این دایی عزیزم به یادگار در کانی سمایل خان گرفتم برای شما عزیزان می گذارم

 

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 و ساعت 12:21 |

جشن اول پاییز کردی

 

اول مرداد در تقویم کردی اول پاییز گرمسیری است. امروزه این تقویم منسوخ شده یا به عبارتی محلی از اعجاز نیست. این به این دلیل است که کوچ و کوچ داری از بین رفته  و مردمان در روستا ساکن شده اند و دیگر لازم نمی بینند در ایلاق و قشلاق باشند به همین دلیل این تقویم تقریباً فراموش گشته است. در زمانهای نه چندان دور در منطقه گوران اول پاییز کردی را جشن می گرفتند. در مورد تاریخ و پایه گذار آن، گفته ها زیاد است. بسیاری عقیده دارند اولین بار شاه فتح الله که فردی عارف بوده پایه گذار آن بوده است .

در هر حال، این جشن به مدت دو روز و سه شب در گذرگاه امام رضا واقع در بانزلانی برگزار می شد. وصف این روز بسیار است و به طور خلاصه باید گفت: که این ایام پر از شادی و خوشحالی بوده و با برنامه های شاد همراه بود است. از جمله سازودهل محلی در 20 دسته در شبانه روز، مسابقه اسب دوانی و تیر اندازی. در این گذرگاه که هم اکنون مردگانمان را در آن خاک می کنیم زمانی نه چندان دور محل شادی و رقص و آواز مردمان این دیار بوده است.

دراین مکان بازارچه، قهوه خانه، برپا می گشت و مردمان از آن خرید می کردند. سر تا سر گذرگاه در این دو روز شلوغ می شد به طوری که راه رفتن در آن به کندی صورت می گرفت. هر روستا در پای درختی تنومند منزل می گرفت و با صفا و صمیمیت تمام این چند روز را در کنار هم زندگی می کردند.

در این ایام هیچ گونه شر، عاشوب یا دزدی و مثالم به وجود نمی آمد و در پایان مراسم مردم ضمن زیادت این گذرگاه با نظم و انظباط محل را ترک کرده و زندگی عادی خود را در روستا ها یا شهرها آغاز می کردند. بعد از این جشن کم کم مردم برای کوچ پاییزه خودشان را آماده مکرده و به دنبال دام های خود به مناطق گرمسیری مهاجرت می کردند. در این جشن تقریبا حدود 300 روستا از منطقه گوران ،سنجابی و حتی شهر کرمانشاه شرکت داشتند. در این ایام جوانانی که حتی به سربازی رفته بودند برای این جشن می آمدند. در کل این جشن تاریخ یک قوم در آن نقش بسته  و متاسفانه در هیچ کتای نامی از آن برده نشده است. حتی کمترین عکسی از این مراسم به جا مانده است.

در سال 1357  به دنبال انقلاب مردم ایران منطقه نا آرام گشت و مردم از ترس ناامنی در آن زمان ، این جشن را برگزار نکردند و برای همیشه تعطیل شد . در حال حاضر اکثر مردم تقویم کردی را فراموش کرده ­اند. اما این تقویم راز یک تاریخ، یک سنت و یک فرهنگ است ، این تقویم  تاریخ کهن یک قوم است.........

در پایان قطعه شعری کردی از پیر دانا آمان الله مرادی از بانزلانی که در وصف جشن امام رضا سروده اند، تقدیم شما می کنم.

از کاربران گرامی تقاضا دارم چنانچه عکسی از این مراسم دارند در اختیار وبلاگ بانزلانی قرار دهند.

ایمه و فرمان یاران ویرده            میرسر بر حق باوای بانزرده

هر کس یه سهامی لو ملکه بردیم      تن دایم و تاوشت زندگی کردیم

دل ناوردیم و تنگ تن و قضاوه          وو اول پاییز ایمام رضاوه

علی ویس و ساز پر له صفاوه           وو صوت رحیل خوش نماوه

خون هاورد جوش هلپری کردن        داو خوازی میران سرچوپی گردن

چه پیاو چه ژن شوخ دیده مس           بازی واز دور سرچوپی و دس

دس و دس کردن و پیچان و هم         بازک نازاران لیمو گل و دم

کاکه شاواز کیش بزم چوپی بی          اشاره ابرو لیره لیمو بی

دنگ هی شاواز عالم گرده ور           گل ونی له دور کلاو زر و سر

بان زلفی پیوست آویزان گردن           خم داوه تالان تا وه روژ مردن

پیران صبور و روی آساوه             مل کجی قل چفت دم و دعاوه

لاران نه درگاه ی مناجات قبول         پادشاه شاهان اولاد رسول

ضامن آهو له قله کو سار              نجات کشتی میره باش تجار

مراسم تمام عبادت کردن               ورو مال حاتن و زندگی کردن

هر له ایواره تا و سفته صو             کله شیر قیولان شابی وت هو هو

و قاره می ورک طقه گوچان           وشو نخفتن شکتی شوان

و خوشی خوشی زوی له خو هلسان       و سر کشی کردن له باغ بوسان

قسم و کارو کوشش گذشته باوه            وو نان گرمه صبح له ور تاوه

و شکتی دالگ و لا و لا و               و کرچه شیران شو و سرپاوه

له یادم ناچو تا و روژ مردن          و ناچیر نتیجه گوش منال کردن

با ای نکته پیتان بود حالی               نوبه ایوس جای ایمه خالی

دل مارن و تنگ وینه فلانی            یه گوی و میدان هر کس توانی

آمان اله وعین ایه جور کیشا           نو به سرکاره دست باوره ریشا

 

           گذرگاه اما رضا هم کنون  (بازدید همکاران اینجانب از دانشگاه رازی کرمانشاه )

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه سوم مرداد 1393 و ساعت 3:50 |

زبان هورامی- گورانی

زبان هورامی- گورانی تا قبل از قرن نوزدهم زبان ادبی و حکومتی بخش بزرگی از جنوب کردستان (امروز کردستان و کردستان عراق) بوده است. قدیمی ترین متن موجود به این زبان که احتمالا مربوط به به حدورد هشتصد سال پیش است ، بقایای اندک اشعار پیر شالیار است. پس از آن کتاب مقدس آیین یارسان است که پردیوری نام دارد و حدود ششصد سال قدمت دارد. تقریبا در همان زمان یعنی حدود سده چهاردهم میلادی، هورامی زبان دیوانی حکمرانان ادردلان به مرکزیت سنندج کنونی شده است و به همین  دلیل از منزلت بالایی برخوردار شده و رفته رفته به زبان ادبی نیز تبدیل شده به طوری که شاعران دربار حکمرانان بابان رقیبان کرد اردلانیان به مرکزیت سلیمانیه کنونی، نیز به این شعر سروده اند. از جمله شاعران بنام این زبان عبارتند از ملا پریشان در سده چهاردهم، محزونی، بیسارانی، خانای قبادی و احمد بیگ کوماسی از سده هفدهم تا نوزدهم و شاعر مشهور ملا عبدالرحیم مولوی مشهور به مولوی کرد در سده نوزدهم. در این میان در دفتر یا کتاب مقدس یارسان  اشعاری مذهبی و آیینی زیادی از بزرگان این آیین به زبان هورامی بجا مانده است . . 

اما با سقوط حکمرانی اردلان در سده نوزدهم ادبیات هورامی - گورانی نیز رو به افول نهاد و با سر بر آوردن ادبیات سورانی در میر نشین بابان با شاعرانی چون نالی و سالم به کلی جای خود را به آن داد.

 منابع:

بر گرفته از پایان نامه آقای بیستون عباسی با عنوان معناشناسی واژگان  خویشاوندی هورامی.... (1390) با ویرایش بعضی از مطالب آن

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه یکم مرداد 1393 و ساعت 11:42 |

سلام خدمت دوست عزیز مدیریت وبلاگ بانزلانی

ضمن تشکر از شما به خاطر  تلاش در جهت معرفی منطقه و روستای بانزلانی و دیگر روستا های منطقه  ومعرفی  پتانسیل ها و مشکلات  این مناطق احتراما به استحضار میرساند که اینجانب خبرنگار و گزارشگر هفته نامه امید کرمانشاه در بخش گهواره ومنطقه گهواره اماده هر گونه همکاری مطبوعاتی  در چار چوب قوانین مطبوعات با شما و وبلاگتا ن هستم وهفته نامه ما اماده ارائه خدماتی از قبیل 

1- چاپ آگهی تبلیغاتی  بازرگانی ،چاپ پیامهای تبریک و تسلیت

2- چاپ عکس و مشخصات دانش آموزان ممتاز

3- چاپ پیام تقدیر و تشکر 

4- معرفی و مصاحبه با ورزشکاران و هنرمندان

5-مصاحبه با مدیران ،مسئولین ،دهیاران . شوراهای روستا و بخش و صاحبان قلم و دیگر اقشار

6- چاپ شعر و مقاله

7 چاپ اگهی حصر وراثت ،تاسیس شرکت ، گزارش عملکرد ادارات

8- انتشار اخبارو معرفی مکانهای دیدنی منطقه

9- چاپ اگهی مزایده و مناقصه

و هرگونه همکاری   در چار چوب مطبوعات با شما 

و با تخفیف ویژه ودر تیراژ بالا

 جهت اشتراک هفته نامه  دریافت روزنامه و همکاری به ادرس دفتر نمایندگی مراجعه نمایید

ادرس : گهواره خیابان امام خمینی - روبروی شهرداری  عکاسی بهاران

تلفن 09183315320 میری      EZATPI@CHMAIL.IR

       EZATPI@YAHOO.COM

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 و ساعت 12:26 |

 با سلام و عرض ادب خدمت هم ولایتی های گرامی

متاسفانه با باز شدن درهای سایت های فوق سرگرمی اما بی سود و فایده ای با نام فیس بود و سایر انواع شبکه های اجتماعی، وبلاگها که هزاران بار پر بارتر و سومندتر هستن و بسیاری از نیازهای اطلاعاتی کاربران را برآورده می کند، این روزها با کمترین بیننده دچار شده اند و وبلاگ پر محتوای بانزلانی هم از این قاعده مستثنا نبوده و آمار بازدیدها این نکته را تأیید می کند ...... به گذریم......

در چند وقت گذشته سری به ولایت زدم و چون نوشته خاصی نداشتم این پست را اختصاص می دهم به چند گزارش و نکته مفید. امید است نظرات خود را منعکس کنید ..

خوب در حال حاضر فصل برداشت و محصول است و عمده ترین محصول هم گندم و نخود است امسال قیمت گندم خوب است اما متاسفانه نسبت به پارسال محصول خوبی نداریم و این هم به علت وقفه بارندگی در فصل بهار بود . اما نخود رشد خوبی دارد و مرغوب هم هست اما باز هم متاسفانه قیمت آن بسیار پایین آمده و نسبت به خرج و دخل آن سود کمتری دارد و کشاورز را با مشکل مواجهه کرده است .ظاهرا از قرار هر سه کیلو یا یک من در بازاز حدود 5 هزار توامان می برند و این نسبت به 5 ماه اخیر 4 هزار تومان افت قیمت دارد.

مسئولین محترم هم  نسبت به آن بی تفاوت هستند و جای تاسف دارد که محصول نخود که در استان کرمانشاه بی نظیر و بی رقیب، این طوری مانده روی دست کشاورز  و دلالان سود آن را به جیب میزنند و کشاورز هم باید فقط نظاره گر باشد .....

قیمت گندم نسبت با سالهای قبل خوب شده اما در منطقه گوران رشد گندم امسال ضعیف بود . این هم جا دارد اداره کشاورزی بیمه کشاورزی را اجرا کند. در تمام دنیا بیمه کشاورزی هست و به خوبی از آن استفاده می کنند . استان کرمانشاه از لحاظ درآمد زایی به کشاورزی وابسته است .  بهتر است مسئولین محترم نسبت به آن برنامه ریزی داشته باشند . اگر این قطب در استان فعال گردد جوانا زیادی صاحب کار می شوند . دولت اگر از این قشر حمایت نکند پس وظیفه آن چیست .........؟

نکته دیگر که مردم روستاهای منطقه را هر از گاهی آزار می دهد سارقینی هسند که از خدا بی خبر دست رنج مردمی که از راه حلال نان می خورند، یک شبه حاصل آن ها را می ربایند : نیمه های شب به دام مردم دست برد می زنند. گاو و گوسفند مردم را در روز و شب از مردم می ربایند و متاسفانه 10 درصد آن هم پیدا نمی شود  در ماه اخیر در روستای بانزلانی 11 راس گوسفند آقای حسن یوسفی ربوده می شود . خوب وقتی که بعضی از انسان ها می خواهند از این راه نان بخورند باید قانون به صورت محکم جلو این راه نان خوردن بعضی ها را بگیرد . پیشنهاد می شود پلیس روستا تشکیل گردد . باید این نوع رفتا ها کنترل گردد. من اول انقلاب یادم هست که سارقین از خلاء قدرت در اول این انقلاب استفاده کردند و دست به سرقت های زیادی زدند و اما بطور برق آسا طی یک سال نیروهای امنیتی وارد میدان شدند و توسط مردم  منطقه کنترل شد . جا دارد نیروی انتظامی مانند همان دوران از نیروی مردمی استفاده کند و با تشکیل پلیس روستا و یا نیروی مقاومت بسیج پایگاه های ایست و بازرسی را  در مناطقی که سارقین فعال هستند به اجرا درآورد.....

نکته دیگر رعایت حریم  عبور و مرور مردم در روستا است که بعضی ها هنوز متوجه نسیتد که روستا دارای سند رسمی شده  و دیگر نمی توانند بصورت غیر مجاز توسعه بنا داشته باشند و حتما هر گونه ساخت و ساز بایستی با مجور قانونی باشد در این مورد دهیاری روستا باید بیشتر هوشیار باشد و همکاری های لازم را با بخشداریها داشته باشند .....

نکته با ارزش دیگر هشیاری نسبت به آتش سوزی در این فصل است که خطر مزارع کشاورزی می رود و متاسفانه در منطقه هنوز یک سیتم اتفا حریق فعال نیست اگر خدای نکرده اتفاقی بیفتد  در یک لحظه دست رنج مردم دود می شود . بهتر است مردن بیشتر هوشیار باشند در چند روز اخیر مزارع گندم فردی از کامران طمع حریق گشت. امید است مردم حتی جار خود را آتش نزنند و سعی کند از آن کاه تولید کنند.....

نکته امیدوار کننده : تلاش اخیر مردم در حوزه سد زمکان است که دیده می شود محصول سبزی کاری از جمله گوجه سیب زمینی و سایر محصولات کم کم  پرورش می دهند و این امیدواری می رود دوباره رنگ سبز به بانزلانی ها هدیه شود . آقای الله مراد سلیمانی و خدا مراد مرادیان در این محصولات پر تلاشند و به آنها خسته نباشید می گوییم

در این چند زمان از سال زنان همیشه زحمت کش فعالتر شده اند و  به آنها خسته نباشید می گویم  دستشان را می بویسم که چنین در کنار سایر مشکلات در حوزه کشاورزی فعال هستند

سد هم نعمت است از کسانی که شنا به صورت حرفه ای بلد نیستند خواهشمند است در آن شنا نکند

  امید است با امید باشید

مانی نوین خوا قوت

مادر در حال درست کردن نان ساجی یادش بخیر چه خاطراتی دور بر همین نان کردن مادر که نداشتیم....

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه چهاردهم تیر 1393 و ساعت 12:54 |

شهرک دره دراز در انتهای غربی کلانشهر کرمانشاه واقع شده است . این شهرک در ابتدا مثل تمام حاشیه نشینان بدون هیچ گونه برنامه شهرسازی توسط مردم در سال های دهه 60 احداث گردید.

در ابتدا مردم از هر تیره و طایفه ای در آنجا شروع به خانه سازی کردند و کم کم به عنوان یک شهرک گسترش پیدا کرد . چند سالی بعد از ایجاد آن  کم کم با مهاجرت مردم به شهرها این شهرک تبدیل به منطقه ای برای سکونت خانواده های از منطقه گوران مخصوصاً  ایل قلخانی گشت .  و هم اکنون نزدیک به 90 درصد خانواده ها از اهالی این مناطق هستند. این شهرک با مسائل و مشکلات شهری زیادی روبرو بوده است . اما در این سال های اخیر با پیگیری مردمان همین شهرک وضعیت بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده است.

به علت اینکه اکثریت مردمان این شهرک اکثراً از منطقه گوران مهاجرت کرده اند هدف موضوع مطالب من قرار گرفت.

موضوع اصلی این مبحث حاشیه نشینی و مسائل خاص آن در این شهرک است که جا دارد مسئولیت محترم توجه بیشتری نسبت به آن داشته باشند.

حاشیه­ نشینی به عنوان مقوله­ ای چند وجهی بر بستری از تعاملات حاصل از تأثیر و تأثّرات از مؤلّفه­ های متعدّد ظاهر می شود. محیط اجتماعی مسکونی افراد، ساختارهای نامناسب شغلی، ناکامی اجتماعی و فقر اقتصادی و عوامل خانوادگی و فردی، زمینة بروز آسیب­های اجتماعی را در محلات حاشیه­ نشین فراهم می­کند.

با توجّه به اینکه شهر کرمانشاه دارای محلّه­ های حاشیه­ نشین متعدّدی است،  به عنوان يكي از بسترهاي وسيع جهت بروز آسيب­هاي اجتماعي بوده كه همراه با گسترش آن، شاهد افزايش ناامني، بزه و انواع مختلف جرم و جنايت، روسپيگري و خشونت در جامعه هستیم. بنابراین توجه جدی به این مقوله شهری امری ضروری است

در یک پژوهشی که توسط پژوهشگر آقای دکتر جهانگیر کرمی با عنوان :

بررسی ويژگي­هاي فردي، اجتماعي و اقتصادي اهالی محلّة حاشيه­ نشين

دره­ دراز کرمانشاه و رابطة این عوامل با آسیب­های اجتماعی

صورت گرفت ، نتایج آن برای مردم این شهرک و مسئولین  قابل توجه می باشد

" نتایج پژوهش نشان داد  9.4 درصد بی­سواد بودند، 18درصد دارای سواد ابتدایی، 31.8 درصد دارای تحصیلات در حد راهنمایی، 22.7 درصد  دارای مدرک دیپلم و تنها 18 درصد دارای تحصیلات دانشگاهی بودند (یا در دانشگاه در حال تحصیل بودند). یعنی یکی از عوامل مؤثّر بر افزایش آسیب­هـای اجتمـاعی می­تـوانـد نـاشی از بی­سوادی یا کم­سوادی اهالی محلات حاشیه نشین باشد. عدّه­ ای معتقدند که اكثريت اين گروه­ ها مهارت لازم را جهت جذب در بازاركار شهر ندارند و عامل پس­ران شهري نيز آنها را از شهر رانده و به حاشيه كشانده است. علاوه بر آن پایین بودن سطح سواد باعث عدم درک درست محیط اجتماعی و عواقب قانونی و اجتماعی اعمال فرد می­شود و همین سببی برای میل به اعمال مجرمانه می­شود. همچنین نتایج نشان داد که سبک فرزندپروری در 91.3 درصد اهالی سبک مسامحه­ کار است و 4.3 درصد سبک قاطع و 4.3 درصد دیگر سبک سخت­گیر (استبدادی) است. همچنین بین حمایت اجتماعی خانواده و نگرش به آسیب­های اجتماعی رابطة  مشاهده شد؛ یعنی میزان حمایت پایین خانواده و سبک فرزندپروری عامل مهم و تأثیرگذاری در گرایش به آسیب های  اجتماعی است.

 

آسیب های اجتماعی

درصد

مشکلات جسمانی

11

افسردگی

18

اضطراب

7

پرخاشگری

6

سرقت

18

نزاع و درگیری

19

موادّ مخدّر

17

جرائم جنسی

19

خودکشی

19

فرار از منزل

17

 

بدون هیچ گونه تحقیق و پژوهشی هم با آمار های که دست مسئولین وجود دارد، می توان درک کرد که حاشیه نشینان در کلانشهر کرمانشاه چه وضعیتی دارند. این حاشیه نشینان نه تنها در شهرک محل زندگی خود باعث مشکلات متعددی می شوند بلکه در سایر نقاط شهر باعث آسیب اجتماعی می گردند. در این خصوص مطالب و مباحث زیادی نوشته شده است . در پایان چند پیشنهاد مورد توجه قرار می دهم :

به جاي برخورد حذفي با پديدة حاشيه­ نشيني به قبول واقعيّت­هاي موجود به دور از هر گونه پيش­داوري پرداخته شود.

  • ساخت و ایجاد امـاکن بهـداشتی و درمـانی 
  • آموزش و بالابردن سطح آگاهی مردم نسبت به آسیب های اجتماعی
  • ایجاد مراکز تفریحی و ورزشی جهت استفاده در اوقات فراغت.
  • اایجاد مراکز فنی و حرفه ای در این شهرک ها
  • بهسازی و نوسازی بافت­های بافت­های محلات حاشیه­ نشین.
  • اصلاح ساختار نظام شهری و رفع کاستی­های موجود در قوانین و نهادهای برنامه ­ریزی مرتبط.
  • ارتقاء کیفیّت و افزایش سطح خدمات­ رسانی به اهالی.
  • ساماندهی وضع اشتغال و رفع بیکاری ساختاری در محلات حاشیه­ نشین.
  • ایجاد مراکز مشاوره­ای و روان­شناختی

منبع:

فصلنامة فرهنگ کرمانشاه (ادارة فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه)

دورة جدید، شمارة 2، پیاپی 11، زمستان 1392، 2014 م. صص 75-89

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 و ساعت 11:10 |

درود بر کاربران گرامی وبلاگ بانزلانی

از عنایت لطف شما سپاسگزارم اگر کاری انجام می دهم بخاطر عشق به و علاقه به زادگاه خویش است و آنرا یک نوع وظیفه می دانم. امیدوارم شما دوستان خودبم در این کار مرا کمک و راهنمایی کنید

یکی از اهداف من در درج اطلاعات منطقه، آشنایی جوانان و نوجوانانی است که تا کنون فقط نام منطقه خود (گوران را) از پدر یا مادر خود شنیده اند ولی به این سرزمین تعلق دارند . خوب فرهنگ شهر نشینی و تجمع در شهرها باعث شده روستاها خالی از سکنه بشوند و با توجه با آب و هوای پاک آن، متاسفانه از وجود آن بی بهره ایم.

 گوران بزرگ که من این نام را بر اساس مستندات زیادی انتخاب کرده ام شامل منطقه وسیع تری می باشد و ایل قلخانی، و تفنگچی و دهستان گهواره اکنونی را  شامل می شود، دارای 102  روستا است که بسیاری از ماها هنوز نام بعضی از آنها را نمی دانیم در این بخش فقط ذکری از نام روستاها به همراه طوایف مراکز سکونت و سردودمان های آن  می شود امیدوارم برای جوانان و نوجوانان  مفید فایده باشد.

رديف

طوايف

مراکز سکونت

سردودمان

1

قلخاني(اسپري)

قلعه زنجيري

علي سلطان

2

قلخاني(بهرامي)

بيد نهر

ويسعلي سلطان

3

تفنگچي(دانيالي)

تختگاه

رستم سلطان

4

تفنگچي(دانيالي)

مله کبود

فتاح سلطان

5

گهواره(القاصي)

گهواره

القاص سلطان

6

نيريزي(نادري)

ستک

صفرويس سلطان

7

بيوياني(؟)

دوشم يان

رضا سلطان

8

طايشه اي(نظري)

پالان هلال

معارف سلطان

9

قادر ميرويسي

سرقلعه

مصطفي سلطان

 

اسامی به ترتیب

  1. ازممیران
  2. باباشاه احمد
  3. باباکوسه سفلی
  4. باباکوسه علیا
  5. بان بید
  6. بانزلانی سفلی
  7. بانزلانی علیا
  8. بان سولاب شیر محمد
  9. بانسولاب کلبعلی
  10. بانسولاب ناوخاص
  11. بانسولاب شیرزاد (کتک زل یا بزرگ)
  12. بان شیروان تفنگچی
  13. بان نخود
  14. بانیاران امیرحق مراد
  15. بانیاران تیمور
  16. بانیاران سید حسن
  17. بانیاران میرزا حسین
  18. بروند سفلی
  19. بروند علیا
  20. بری شاه
  21. بری شاه خوبیار
  22. بریه خانی
  23. بیامه سفلی
  24. بیامه علیا
  25. بیرقوند
  26. بیله هو سفلی
  27. بی موش
  28. بی نهر سفلی
  29. بی نهر علیا
  30. پشت تنگ شاهمار
  31. تازه آباد مولایی
  32. تختگاه حسین سلطان
  33. تختگاه دانیال
  34. تختگاه صفیار سلطان
  35. تختگاه صورت خانم
  36. ترکه سفلی
  37. توکان
  38. جاماسب
  39. چالاب شاه محمد
  40. چالاوه مولای نجف
  41. چشمه سفید (کانی چرمه)
  42. چشمه سید یعقوب (کل کل بابا حسن)
  43. چقابور رحمان
  44. چقابور عیسی
  45. چقابور کاکی
  46. چقاچوبین
  47. خله کوش سفلی
  48. خله گوش علیا
  49. خلیفه ها
  50. داره رش
  51. درگه
  52. درمران سفلی
  53. درمران علیا
  54. درویت
  55. دره نیجه
  56. دشت مورت علیا
  57. دوش میان
  58. ده عباس
  59. دیوگه بی بیان
  60. روکوان
  61. زاوله سفلی
  62. زاوله علیا
  63. سرآسیا
  64. سرتختگاه
  65. سرتنگ
  66. سولاوه حاتم
  67. شاهمار بابامراد (تپه شیخ مراد)
  68. شاهمار میرزامراد
  69. صفر شاه
  70. عبدالکریم بارس
  71. علی بارانی (علی وارانی)
  72. علیگه
  73. قلعه رشید السلطنه
  74. قلعه زنجیر سفلی
  75. قلعه زنجیر علیا
  76. قلعه قاضی
  77. کامران سفلی
  78. کامران علیا
  79. کبود جوب (کوجو)
  80. کچک بل سفلی
  81. کچک بل علیا
  82. کرمخانی
  83. کلینه پایدار
  84. کنه رشید الگه
  85. کنه رشید باباخان
  86. کنه رشید عرب
  87. کنه رشید گل مراد
  88. کوالی بانیاران یارمحمد (مله یعقوب)
  89. گردکان کور شهباز
  90. گل انجیر(کرنجیر)
  91. گورا جوب باباکرم
  92. گورا جوب ریزعلی
  93. گورا جوب قشلاق
  94. گورا جوب مراد بیگ
  95. گهواره گوران (دهستان گهواره)
  96. مله کبود
  97. میرهوار یاری
  98. نرژی
  99. نیلک
  100. ویله (1)
  101. ویله (2)
  102. هیرود
+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 و ساعت 9:50 |

گوشه ای  از تازیخ گوران بزرگ » مطلب ارسالی از آقای فرامرز خسروی

ضمن تشکر از شما توجه شما را به اشعار این حوادث جلب می نمایم

هنگام ورود نادر شاه برای دفع احمد پاشای باجلان به شهر سرپل ذهاب خبر به امیر گوران محمد بیگ دادند وایشان هم به استقبال  وی رفت ود این جنگ که بین شاه ایران واحمدپاشا درگرفت با اینکه رشادت زیاد ی از خود نشان داد  بالا خره کشته شد .نادر شاه افشار به پاس خدمات سردار گوران چهار طوایف جاف ذهاب را پشت ضمیمه گوران قلعه زنجیر ی کرد.

 

قاصدان  آمان  او   حضور   خان           تشریف آوردن  شهنشای   ایران

شه نشای  ایران  آما  او  ذهاو           چن  نو سرداران  آمان   او  رکاو

شهنشای ایران  دردم طلب کرد          سردار  گوران  شیر  روی   نبرد

فرما  و  قاصد  و عقل  و   تدبیر            بکران خور   شای    قلاه  زنجیر

آمان  او  حضور  قاصدان    خان           عرض کردن و  سمع والی گوران

شنفتش وگوش سرهنگ سالار           آماده  کران    چند   هزا ر سوار

چن هزار سرباز چنی   سواران            حاضر نه رکاو  گوش  نه  فرمان

جمع  سلطانان  خوانین   یکسر           شای  قلا زنجیر طلب کرد  نه ور

نظم داد او نظام فرمانده  لشکر          راهی  بی  نه  راه سپیده   سحر

فرما  و  جلودار  اسبش   آوردن           پی  سمت ذهاو تشریفش  بردن

و   تاجیل    تاو  آما   او     ذهاو           شیرکار زار  بی خورد  و  بی  خواو

و  امر  و   دستور خان    دلاور              کیشا شان   چادر     تیپ     نامور

اوشو نه  ذهاو  تا خیزیا   افتاو             سپاه  ساکن  بی  نه دیشت  ذهاو

نو جنگ احمد پاشای    باجلان              همرزم     نادر   شاهنشای  ایران

درساعت فرماحکمش  و شتاو              سوار  بی   و  زین  پا  دا  نه رکاو

دس برد نه کمرکیشا نه  غلاف              شمشر    بران   شیر  روی مصاف

نه  دیشت  ذهاو  نه  اردو نادر               روی  کرد  نه سپای دشمن مجاور

و  بال   باهو   و    ضرب   کمن                یکیک  دشمنان   گیر هاورد  وبن

دس برداوشمشیرشیر سرایلان            سپای دشمن گشت بی هراسان

روی ماوردوهرکو سردار  پرزور               مرد     کار زار     شیر    لاو طور

یکه  تاز   میدان    والی   گوران               هجوم    ماورد   جور سیل  واران

تار و مار مکرد  دلیر     بی  باک              عزمش  جزم    بی   بور  سهمناک

او  رو  نه   میدان   نادر  افشار               ا یوالا   کرو    نه    زور        سردار

ژ  چوار   طرفدا  مکیشا    نعره              و   آواز  برز    هرده    و         هرده

لیشعرصه تنگ کردسپای باجلان            وینه  تهمتن دس  برد   او     کمان

نو  قلب  سپاه  تنیا  و بی    کس            پناه  برد و  ذات    فرد      فریادرس

جور برق  وهار  مشانا  شمشیر             سردار    وزین    فرمانده ی    دلیر

روی کرد نه سپاه  سردار جنگی            هجوم   باوران     مردان      رزمی

کیشان نه غلاف  شمشیرو کمان            خیزیا  له    لیشان  صدای  العمان

نه  کله  سحر   تا  خو  ر بی   آوا             شمشیر   مشانا   شیر   صف   پنا

و  بال   باهو    شمشیر  مشانا ن            و  ذوق  زنجیر    بالشان    بسا  ن

او  رو نه  ذهاو یوم   المحشربی             خلایق  حیران    سان   لشکر  بی

نه  دیشت  ذهاو بی  و   چراخان             مل و مور رم کرد  لوان او   ذاخان

دردم امرش کرد  شهنشای ایران            بکران   خلات     سردار     گوران

شای قلازنجیر شیر   دل  نلخش             دس برد او قلخان وینه جهانبخش

سرداری نه سان سپای  باجلان              دس برد نه کمن اما او    میدان                                   رو کرد  نه اردو  شهنشای ایران            وینه     فلامر ز    چنی   فیلد ندان

فرما  و  لشکر    پاشای   باجلان            تمامی    سپاه   بیان     او  میدان

تا  فرمان  شاه  شنفتن  و گوش            آمان   او  میدان  و  داواو خروش

دو سان   لشکر   مردان   رزمی           اسپر  نه  دوشان   حمایل   جنگی

سالار   سرور    شیر   لا   وقین            حاضرنه حضورشای  صاحب نگین

و  امر  بی    چون   دادار    داور            پیکیا    نه     تیر    سردار     خاور

غلطان بی و خاک فرمانده ایلان             محمد بیگ صاحیوسلسله ودومان

نادر  ژ داخش  کیشا    آه  سرد            تاق   ذی  حیات  لیشان   بر نکرد

و  پاس   دلیری   والی    گوران             دریا و  پیشان  چنی   چن   ملکان

نه   پشت  ذهاو    طوایف   جاف           دریا  و گوران  و   عدل   و  ا نصاف

طایفه یزذانبخشی قادرمیرویسی         صفر ویس سلطان طایفه  نیریژی

طایفه طایشه ی مصطفی سلطان         کریا  و  خلات     سردار     گوران

اینه  چوار طایفه   جاف     گورانن            تحت   سلطه   امر  دلیر   مردانن

و شین  و شیون  نه در مال  خان            ترمش هل گردن  پری    قورسان

سردار    قجر    مظفر      نیشان             فاتح و پیروز  نه    جنگ  و   میدان

دارلویس    کریا  نو  مزار    ویش              سردار پر زور   بی   خوف واندیش

ژ   دوره   نادر  چنی    کریم خان              حکومت دریا و ملک   یاسم  خان

اولاده     مهشور    ایل  میرخسرو           فرزند    ناوی    سردار     پیشرو

تک داد او مسند تکیه گاه قدرت               گاواره  گوران  کرد ش  و  پایتخت

ژنسل  محمد بیگ سردارپر زور                فرمانده ی بی باک  خان   لا طور

اولادان  خاص  نسل  نوه  خان               عابدین و موسی  ملک یاسم خان

کوری   ترش   بی  شیر   یگانه                سلطان   علی بیگ   در   در  دانه

قلای  دله کم   کریا    سنگوران                پی خانان  ورین   مردان    گوران

سلطانعلی بیگ   بور   غضبناک                قهرمان   قین  دلیر  و  بی با   ک

 آقا عابدین بیگ سرحلقه  خانان               شیر شیر شکا ر نه سر    دیاران

دلیر  بی پروا    بور سنگین سام              صاحب کمالات هم عقل وهم فام

ریش دوفاقش مهشوربی اوعام              صادق گفتاربی هم  شیرین  کلام

آما   او  عاشقان   شیر    هنرمن              بی و سنگربان   بور صف شکن

آبادی  عاشقان ای دس واودس                کریا   و اسم  شیران  سر مس

عابدین و موسی     میران اعظم              خانان    ناوی  یاران    هاو دم

فرامرز و   سهراب یلان     جا دار              چنی چن سال بین و  مرز دار

میرخسرو فرزند   عابدین  سالار               فرخ   و  حید ر  چنی    ذولفقار

اسماعیل خان    همیشه    بیدار             اولادان   پاک   شیران   هوشیار

کانی فرخ خان اسمش مهشورن           زور حیدری نه جنب  و جوشن

حیدری   لقب   آقا       حیدر خان             سوار  سر حد  صاحب  مرزبان

ناوش مهشور بی نه ایل   گوران           فرزند    ناوی   سلسله   خانان

مرز   ایل  گوران چنی  سنجاوی            سپریان  و   دس   حیدر     ناوی

آقا  عابدین بیگ   سرحلقه خانان            مهشو ر بی او عام نه ایل گوران

کوری  ترش  بی  لایق  و جادار             ناوش سرهنگ  بی سردار سالار

باچم  و   زوان  و لفظ    شیرین              پیشنه ی    تاریخ    اجداد   ورین

بواچم   پری   خواصان    خاص              جه در و گوهرجه  دانه  والماس

ذوالفقار بیگ سر  برزو   سرور               جه  لای بابو چوین  دانه  گوهر

هم بگزایه ونجیب هم دیاری بی            هم جانشین خان هم کاری  بی

نه   اوج   قدرت غرور    جوانی             راهی بی نه راه پی سفر  باقی

آقاعابدین بیگ سر حلقه  خانان              خمین  و خمبار  بین سرگردان

هرصو نه کله سحرو دنگ   برز              مچریا و  فرزن   سردار سر مس

مواتش و فرزن  روله  سردارم               له شون  بالات خم  بین  و بارم

ناوش  دیاری  بی  دیار و  دیار                او یل    مسته  بور    بی    قرار

 بواچم   پری    اولادان    خان                هرگزگوش مدن و دنگ نااهلان

هرکس عاقل بودایم بیو گوش                اجداد  ویش    نمکو    فراموش

نه کرین کاری که  بود و عادت               رگ وریشه ویت  بکری  خجالت

هرکس بنا سان ورگ و ریشه                گورائی  نیاکان   بکران   و  پیشه

بواچم      پری   اولادان   خان                 هرگز  مکفن   و شون   گمراهان

حکیم سخن سنج هم سخندان بن          عاقلان  کار  جور   پیشنان    بن

باوران  و یاد   گذشته   پیشنان                خنجر  و سنان کار نکی      لیتان

بوینین  و چم    باورین    و  ویر                نیاکان    گورا  و   عقل   و    تدبیر

هی داد هی  بیداد  ندس زمانه                خانان   سلطانان   بین      بیگانه

دوگوهرش  بی گواهر   نیشان                جد    بزرگوار     شیر      لا مکان

خواصان خاص بااصل و نیشان                 آقا  خسرو بیگ  چنی  الفت خان

باچم و زوان ژ اصل و    ارکان                   زنده   کم    ژ  نو     نام      نیاکان

بواچم   ار هی  خانان    ورین                   صاحب ملک  ماوا  نه  عهد دیرین

نام و  نیشانتان  هن له  تاریخ                   ژ   کره    زمین    تا  سیاره مریخ

خوانین یکسرنه تاریخ  گوران                   همیشه  دیارین  جه کل سرحدان

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه پنجم خرداد 1393 و ساعت 2:23 |

سلسله مباحثی در تاریخ گوران بزرگ:

کلام خوانان و نوازندگان برجشته تنبور در یکصد سال گذشته در منطقه گوران بزرگ

 سید شمس الدین حیدری توتشامی گوران

استاد درویش حسن خراباتی

استاد نعمت علی خراباتی

سید علیار افضلی شاه ابراهیمی

سید قاسم افضلی

مرحوم عابدین خادمی

کاکی رضا گوراجوبی

کاکی قمر گوراجوبی

کاکی ولی گورا جوبی 

کاکی میرزا گورا جوبی

کاکی جشنانی گورا جوبی

کاکی مهدی خان شفیعی

سید فتاح سیمانی

کاکا کریم منهوبی گورا جوبی

کاکی الله مراد حمیدی گهواره ای

درویش علی میر درویشی بیداغوندی

درویش جهانگیر درویشی بیداغوندی

سید ولی حسینی

سید محمود علوی

کاکی کاظم منهوبی

سید علی کفاشیان کرندی

استاد چنگیز فرمانی

استاد طاهر یارویسی

سید صفر رسایی گوراجوبی

سید خیال یادگاری

استاد علی اکبر مرادی

استاد گل نظر عزیزی

استاد عبداالرضا راهنما

استاد علیرضا فیض بشی پور

جوانمرگ داوود عزیزی

هنرمند مظفر برنجی

هنرمند هوشنگ امیری

هنرمند سید فرزاد افضلی

هنرمند بهزاد مرادی

هنرمند شاهپور کمالی

هنرمند فرهاد بزله

هنرمند علیرضا فرمانی

هنرمند حیدر کاکی

هنرمند جهانبخش رستمی

هنرمند اهوا مرادی

هنرمند صوفی مرادی

هنرمند سید آرش شهریاری

هنرمند سید علی جابری

هنرمند بهمن احمدی

هنرمند آرش مرادی

 امیدوارم  شما نیز در ویرایش این مطب کمک کنید

قابل توجه عزیزانی که به این لیستی که ارائه دادم متعرض هستند

همچنان که ذکر کردم این لیست شامل کلام خوانان و نوازندگان تنبور است

شما بزرگواران بدون نعصب به فرد خاصی در ویرایش آن کمک کنید

همه چیزی همگان دانند.

درود بر شما

منابع:

کتاب زمینه شناخت تنبور / تالیف حیدر کاکی

تاریخ موسیقی کرمانشاه / تالیف ایرج نظافتی

و مطالب شفاهی......

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 و ساعت 23:36 |

کنسرت موسیقی مقامی هنرمند حیدری کاکی در کرمانشاه

مکان تالار انتظار

زمان : 11 اردیبهشت

ساعت: 17 الی 19  و 20 الی22


استاد حیدر کاکی منولد 1351 در منطقه گوران

 آهنگساز و نوازنده تنبور، تار و سه‌تار و کارشناس موسیقی و کارشناس ارشد آهنگسازی از دانشگاه سوره تهران است. نوازندگی تنبور را از کودکی آغاز و از محضر اساتید قدیمی تنبور، بهره فراوان برده است. وی از شاگردان استاد علی‌اکبر مرادی می‌باشد و درآلبوم‌ها و کنسرت‌های متعدد و کتاب «صد درس شیوۀ تنبورنوازی» با ایشان همکاری داشته است. وی گروه موسیقی لاوچ استاد را دوباره احیا و کنسرت‌های متعددی را به همراه این گروه اجرا کرده است. از ایشان مقالاتی گوناگون و کتابی تحت عنوان «زمینۀ شناخت تنبور» چاپ شده است.


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه پنجم اردیبهشت 1393 و ساعت 15:9 |
بنام پروردگار

گیاهان خوراکی و دارویی مورد استفاده در مناطق  گوران

هم زمان با ساکن شدن مردم در مناطق سر سبز و زیبای گوران ، با  انواع گیاهان خوراکی و دارویی در این مناطق آشنا شده و بعد از قرنها ، هنوز هم از آنها استفاده می نمایند

کوههای بلند و دره های سرسبز مناطق گوران الخصوص رشته کوه دالاهو محل امن و پاکیزه ایی برای رشد و نمو گونه های خاص و بسیار کمیاب گیاهان است و مردم این مناطق هنوز هم از این نوع گیاهان استفاده کرده و احترام خاصی نسبت به گیاهان دارویی و خوراکی منطقه دارند

بسیاری از انواع گیاهان دارویی و خوراکی بومی مناطق کرمانشاه و کردستان بوده و فقط در این منطقه می رویند .

همزمان با روزهای نخستين بهار سبزيهای کوهی که در کوهستان های سر سبز و زیبای گوران می‌رويند به يکی از غذاهای اصلی مردم اين ناحیه  تبديل می‌شوند و سبزيهای کوهی و گياهان خوراکی بيش از ۵۰ روز به عنوان يکی از غذاهای اصلی مورد استفاده مردم استان قرار می‌گيرند

استان کردستان و کرمانشاه  به دليل شرايط ويژه آب و هوايی و همچنين ويژگی‌های خاص جغرافيايی يکی از مناطق ويژه ی جهان در وجود تنوع گونه‌های گياهی و دارویی به شمار می‌رود و وجود گونه‌های خوراکی که اصطلاحاَ به آنها سبزيهای کوهی می‌گويند، فرصت ارزشمندی را در اختيار مردم اين استانها قرار می‌دهد تا از آنها استفاده کنند

در این وبلاگ بر اساس تجربه خود و دیگران لیستی از این گیاهان به مناسبت بهار در ذیل تهیه شده است . از کابران گرامی تقاضا دارم  نظرات خود را بیان دارند و چنانچه گیاهان دیگری وجود دارد ، اطلاع دهید

با تشکر

نام فارسی

نام کردی گیاه

پیرچک

پیچک

آنغوزه

کما و لو

کنگر

قه نر

آویشن

ازبوله

زالزالک

بلچ

افسنطین

گوله هنگ

سریشم

خوژه

نسترن کوهی

گول باخی

اطریلال یا پاغازه

قازیاخه

بابونه

گوله حاجیانه

بنفشه معطر

وه نوشه

بابا آدم

درگه به رزه

خرفه

په رپین

گزنه

گه زه نه

آب تره

کوزه لی

بنه

ون

بن سرخ

سورانه

زو  ؟

زو

چویل

چنور

شنگ

شنگ

ریواس

ریواس

قارچ کوهی

قارچک کوهی

؟

پی شول

؟

هه پلوک

؟

شی وردک

؟

به ره زا

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 و ساعت 1:8 |


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در پنجشنبه هفتم فروردین 1393 و ساعت 1:32 |

نو شدن مهم‌ترين مفهومي است كه از بهار به ذهن ما مي‌رسدعيد نوروز آغاز بهار و سر زندگي طبيعت و موسم دوباره شكفتن است ، نوروز ، عيد شكوفايي ، پويايي ، بالندگي ، نوخواهي و نوانديشي از پديده ها و الطاف بزرگ الهي است. رازماندگاري وجاوداني اين آيين خجسته واصيل ايراني ،پيوند آن باسرشت و ذات انساني است. .نوروز يعني نو شدن ،پاك شدن ،تولد دوباره وبه استقبال خوبيها وزيبايي هارفتن، نوروز معرف فرهنگ باستاني ايرانيان است.

اميدواريم در اين نوروز كه رمز همدلي و همبستگي، عشق و محبت، بيعت با خوبيها، عدالت و خداپرستي است، در باغ علم و دانش كه ترنم ترانه ي شكوفه هاست، غرق در شكوفه پويايي و ترقي باشيد و به عبارتي سبددانش تان پربار باد.

باری عزیزان در سالی که آخرین دقایق آن را پشت سر می گذاریم، هم شادی داشت هم غم . هستند خانواده های که در این سال زندگی تازه و مشترکی را آغاز کردند، به اعضای خانواده آنها نو رسیده ای اضافه شد  و هستند خانواده هایی که عزیزشان در کنارش رفتند . چرخش زمان همین است که اتفاقات باید پشت سر هم بیاید . این طور هم نیست که تمام اتفاقات آن بر طبع وجود ما باشد گاهی غم است گاهی شادی. اما از آنجایی که بزرگترین نعمت که همان فراموشی باشد که خدا در وجود مخلوقات خود گذاشته است ، باید فراموش کنیم تا زندگی را ادامه بدهیم. مهم این است دراین چرخه نگذاریم ذهن آنهایی که غم دیدن همچنان در آن حال و هوا بماند  باید کمک کنیم زود به چرخه زندگی بازگردند

زندگی با هر کمی و کاستی باشد می گذرد به حمد خدا امروز­ه مشکلات مادی  زودتر از هر زمانی حل می شود . اما اگر از دستمان بر می آید به اطرافیان کمک کنیم . صادق بودن امید را در زندگی بیشتر و بیشتر خواهد کرد.  امید است در سال جدید مهربانتر، صمیمی تر  باشیم و سالی پر برکت برای همه باشد.

دوستان و همدیاران گرامی باید واقعا نگذاریم بین مان فاصله بیفتد.  من با حداقل امکانات و وقت بسیار اندک در حد توان این  دو سامانه را چندین سال پیش راه اندازی کردم : یکی همین وبلاگ ناچیزی و دیگری سامانه پیامک بانزلانی، انتظار من این است از طریق این امکانات الکترونیکی بتوانیم به هم نزدیک شویم من بابت آن هزینه کرده ام و بیشتر هم خواهم کرد. خدمت کردن هر چند ناچیز به همدیارانم، بزرگترین افتخار خود می دانم

انتظار من این است افرادی در تمام روستاهای گوران و قلخانی بیایند برای روستاههای خود نیز همین کار را انجام بدهند و در نهایت ما می توانیم  این دو منطقه را بیشتر معرفی کنیم. این دو ناحیه از ایران  تاریخ وسیعی دارد . ولی متاسفانه به علت های مختلف که یکی از آن همین عدم نگارش باشد ، ناشناخته باقی مانده است . امیدوارم روزی بتوانیم تاریخ مفصلی از این منطقه به  نگارش در بیاوریم . همت شما دانش پژواهان و دانشجویان و اساتید گوران را می طلبد

از مردم هر دو بانزلانی و هر کسی که تمایل دارد در سامانه اطلاع رسانی بانزلانی عضو گردد خواهشمندم شماره تلفن خود را  به همراه نام و نام خانوادگی ارسال کند . راه ارتباطی ما : از طریق نظرخواهی این وبلاگ ، اس ام اس و ایمیل است

 sh_ahmadi2000@yahoo.com

hamid_ahmadi@razi.ac.ir

بهاران خجسته باد

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 و ساعت 11:8 |
شرح واقعه حمله سربازان دولت عثماني به كرند در سال 1293 از زبان آقاي قاسمي از گهواره گوران: اهدايي به وبلاگ بانزلاني بر اساس روايات بزرگان :

با تشكر از اين برادر ارجمند توجه شما را به مطالب اين واقعه جلب مي كنم:
ويرايش حميد احمدي


سلام دوستان.و بخصوص دوستان گوران و آنانکه علاقه مند پیشینه ایل گوران بوده و کنچکاو دانستن گذشته تاریخی ودلاوری گورانیان در جنگهای مختلف که ناخواسته بر پیران و گذشتگان ما تحمیل شده است. به این نوشته که از زبان شرکت کنندگان شجاع در این جنگ شنیده شده توجه نمایند.البته لازم به ذکر است من در دوران نوجوانی شرح این موضوع را از زبان مرحوم کاکا رزاقی ومرحوم کاکی والی حسنی دو شرکت کننده حاضر در میدان این جنگ تاریخی شنیده بودم وزمانی   که در نوجوانی آسید محمود حیدری را در تکیه حیدری درجم هنگام نواله پیچیدن دیدم دستش لنگ بود وقتی قضیه را از پدرم پرسیدم گفت آسید محمود در جنگ عثمانی زخم برداشته وعلت لنگی دست ایشان همان زخم میباشد .البته آسید عبداله حیدری فرزند آسید فتح اله شرحی جامع و کامل براین واقعه بسیار مهم تاریخی نگاشته اند که صحت گفتار پیشینیان را اثبات میکند.واما شرح اتحاد وهمدلی ونوعدوستی ووطن پرستی یارسانی با ضعامت سادات بزرگوار حیدری وجان فشانی وجانبازی این بزرگواران دراین جنگ که حتا از نثار جان شیرین خود برای آزادگی وحرمت شرافت یاران ومنطقه دریغ نکرده اند.

در سالهای 1293و4 خورشیدی و1917و18میلادی آتش جنگ اول جهانی شعله ور میگردد که مملکت ما هم از دود این آتش بی نصیب نمی ماند و ارتش عثمانی به سرکردگی حسین رئوف وبها بیگ وهمچنین ارتش متجاوز روسیه غرب ایران از مرز خسروی تا همدان را مورد تجاوز و تاخت و تاز قرار میدهند.
هنگام ورود قشون عثمانی به نزدیکی کرند سید حاتم افضلی معروف به سید حاجی حاتم پدر سید والی افضلی در باغ خود مشغول آبیاری به محصولات خود بوده که مورد حمله سربازان عثمانی قرار گرفته وگویا به محصولات وی تعدی میکنند واین سید بزرگوار زیر بار ستم سربازان اجنبی نرفته ودرگیری ایجاد میشود و در این درگیری چند تن از سربازان عثمانی کشته و مجروح میشوند.
اخبار این درگیری به گوش سرکردگان قشون عثمانی میرسد و آنان خود را برای نابودی کرند ومردم دلاورش آماده میکنند .
بزرگان وسادات کرند از توتشامی و تکیه دار وقت تکیه حیدری آسید رستم درخواست کمک میکنند که آسید رستم بلافاصله به سران گوران و گهواره و سنجابی و قلخانی فرمان بسیج عمومی برای پشتیبانی مردم کرند را صادر می نمایند و سادات بزرگوار حیدری به زعامت آسید رستم به همراه و فرزندانش آسی شمزین وآسی نوردین ووآسید عزیز با پنج پسرش به اسامی سید جمشید وسید نعیموسیدفرج وسید علی و سید فتح اله و سید محمود و مریدانی چند و گهواره و گوران به سرکردگی غلامعلی خان سالار منصور و سنجابی به ریاست علی اکبرخان سردارمقتدر و مردم نیرژی به سرکردگی صفرخان عده ای از مردم بهرامی وقلخانی امر تکیه دار را اجرا وراهی پشتیبانی وکمک مردم کرند میشوند.قشون عثمانی به دروازه کرند رسیده و با آتش مسلسل و توپ و خمپاره سعی در ایجاد رعب و وحشت در بین مردم کرند دارد و زنان و کودکان کرند سعی در فرار به سمت دالاهو دارند که قشون امدادی گوران وسنجابی وبهرامی ونیرژی به ارتفاعات کرندرسیده اند وپیش قراولان طلایه دار ارتش عثمانی که بطرف ارتفاعات کرند برای اشغال ارتفاعات و جلوگیری از فرار زن و کودکان کرندی در کوشش است .حدود پنجاه نفر از نیروهای امدادی داوطلب که خانواده حیدری جزء آنان بوده همچنین مرحوم کاکه میرآخور گهواره هم قرار می شود که ارتفاعات را پیش از رسیدن قشون دشمن اشغال نمایند که این تاکتیک به منصه ظهور رسیده وقوای امدادی گوران پیش از طلوع آفتاب ورسیدن قشون عثمانی ارتفاعات را اشغال می نمایند و نیروهای دشمن به خیال اینکه ارتفاعات را اشغال واز حرکت زنان وکودکان کرند بطرف گوران جلوگیری و محاصره را کامل کنند و در ارتفاعات کسی نیست بدون استتار به طرف ارتفاعات حرکت میکنند که با دلاوری و دفاع جانانه گوران و سادات حیدري مواجه و تقریباً کسی از آنان سرپا نمی ماند یا کشته و یا زخمی میشوند و از قوای کمکی هم عده ای زیاد با آتش شصت تیر یا همان مسلسل امروزی در سنگرها جان به جان آفرین تسلیم میکنند و بازمانده نیروی گوران به خیال اینکه کسی دیگر درمقابل ندارند از سنگرها بیرون آمده و سرود پیروزی سر میدهند ولی در این هنگام قشون امدادی عثمانی فرا رسیده وبا آتش پرحجم سنگرها و نیروی باقیمانده را زیر رگبار می گیرند.گوران درحال دفاع وترکها در حال حمله که پس از زمانی جنگ تفنگ نیروهای عثمانی به سنگر های گوران رسیده وجنگی تن به تن ونابرابر آغاز میشودترکها با نارنجک وشمشیر و قوای گوران هم باخنجر و چوب و چماق چون دیگر گلوله ای برای نیروی گوران نمانده بود و به اتمام رسیده بود. مرحوم کاکه میرآخور گهواره تعریف میکرد .که من به همراه سید علی حیدری که با کلت کمری درحال چنگ بود در پشت تخته سنگی سنگر گرفته بودیم در روبرویمان آسید محمود حیدری را می دیدیدیم که با خنجر با سرعتی غیرقابل وصف می جنگید که در این هنگام چند سرباز دشمن مارا غافلگیر و مچ دست آسید علی را گرفتند که آسید علی به آسید محمود هوار کشید که آسید محمود بلا درنگ خود را از پشت به سرباز دشمن رساند و تیغه خنجر را از پشت چنان به آن سرباز زد که تیغه خنجر از جلو سینه اش بیرون آمد.و آسید علی هم دوباره مشغول جنگ شد تا از ناحیه بازو زخمی عمیق برداشت.
مرحوم کاکی والی گهواره تعریف میکرد که..
بعداز شهادت آسید نعیم و آسید جمشید من آسید محمود حیدری را دیدم که چگونه سه سرباز ترک برای دستگیریش به او حمله کردند وآسید محمود که تنها در سنگرمانده بود اولی ودومی را با خنجر نابود وسومی نیز از دستش فرار کرده. وقتی که جنگ به این نقطه رسید و امیدی برای ادامه اش وجود نداشت آسی رستم به باقیمانده نیروی گوران فرمان عقب نشینی صادر میکنند ولی آسید عزیز بی قرار فرزندش سید فرج است که در می یابد در پشت تخته سنگی زخمی وافتاده است و از دوستان می خواهد برای نجات او همراهی کنند ولی رگبار گلوله شصت تیر مجالی برای امداد آسید فرج نمی دهد که آسید رستم پیشقدم میشوند ولی پیش از ایشان نمی دهد ولی یک مرتبه کدخدا علی محمد ویله ای با سرعتی غیرقابل وصف درمیان رگبار مسلسل وآتش ودود خودرا به سید فرج رساند وبانیرویی خدادادی او را بردوش کشید و ب همان سرعت آسی فرج را به پشت جبهه انتقال دادولی آسید عزیز آتش انتقام کشته شدن دو فرزند دلبند وجراحت شدید دیگر فرزندش در وجودش شعله ور بود ودست بردار نبود تا اینکه آسید رستم دستور اکید به ترک محل دادند و ما جبهه نابرابر را به طرف بیوه نیژ ترک کردیم.
آسید فرج حیدری نیز پس از چندروز مداوا به علت شدت جراحات جان بهجان آفرین تسلیم میکنند. و تا آنجایی که من شنیده و می شناسم فتحعلی رجبی گهواره شاهمراد گهواره دایی خلیفه یارمراد نام آشنا از مردم گهواره مجروح می شوند.
مرحوم کاکه میرآخور تعریف میکرد دلاوری از مردم قلخانی سربازی عثمانی را زخمی و اسیر گرفته بود وبه حضور آسی رستم می آورد آسی رستم میگوید قلخی شر له خودا خوشی ناتی آزادی که .سرباز عثمانی هم کلمه قلخانی را قلخان خان به گمانش او هم خان است یاد گرفته و می گوید قلخان خان یاخچی قلخانخان یاخچی یعنی قلخان خان خوب است . عزیز :لخانی ما هم میگه قلخان خان یاخچی یاخچی چته سرومالمنذر یاگار قینم بی کوشمت ویاخچیکتیچ بم.ههههههههههه.
دراین موقع مردم حریر با انسجام از پشت و ایل سنجابی با سرکردگی سردارمقتدر و گوران  قلخانی به ریاست سالارمنصور در اطراف کرند به جنگ ادامه داده و سبب تسلیم شدن قشون عثمانی و ترک مخاصمه و تبادل اسرا و کشته شدگان و مجبور به تخلیه کرند می شوند.
اما پیش قراولان نیروی گوران که بزرگواران حیدری اکثریت آنها را تشکیل می دادند گرچه سه نفر از خانواده حیدری شهید و چندین نفر از گوران و قلخانی هم شهید و مجروح شدند ولی تعصبات قومی و برادری آیینی را اثبات و پایمردی را تا آنجا ادامه دادند که کودکان و زنان و مردان کرند را از اسارت و  نجات دادند.

قاسمی گهواره ای


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 و ساعت 23:58 |

قابل توجه مهمانان نوروزي « سد زمكان 60 درصد آبگيري شده است و جلوه هاي زيبايي را در منطقه گوران خلق كرده،  اين مناظر در روستاي بانزلاني بيشتر به چشم مي خورد.

فاصله سد تا شهر كرمانشاه حدود 70 كيلومتر است اين سد از طرف روستاي بانزلاني هم نزديكتر است و هم امكانات بهتري براي پيك نيك دارد. منطقه اي بسيار با صفا و امن براي خانواده ها....

براي رسيدن به سد : كرمانشاه  سراب نيلو فر-  بخش كوزران-  تختگاه ها - روستاي شامار : بانزلاني

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه هفدهم اسفند 1392 و ساعت 0:3 |
با سلام
مثبت بودن
عنوانی است که دوست خوب و پژوهشگر ارجمند جناب آقای مهندس مهرداد مرادی برای مطب خودشان انتخاب کردند. متن ایشان حاوی نکات ارزشمندی برای کاربران می باشد. انتظار ما این است بعد از این همه تاکید، همکاری شما عزیزان با ما بیشتر گردد.   به امید حق

مدیر وبلاگ بانزلانی صمیمانه از همکاری این  پژوهشگر ارجمند تشکر و قدر دانی می نماید.


متن نامه:

با احترام به همه دوستانی که این مطلب را مطالعه می نمایند بویژه دوستانی که اهل و اصالتاً از دو روستای بانزلانی هستند، می خواهم موضوعی را با دوستان در میان بگذارم. البته هدف از ارائه این مطلب چیزی نیست جز این که بابی باشد در جهت ارائه مطالب بیشتر از سوی دوستان در سایت بانزلانی. چرا که دوست خوبم جناب آقای استاد احمدی متحمل زحمات زیادی در رابطه با به روز نگه داشتن این سایت می کشند و انصافاً باید به وی دست مریزاد گفت و ایشان را در این راه یاری نمود. همانگونه که بسیاری از دوستان از سراسر جهان روزانه به این سایت مراجعه می کنند انتظار می رود که مطالب پربارتر، به روزتر و شامل مطالب متنوع تری باشد. دست همه دوستان را در این راه می فشاریم.
آنچه به نظرم رسید تا با شما در میان بگذارم و نظر شما را هم جویا شویم موضوع و عبارت «مثبت بودن» است که مطمئن هستم بسیاری از دوستان با آن آشنایی دارند. این عبارت از اغلب روانشناسان به عنوان یکی از عوامل موفقیت در زندگی عنوان شده است. اما باید در تعبیر این عبارت و نحوه بکارگیری آن دقت به خرج داد چرا که چه بسا کسانی که به دلیل تعبیر نادرست مورد سو استفاده قرار گرفته اند. البته نگارنده به هیچ عنوان در صدد نفی آن نیست بلکه باید درست تعبیر شود. شاعر بلند آوازه ایران سعدی شیرازی می فرماید:
           «غواصی که اندیشه کند کام نهنگ            هرگز نکند در گرانمایه به چنگ»
اما یکی از دوستان واقعه ای را به این صورت شرح دادند که وقتی ایشان کتاب موفقیت آقای آنتونی رابینز را می خواند و به واژه مثبت بودن برخورد می کند یاد اتفاقی می افتد که در یکی از شهرهای ایران که مردمانش به درستکاری و پاکدامنی شهرت دارند برای ایشان رخ می دهد. ایشان روزی در یکی از محله های این شهر ساک سنگین لباس و وسایل شخصی اش را با این تصور که کسی از آن مردم درستکار به آن تعرض نخواهد کرد در کنج دیواری رها می کند تا برای چند دقیقه ای به مغازه ای برود که در طبقه زیر زمین قرار دارد. چند دقیقه بعد که بر می گردد متوجه می شود که ساکش را دزدیده اند. دوستان شما هم به درستکار بودن مردمان آن خطه ایمان دارید. اما در مورد این واقعه چه فکر می کنید؟ آیا باید به درستکار بودن آن مردم شک کرد؟ یا باید گفت که نباید مثبت بود؟ نظر شما چیست؟ آیا تا حالا شده چنین موضوعی فکرتان را به خود مشغول نماید؟

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 و ساعت 12:18 |
با نام و یاد خدای بزرگ

هوره موسیقی ای  از آوای دل. موسیقی ای غرب کشور ایران. موسیقی ای از ایل گوران بزرگ

دوستان و کاربران گرامی  در این بخش قصد دارم بخاطر ریشه این موسیقی در منطقه غرب استان کرمانشاه الخصوص منطقه قلخانی و گوران و کلهر، از طریق منابع معتبر معرفی کنم. مثل همیشه نقد شما بر این مطلب موجب خرسندی است

هوره نوعی آواز کردی بسیار قدیمی است که در آن هیچ گونه سازی وجود ندارد و تنها صدایی که در اجرای هوره به گوش می رسد صدای هوره چر یا خواننده هوره است. بیشتر زیبایی و تاثیرگذاری هوره نیز به همین دلیل است که در آن صدای هوره چر بدون کمک هر گونه سازی می تواند به همان اندازه که یک آهنگ امروزی با ده ها ساز و ابزار پیشرفته، به شنونده حس منتقل می کند، بر قلب و روح او اثر بگذارد و آن را صیقل  دهد و چه بسا برای بسیاری، این تاثیر و تبادل حسی در هوره غنی و عمیق تر است.

همچنان عشق که در سالهی بسیار دورتر و بخصوص در میان مردم کرد، در هاله ای از شرم و حیا ، محصور و در میان دیواره های سنت، اسیر بود، هوره نیز محصور به صدای هوره چر  و آواز از هر گونه ریتم و ساز موسیقی، پاک و خالص است. در بیشتر اشعار هوره، فضای عاشقانه حاکم است و عشقی پاک که حکایت از سال های دور فرهنگ کرد دارد به چشم می خورد. عشقی که مانند عشق های امروزی آلوده نیست، پر جدل نیست و دیداری های مکرر و همیشگی به آن رنگ روزمره گی نداده، بلکه عشقی پاک و آرام کن تنها زبان آن، نگاه عاشق و معشوق است و نگاه عاشقانه از آنجا پدید آمده. هوره، آن نگاه عاشقانه است که برای معرفی خود ابزار جز خود ندارد. تنها و تنگدست و محزون از عشق می خواند و عاشق می سازد.

از نوشته های برخی مورخین قرون اولیه اسلامی چنین بر می آید که چوپان های کرد، با نوعی نی لبک اشعاری را با آهنگ می خواند و نیز آوزهایی سر می داده اند که بسیار شورانگیز و دلنشین بوده و با آن گله های خود را جمع می کرده اند.

از زمانهای بسیار قدیم و تا امروز، ترانه ی هوره در میان کلهر زبانان (کلهری، گورانی)و مردم استان کرکانشاه رایج بوده است. این ترانه، مرکب از اشعارمختلفی مانند عشقی و یا اجتماعی است که همراه با آهنگ مخصوصی خوانده می شود. ترانه هوره انواع مختلفی داشته و بر اساس محتوای شعر، کاربردهای آن مشخص می گردید. یکی از انواع هوره که در قدیم کاربرد زیادی داشته و با آوازی بلند خوانده می شده را می توان تراژدی نامید که در واقع به وسیله ترانه ی هوره، واقعه ی مهمی از وقایع تاریخی بازگو می شده است و با توجه به سوزناکی بودن آن شنونده را سخت متاثر می نموده است.

ترانه ی هوره از قدیمی ترین و اصیل ترین آوازهای کردی و بلکه ایرانی است و در مورد کاربرد اصلی و اولیه ی آن گفته شده که مردم با خواندن آن، به پرسش اهورامزدا می پرداخته و بدین گونه در گذشته، به هنگام جنگ با دشمنان بوده است. سپاهیان کرد با سروردن دسته جمعی این آواز به هیجان می آمده اند. پیداست که در این گونه موارد ، مضامین اشعار ترانه ی هوره حماسی بوده است.

هوره چمری از خانواده هوره است که به هنگام عزا مورد استفاده قرار گرفته و ویژگی مهم آن عدم رعایت وزن شعری در اغلب موارد می باشد. ترانه رایج دیگر در میان کردها که در متون تاریخی از آن نام برده شده است قطار نام داشته و محققین می گویند که از واژه ی گاتها گرفته شده است( گاتها نام سرود ها و ادعیه در اوستا است)

هوره ساده ترین ، ایتدایی ترین و اصیل ترین گونه ی موسیقی است که اکنون به تکثر و هزار  گونه گی زبانی و کیفی در آمده است. ما ایرانیان بخصوص مردم زبان غرب کشور این گونه ی ابتدایی و اصیل آواز را هوره می نامیم. کلمه هوره و نامگذاری آن قدمتی حودا هفت هزار ساله دارد و به دوران پیامبری حضرت زرتشت می رسد. در گاتها ی یسنا که بخشی مهمی از اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان می باشد به صورات منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم برای خواندن آن و نیایش اهورا مزدا آوازی را سر داده که آن را هوره نامیده اند. هوره ندای حق طلبی بوده و کرداری نیک، پنداری نیک و گفتاری نیک را آواز کرده است.

این آواز، اصیل ترین موسیقی کردی می باشد که از زمانهای کهن به یادگار مانده است، که ویژه ی ستایش از اهورامزدا بوده است و کردها که پیرو آیین آسمانی زردشت بوده اند و آواز سوزناکی را بر گرفته از نوشتار آسمانی اوستا بوده به شیوه ی هوره خوانده اند.

مقام های هوره

بان بنه ای، بنیری چر، باریه ، غریبی، ساروخانی، گل و دره، پایه موری، قطار، هجرانی، مجنونی، سحری و هی لاوه، مقامهای مختلف هوره می باشد.

هوره آواز ممتدی است که خواننده، شعری و ادبیات بیشماری را در زهن داشته و آنها را هنگام آواز به صورات پی در پی استفاده می کند. گاه شعری سروده ی خود خواننده است و گاه شعرهای مورد استفاده را از دیگران شاعران به عاریت می گیرد. این آواز در گذشته های دور، مضمونی مذهبی داشته و بیشتر به آواز کردن دیگر  آیات کتب آسمانی یا آوزه های منظوم مذهبی پرداخته است اما امروز مضمونی عاشقانه دارد.

هوره مختص به یک دوره تاریخی و یا یک جغرافیا و فرهنگ خاص نیست. این آواز اصیل ابتدا مادر همه آواز ها ، تصنیف ها و ترانه های مردم جهان است، مادر آواز ها و ترانه های ملل دنیا صرف نظر از نژاد و فرهنگ و زبان و معیشت و آیین و جغرافیا و تاریخ آنها.

هوره نیز مادر همه تکثر، تنوع و هزار چهرگی آواز ها و ترانه های شاد  و ناشاد مردم جهان است. برای درک درست این موضوع باید به گذشته برگردیم، به آن زمانی که سازها و آلات موسیقی وجود نداشته اند. آیا در آن زمان موسیقی چیزی غیر از هوره بوده است؟

در مناطق کرد نشین غرب کشور، خصوصا مردمان ایل گوران بزرگ و کلهر، هنرمندان بزرگی وجود دارند که آواز هوره را به حد کمال رسانده اند. از سرایندگان بزرگ این آواز در گذشته می توان به شادروان داراخان و مرحوم علی نظر اشاره نمود.

بعد از این دو هنر مند بزرگ هنرمندانی از جمله صید قلی کشاورز، اولعزیز، علی رستمی، فرمان رستمی، علی کرمی نژاد، بهرام بیگ ولد بیگی، نجات، ابراهیم حسینی، ایخان ارکوازی، سایمی، کریم صادقی، عبدالصمد عیدی پور ، منصور قلخانی  و سلیمان  نظری از هوره خوانان معروف استان های کرمانشاه ایلام و کرستان بوده اند. مرحوم علی نظر سر آمد همه ی هنرمندان این گونه موسیقی بوده است

غیز از این هنرمندان معروف، در روستاها افرادی هستند به سبک این هنرمندان برای دل خویش و در همان محل و قریه خویش هر از گاهی به وقت آسایش و کار زمزمه می کنند بطور مثال در روستای بانزلانی آقای علی میر سلمانی از هوره خوانان این روستا است که هر از گاهی با سوز دل برای خودش و دیگران زمزمه می کند.

منابع:

بهرامی، بهمن(1388). آواز مادر: ریشه مشترک هوره، مور و سیاچمانه. تهران : پژوهنده

جمالی، گلناز.(1391) بررسی ساخت آوایی و معنایی هوره در کردی کلهری. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه رازی . دانشکده ادبیات

سهامی، علی(1384). پیشینه فرهنگی هوره: تهران : پژوهنده

صفی زاده، فاروق. شناخت موسیقی. تهران: پژوهنده

تهیه و تدوین : حمید احمدی

استفاده از این مطلب به شرط رعایت امانت داری و ذکر نام محقق و وبلاگ بانزلانی آزاد است.

پیروز باشید




نقدی بر موسقی هوره از
 هنرمند جناب آقای ایرج فتاحی:
ببینید عزیزان هوره همان گونه که در سایت ذکر شده قدمت بسیار تاریخی دارد و این هم پوشیده از کسی نیست اما اکثر اشعار هوره مضامین عاشقانه دارد و ان هم به جای خویش نکوست اما ما نمیتوانیم نغمات حقانی و عرفانی را در هوره بگنجانیم البته جای تاسف است بعضی کسان این کار را کرده اند و مورد تشویق هم قرار گرفته اند اما مقام باریه غریبی ساروخانی گل ودره پاوه موری و مجنونی اینها جزء نغمات حقانی بوده و من تا کنون نشنیده ام اینها را جزء هوره ب حساب بیاید و این نغمات جایگاه خاص خود دارد و ما بایستی حقانی و مجازی را از هم جدا سازیم و ذکر شده هوره بدون هیچ گونه سازی خوانده شده اما نغمات ساروخانی باریه و ... حتما با ساز تنبور نواخته خواهد شد و نمیتوان جزء هوره تلقی کرده اما نغمه ی قطار که در اواز ابوعطا است فرقی نمیکند هر اشعاری روی ان گذاشت اما مجازی! و این نظر بنده است و برای خودم خیلی محترم است اما صحبت از گاد های زرتشت شد که اینها قدیمی ترین و باستانی ترین اشعار زیبای کردی را بیان کرده اند به قول شاعر دیارمان جناب اقای قصری این گاد ها اشعاری را بر وزن ده هجایی بیان کرده اند که حتی حافظ و دیگر شعرای معاصر از ان تقلید کرده اند مثلا شعر کردی گاد ها بر این اساس و وزن سروده شده

هر مالی گیسکی خوم تنیا گوری        نذری الله کم دوسم نتوری

حال حضرت حافظ میفرماید:
 چندانکه گفتم غم با حبیبان          درمان نکردند مسکین غریبان
عیشم مدام است از لعل دلخواه        کارم به کام است الحمدالله

          ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل شیخان گمراه

مثال زنده یاد رهی معیری شاعر معاصر میفرماید
هرشب فزاید تاب و تب من          وای از شب من وای از شب من
یا من رسانم لب بر لب او             یا او رساند جان بر لب من

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه ششم اسفند 1392 و ساعت 12:49 |

با سلام و عرض ادب  و احترام

مدتیست بخاطر جابجایی در سایت مکاتبه تمام عکس های وبلاگ با مشکل مواحهه شده است ضمن پوزش از شما عزیزان در اسرع وقت این مشکل برطرف خواهد شد


تقاضای همکاری

بارها گفته شده است این وبلاگ به هدف خود نخواهد رسید مگر با همکاری شماها. من واقعا تعجب می کنم. با این همه تعداد کسانی که در منطقه خصوصا دو روستای بانزلانی که ماشا اله و صد ماشا الله همه دارای مدرک تحصیلی  عالی و دانشگاه رفته ....چرا خاموش هستند چرا مطلبی ندارند چرا قلم نمی زنند . می دانم همه گرفتار هستند و شاید من از همه گرفتار تر : بگذارید صادقانه عرض کنم الان که این مطلب را می نویسم در خوابگاه دانشجویی هستم چند روز دیگه باید به کرمانشاه بیایم  یک هفته بعد به تهران بروم مجددا به شهر اهواز بیایم و همینطور دور دور .......

پس من از همه گرفتار تر  می دانم این روزها همه به نوعی دقدقه شغل و بیکاری دارید . مشکلات زیاده شده اما تمام این مسائل باعث نمی شود از فکر و اندیشه و قلم  باز بمانید

من این وبلاگ را با قدرت راه اندازی کرده ام که همه در آن سهم داشته باشند  خوشبختانه در این 5 سال ا جای خود را باز کرده است و آمار بازید در یک روز از مرز 290 نفر گذشته است و تا کنون 35 هزار بار از آن بازید شده است در تمام موتورهای جستجو از جمله یاهو گوگل و سایر کاوشگرها نمایه شده است.

سخن را کوتاه می کنم و از شما فرهیخته گان تمنا دارم مطالب تاریخی خاطرات مقالات و هر آنچه که فکر می کنید برای کاربران بانزلانی مفید است ارسال کنید

هر گونه نقد و انتقادی دارید می پذیرم . تا کنون هیچ گونه بی حرمتی را از کسی ندیدم  و همه شماها به من لطف دارید  به حق مردمان فرهیخته و با ادب و با فرهنگ داریم و در تابستان آینده در مسابقه وبلاگ نویسان روستایی ایران شرکت می کنم .

خواست بدانید هر گونه افتخاری کسب کنم مال من نیست مال شماهاست

منتظر همکاری شما همچون سال های 88 و 89 هستم

اولین چراغ را روشن می کنم شعری از ادریس مرادی از بانزلانی پایین تقدیم شما می کنم

دوست دار شما حمید احمدی: مدیر وبلاگ بانزلانی  


مرغ وصل تو له دسم چین              بال گردن نه لام پیم معلوم بین
پیم معلوم بین فراغت وی طور        آما له بختم خم و جفا و جور
ساقی جامی در له باده گلرنگ       با خم رَم کرو ساتی نوم دلتنگ
با دَمی دوران بیاوو و کام                     رَم کرو له سر عقل و هوش و فام
ساقی بادگت با عقل رِمن بو          زیاد کر عشق دُشمن شکن بو
عقل بکروم رَم جامه بخم دویر        عقل بی و حجاب جمال پر نویر
عقل بکرو رَم پاره کَم جامه       شقه له بال دَم و شادکامه
دله ی کوس کفته ام دایم نالانن          چَم وه وینه هور پر له وارانن
آقا سا دخیل بالات بنمانه        بلکم خَم له بان دلان نمانه
ادریس کمترین کَلب جارو کیش       امیدوار وه توم نَوم وه دل ریش


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 و ساعت 21:33 |
 با رضایت به تقدیر و مشیت الهی امروز جمعه چهارم بهمن 1392 شادروان عبداله دشتبان از خاندان سلیمانی و ناصری در سن 72 سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.
از طرف مدیریت و کاربران وبلاگ بانزلانی به فرزندان مرحوم آقایان یدالله، نعمت، حشمت و هوشنگ و همچنین برادران آن مرحوم  تسلیت می گویم

نام عبداله دشتبان برای بسیاری از مردم گوران و قلخانی نامی آشناست . این مرد خدا در اوایل انقلاب اسلامی با راه اندازی دکان مواد غذایی و احناس دیگر، خدمت شایانی به مردمان روستاههای اطراف کردند. شاید این عمل در این شرایط آسان باشد ، اما واقعیت این است خدمت ایشان در آن شرایط به حق نوعی احسان کردن بود.  در آن سالها که  مدرسه راهنمایی شهید باهنر بانزلانی پذیرای 700 دانش آموز از 20 روستا در منطقه بود مرحوم دشتبان با راه اندازی این کاسبی نمی گذاشت دانش آموزان روستاهای اطراف شکم گرسنه بمانند. به حق خدمت ایشان  با آن شرایط سخت که وسیله  نقلیه بسیار کم بود از نوع خود بی نظیر بود . ما باید در هر خدمتی شرایط را در نظر بگیریم بعد قضاوت کنیم.
 هم اکنون این کاسبی به حمد خدا توسط فرزندان ایشان همچنان بعد از گذشت 35 سال پا بر جا است.
مرحوم دشتبان مردی خوش اخلاق و بسیار خونگرم بود تا آنجا که من بیاد دارم با هیچ کسی قهر نبوده است همه او را دوست داشتند .
به نحوی نگهبان روستا بود از خدمات او در طول مینی بوس رانی گرفته تا خبر کردن مردم در هر امر خیر و شری .......

در اینجا عکسی که 3 سال پیش با دوربین شخصی از او گرفتم به یادگار در این صفحه دیجیتالی هک می کنم. باشد یادش همیشه در خاطره ها بماند.


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه چهارم بهمن 1392 و ساعت 23:29 |

سلام و گشت عزیزان:

چند بیت شعری کردی تقدیم به شما می شود. هدف از این کار حفظ زبان کردی است . ترجمه این اشعار در کنار شعری اصلی آورده ام امیوارم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.


  شعر                                 معنی به فارسی

دنيا فانين داودگيان                       دنيا فانی است ای داود

هرحق باقيين داود گيان                   هرحق باقی است ای داود

وبی کسان کس وبی کس مردم              برای بی  کسان کس هستی

له لطف وکرم علاج که دردم               ازلطف کرم خودت دردهايم علاج نما

کس خورنيری دردم چه درده            هيچ کس خبرندارد که دردم چيست

قرچه جرگمن چون عزيزمرده             چون عزيزمرده جگرم می سوزد

رحمت بای ودل سوخته بريانم             رحمی بنما به اين دل سوخته وبريانم

روشن کرچراغ ديده گريانم                   روشن بنما ديده های گريانم

خصوص له مجلس نيازياران               مخصوص در محفل نياز نيازمندان

حق نما وحق بين شو زنده داران     ای که قبله حق جويان وشب زنده داران هستی

نه قوم نه برا نه کس وکارن              نه قوم وخويش ونه کسی ديگر

اميدم ولطف پروردگارن                 اميدم تنها به لطف توست ای پروردگار

پس وکوبچم رووکی بارم             پس کجا بروم وبسوی کی بروم

کی چاره مکی چاره ناچارم         چه کسی گره کار فروبسته ام رامی نمايد

لاشم چون غريب بسپارن وخاک          جسدم چون غريب درخاک دفن نما

بسپارين ودست فردتنيای تاک      به دست ذات خداوند ويکتای بی همتا بسپارند

 

شاعر :  سيد صالح ماهيدشتی

 


شوري به سرم كويته لم مستي  چاوه   لم جيگه نه نيشم مگر او جيگه شراوه

ترجمه: از آن مستی چشمان تو شوری در سردارم     جاييی نمی شينم مگر جای که شراب انطهوری باشد

 ئه م زلف و رخ دلبره يا ليل و نهار        يا هوره رشی پرده وشی بانی ، هتاوه

ترجمه: اين زلف و چهره دلبراست يا شب و روز     يا اينکه ابر سياهی ات بر گونه آفتاب

رخسار تو وک مانگ و دو زلفت  و کو عقرو   هر حن که قمر عقروه راضيم به قضاوه

ترجمه : چهره تو چون ماه و زلفان تو چون عقرب   هرچند که ماه در عقرب است اما به اين قضا راضيم

 بسوزی دلمه باعث تاوو وکولی گريان        معلومه که اگرسببی جوششی آوه

ترجمه سوز و گداز درونم باعث روانی گريه ميگيرد      معلوم است که آتش موجب جوشش آب می شود

 ايدل گذری که و کمر تاشی فه رهاد        بين ناله کی ايژ  نه وی  لودل کاوه

ترجمه : ای دل به کوه تراشی فرهاد گذری بنما      ببين نناله کسی  است که دل را کباب می نمايد

 ماچان که غزالان چرنی شوره زمينه     پس آهوی من چيشه که له م جيکه رماوه

ترجمه : می گويند غزالان می چرند در شوره زار           پس غزان من در اين مکان مانده است

شاعر:   مرحوم حضرت سيديعقوب ماهيدشتی



شعر                                                معنی به فارسی

درمان زامان درده کی کاريم                 درمان زخمهای درد بدون درمانم

هام راز ناله ی  شوان بيداريم                 همراز ناله شبهای بيداريم

راحتی جسته ی  مينت بارکم                   باعث راحتی جسم خسته ام

درمان دله پر جه خارکم                            درمان دل پر از خارم

نامه هديه دوستانت ياوا                           هديه و ناله دوستانت رسيد

تصديعت کيشا خيلی مال آوا                      زحمت کشيديد خانه ات اباد

رويه بزرگيت و جا آوردن                        روش بزرگی را بجا آورده ای

غريب نوازيت ظاهری کردن                      غريب نوازی را ظاهر نمودی

دل هرو محبت ميل توشادن                   دل تنها با محبت و ميل تو شاد است

ای تعارفه جه لام زيادن                         اين تعارف برایم زياد است

پی تو خاطرم پر نشين خارن                      بدون تو خاطرم آزده است

پی تو زندگيم چون ژار مارن                    برای تو زندگی چون زهرمار است

 

نام شاعر : مولوی کرد


        شعر                               معنی به فارسی

   همسران شورن همسران  شورن        ياران شوريده ام ياران  شوريد ه ام

 وعشق مولام کلم پر شورن                 به عشق مولايم کله ام پر از شوق است

عا لم علي تجلای نورن                       عا لم متجلی از نور است

ذات و صفا تش هر جا ظهورن            ذات و صفاتش هر جا  آشکار  است   

پيروان مولام مست طهورن                 شيعيان مولايم  مست باده انطهوری هستند  

واعمال ويشان شاد و کيفورن               ا ز اعمال خودشان شاد و سر حال هستند

يا حق خوار نکی يا حق خوار نکی          ای خداوند خوار نکنی

بندگان درگات هرگز خوار نکنی            هيچوقت بندگان خود را خار نکنی

جسته ناتوان  کفته کار نکی                 جسم ناتوان را کار افتاده نکنی

مبتلا و درد و گرفتار نکنی                   به درد مبتلا و گرفتار نکنی

معنوصفتان و مادی نکی                     مردان معنوی را دنيا خواه و مادی نکنی

خاکی خلقتان و بادی نکی                  مردان خاکی طينت را تابع هوا و هوس نکنی

شخص فرزانه ديوانه نکی                   شخص فرزانه را ديوانه نکنيد

وپند و عبرت زمانه نکی                    آنان را عبرت زمانه قرار ندهيد

گره گشايی و مشکل نکی      تو گره گشا هستی و اميد است بری ما مشکلی بوجود نياوری

و حقانی ويت حق باطل نکی      با حقانيت خودت حق را باطل نکنيد

مران حقت درمانده نکی              مردان حق را درمانده نکنی

و درگای رحمت شرمنده نکی           از لطف خودت آنان را شرمنده ننمايی

 

شاعر : مرحوم قاسم برنجی


   شعر                                          معنی به فارسی

 اول کارم نام علين                            آغاز کارها نام علی است.

کان و مکانم فضل علين                      کان و مکانم با فضل علی است.

برد و بنچينه بنيام علين                     پايه و اساس نام علی است .

تاريکی و روشن دنيام عليين              روشنی دهنده تاريکهای دنيا نام علی است.

سررشته و سامان دست علين                 سررشته حيات وسامان دهنده زندگی علی

آسمان و زمين شصت علين                  آسمان و زمين

طلسم جهان نام علين                         طلسم دنيا بنام علی بسته شده

ساقی دوران نام علين                     ساقی همه دورانها علی است.

پادشای شاهان والا علين                     پادشا و امير تمام شاهان علی است.

رحمان و رحيم اعلا علين                    اعلاترين بخشنده ها علی است.

هر چه هن ياران لالا علين                   هر چه هست تک تک نام علی است .

اديب ارکان رفتار علين                  اديب علی است و سرمشق علی است.

کاتب کتوب گفتار علين                       کاتب قرآن علی است .

سلطان مردان يا علی حق يا علی هو يا علی     پادشاه مردان ای علی حق هستی يا علی .

شفای کل دردان يا علی حق يا علی هو يا علی    شفای تمام دردها هستی يا علی.

 شاعر: مرحوم درويش فارغ


ادامه دارد.....


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در پنجشنبه سوم بهمن 1392 و ساعت 23:24 |

 با سلام  خدمت همدیاران گرامی

خدمت به خلق همیشه افتخاریست که نصیب خوبان می شود . انسان دوستی معیار و اندازه نمی خواهد هر مسئله ای که باعث شود انسان های دیگری را از کار انسان دیگری خوشحال کند، خدمت به خلق است .

معلم دلسوز و پژوهشگر  دیارمان جناب آفای فریدون فرامرزی از همدیاران منطقه اخیراً دو کتاب ارزشمند در حوزه ریاضی ( ریاضی1و 2) را برای فهم بیشتردانش آموزان تالیف کرده اند . ضمن تبریک به  این پژوهشگر ارجمند، دانش آموزان و داوطلبان کنکور ریاضی را به تهیه این کتاب ارزشمند دعوت می کنم .

این کتاب هم اکنون در کتابفروشی ماد واقع در میدان آزادی جنب  ترمینال شماره 2 (داخل کوچه) به مدیریت جناب آقای جوادیان عرضه می شود .




+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 و ساعت 10:21 |


معرفی نشر کتاب سرانه

نشر و انتشار فعاليتيست كه مستقيم با قلم سرو كار داشته و در زايش فكر و انديشه نقش بسزايي دارد. استان كرمانشاه در زمينه فعاليت هاي نشر فقير است. تا آنجا كه در سال هاي نه چندان دور تعداد انتشارات در استان از پنج انگشت دست فراتر نرفت. اما در سال هاي اخير شاهد فعاليت هايی در اين حوزه بوده ايم. در حقيقت پرداختن به نشر آثار علمي كه حركتي در جهت زايش فكر و دانش است، كاري بسي سخت و دشوار است. علت يابي اين بحث نياز به وقت و فرصت ديگري دارد كه در اين جا نمي گنجد. يكي از ناشران پر تلاش سال هاي اخير در استان كرمانشاه نشر سرانه است.  

نشر کتاب سرانه در زمستان سال 1389 با اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 9698 با مدیریت و مسئولیت جناب آقاي مهندس مهرداد مرادی در استان کرمانشاه به آدرس کرمانشاه، خیابان آیت الله کاشانی (دبیر اعظم)، مجتمع تجاری میرداماد، طبقه آخر، واحد 139 پا به عرصه فعالیت های فرهنگی در زمینه چاپ و نشر کتاب نهاد. این موسسه با وجود شرایط نامطلوب طی سه سال بالغ بر 40 عنوان کتاب در زمینه های مختلف و بیشتر کتابهای ادبی به چاپ رسانده است. این در حالی است که بیش از 10 عنوان کتاب نیز از سوی ممیزی کتاب قادر به دریافت مجوز نشده اند. ضمناً 18 عنوان نیز در دست چاپ قرار دارد. این نشر به منظور تشویق مولفین همواره نسبت به پخش کتابهای چاپ شده در مراکز پخش کتاب و نیز شرکت در نمایشگاههای مختلف اقدام نموده است. همچنین برای معرفی نویسندگان و اثر های آنها از طرق مختلف از جمله اطلاع رسانی از طریق سامانه پیامک کوتاه، رسانه های جمعی از جمله رادیو کرمانشاه، نشریات محلی و ملی نظیر هفته نامه کتاب اقدام  شده و خوشبختانه با یاری ایشان توانسته ایم نویسندگان را به مردم عزیز معرفی نماییم. این نشر به منظور تولید کتاب با بهترین کیفیت و قیمت تمام شده مناسب مطابق خواست مشتریان از مجربترین افراد در زمینه حروف چینی، ویرایش، صفحه آرایی، طراحی جلد، چاپ و پخش کتاب بهره بگیرد. طبق خط مشی این نشر هیچ گاه کیفیت در گرو هزینه بوده و نخواهد بود. این نشر تاکنون دو بار از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه به خاطر فعالیتهایش با ارائه لوح تقدیر و جوایز نقدی مورد تقدیر و تشکر قرار گرفته است. نشر کتاب سرانه همواره به عنوان یکی از سه نشر برتر استان کرمانشاه در بخش خصوصی شناخته شده است. علی ایحال، نشر کتاب سرانه افتخار می کند در خدمت هموطنان گرامی در هر زمینه ممکن باشد.

مدير پر تلاش اين انتشارات فردي فرهيخته است كه خود سال هاي زيادي از طريق تأليف و ترجمه آثار در خدمت حوزه نشر بوده است.

اين انتشارات آماده همكاري با شما عزيزان در نشر آثار خود مي باشد.

براي اين پژوهشگر آرزوي تندرستي و موفقيت دارم

مدير وبلاگ بانزلاني
+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه بیست و دوم دی 1392 و ساعت 1:53 |