X
تبلیغات
بانزلانی
بنام پروردگار

گیاهان خوراکی و دارویی مورد استفاده در مناطق  گوران

هم زمان با ساکن شدن مردم در مناطق سر سبز و زیبای گوران ، با  انواع گیاهان خوراکی و دارویی در این مناطق آشنا شده و بعد از قرنها ، هنوز هم از آنها استفاده می نمایند

کوههای بلند و دره های سرسبز مناطق گوران الخصوص رشته کوه دالاهو محل امن و پاکیزه ایی برای رشد و نمو گونه های خاص و بسیار کمیاب گیاهان است و مردم این مناطق هنوز هم از این نوع گیاهان استفاده کرده و احترام خاصی نسبت به گیاهان دارویی و خوراکی منطقه دارند

بسیاری از انواع گیاهان دارویی و خوراکی بومی مناطق کرمانشاه و کردستان بوده و فقط در این منطقه می رویند .

همزمان با روزهای نخستين بهار سبزيهای کوهی که در کوهستان های سر سبز و زیبای گوران می‌رويند به يکی از غذاهای اصلی مردم اين ناحیه  تبديل می‌شوند و سبزيهای کوهی و گياهان خوراکی بيش از ۵۰ روز به عنوان يکی از غذاهای اصلی مورد استفاده مردم استان قرار می‌گيرند

استان کردستان و کرمانشاه  به دليل شرايط ويژه آب و هوايی و همچنين ويژگی‌های خاص جغرافيايی يکی از مناطق ويژه ی جهان در وجود تنوع گونه‌های گياهی و دارویی به شمار می‌رود و وجود گونه‌های خوراکی که اصطلاحاَ به آنها سبزيهای کوهی می‌گويند، فرصت ارزشمندی را در اختيار مردم اين استانها قرار می‌دهد تا از آنها استفاده کنند

در این وبلاگ بر اساس تجربه خود و دیگران لیستی از این گیاهان به مناسبت بهار در ذیل تهیه شده است . از کابران گرامی تقاضا دارم  نظرات خود را بیان دارند و چنانچه گیاهان دیگری وجود دارد ، اطلاع دهید

با تشکر

نام فارسی

نام کردی گیاه

پیرچک

پیچک

آنغوزه

کما و لو

کنگر

قه نر

آویشن

ازبوله

زالزالک

بلچ

افسنطین

گوله هنگ

سریشم

خوژه

نسترن کوهی

گول باخی

اطریلال یا پاغازه

قازیاخه

بابونه

گوله حاجیانه

بنفشه معطر

وه نوشه

بابا آدم

درگه به رزه

خرفه

په رپین

گزنه

گه زه نه

آب تره

کوزه لی

بنه

ون

بن سرخ

سورانه

زو  ؟

زو

چویل

چنور

شنگ

شنگ

ریواس

ریواس

قارچ کوهی

قارچک کوهی

؟

پی شول

؟

هه پلوک

؟

شی وردک

؟

به ره زا

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 و ساعت 1:8 |


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در پنجشنبه هفتم فروردین 1393 و ساعت 1:32 |

نو شدن مهم‌ترين مفهومي است كه از بهار به ذهن ما مي‌رسدعيد نوروز آغاز بهار و سر زندگي طبيعت و موسم دوباره شكفتن است ، نوروز ، عيد شكوفايي ، پويايي ، بالندگي ، نوخواهي و نوانديشي از پديده ها و الطاف بزرگ الهي است. رازماندگاري وجاوداني اين آيين خجسته واصيل ايراني ،پيوند آن باسرشت و ذات انساني است. .نوروز يعني نو شدن ،پاك شدن ،تولد دوباره وبه استقبال خوبيها وزيبايي هارفتن، نوروز معرف فرهنگ باستاني ايرانيان است.

اميدواريم در اين نوروز كه رمز همدلي و همبستگي، عشق و محبت، بيعت با خوبيها، عدالت و خداپرستي است، در باغ علم و دانش كه ترنم ترانه ي شكوفه هاست، غرق در شكوفه پويايي و ترقي باشيد و به عبارتي سبددانش تان پربار باد.

باری عزیزان در سالی که آخرین دقایق آن را پشت سر می گذاریم، هم شادی داشت هم غم . هستند خانواده های که در این سال زندگی تازه و مشترکی را آغاز کردند، به اعضای خانواده آنها نو رسیده ای اضافه شد  و هستند خانواده هایی که عزیزشان در کنارش رفتند . چرخش زمان همین است که اتفاقات باید پشت سر هم بیاید . این طور هم نیست که تمام اتفاقات آن بر طبع وجود ما باشد گاهی غم است گاهی شادی. اما از آنجایی که بزرگترین نعمت که همان فراموشی باشد که خدا در وجود مخلوقات خود گذاشته است ، باید فراموش کنیم تا زندگی را ادامه بدهیم. مهم این است دراین چرخه نگذاریم ذهن آنهایی که غم دیدن همچنان در آن حال و هوا بماند  باید کمک کنیم زود به چرخه زندگی بازگردند

زندگی با هر کمی و کاستی باشد می گذرد به حمد خدا امروز­ه مشکلات مادی  زودتر از هر زمانی حل می شود . اما اگر از دستمان بر می آید به اطرافیان کمک کنیم . صادق بودن امید را در زندگی بیشتر و بیشتر خواهد کرد.  امید است در سال جدید مهربانتر، صمیمی تر  باشیم و سالی پر برکت برای همه باشد.

دوستان و همدیاران گرامی باید واقعا نگذاریم بین مان فاصله بیفتد.  من با حداقل امکانات و وقت بسیار اندک در حد توان این  دو سامانه را چندین سال پیش راه اندازی کردم : یکی همین وبلاگ ناچیزی و دیگری سامانه پیامک بانزلانی، انتظار من این است از طریق این امکانات الکترونیکی بتوانیم به هم نزدیک شویم من بابت آن هزینه کرده ام و بیشتر هم خواهم کرد. خدمت کردن هر چند ناچیز به همدیارانم، بزرگترین افتخار خود می دانم

انتظار من این است افرادی در تمام روستاهای گوران و قلخانی بیایند برای روستاههای خود نیز همین کار را انجام بدهند و در نهایت ما می توانیم  این دو منطقه را بیشتر معرفی کنیم. این دو ناحیه از ایران  تاریخ وسیعی دارد . ولی متاسفانه به علت های مختلف که یکی از آن همین عدم نگارش باشد ، ناشناخته باقی مانده است . امیدوارم روزی بتوانیم تاریخ مفصلی از این منطقه به  نگارش در بیاوریم . همت شما دانش پژواهان و دانشجویان و اساتید گوران را می طلبد

از مردم هر دو بانزلانی و هر کسی که تمایل دارد در سامانه اطلاع رسانی بانزلانی عضو گردد خواهشمندم شماره تلفن خود را  به همراه نام و نام خانوادگی ارسال کند . راه ارتباطی ما : از طریق نظرخواهی این وبلاگ ، اس ام اس و ایمیل است

 sh_ahmadi2000@yahoo.com

hamid_ahmadi@razi.ac.ir

بهاران خجسته باد

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 و ساعت 11:8 |
شرح واقعه حمله سربازان دولت عثماني به كرند در سال 1293 از زبان آقاي قاسمي از گهواره گوران: اهدايي به وبلاگ بانزلاني بر اساس روايات بزرگان :

با تشكر از اين برادر ارجمند توجه شما را به مطالب اين واقعه جلب مي كنم:
ويرايش حميد احمدي


سلام دوستان.و بخصوص دوستان گوران و آنانکه علاقه مند پیشینه ایل گوران بوده و کنچکاو دانستن گذشته تاریخی ودلاوری گورانیان در جنگهای مختلف که ناخواسته بر پیران و گذشتگان ما تحمیل شده است. به این نوشته که از زبان شرکت کنندگان شجاع در این جنگ شنیده شده توجه نمایند.البته لازم به ذکر است من در دوران نوجوانی شرح این موضوع را از زبان مرحوم کاکا رزاقی ومرحوم کاکی والی حسنی دو شرکت کننده حاضر در میدان این جنگ تاریخی شنیده بودم وزمانی   که در نوجوانی آسید محمود حیدری را در تکیه حیدری درجم هنگام نواله پیچیدن دیدم دستش لنگ بود وقتی قضیه را از پدرم پرسیدم گفت آسید محمود در جنگ عثمانی زخم برداشته وعلت لنگی دست ایشان همان زخم میباشد .البته آسید عبداله حیدری فرزند آسید فتح اله شرحی جامع و کامل براین واقعه بسیار مهم تاریخی نگاشته اند که صحت گفتار پیشینیان را اثبات میکند.واما شرح اتحاد وهمدلی ونوعدوستی ووطن پرستی یارسانی با ضعامت سادات بزرگوار حیدری وجان فشانی وجانبازی این بزرگواران دراین جنگ که حتا از نثار جان شیرین خود برای آزادگی وحرمت شرافت یاران ومنطقه دریغ نکرده اند.

در سالهای 1293و4 خورشیدی و1917و18میلادی آتش جنگ اول جهانی شعله ور میگردد که مملکت ما هم از دود این آتش بی نصیب نمی ماند و ارتش عثمانی به سرکردگی حسین رئوف وبها بیگ وهمچنین ارتش متجاوز روسیه غرب ایران از مرز خسروی تا همدان را مورد تجاوز و تاخت و تاز قرار میدهند.
هنگام ورود قشون عثمانی به نزدیکی کرند سید حاتم افضلی معروف به سید حاجی حاتم پدر سید والی افضلی در باغ خود مشغول آبیاری به محصولات خود بوده که مورد حمله سربازان عثمانی قرار گرفته وگویا به محصولات وی تعدی میکنند واین سید بزرگوار زیر بار ستم سربازان اجنبی نرفته ودرگیری ایجاد میشود و در این درگیری چند تن از سربازان عثمانی کشته و مجروح میشوند.
اخبار این درگیری به گوش سرکردگان قشون عثمانی میرسد و آنان خود را برای نابودی کرند ومردم دلاورش آماده میکنند .
بزرگان وسادات کرند از توتشامی و تکیه دار وقت تکیه حیدری آسید رستم درخواست کمک میکنند که آسید رستم بلافاصله به سران گوران و گهواره و سنجابی و قلخانی فرمان بسیج عمومی برای پشتیبانی مردم کرند را صادر می نمایند و سادات بزرگوار حیدری به زعامت آسید رستم به همراه و فرزندانش آسی شمزین وآسی نوردین ووآسید عزیز با پنج پسرش به اسامی سید جمشید وسید نعیموسیدفرج وسید علی و سید فتح اله و سید محمود و مریدانی چند و گهواره و گوران به سرکردگی غلامعلی خان سالار منصور و سنجابی به ریاست علی اکبرخان سردارمقتدر و مردم نیرژی به سرکردگی صفرخان عده ای از مردم بهرامی وقلخانی امر تکیه دار را اجرا وراهی پشتیبانی وکمک مردم کرند میشوند.قشون عثمانی به دروازه کرند رسیده و با آتش مسلسل و توپ و خمپاره سعی در ایجاد رعب و وحشت در بین مردم کرند دارد و زنان و کودکان کرند سعی در فرار به سمت دالاهو دارند که قشون امدادی گوران وسنجابی وبهرامی ونیرژی به ارتفاعات کرندرسیده اند وپیش قراولان طلایه دار ارتش عثمانی که بطرف ارتفاعات کرند برای اشغال ارتفاعات و جلوگیری از فرار زن و کودکان کرندی در کوشش است .حدود پنجاه نفر از نیروهای امدادی داوطلب که خانواده حیدری جزء آنان بوده همچنین مرحوم کاکه میرآخور گهواره هم قرار می شود که ارتفاعات را پیش از رسیدن قشون دشمن اشغال نمایند که این تاکتیک به منصه ظهور رسیده وقوای امدادی گوران پیش از طلوع آفتاب ورسیدن قشون عثمانی ارتفاعات را اشغال می نمایند و نیروهای دشمن به خیال اینکه ارتفاعات را اشغال واز حرکت زنان وکودکان کرند بطرف گوران جلوگیری و محاصره را کامل کنند و در ارتفاعات کسی نیست بدون استتار به طرف ارتفاعات حرکت میکنند که با دلاوری و دفاع جانانه گوران و سادات حیدري مواجه و تقریباً کسی از آنان سرپا نمی ماند یا کشته و یا زخمی میشوند و از قوای کمکی هم عده ای زیاد با آتش شصت تیر یا همان مسلسل امروزی در سنگرها جان به جان آفرین تسلیم میکنند و بازمانده نیروی گوران به خیال اینکه کسی دیگر درمقابل ندارند از سنگرها بیرون آمده و سرود پیروزی سر میدهند ولی در این هنگام قشون امدادی عثمانی فرا رسیده وبا آتش پرحجم سنگرها و نیروی باقیمانده را زیر رگبار می گیرند.گوران درحال دفاع وترکها در حال حمله که پس از زمانی جنگ تفنگ نیروهای عثمانی به سنگر های گوران رسیده وجنگی تن به تن ونابرابر آغاز میشودترکها با نارنجک وشمشیر و قوای گوران هم باخنجر و چوب و چماق چون دیگر گلوله ای برای نیروی گوران نمانده بود و به اتمام رسیده بود. مرحوم کاکه میرآخور گهواره تعریف میکرد .که من به همراه سید علی حیدری که با کلت کمری درحال چنگ بود در پشت تخته سنگی سنگر گرفته بودیم در روبرویمان آسید محمود حیدری را می دیدیدیم که با خنجر با سرعتی غیرقابل وصف می جنگید که در این هنگام چند سرباز دشمن مارا غافلگیر و مچ دست آسید علی را گرفتند که آسید علی به آسید محمود هوار کشید که آسید محمود بلا درنگ خود را از پشت به سرباز دشمن رساند و تیغه خنجر را از پشت چنان به آن سرباز زد که تیغه خنجر از جلو سینه اش بیرون آمد.و آسید علی هم دوباره مشغول جنگ شد تا از ناحیه بازو زخمی عمیق برداشت.
مرحوم کاکی والی گهواره تعریف میکرد که..
بعداز شهادت آسید نعیم و آسید جمشید من آسید محمود حیدری را دیدم که چگونه سه سرباز ترک برای دستگیریش به او حمله کردند وآسید محمود که تنها در سنگرمانده بود اولی ودومی را با خنجر نابود وسومی نیز از دستش فرار کرده. وقتی که جنگ به این نقطه رسید و امیدی برای ادامه اش وجود نداشت آسی رستم به باقیمانده نیروی گوران فرمان عقب نشینی صادر میکنند ولی آسید عزیز بی قرار فرزندش سید فرج است که در می یابد در پشت تخته سنگی زخمی وافتاده است و از دوستان می خواهد برای نجات او همراهی کنند ولی رگبار گلوله شصت تیر مجالی برای امداد آسید فرج نمی دهد که آسید رستم پیشقدم میشوند ولی پیش از ایشان نمی دهد ولی یک مرتبه کدخدا علی محمد ویله ای با سرعتی غیرقابل وصف درمیان رگبار مسلسل وآتش ودود خودرا به سید فرج رساند وبانیرویی خدادادی او را بردوش کشید و ب همان سرعت آسی فرج را به پشت جبهه انتقال دادولی آسید عزیز آتش انتقام کشته شدن دو فرزند دلبند وجراحت شدید دیگر فرزندش در وجودش شعله ور بود ودست بردار نبود تا اینکه آسید رستم دستور اکید به ترک محل دادند و ما جبهه نابرابر را به طرف بیوه نیژ ترک کردیم.
آسید فرج حیدری نیز پس از چندروز مداوا به علت شدت جراحات جان بهجان آفرین تسلیم میکنند. و تا آنجایی که من شنیده و می شناسم فتحعلی رجبی گهواره شاهمراد گهواره دایی خلیفه یارمراد نام آشنا از مردم گهواره مجروح می شوند.
مرحوم کاکه میرآخور تعریف میکرد دلاوری از مردم قلخانی سربازی عثمانی را زخمی و اسیر گرفته بود وبه حضور آسی رستم می آورد آسی رستم میگوید قلخی شر له خودا خوشی ناتی آزادی که .سرباز عثمانی هم کلمه قلخانی را قلخان خان به گمانش او هم خان است یاد گرفته و می گوید قلخان خان یاخچی قلخانخان یاخچی یعنی قلخان خان خوب است . عزیز :لخانی ما هم میگه قلخان خان یاخچی یاخچی چته سرومالمنذر یاگار قینم بی کوشمت ویاخچیکتیچ بم.ههههههههههه.
دراین موقع مردم حریر با انسجام از پشت و ایل سنجابی با سرکردگی سردارمقتدر و گوران  قلخانی به ریاست سالارمنصور در اطراف کرند به جنگ ادامه داده و سبب تسلیم شدن قشون عثمانی و ترک مخاصمه و تبادل اسرا و کشته شدگان و مجبور به تخلیه کرند می شوند.
اما پیش قراولان نیروی گوران که بزرگواران حیدری اکثریت آنها را تشکیل می دادند گرچه سه نفر از خانواده حیدری شهید و چندین نفر از گوران و قلخانی هم شهید و مجروح شدند ولی تعصبات قومی و برادری آیینی را اثبات و پایمردی را تا آنجا ادامه دادند که کودکان و زنان و مردان کرند را از اسارت و  نجات دادند.

قاسمی گهواره ای


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 و ساعت 23:58 |

قابل توجه مهمانان نوروزي « سد زمكان 60 درصد آبگيري شده است و جلوه هاي زيبايي را در منطقه گوران خلق كرده،  اين مناظر در روستاي بانزلاني بيشتر به چشم مي خورد.

فاصله سد تا شهر كرمانشاه حدود 70 كيلومتر است اين سد از طرف روستاي بانزلاني هم نزديكتر است و هم امكانات بهتري براي پيك نيك دارد. منطقه اي بسيار با صفا و امن براي خانواده ها....

براي رسيدن به سد : كرمانشاه  سراب نيلو فر-  بخش كوزران-  تختگاه ها - روستاي شامار : بانزلاني

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه هفدهم اسفند 1392 و ساعت 0:3 |
با سلام
مثبت بودن
عنوانی است که دوست خوب و پژوهشگر ارجمند جناب آقای مهندس مهرداد مرادی برای مطب خودشان انتخاب کردند. متن ایشان حاوی نکات ارزشمندی برای کاربران می باشد. انتظار ما این است بعد از این همه تاکید، همکاری شما عزیزان با ما بیشتر گردد.   به امید حق

مدیر وبلاگ بانزلانی صمیمانه از همکاری این  پژوهشگر ارجمند تشکر و قدر دانی می نماید.


متن نامه:

با احترام به همه دوستانی که این مطلب را مطالعه می نمایند بویژه دوستانی که اهل و اصالتاً از دو روستای بانزلانی هستند، می خواهم موضوعی را با دوستان در میان بگذارم. البته هدف از ارائه این مطلب چیزی نیست جز این که بابی باشد در جهت ارائه مطالب بیشتر از سوی دوستان در سایت بانزلانی. چرا که دوست خوبم جناب آقای استاد احمدی متحمل زحمات زیادی در رابطه با به روز نگه داشتن این سایت می کشند و انصافاً باید به وی دست مریزاد گفت و ایشان را در این راه یاری نمود. همانگونه که بسیاری از دوستان از سراسر جهان روزانه به این سایت مراجعه می کنند انتظار می رود که مطالب پربارتر، به روزتر و شامل مطالب متنوع تری باشد. دست همه دوستان را در این راه می فشاریم.
آنچه به نظرم رسید تا با شما در میان بگذارم و نظر شما را هم جویا شویم موضوع و عبارت «مثبت بودن» است که مطمئن هستم بسیاری از دوستان با آن آشنایی دارند. این عبارت از اغلب روانشناسان به عنوان یکی از عوامل موفقیت در زندگی عنوان شده است. اما باید در تعبیر این عبارت و نحوه بکارگیری آن دقت به خرج داد چرا که چه بسا کسانی که به دلیل تعبیر نادرست مورد سو استفاده قرار گرفته اند. البته نگارنده به هیچ عنوان در صدد نفی آن نیست بلکه باید درست تعبیر شود. شاعر بلند آوازه ایران سعدی شیرازی می فرماید:
           «غواصی که اندیشه کند کام نهنگ            هرگز نکند در گرانمایه به چنگ»
اما یکی از دوستان واقعه ای را به این صورت شرح دادند که وقتی ایشان کتاب موفقیت آقای آنتونی رابینز را می خواند و به واژه مثبت بودن برخورد می کند یاد اتفاقی می افتد که در یکی از شهرهای ایران که مردمانش به درستکاری و پاکدامنی شهرت دارند برای ایشان رخ می دهد. ایشان روزی در یکی از محله های این شهر ساک سنگین لباس و وسایل شخصی اش را با این تصور که کسی از آن مردم درستکار به آن تعرض نخواهد کرد در کنج دیواری رها می کند تا برای چند دقیقه ای به مغازه ای برود که در طبقه زیر زمین قرار دارد. چند دقیقه بعد که بر می گردد متوجه می شود که ساکش را دزدیده اند. دوستان شما هم به درستکار بودن مردمان آن خطه ایمان دارید. اما در مورد این واقعه چه فکر می کنید؟ آیا باید به درستکار بودن آن مردم شک کرد؟ یا باید گفت که نباید مثبت بود؟ نظر شما چیست؟ آیا تا حالا شده چنین موضوعی فکرتان را به خود مشغول نماید؟

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 و ساعت 12:18 |
با نام و یاد خدای بزرگ

هوره موسیقی ای  از آوای دل. موسیقی ای غرب کشور ایران. موسیقی ای از ایل گوران بزرگ

دوستان و کاربران گرامی  در این بخش قصد دارم بخاطر ریشه این موسیقی در منطقه غرب استان کرمانشاه الخصوص منطقه قلخانی و گوران و کلهر، از طریق منابع معتبر معرفی کنم. مثل همیشه نقد شما بر این مطلب موجب خرسندی است

هوره نوعی آواز کردی بسیار قدیمی است که در آن هیچ گونه سازی وجود ندارد و تنها صدایی که در اجرای هوره به گوش می رسد صدای هوره چر یا خواننده هوره است. بیشتر زیبایی و تاثیرگذاری هوره نیز به همین دلیل است که در آن صدای هوره چر بدون کمک هر گونه سازی می تواند به همان اندازه که یک آهنگ امروزی با ده ها ساز و ابزار پیشرفته، به شنونده حس منتقل می کند، بر قلب و روح او اثر بگذارد و آن را صیقل  دهد و چه بسا برای بسیاری، این تاثیر و تبادل حسی در هوره غنی و عمیق تر است.

همچنان عشق که در سالهی بسیار دورتر و بخصوص در میان مردم کرد، در هاله ای از شرم و حیا ، محصور و در میان دیواره های سنت، اسیر بود، هوره نیز محصور به صدای هوره چر  و آواز از هر گونه ریتم و ساز موسیقی، پاک و خالص است. در بیشتر اشعار هوره، فضای عاشقانه حاکم است و عشقی پاک که حکایت از سال های دور فرهنگ کرد دارد به چشم می خورد. عشقی که مانند عشق های امروزی آلوده نیست، پر جدل نیست و دیداری های مکرر و همیشگی به آن رنگ روزمره گی نداده، بلکه عشقی پاک و آرام کن تنها زبان آن، نگاه عاشق و معشوق است و نگاه عاشقانه از آنجا پدید آمده. هوره، آن نگاه عاشقانه است که برای معرفی خود ابزار جز خود ندارد. تنها و تنگدست و محزون از عشق می خواند و عاشق می سازد.

از نوشته های برخی مورخین قرون اولیه اسلامی چنین بر می آید که چوپان های کرد، با نوعی نی لبک اشعاری را با آهنگ می خواند و نیز آوزهایی سر می داده اند که بسیار شورانگیز و دلنشین بوده و با آن گله های خود را جمع می کرده اند.

از زمانهای بسیار قدیم و تا امروز، ترانه ی هوره در میان کلهر زبانان (کلهری، گورانی)و مردم استان کرکانشاه رایج بوده است. این ترانه، مرکب از اشعارمختلفی مانند عشقی و یا اجتماعی است که همراه با آهنگ مخصوصی خوانده می شود. ترانه هوره انواع مختلفی داشته و بر اساس محتوای شعر، کاربردهای آن مشخص می گردید. یکی از انواع هوره که در قدیم کاربرد زیادی داشته و با آوازی بلند خوانده می شده را می توان تراژدی نامید که در واقع به وسیله ترانه ی هوره، واقعه ی مهمی از وقایع تاریخی بازگو می شده است و با توجه به سوزناکی بودن آن شنونده را سخت متاثر می نموده است.

ترانه ی هوره از قدیمی ترین و اصیل ترین آوازهای کردی و بلکه ایرانی است و در مورد کاربرد اصلی و اولیه ی آن گفته شده که مردم با خواندن آن، به پرسش اهورامزدا می پرداخته و بدین گونه در گذشته، به هنگام جنگ با دشمنان بوده است. سپاهیان کرد با سروردن دسته جمعی این آواز به هیجان می آمده اند. پیداست که در این گونه موارد ، مضامین اشعار ترانه ی هوره حماسی بوده است.

هوره چمری از خانواده هوره است که به هنگام عزا مورد استفاده قرار گرفته و ویژگی مهم آن عدم رعایت وزن شعری در اغلب موارد می باشد. ترانه رایج دیگر در میان کردها که در متون تاریخی از آن نام برده شده است قطار نام داشته و محققین می گویند که از واژه ی گاتها گرفته شده است( گاتها نام سرود ها و ادعیه در اوستا است)

هوره ساده ترین ، ایتدایی ترین و اصیل ترین گونه ی موسیقی است که اکنون به تکثر و هزار  گونه گی زبانی و کیفی در آمده است. ما ایرانیان بخصوص مردم زبان غرب کشور این گونه ی ابتدایی و اصیل آواز را هوره می نامیم. کلمه هوره و نامگذاری آن قدمتی حودا هفت هزار ساله دارد و به دوران پیامبری حضرت زرتشت می رسد. در گاتها ی یسنا که بخشی مهمی از اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان می باشد به صورات منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم برای خواندن آن و نیایش اهورا مزدا آوازی را سر داده که آن را هوره نامیده اند. هوره ندای حق طلبی بوده و کرداری نیک، پنداری نیک و گفتاری نیک را آواز کرده است.

این آواز، اصیل ترین موسیقی کردی می باشد که از زمانهای کهن به یادگار مانده است، که ویژه ی ستایش از اهورامزدا بوده است و کردها که پیرو آیین آسمانی زردشت بوده اند و آواز سوزناکی را بر گرفته از نوشتار آسمانی اوستا بوده به شیوه ی هوره خوانده اند.

مقام های هوره

بان بنه ای، بنیری چر، باریه ، غریبی، ساروخانی، گل و دره، پایه موری، قطار، هجرانی، مجنونی، سحری و هی لاوه، مقامهای مختلف هوره می باشد.

هوره آواز ممتدی است که خواننده، شعری و ادبیات بیشماری را در زهن داشته و آنها را هنگام آواز به صورات پی در پی استفاده می کند. گاه شعری سروده ی خود خواننده است و گاه شعرهای مورد استفاده را از دیگران شاعران به عاریت می گیرد. این آواز در گذشته های دور، مضمونی مذهبی داشته و بیشتر به آواز کردن دیگر  آیات کتب آسمانی یا آوزه های منظوم مذهبی پرداخته است اما امروز مضمونی عاشقانه دارد.

هوره مختص به یک دوره تاریخی و یا یک جغرافیا و فرهنگ خاص نیست. این آواز اصیل ابتدا مادر همه آواز ها ، تصنیف ها و ترانه های مردم جهان است، مادر آواز ها و ترانه های ملل دنیا صرف نظر از نژاد و فرهنگ و زبان و معیشت و آیین و جغرافیا و تاریخ آنها.

هوره نیز مادر همه تکثر، تنوع و هزار چهرگی آواز ها و ترانه های شاد  و ناشاد مردم جهان است. برای درک درست این موضوع باید به گذشته برگردیم، به آن زمانی که سازها و آلات موسیقی وجود نداشته اند. آیا در آن زمان موسیقی چیزی غیر از هوره بوده است؟

در مناطق کرد نشین غرب کشور، خصوصا مردمان ایل گوران بزرگ و کلهر، هنرمندان بزرگی وجود دارند که آواز هوره را به حد کمال رسانده اند. از سرایندگان بزرگ این آواز در گذشته می توان به شادروان داراخان و مرحوم علی نظر اشاره نمود.

بعد از این دو هنر مند بزرگ هنرمندانی از جمله صید قلی کشاورز، اولعزیز، علی رستمی، فرمان رستمی، علی کرمی نژاد، بهرام بیگ ولد بیگی، نجات، ابراهیم حسینی، ایخان ارکوازی، سایمی، کریم صادقی، عبدالصمد عیدی پور ، منصور قلخانی  و سلیمان  نظری از هوره خوانان معروف استان های کرمانشاه ایلام و کرستان بوده اند. مرحوم علی نظر سر آمد همه ی هنرمندان این گونه موسیقی بوده است

غیز از این هنرمندان معروف، در روستاها افرادی هستند به سبک این هنرمندان برای دل خویش و در همان محل و قریه خویش هر از گاهی به وقت آسایش و کار زمزمه می کنند بطور مثال در روستای بانزلانی آقای علی میر سلمانی از هوره خوانان این روستا است که هر از گاهی با سوز دل برای خودش و دیگران زمزمه می کند.

منابع:

بهرامی، بهمن(1388). آواز مادر: ریشه مشترک هوره، مور و سیاچمانه. تهران : پژوهنده

جمالی، گلناز.(1391) بررسی ساخت آوایی و معنایی هوره در کردی کلهری. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه رازی . دانشکده ادبیات

سهامی، علی(1384). پیشینه فرهنگی هوره: تهران : پژوهنده

صفی زاده، فاروق. شناخت موسیقی. تهران: پژوهنده

تهیه و تدوین : حمید احمدی

استفاده از این مطلب به شرط رعایت امانت داری و ذکر نام محقق و وبلاگ بانزلانی آزاد است.

پیروز باشید




نقدی بر موسقی هوره از
 هنرمند جناب آقای ایرج فتاحی:
ببینید عزیزان هوره همان گونه که در سایت ذکر شده قدمت بسیار تاریخی دارد و این هم پوشیده از کسی نیست اما اکثر اشعار هوره مضامین عاشقانه دارد و ان هم به جای خویش نکوست اما ما نمیتوانیم نغمات حقانی و عرفانی را در هوره بگنجانیم البته جای تاسف است بعضی کسان این کار را کرده اند و مورد تشویق هم قرار گرفته اند اما مقام باریه غریبی ساروخانی گل ودره پاوه موری و مجنونی اینها جزء نغمات حقانی بوده و من تا کنون نشنیده ام اینها را جزء هوره ب حساب بیاید و این نغمات جایگاه خاص خود دارد و ما بایستی حقانی و مجازی را از هم جدا سازیم و ذکر شده هوره بدون هیچ گونه سازی خوانده شده اما نغمات ساروخانی باریه و ... حتما با ساز تنبور نواخته خواهد شد و نمیتوان جزء هوره تلقی کرده اما نغمه ی قطار که در اواز ابوعطا است فرقی نمیکند هر اشعاری روی ان گذاشت اما مجازی! و این نظر بنده است و برای خودم خیلی محترم است اما صحبت از گاد های زرتشت شد که اینها قدیمی ترین و باستانی ترین اشعار زیبای کردی را بیان کرده اند به قول شاعر دیارمان جناب اقای قصری این گاد ها اشعاری را بر وزن ده هجایی بیان کرده اند که حتی حافظ و دیگر شعرای معاصر از ان تقلید کرده اند مثلا شعر کردی گاد ها بر این اساس و وزن سروده شده

هر مالی گیسکی خوم تنیا گوری        نذری الله کم دوسم نتوری

حال حضرت حافظ میفرماید:
 چندانکه گفتم غم با حبیبان          درمان نکردند مسکین غریبان
عیشم مدام است از لعل دلخواه        کارم به کام است الحمدالله

          ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل شیخان گمراه

مثال زنده یاد رهی معیری شاعر معاصر میفرماید
هرشب فزاید تاب و تب من          وای از شب من وای از شب من
یا من رسانم لب بر لب او             یا او رساند جان بر لب من

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه ششم اسفند 1392 و ساعت 12:49 |

با سلام و عرض ادب  و احترام

مدتیست بخاطر جابجایی در سایت مکاتبه تمام عکس های وبلاگ با مشکل مواحهه شده است ضمن پوزش از شما عزیزان در اسرع وقت این مشکل برطرف خواهد شد


تقاضای همکاری

بارها گفته شده است این وبلاگ به هدف خود نخواهد رسید مگر با همکاری شماها. من واقعا تعجب می کنم. با این همه تعداد کسانی که در منطقه خصوصا دو روستای بانزلانی که ماشا اله و صد ماشا الله همه دارای مدرک تحصیلی  عالی و دانشگاه رفته ....چرا خاموش هستند چرا مطلبی ندارند چرا قلم نمی زنند . می دانم همه گرفتار هستند و شاید من از همه گرفتار تر : بگذارید صادقانه عرض کنم الان که این مطلب را می نویسم در خوابگاه دانشجویی هستم چند روز دیگه باید به کرمانشاه بیایم  یک هفته بعد به تهران بروم مجددا به شهر اهواز بیایم و همینطور دور دور .......

پس من از همه گرفتار تر  می دانم این روزها همه به نوعی دقدقه شغل و بیکاری دارید . مشکلات زیاده شده اما تمام این مسائل باعث نمی شود از فکر و اندیشه و قلم  باز بمانید

من این وبلاگ را با قدرت راه اندازی کرده ام که همه در آن سهم داشته باشند  خوشبختانه در این 5 سال ا جای خود را باز کرده است و آمار بازید در یک روز از مرز 290 نفر گذشته است و تا کنون 35 هزار بار از آن بازید شده است در تمام موتورهای جستجو از جمله یاهو گوگل و سایر کاوشگرها نمایه شده است.

سخن را کوتاه می کنم و از شما فرهیخته گان تمنا دارم مطالب تاریخی خاطرات مقالات و هر آنچه که فکر می کنید برای کاربران بانزلانی مفید است ارسال کنید

هر گونه نقد و انتقادی دارید می پذیرم . تا کنون هیچ گونه بی حرمتی را از کسی ندیدم  و همه شماها به من لطف دارید  به حق مردمان فرهیخته و با ادب و با فرهنگ داریم و در تابستان آینده در مسابقه وبلاگ نویسان روستایی ایران شرکت می کنم .

خواست بدانید هر گونه افتخاری کسب کنم مال من نیست مال شماهاست

منتظر همکاری شما همچون سال های 88 و 89 هستم

اولین چراغ را روشن می کنم شعری از ادریس مرادی از بانزلانی پایین تقدیم شما می کنم

دوست دار شما حمید احمدی: مدیر وبلاگ بانزلانی  


مرغ وصل تو له دسم چین              بال گردن نه لام پیم معلوم بین
پیم معلوم بین فراغت وی طور        آما له بختم خم و جفا و جور
ساقی جامی در له باده گلرنگ       با خم رَم کرو ساتی نوم دلتنگ
با دَمی دوران بیاوو و کام                     رَم کرو له سر عقل و هوش و فام
ساقی بادگت با عقل رِمن بو          زیاد کر عشق دُشمن شکن بو
عقل بکروم رَم جامه بخم دویر        عقل بی و حجاب جمال پر نویر
عقل بکرو رَم پاره کَم جامه       شقه له بال دَم و شادکامه
دله ی کوس کفته ام دایم نالانن          چَم وه وینه هور پر له وارانن
آقا سا دخیل بالات بنمانه        بلکم خَم له بان دلان نمانه
ادریس کمترین کَلب جارو کیش       امیدوار وه توم نَوم وه دل ریش


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 و ساعت 21:33 |
 با رضایت به تقدیر و مشیت الهی امروز جمعه چهارم بهمن 1392 شادروان عبداله دشتبان از خاندان سلیمانی و ناصری در سن 72 سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.
از طرف مدیریت و کاربران وبلاگ بانزلانی به فرزندان مرحوم آقایان یدالله، نعمت، حشمت و هوشنگ و همچنین برادران آن مرحوم  تسلیت می گویم

نام عبداله دشتبان برای بسیاری از مردم گوران و قلخانی نامی آشناست . این مرد خدا در اوایل انقلاب اسلامی با راه اندازی دکان مواد غذایی و احناس دیگر، خدمت شایانی به مردمان روستاههای اطراف کردند. شاید این عمل در این شرایط آسان باشد ، اما واقعیت این است خدمت ایشان در آن شرایط به حق نوعی احسان کردن بود.  در آن سالها که  مدرسه راهنمایی شهید باهنر بانزلانی پذیرای 700 دانش آموز از 20 روستا در منطقه بود مرحوم دشتبان با راه اندازی این کاسبی نمی گذاشت دانش آموزان روستاهای اطراف شکم گرسنه بمانند. به حق خدمت ایشان  با آن شرایط سخت که وسیله  نقلیه بسیار کم بود از نوع خود بی نظیر بود . ما باید در هر خدمتی شرایط را در نظر بگیریم بعد قضاوت کنیم.
 هم اکنون این کاسبی به حمد خدا توسط فرزندان ایشان همچنان بعد از گذشت 35 سال پا بر جا است.
مرحوم دشتبان مردی خوش اخلاق و بسیار خونگرم بود تا آنجا که من بیاد دارم با هیچ کسی قهر نبوده است همه او را دوست داشتند .
به نحوی نگهبان روستا بود از خدمات او در طول مینی بوس رانی گرفته تا خبر کردن مردم در هر امر خیر و شری .......

در اینجا عکسی که 3 سال پیش با دوربین شخصی از او گرفتم به یادگار در این صفحه دیجیتالی هک می کنم. باشد یادش همیشه در خاطره ها بماند.


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه چهارم بهمن 1392 و ساعت 23:29 |

سلام و گشت عزیزان:

چند بیت شعری کردی تقدیم به شما می شود. هدف از این کار حفظ زبان کردی است . ترجمه این اشعار در کنار شعری اصلی آورده ام امیوارم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.


  شعر                                 معنی به فارسی

دنيا فانين داودگيان                       دنيا فانی است ای داود

هرحق باقيين داود گيان                   هرحق باقی است ای داود

وبی کسان کس وبی کس مردم              برای بی  کسان کس هستی

له لطف وکرم علاج که دردم               ازلطف کرم خودت دردهايم علاج نما

کس خورنيری دردم چه درده            هيچ کس خبرندارد که دردم چيست

قرچه جرگمن چون عزيزمرده             چون عزيزمرده جگرم می سوزد

رحمت بای ودل سوخته بريانم             رحمی بنما به اين دل سوخته وبريانم

روشن کرچراغ ديده گريانم                   روشن بنما ديده های گريانم

خصوص له مجلس نيازياران               مخصوص در محفل نياز نيازمندان

حق نما وحق بين شو زنده داران     ای که قبله حق جويان وشب زنده داران هستی

نه قوم نه برا نه کس وکارن              نه قوم وخويش ونه کسی ديگر

اميدم ولطف پروردگارن                 اميدم تنها به لطف توست ای پروردگار

پس وکوبچم رووکی بارم             پس کجا بروم وبسوی کی بروم

کی چاره مکی چاره ناچارم         چه کسی گره کار فروبسته ام رامی نمايد

لاشم چون غريب بسپارن وخاک          جسدم چون غريب درخاک دفن نما

بسپارين ودست فردتنيای تاک      به دست ذات خداوند ويکتای بی همتا بسپارند

 

شاعر :  سيد صالح ماهيدشتی

 


شوري به سرم كويته لم مستي  چاوه   لم جيگه نه نيشم مگر او جيگه شراوه

ترجمه: از آن مستی چشمان تو شوری در سردارم     جاييی نمی شينم مگر جای که شراب انطهوری باشد

 ئه م زلف و رخ دلبره يا ليل و نهار        يا هوره رشی پرده وشی بانی ، هتاوه

ترجمه: اين زلف و چهره دلبراست يا شب و روز     يا اينکه ابر سياهی ات بر گونه آفتاب

رخسار تو وک مانگ و دو زلفت  و کو عقرو   هر حن که قمر عقروه راضيم به قضاوه

ترجمه : چهره تو چون ماه و زلفان تو چون عقرب   هرچند که ماه در عقرب است اما به اين قضا راضيم

 بسوزی دلمه باعث تاوو وکولی گريان        معلومه که اگرسببی جوششی آوه

ترجمه سوز و گداز درونم باعث روانی گريه ميگيرد      معلوم است که آتش موجب جوشش آب می شود

 ايدل گذری که و کمر تاشی فه رهاد        بين ناله کی ايژ  نه وی  لودل کاوه

ترجمه : ای دل به کوه تراشی فرهاد گذری بنما      ببين نناله کسی  است که دل را کباب می نمايد

 ماچان که غزالان چرنی شوره زمينه     پس آهوی من چيشه که له م جيکه رماوه

ترجمه : می گويند غزالان می چرند در شوره زار           پس غزان من در اين مکان مانده است

شاعر:   مرحوم حضرت سيديعقوب ماهيدشتی



شعر                                                معنی به فارسی

درمان زامان درده کی کاريم                 درمان زخمهای درد بدون درمانم

هام راز ناله ی  شوان بيداريم                 همراز ناله شبهای بيداريم

راحتی جسته ی  مينت بارکم                   باعث راحتی جسم خسته ام

درمان دله پر جه خارکم                            درمان دل پر از خارم

نامه هديه دوستانت ياوا                           هديه و ناله دوستانت رسيد

تصديعت کيشا خيلی مال آوا                      زحمت کشيديد خانه ات اباد

رويه بزرگيت و جا آوردن                        روش بزرگی را بجا آورده ای

غريب نوازيت ظاهری کردن                      غريب نوازی را ظاهر نمودی

دل هرو محبت ميل توشادن                   دل تنها با محبت و ميل تو شاد است

ای تعارفه جه لام زيادن                         اين تعارف برایم زياد است

پی تو خاطرم پر نشين خارن                      بدون تو خاطرم آزده است

پی تو زندگيم چون ژار مارن                    برای تو زندگی چون زهرمار است

 

نام شاعر : مولوی کرد


        شعر                               معنی به فارسی

   همسران شورن همسران  شورن        ياران شوريده ام ياران  شوريد ه ام

 وعشق مولام کلم پر شورن                 به عشق مولايم کله ام پر از شوق است

عا لم علي تجلای نورن                       عا لم متجلی از نور است

ذات و صفا تش هر جا ظهورن            ذات و صفاتش هر جا  آشکار  است   

پيروان مولام مست طهورن                 شيعيان مولايم  مست باده انطهوری هستند  

واعمال ويشان شاد و کيفورن               ا ز اعمال خودشان شاد و سر حال هستند

يا حق خوار نکی يا حق خوار نکی          ای خداوند خوار نکنی

بندگان درگات هرگز خوار نکنی            هيچوقت بندگان خود را خار نکنی

جسته ناتوان  کفته کار نکی                 جسم ناتوان را کار افتاده نکنی

مبتلا و درد و گرفتار نکنی                   به درد مبتلا و گرفتار نکنی

معنوصفتان و مادی نکی                     مردان معنوی را دنيا خواه و مادی نکنی

خاکی خلقتان و بادی نکی                  مردان خاکی طينت را تابع هوا و هوس نکنی

شخص فرزانه ديوانه نکی                   شخص فرزانه را ديوانه نکنيد

وپند و عبرت زمانه نکی                    آنان را عبرت زمانه قرار ندهيد

گره گشايی و مشکل نکی      تو گره گشا هستی و اميد است بری ما مشکلی بوجود نياوری

و حقانی ويت حق باطل نکی      با حقانيت خودت حق را باطل نکنيد

مران حقت درمانده نکی              مردان حق را درمانده نکنی

و درگای رحمت شرمنده نکی           از لطف خودت آنان را شرمنده ننمايی

 

شاعر : مرحوم قاسم برنجی


   شعر                                          معنی به فارسی

 اول کارم نام علين                            آغاز کارها نام علی است.

کان و مکانم فضل علين                      کان و مکانم با فضل علی است.

برد و بنچينه بنيام علين                     پايه و اساس نام علی است .

تاريکی و روشن دنيام عليين              روشنی دهنده تاريکهای دنيا نام علی است.

سررشته و سامان دست علين                 سررشته حيات وسامان دهنده زندگی علی

آسمان و زمين شصت علين                  آسمان و زمين

طلسم جهان نام علين                         طلسم دنيا بنام علی بسته شده

ساقی دوران نام علين                     ساقی همه دورانها علی است.

پادشای شاهان والا علين                     پادشا و امير تمام شاهان علی است.

رحمان و رحيم اعلا علين                    اعلاترين بخشنده ها علی است.

هر چه هن ياران لالا علين                   هر چه هست تک تک نام علی است .

اديب ارکان رفتار علين                  اديب علی است و سرمشق علی است.

کاتب کتوب گفتار علين                       کاتب قرآن علی است .

سلطان مردان يا علی حق يا علی هو يا علی     پادشاه مردان ای علی حق هستی يا علی .

شفای کل دردان يا علی حق يا علی هو يا علی    شفای تمام دردها هستی يا علی.

 شاعر: مرحوم درويش فارغ


ادامه دارد.....


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در پنجشنبه سوم بهمن 1392 و ساعت 23:24 |

 با سلام  خدمت همدیاران گرامی

خدمت به خلق همیشه افتخاریست که نصیب خوبان می شود . انسان دوستی معیار و اندازه نمی خواهد هر مسئله ای که باعث شود انسان های دیگری را از کار انسان دیگری خوشحال کند، خدمت به خلق است .

معلم دلسوز و پژوهشگر  دیارمان جناب آفای فریدون فرامرزی از همدیاران منطقه اخیراً دو کتاب ارزشمند در حوزه ریاضی ( ریاضی1و 2) را برای فهم بیشتردانش آموزان تالیف کرده اند . ضمن تبریک به  این پژوهشگر ارجمند، دانش آموزان و داوطلبان کنکور ریاضی را به تهیه این کتاب ارزشمند دعوت می کنم .

این کتاب هم اکنون در کتابفروشی ماد واقع در میدان آزادی جنب  ترمینال شماره 2 (داخل کوچه) به مدیریت جناب آقای جوادیان عرضه می شود .




+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 و ساعت 10:21 |


معرفی نشر کتاب سرانه

نشر و انتشار فعاليتيست كه مستقيم با قلم سرو كار داشته و در زايش فكر و انديشه نقش بسزايي دارد. استان كرمانشاه در زمينه فعاليت هاي نشر فقير است. تا آنجا كه در سال هاي نه چندان دور تعداد انتشارات در استان از پنج انگشت دست فراتر نرفت. اما در سال هاي اخير شاهد فعاليت هايی در اين حوزه بوده ايم. در حقيقت پرداختن به نشر آثار علمي كه حركتي در جهت زايش فكر و دانش است، كاري بسي سخت و دشوار است. علت يابي اين بحث نياز به وقت و فرصت ديگري دارد كه در اين جا نمي گنجد. يكي از ناشران پر تلاش سال هاي اخير در استان كرمانشاه نشر سرانه است.  

نشر کتاب سرانه در زمستان سال 1389 با اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 9698 با مدیریت و مسئولیت جناب آقاي مهندس مهرداد مرادی در استان کرمانشاه به آدرس کرمانشاه، خیابان آیت الله کاشانی (دبیر اعظم)، مجتمع تجاری میرداماد، طبقه آخر، واحد 139 پا به عرصه فعالیت های فرهنگی در زمینه چاپ و نشر کتاب نهاد. این موسسه با وجود شرایط نامطلوب طی سه سال بالغ بر 40 عنوان کتاب در زمینه های مختلف و بیشتر کتابهای ادبی به چاپ رسانده است. این در حالی است که بیش از 10 عنوان کتاب نیز از سوی ممیزی کتاب قادر به دریافت مجوز نشده اند. ضمناً 18 عنوان نیز در دست چاپ قرار دارد. این نشر به منظور تشویق مولفین همواره نسبت به پخش کتابهای چاپ شده در مراکز پخش کتاب و نیز شرکت در نمایشگاههای مختلف اقدام نموده است. همچنین برای معرفی نویسندگان و اثر های آنها از طرق مختلف از جمله اطلاع رسانی از طریق سامانه پیامک کوتاه، رسانه های جمعی از جمله رادیو کرمانشاه، نشریات محلی و ملی نظیر هفته نامه کتاب اقدام  شده و خوشبختانه با یاری ایشان توانسته ایم نویسندگان را به مردم عزیز معرفی نماییم. این نشر به منظور تولید کتاب با بهترین کیفیت و قیمت تمام شده مناسب مطابق خواست مشتریان از مجربترین افراد در زمینه حروف چینی، ویرایش، صفحه آرایی، طراحی جلد، چاپ و پخش کتاب بهره بگیرد. طبق خط مشی این نشر هیچ گاه کیفیت در گرو هزینه بوده و نخواهد بود. این نشر تاکنون دو بار از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه به خاطر فعالیتهایش با ارائه لوح تقدیر و جوایز نقدی مورد تقدیر و تشکر قرار گرفته است. نشر کتاب سرانه همواره به عنوان یکی از سه نشر برتر استان کرمانشاه در بخش خصوصی شناخته شده است. علی ایحال، نشر کتاب سرانه افتخار می کند در خدمت هموطنان گرامی در هر زمینه ممکن باشد.

مدير پر تلاش اين انتشارات فردي فرهيخته است كه خود سال هاي زيادي از طريق تأليف و ترجمه آثار در خدمت حوزه نشر بوده است.

اين انتشارات آماده همكاري با شما عزيزان در نشر آثار خود مي باشد.

براي اين پژوهشگر آرزوي تندرستي و موفقيت دارم

مدير وبلاگ بانزلاني
+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه بیست و دوم دی 1392 و ساعت 1:53 |

عمر طولانی نعمتی است که خداوند تعالی آن را به هر کسی عطا نمی کند . کسانی که از این نعمت در اوج سلامتی برخودارند حتما بدانید رازی در آن نهفته است .

روز پنجشنبه مادری با فضیلت و با وقار که از خداوند 92 سال عمر گرفته بود سر انجام به پیش او برگشت . این بانوی با صلابت کسی نیست جزء بانو مرحومه طلا خانم محمدی همسر مرحوم کد خدا فرج اله مرادی از روستای بانزلانی.این مادر دارای 8 پسر و و یک دختر می باشد . همچنین او دارای 44 نوه، 42، نتیجه و 3 نبیره است تا زمان فوت هیچ گونه بیماری نداشته و به پزشکی هم مراجعه نکرده است.

امید است خدا این عمر طولانی  را نیز به فرزندانش عطا کند.


ضمن عرض تسلیت به این خانواده مرادی، چند نکته که قبلا به طور مفصل در مورد آن بحث کرده بودم به طور خلاصه بازگو می کنم:

نکته اصلی  تشریفات مراسم ختم است که با شرایط امروز دیگر سازگار نیست  و با توجه به نظر خواهی که قبلا صورت گرفت اکثریت مردم راضی به این شیوه برگزاری مراسم ختم نیستند

اکثریت مردم به طور خود جوش اگر در توان شان باشد در مراسم خاکسپاری و مسجد یا همان سه روزه شرکت می کنند و در این خصوص دعوت نمی شوند . اما پرشور برگزار می گردد و ظیفه انسانیت حکم می کند شرکت کنیم.

اما به اعتقاد من  که مطمئن هستم اکثریت نظر من را نیز می پذیرند ، بر این اصل حکم می دهند که سایر مراسمات باید حذف شود یعنی گرفتن هفتم ، چهلم و سالگرد فوت نبایستی با این شیوه امروزی  برگزار گردد . این مراسمات با این حالت چیز جالبی نیست . کما اینکه در خیلی از ایلات و عشایر کرمانشاه مانند ایل بزرگ کلهر  این مراسمات کاملا حذف شده است .

 این مراسم جای خود برگزار گردد اما نه به شیوه امروز .

پیشنهاد اینجانب که قبلا هم مطرح کردم و طبق نظر خواهی اکثریت موافق آن بودند این است که؛  هفتم، چهلم و سالگرد راس ساعت 2 الی 4 بعد از ظهر یا بر سر مزار و یا اگر مقدور نبود درب منزل برگزار گردد.

رسم و رسوم در گذر زمان تغییر می کند . اگر بزرگان بیاد بیاورند تا چند سال پیش همین مراسم در 7 روز تمام برگزار می شد و مردم با آوردن پرسانه  برای خانواده معذا خود را در غم آنها شریک می دانستند. با سخت  و پیچیده شدن جوامع این رسم جوابگو نبود و آن را به شیوه امروزی برگزار می کردند.

این تغییر بسیار خوب بود اما در حال حاضر آن نیز جوابگو شرایط امروز نیست پس بایستی تعصب را کنار گذاشت و  به فکر معیشت بازماندگان بود .

اگر اصل و حقیقت را ملاک قرار دهیم هیچ یک از این مراسمات ربطی به متوفی ندارد و فقط و فقط برای بازماندگان است که با روح و اصل ماجرا در تضاد است.

خواهشمند است اگر نظری در این خصوص دارید بیان کنید

با تشکر مدیر وبلاگ بانزلانی


تشکر و قدردانی نوه مرحوم ، جناب آقای حبیب اله مرادی از مردم:


اینک که دست طبیعت، بهار زندگی ما را به برگ ریزان خزان بدل کرد
و گل سر سبد زندگی ما رابه دیار باقی برد
و روح بلند مادری مهربان، خیر و عاشق پاکباخته اهل بیت (ع)
مرحومه مغفوره شادروان طلا خانم محمدی
را با خود به پرواز در آورد و به ملکوت اعلی فرستاد
و همه را در ماتم و سوک ابدی نشاند، به حکم ادب و حق شناسی،
بدین وسیله از همه عزیزان، سروران، دوستان، آشنایان، اقوام
که بازماندگان را در تحمل این مصیبت یاری بخشیدند
و با حضور آرامش بخش و دلسوزانه خود، مورد تفقد قرار دادند
و یا با تلفن، پیامک، نمابر، ارسال اعلامیه، ایمیل، پارچه نوشته،
درج آگهی در مطبوعات ی با نثار تاج گل و حضور خود
مرهمی بر قلب داغدارمان بودند، صمیمانه تشکر می کنم.
همچنین نظر به این که به علت تالمات روحی فراوان و کثرت بزرگواران،
قادر به قدردانی حضوری و تلفنی نشده ام،
یک بار دیگر دست همه شما را می فشارم و می بوسم
و دست دعا به امید اجابت به درگاه خداوند بزرگ بلند می کنم
و سلامتی و بهروزی همه شما را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه چهاردهم دی 1392 و ساعت 13:37 |

چله بزرگ:


هوا در اين دو سه روزه بسيار سرد  شده است به قول شاعر هوا بس ناجوانمردانه سرد است.سرمايي خشك كه تا مغز استخوان نفوذ مي كند .و اين نشان از  چله بزرگ است .و اما شايد از خود بپرسيد اين اصطلاح چله بزرگ و چله كوچيك چيه؟

در ايران باستان ،مردم فصل تابستان و زمستان را كه سه ماه يا به عبارتي نود روز طول مي كشدبه سه قسمت تقسيم مي كردند .بصورتي كه چهل روز اول تابستان را (يعني از اول تير تا دهم مرداد )كه اوج گرما بود چله بزرگ تابستان مي ناميدند و از دهم مرداد تا اول شهريور كه نصف چهل روز اول (يعني بيست روز ) بود را چله كوچك مي ناميدند.شهريور ماه را كه طبع هوا تغيير مي كرد و هوا از وضعيت گرماي تابستان به طرف پاييز متمايل مي گشت را جزء فصل بعدي مي دانستند.

همين حكايت براي زمستان هم مصداق دارد.به عبارتي قدما چهل روز اول فصل زمستان(اول دي تا دهم بهمن)را كه سرماي شديد و سوزناكي پديدار مي گشت و از نظر زماني طولاني تر (چهل روز)بود را چله بزرگ نام نهادند.و از دهم بهمن تا اول اسفند كه از نظر زماني نصف چله بزرگ مي باشد را تحت عنوان چله كوچك قلمداد مي كردند.از اول اسفند كه سردي هوا رو به كاهش مي گذاشت و كم كم سبزه ها در دشت و دمن پديدار مي گشت را به اصطلاح عشاير(به حساب مالدار) شروع بهار مي دانستند.

اگر توجه كنيم اين تجربيات پيشينيان امروزه تا حد زيادي با يافته هاي امروزي علمي هواشناسي نيز منطبق مي باشد. زيرا در ابتداي چله بزرگ تابستان يا زمستان،ميزان تمايل خورشيد به ترتيب:بسيار كم  و زياد مي شودو يا طول شب و روز  تغيير مي كند.(اول تابستان طولاني ترين  طول روز و اول چله زمستان كوتاهترين طول روز).

به هر حال اين يك دقيقه اي كه شب اول زمستان(چله بزرگ) نسبت به شب قبل از آن طولاني تر است .و ما آن را جشن مي گيريم به ما مي آموزد كه يك دقيقه زمان هم براي با هم بودن نيز غنيمت است.

منابع:

منابع پراكنده در وب و ديدگاه چند متخصص در حوزه ايران باستان


           در تقويم كردي بعد اتمام چله بزرگ بهار كردي آغاز مي شود


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه ششم دی 1392 و ساعت 10:43 |
روز به روز منابع آبی ایران کاسته می شود . در آینده بحران آب جدی می شود . ایران بر روی کمربند خشکسالی قرار دارد.

آب را باید مدیریت کرد :

آمار بارندگی منطقه گوران از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۱

این آمار واقعیت های خشکسالی را به ما گوشزد می کند


برچسب‌ها: با
+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه نوزدهم آذر 1392 و ساعت 16:20 |

با کسب جازه از آقای مروتی

میرزا حسین بانیارانی کیست؟

میرزا حسین سهرابی بانیارانی (فردوسی گوران):

 زنده یاد میرزا حسین سهرابی  درروستای بانیاران گوران زندگی میکردند واشعار وی در مدح بزرگان وحال وهوای درونی وعشق به حق و... بوده است 

وسختیها وتبعیدهای زیادی را متحمل شده است

شخصیتی  بسیاز توانمند که آنقدر زیبا شعر می سروده  که به وی لقب فردوسی گوران را داده اند .   

فلک فن نکی                                  دسم  و دامانت  چنم   فن نکی

 چون  جرده  رای   قافلم  نکی             بن چینه  و یانم   ریشه کن  نکی

 چون تجار  دانم  غرق  آو  نکی            کشتیم  گیر دام  و  گرداو  نکی

چون درویش برگم وکلپوس نکی            ورد   زوانم   و  یا  دوس  نکی

 سر تا پای برگم  سفید پوش نکی            خاک  الحدم  و ژیرگوش   نکی

تخته سنگ وفرش بالا پوش نکی           ویلی   کلفتم     فراموش    نکی

بساطم  و خاک     سیا تار  نکی           هاو  دمی  یاران  لیم  بیزار  نکی

تو راحم   رحم  من  گنام   کردن         مبو   نه   تقصیر    بندت   ویردن

اگر   نکردم     خاطرت  ریشن           هنی    تفاوت  من  و  تو    چیشن

تو   راحم   رحم   صبور  ستار         من ایجاد نه خاک عاصی عصیان بار

توهاید  و روی  چرخ  هفتمینوه          پی   قصد   چن   کس   و    کمینوه

من  افتاده   خاک    و   خمینوه           دیدم       نمناکی    و       اسرینوه

صرف   نظر  کی  گنای  ویردم           پیر و  پشیو حال      ویلان   هردم

یه دی  کی  قانون  آقا   و نوکره          کی  شرط   انصاف  رعیت  پروره

التجام    ایدن    کارساز    کریم            هم   شادم    بکی  و  وطن     ویم

حسینم  غریب   کردستان   زیدم            غیر  نه  ذات   تو    نین      امیدم

سهرابی  گناش   نه  حد    ویردن          امیدش و دست    شهنشای    شرطن

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه سوم آذر 1392 و ساعت 2:25 |

خدایا
گوش کن به التماسهای من
شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام دست نیاز دراز
مرا گوش کن ، مرا بپذیر که جز تو ندارم قبله ای برای راز و نیاز

راز این داغ نه در سجده‌ی طولانی ماست
بوسه ی اوست که چون مُهر به پیشانی ماست
شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار
باز هم پنجره ای در دل آسیمانی ماست


هر لحظه به شکلی بت عیار  بر آمد     دل برد و نهان شد

هر دم به لباس دگر آن یار برآمد          گه پیر و جوان شد

گه بر تک صلصال معانی فرو رفت      غواص معانی

گاهی ز تک کهگل خار برآمد               زان پس به جهان شد (مولوی)


در حلقه کردانست مولای طریقت       جمع کرده غلامانش با رتبه معرفت

توحید بنا نهاده است دستگاه حقیقت        پس کرده مدینه و اهل بدیعت


    عید خاونکار (خوانکار یعنی خدای بلند مرتبه). که مصادف شده با سرور سالار شهیدان حسین ابن علی(ع) به تمام عارفان و سالکان و راهروان راه علی تهنیت باد.

امید است در سایه رحمت پیامبران ، امامان  و پیران حقیقت و به برکت کشور عزیزمان ایران  با مدیریت مسئولان و رهبر عزیز انقلاب  همیشه در صلح و آرامش بتوانیم در کنار هم برای سربلندی ایران زمین  همچنان تلاش و کوشش کنیم . 

آمین . حق  و حقیقت نگهدارتان

مدیریت وبلاگ بانزلانی

 

            

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 و ساعت 23:51 |

وجه تسميه ايل گوران

ویرایش :حمید احمدی

منابع: http://hossainpari.blogfa.com/post-33.aspx

گوران نام منطقه‌ای در استان کرمانشاه است. مردم این منطقه به‌ ‌گویش کردی گورانی تکلم می‌کنند. گوران یکی از ایل‌‌های بزرگ ایران در گذشته باستان و حال بوده است که در شاهنامه فردوسی از آن یاد شده است و هم اکنون مرکزیت یارسان می‌‌باشد. در گذشته طایفه‌های سنجابی قلخانی حتی از شمال تا نزدیکی کنگاور دینور از غرب تا نزدیکی خانقین جنوب تا ایلام و شرق رودخانه سیمره.

پژوهشگران عقیده دارند که گورانی‌‌ها یکی از طوایف کرد هستند.

در مورد معنی و ریشه‌‌یابی نام «گوران» اتفاق‌‌نظر وجود ندارد و نظریه‌های متفاوتی هست، مانند اینکه این اسم از "گبران" گرفته شده است و بعدا تغییر پیدا کرده است و یا اینکه از "گواران" به معنی خوش آب و هوا گرفته شده است. که دومی صحیحتر به نظر می‌‌رسد (هرچند که روشن نیست چگونه «گوران» معنی «خوش آب و هوا» پیدا می‌کند. معانی دیگر گوران: آتشین، وابسته به آتش و نام تیره‌ای آریایی. با توجه به این که آتش در نزد مردم گوران مقدس است، بنابراین به نظر می‌‌رسد که معنی سوم صحیحتر باشد. البته گوران در زبان کردی هم معانی دیگری دارد. > گوران > گوریان > که معنی لغوی فارسی آن به این ترتیب است.

تغیر دهنگان > تغییر داده شده . و در کل به معنی کسانی است یک سری تغییرات اساسی در آنها به بوجود آمده باشد.(که ممکن است این تغییرات از لحاظ فرهنگ ، دین، زبان، جغرافیا، یا... باشد). البته در حال حاضر عمده ترین تغییری که در این ایل بزرگ روی داده است گرویده شدن مردم این دیار به دین یارسان می باشد. ولی چون این تحول بزرگ در 8و9 صده قبل روی داده است و ایل گوران یا منطقه گوران قدمتی خیلی بیشر از این دارد احتمال اینکه به خاطر این تحول این اسم را برای این منطقه یا ایل برگزیده باشند کم است.  

وجه تسميه :

سرزمين گوران و ساكنان آن از محدوده‌هاي كهن سال ايران بزرگ است كه داراي حكومت و قوانين اجتماعي و آئين و زبان ايراني بوده است ، چنانكه شاه سرزمين گوران «گورانشاه» دلاوراني به سپاه كيخسرو فرستاده بود؛ تابا افراسياب نبرد كنند .

دو تن نيز بودند همرزم سوز چو « گوران شه » آن گرد لشكرفروز

كه اگر تعبير به تعصب نشود ؛ بايد آن كرد لشكرفروز باشد كه نظر استاد ملك الشعراء بهار نيز درمورد واژه (گرد) همان (كرد) است .

نيكيتين مي‌نويسد: عشيرت اصلي گوران كه خانواده (سلطانها) بر آن فرمان مي‌راندند، بسيار قديمي است و "سون" ادعا مي‌كند كه اصل و نسبش مستقيماً به بهرام گور مي‌رسد .

اما معمرين ايل نيزخود را از بازماندگان گبران مي‌دانند كه در اصطلاح امروز كردي واژه گبر به بزرگان اطلاق مي‌شود و بزرگ را «گورا» مي‌گويند.

مينورسكي در رابطه ميان دهقاناني كه در كردستان گوران ناميده مي‌شوند و ايل گوران ترديد كرده است ( Minorsky : 78) . اوبه دنبال دخويه وجه تسميه ايل گوران گاوبارك ، گاباره (= گاوسوار) گوران مي‌داند كه منابع اوليه اسلامي به صورت جابارق – جورقان – گورانان آمده . بنابراين به نظر او وجه گبران – گوران محل ترديد است و مي‌گويد : ظاهراً اصل اين قوم از گيلان مي‌باشد.

اگرچه گيلاني هم باشند ، كرد و ايراني هستند و گيلان غرب كه ازمراكز كلهر و جزو تيره‌هاي اوليه گوران بوده‌اند و اگر گيلان در شمال ايران نيز باشد به عقيده گزنفون وسپايزار و سيدني سميث از اكراد خاورزمين جزء اكراد و از طوايف ماد هستند .

ديگر آنكه واژه گاوبارك (= گاوسوار) بيشتر با سير تطور واژه گاواره، گهواره ( گواره، غواره) كه نام يكي ازمراكز گوران است ؛ مطابقت دارد تا كلمه گورانان ، ضمناً لازم به ذكر است كه دراصطلاح كردي، بيگانه را "غواره" مي‌گويند و شايد ساكنان اصلي و اوليه محل مزبور فقط غير كرد بوده‌ باشند كه در بين گوران محل آنها به (گاواره) شهرت يافته و تطور پيداكرده است . مينورسكي نيزحدسيات خود را برهمين اساس استوار كرده باشد كه تسري امر جزء بر كل منطقي نيست . ديگر گاوباره ، لقب جيل بن جيلان شاه حاكم گيلان و طبرستان بزمان يزدگرد بن شهريار پادشاه ساساني ونيز بر قسمتي از مازندران (كجوروتنكابن) و گيلان و ديلمغان اطلاق مي‌شد.

طايفه گوران تفنگچي:

چون طايفه مزبور دسته مقدمه الجيش فوج و تيراندازان با تفنگ آتشين و گلوله ورشو بوده و در ين امر مهارت تمام داشته‌اند ؛ به تفنگچي اشتهار يافته‌اند .

طايفه جاف گوران :

سابقه گسستن طوايف (نيريژي، طايشه‌اي، قادرويسي(بداقي)، بيوياني) از اتحاديه جاف‌ها و پيوستن به ‌گوران چندان دور نيست و همزمان باسلطه اردلان‌ها برمنطقه جوانرود در آن سوي دياله مقارن با درگيريهاي خونين و سركوبي قادربيگ فرزند كيخسروبيگ جاف است كه براي تحكيم اوضاع رياست و برتري خاندان خود و تقرب به باب عالي دست‌ به تجزيه و اخراج طوايفي ازجاف (مرادي) زد و در نتيجه به سال 1848م ( 1264ق ) يعني مقارن جلوس ناصرالدين شاه ، بدست يكي ازسران طوايف مزبور مقتول گرديد .

شجره‌هاي سلاطين طوايف مزبور نيز خودگواه بر متأخر بودن تشكيلات سياسي و نظامي نامبردگان است ؛ راولينسين كه سازمان عشايري نظامي گوران را منظم ساخته است در نوشته‌هاي خود تا آنجا كه بررسي شد، نامي از اينها به ميان نياورده است ؛ و ظهور اين طوايف را در كنار گوران به تناوب بايد از اواسط سلطنت فتحعلي شاه تا جلوس ناصرالدين شاه (1221-1264ق) و گسستن آنها از گورانها و فروپاشي ايل آنها را بايد موجب دو عامل دانست ، ابتدا بقدرت رسيدن طوايف جاف (ثلاث) و سلطه آنها بر مناطق گرمسير و مراتع (جاف،گوران) و ديگر قرارداد مرزي 1914م(1332 ق) كه هم قسمتي از زيستگاه اصلي اين طوايف در آن سوي مرزها قرار گرفت و هم طوايفي از هسته‌هاي اصلي گوران ، مراتع زمستاني خود را كه در آن سوي دياله بود، ازدست دادند.

طايفه گوران کرندي:

صفت نسبي کرندي که براي وجه تمايز از قلعه زنجيري به دنبال کلمه گوران آمده است، مشخصه مرکز ايل مذبور است. کرند از لحاظ تاريخي ريشه در عمق حماسه آئين ايراني دارد کرند که آغاز سرزمين ماد بوده است، در متون با عنوان کرينا و کارينا نيز آمده است و در دوره اسلامي آنرا مرج القلعه مي گفته اند.[ر.ک. جغرافياي تاريخي و تاريخ مفصل کرمانشاهان، ج1،ص36-40]

بعضي از مفسرين اوستا کرند را پايتخت ضحاک مطابقت داده اند.

     

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه دهم آبان 1392 و ساعت 0:2 |

 فلک تختو بخت کی نشیوانی      شادی کی نکردی و پشیمانی

فلک عارفن توردام متنو             گرونه مردان میدان مسنو

با دلی آکنده از غم و چشمانی پر از اشک هفته گذشته در سوگ جوانمرگ امیر مرادی از روستای بانزلانی  نشستیم. مرگ این جوان آنقدر ناگهانی بود که هنوز هم کسی باورش نمی شود . ولی چه باید کرد این راز خلقت بایستی همچنان پنهان بماند و فقط و فقط اوست که دارنده جهان است و هستی را بایستی فقط او بداند و بس.

جوانمرگ امیر مرادی فرزند عزیز الله مرادی نوه کد خدا فتح الله از دودمان خدامروت ایل گوران تفنگچی در صبح روز یکشنبه مورخه ۳۱/۶/۹۲ بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان امام علی(ع) کرمانشاه در اوج جوانی دستش از این دنیا کوتاه ماند و مهمان خاک شد.

خاک شد هرکه بر این خاک زیست          خاک چه داند که در این خاک کیست

جوانمرگ امیر مرادی متولد سال ۱۳۴۵ دارای 3 فرزند و کارمند باسابقه شرکت نازگل کرمانشاه بود که در حین خدمت دچار این عارضه گردید. او فردی بسیار مردمیُ خوش برخورد بود. تمام کسانی که او را می شناختند او را به نیکی یاد می کنند.

این جوان ناکام مدتی زیادی هم در تعاونی شهرستان کرمانشاه مشغول بودند و خدمت شایان به مردم خصوصاْ مردم  شهرک دولت آباد داشتند.

برای روح این تازه گذشته از خدای بلند مرتبه طلب آمرزش داریم . این دنیا دیار فانی است روزی هم همه باید برویم. ولی داغ جوانان سخت است اما هیچ کس نباید قافل باشد روزی هم خواهد رسد من و شما هم در صحفحات کاغذی و دیجیتالی به یادگار نقش می بندیم . پس بیاید شعار همیشگی را تکرار کنیم تا زنده هسیتم هم خوب باشیم  و هم برایم هم باشیم.

کسانی که به  هر علتی نتوانستند در مراسم این عزیز شرکت کنند می توانند از طریق این صفحه دیجیتالی تسلیت خود را به خانواده مرادی ابراز دارند و آنها این سایت را رصد می کنند.

در پایان چند عکس از مراسم خاکسپاری این عزیز برای کاربران گذاشته می شود

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه ششم مهر 1392 و ساعت 12:26 |
 

هفته دفاع مقدس بر مرزنشینان غیور گوران و قلخانی تبریک باد

دوستان عزیز فارغ از هر سلیقه نظری که دارید. باید بدانیم که جنگ ۸ ساله ای که بعثیون بر ملت ایران تحمیل کردند، دارای زوایایی است که تا سال های سال می بایست بر روی آن کار پژوهشی و تاریخی انجام داد. سالگرد این جنگ برای ملت ایران همیشه پر شور و نشاد بوده و خواهد بود. ابعاد این جنگ که برای ملت ما یک دفاع است دارای ارزش معنوی فراوانی می باشد.

این جنگ غیرت، مردانگی، جهاد ، روحیه سلحه شوری و از خود گذشتگی ایرانیان را به رخ جهانیان کشاند. پس اگر  تا انتهای تاریخ هم در مورد آن بنگاریم به پایان آن نخواهیم رسید. این هفته را بهانه ای دیگری قرار می دهیم و در حوزه جغرافیایی زیستی خود به نکاتی چند اشاره ای خواهم کرد. اما این نوشته ها در مورد این منطقه بسیار ناچیز است . جا دارد از برداران گرامی  خصوصا آنهایی که زادگاهشان این منطقه است، آن را به عنوان موضوعات پژوهشی خود برگزینند و به طور دقیق روی آن کار کنند . بلکه سندی برای آیندگان باشد.

جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر از قدرت های منطقه است . اما نباسیتی دهه های پنجاه و شصت را با امروز مقایسه کرد. مشکلات آن روزها قابل قیاس با امروز نیست. اما در آن شرایط هم  این ایمان و مجاهدت و مردانگی بود که خیلی زود عراقی های جنگ طلب را به عقب راند.......

  هفته نخست جنگ تحميلي، فرمان حضرت امام(ره) جهت تسليح عشاير غرب كشور به سرلشكر شهيد فلاحي، جانشين رياست ستاد مشترك ابلاغ و سماجا مأموريت يافت عشاير غرب كشور را تسليح، تجهيز وسازماندهي كند. ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران درآغاز تهاجم سراسري عراق، ستاد هماهنگ كننده فرماندهي كل قوا بود كه هدايت كلي عمليات نظامي و نظارت بر سير حوادث جبهه‌ها را به عهده داشت. از اين‌رو بسيج عشاير غرب كشور، مأموريتي خارج از شرح وظايف ستاد مشترك و صرفاً بنابه موقعيت خطير جبهه‌ها و اجراي فرمان حضرت امام(ره) اتخاذ گرديده بود.

در تاريخ 7/7/59 عناصر فرماندهي و ستاد بسيج عشاير غرب كشور به فرماندهي سرگرد پياده محمود رستمي (سرتيپ محمود رستمي) تحت عنوان ستون اعزامي سماجا متشكل از هفت افسر، 20 درجه‌دار، سه كارمند و 27 سرباز مجموعاً 57 نفر به غرب كشور عزيمت وضمن استقرار در ماهيدشت، عشاير منطقه را در يكاني تحت عنوان «بسيج عشايري» سازماندهي، تجهيز و آموزش داده ودر كوتاه‌ترين زمان ممكن به مقابله با دشمن شتافتند. اولين عمليات بسيج عشاير غرب كشور را مي‌توان در پايداري آنان در مقابل تك دشمن به گيلانغرب در 14 مهرماه 59 همزمان با تاخت شجاعانه آنان به بزرگ‌ترين پايگاه ديده‌باني دشمن در ارتفاعات چرميان دانست كه نتايج درخشاني به بار آورد و توسط رسانه‌ها نيز منعكس گرديد.

بسيج عشاير غرب كشور متشكل از ايلات: كلهر، سنجابي، گوران، قلخاني، ولدبيگي، سرفيروزآباد، ماهيدشت، عثمانوند، زردلان و جلالوند در استان كرمانشاه، بسيج عشايري ايل خزل در استان ايلام و عشاير اعزامي از استان فارس تحت عنوان گروه احمدابن موسي(ع) در زمره اولين نيروهاي عشايري بودند كه با ساده‌ترين ابزار جنگي به مقابله با دشمن پرداختند

آقای آسید نصرالدین حیدری به حکم فرمانده ستاد بسیج غرب کشور مامور تشکیل بسیج عشایری منطقه گوران گردید. بعد چند روز اعلام همگانی، بیش از ۲ هزار نفر از مردم گوران و قلخانی ثبت نام کردند و در روستای بانزلانی علیا اسحله های خود را تحویل گرفتند . اسحله آن روز عشایر غیر رگباری بوده و معمولا تفنگ برنو بود . عشایر بسیجی در منطقه های شاخ شمیران، بمو، گاه ری، کلیه سفید، چم امام حسن، گیلانغرب، سرپل ذهاب، بزمیرآباد مستقر شدند. هدف این نیروهای در کنار سیایر نیروهای دیگر مناطق اهداف آفندی بود .

یکی دیگر از غیور مردانی که در بسیج عشایری منطقه گوران و غرب کشور فعالیت گسترده ای انجام دادند مرحوم منهدس علیداد کاکی بود که خدمات ارزنده ای در این نهاد انجام دادند. این مرد خدا ساکن بانزلانی بودند و امور پشتیبانی بسیج عشایری فعالیت می کردند.

اهداف دیگر این نیروهای تأمین مناطق :   بين محور كرمانشاه، اسلام‌آباد، قلاچه، سرچله، ارتفاعات نساربلالر و ادامه آن تا تنگ آب وكرمانشاه، قازانچي، كوزران، شاينگان، ميرآباد، بزميرآباد، دشت ذهاب را برقرار نمايد. هدف اصلی از تشکیل این بسیج عملیاتهای نامنظم بود که در آن شرایط اوایل جنگ بسیار کار ساز بود. تأمين و حفظ خطوط مواصلاتي يكان‌هاي عملياتي غرب كشور.  پاكسازي و  تجديد حاكميت دولت بر بخش وسيعي از مناطق غرب كشور؛ عمدتاً مناطق زيست عشاير گوران و قلخاني، كرند،‌روانسر و...   استقرار مجدد پاسگاه‌هاي خلع سلاح شده ژاندارمري، شامل پاسگاه گهواره (دهستان گوران)، زاوله (دهستان قلخاني)، دوشميان وبزميرآباد.

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 و ساعت 13:41 |
 چقدر کوههای منطقه را می شناسیم؟

استان کرمانشاه، منطقه ای کوهستانی است که قسمت اعظم این استان را رشته کوههای زاگرس پوشانده است . رشته کوههای زاگرس چین خوردگیهای منظم و مرتفعی را در غرب ایران از شمال غربی به جنوب شرقی بوجود آورده است که پیدایش آن به دوران دوم زمین شناسی (مزوزوئیک) و دوران چهارم (ترشیاری) بر می گردد. فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور ص.۲۶۹)

ارتفاعات منطقه گوران حد فاصل مناطق گرمسیری و سردسیری استان کرمانشاه محسوب می شود، که مهمترین کوههای آن می توان به کوههای دالاهو و کوه نوا یا همان نوا کویه اشاره کرد.

کوههای دالاهو از منطقه پاطاق در جهت شما به طرف ریجاب امتداد یافته و بلند ترین قله آن ۲۳۴۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این نقطه همکنون یک دکل مخابراتی بر روی آن نصب شده و جاده ای آن نیز آسفالت می باشد. دالاهو بخاط پوشش جنگلی آن معروف است این رشته کوه حوزه آبخیز مهمی است که رودهای معروفی چون زمکان ( که در حال حاضر بزرگترین سد استان روی آن پیاده شده است) و رودخانه معروف الوند است. غیر از این دو رود پرآب رودها و چشمه های فراوانی از آن سرچشمه می گیرد از جمله چشمه سفر یا کانی سفر، چشمه شفا بخش خویار یا خویبار، چشمه شفا بخش قسلان، چشمه برشاه  و ........

سایر کوهها و سرشاخه های دالاهو در منطقه گوران

بان زرده . این کوه از سرشاخه های رشته کوه دالاهو می باشد که ارتفاع آن با ۱۰۸۶ متر می رسد در ۷۰ کیلومتری اسلام آبا و و ۳۶ کیلومتری کرند و در دهستان بان زرده قرار دارد

بان گچه : در منطقه قلخانی با ارتفاع ۱۹۲۰ متر در ۵۵ کیلومتری جوانرود

بانه ریز : در روستای بان زرده به ارتفاع ۱۹۳۰

بانه سیاه در منطقه گوران ۳۰ کیلومتری اسلام آباد  به ارتفاع ۱۵۳۲ متر از سطح دریا

بزهو: به ارتفاع ۱۹۳۰ در منطقه گوران

به نی گز : در شمال منطقه گوران و غرب سنجابی به ارتفاع ۱۸۵۰ متر  به این کوه خروه تاو یا همان خرتاب هم می گویند.

بنه باریکه : به ارتفاع ۱۹۲۸ در منطقه قلخانی

پشت تنگ : به ارتفاع ۱۵۷۴ منطقه ای بین سنجابی و گوران

تنگ چل : ۱۷۸۶ متر   بین کرند و گوران

چینه سر  ۱۷۹۴ بین کرند و گوران

خریله به ارتفاع ۲۳۴۵ متر در منطقه قلخانی (گوران)

راشین: قلخانی (گوران) . ۲۱۳۲

زاغ ۱۵۴۵ قلخانی

شاهه هن( شاهان): ۲۴۳۵ . قلخانی (گوران)

قادر بیگ( قادر بگ): ۱۷۹۳  گوران

قوط شاه (  قت شاه) : ۱۵۵۷  قلخانی

قوط گه : ۱۷۰۸. گوران

قروق: ۱۹۰۶ . گوران

قلعه قاضی: ۲۱۸۴ . گورانو سنجابی

کج: ۱۴۶۴ . گوران

کواله سخت: ۱۶۰۰ قلخانی

گل انجیر ( کرنجیر : ۲۰۱۰ گوران

گله زه رد ( گل زر) : ۲۱۹۰ قلخانی

گردکان کوره : ۱۹۳۰ قلخانی

مر: ۱۸۲۰ .  قلخانی

نسار : ۲۰۴۴  .  گوران

ورمله : ۱۴۵۰ قلخانی

ور رزد: ۱۷۶۵ گوران روستای بانزلانی سفلی

هه نگ زاله : ۲۱۳۱ قلخانی

 

توضیح از ایرج فتاحی :

باسلام به تمامی دوستان و آشنایان و انهایی که اهل قلم هستن من جمله مدیریت سایت جناب اقای حمید احمدی
چندی پیش در سایت خواندم کوه کر انجیر یا گل انجیر.اما این حقیر در گذشته های دور از ریش سفیدان محل و انهایی که دانش محلی دارند سوال کردم و گفته اند کر انجیر درست است چونکه تقریبا در دویست الی سیصد سال پیش که در ان موقع هنگام کوچ کوهستان گرمسیر کرده اند در مسیر راه کر انجیر پسر بچه ای ناپدید میشود و چند ماهی از ان میگذرد که توسط چوپانان اهالی اطراف کر انجیر پیدا میشود و مردم پی میبرند در ان زمان چیزی در این کوهستان نبوده که این پسر بچه گیر بیاورد و توانایی ان نداشته که شکار کند بدین ترتیب به اجبار از انجیر این کوه استفاده میکند و در ان زمان این کوه دارای انجیر زیادی بوده بدین ترتیب ازین پس اسم کوه مربوط را کر انجیر نامیده اند.حال از دوسداران علم و ادب و اهل دانشان محل تقاضا میشود چناچه اطلاعی از اسم کر انجیر دارید اعلام فرمایید.ایرج فتاحی.مورخه26/6/92

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 و ساعت 10:21 |

بنام ایزد توانا
به پیشنهاد یک ادیب مردم دوست هم ولایتی؛ که اگر بتوانیم اشعاری و آهنگ های قدیمی را در وبلاگ بگذاریم مورد توجه خواهد بود؛ در این بخش اشعاری آماده کرده ام . تمنا می شود چون مطمئن نیستم درست تایپ کرده باشم و تسلطی هم به زبان کردی ندارم در اصلاح اشعار کمک کنید  و اگر هم اشعاری از خودتان و برزگان منطقه دارید حتما ارسال کنید. بدیهی است با نام و مشخصات شما درج می شود  

یکی از عوامی که باعث عدم توجه فرزندانمان به اشعار کردی می شود، عدم درک و فهم آن است که پژوهشگران گرامی بیشتر از بنده حقیر به آن واقف هستند . در این بین ترجمه اشعار تا حدودی کارساز خواهد بود که در چند بیت زیر سعی کرده ام آن را به فکر و نظر شخصی ترجمه کنم بلکه دیگران هم از مضمون اشعار فهیم شوند.

قسم نامه ( فکر کنم در یکی از آهنگ های کردی زمزمه شده باشد؟)

قسم و دیده بی خواو دی شوزنده دارم

به دنگی خسته روله لای شویل تار         زلف رش د کس کسم، قصه روزگار سپی کر

گونای گلنارید له پیری رنگی خزانه        رنگ زرد و پچینه له غم و رنج زمانه

ای روشنای گلارم امید فرشته ی خسته بالم   دسمه دامانت چاوگم بکه شیر و حلالم

من پرورده داوانت ای گیانم                  و قربانت آوی حیاتم


درمان زامان

درمان زامان درده که کاریم            درمان زخمهای درد بدون درمانم

هام راز ناله شوان بیداریم               همراه ناله شبهای بیداریم

راحتی جسته مینت بارکم               باعث راحتی جسم خسته ام

درمان دله پر جه خارکم               درمان دل پر از خارم

نامه هدیه دوستانت یاوا                هدیه و ناله دوستانت رسید

تصدیعت کیشا خیلی مال آوا         زحمت کشیدید خانه ات اباد

رویه بزرگیت  جا آوردن         روش بزرگی را بجا اورده ای

غریب نوازیت ظاهری کردن       غریب نوازی را ظاهر نمودی

دل هرو محبت میل توشادن        دل تنها با محبت و میل تو شادات

ای تعارفه جه لان زیادن          این تعارف برایم زیاد است

پی تو خارم کپر نشین خارن     بدن تو خاطرم آزده است

پی تو زندگیم چون ژارمارن      برای تو زندگی چون زهرمار است

 

بوی عشق : شعر از یعقوب ماهی دشتی

دلبر تو دینم دلبر تو دینم         تو دای  و غارت ایمان و دینم

ترجمه : ای دلبرم و تو دین و ایمانم را بغارت دادی

 لطف کرم کرده کردگار           له سینای سینه م تجلی تورن

 با لطف کرم خودت ای پروردگار  تمام عالم را به بهار تبدیل می کنم

 کسی که هرگز عشق بو نکردن              چون ذانی عاشق پی و کو بردن  

ترجمه : کسی که هیچوقت بوی عشق را نشنیده است    چه می داند عاشق به چه پی برده است

 هرکس و یک لا ماچو من یارم      هر کام و قسمی مدن آزارم

ترجمه :  هرکس از طرفی می گوید من یار هستم          هرکس بگونه ای مرا آزار میدهد 

 مجنون و سوختی بیاوان گردم        و عشق لیلی و بی کس مردم

ترجمه : چون مجنون سوخته و بیابان گرد هستم   از عشق لیلی در کمال بی کسی مردم

 هركس بوي عشق بيو له يانش       گیانم و فدای خشت و کاشانش

ترجمه : هرکس بوی عشق بیاید از خانه اش       جان فدای خشت کاشانه اش باد


شاعر : درویش فارغ

دخیلم وتوآمان صد امان                 امان صد امان

یا علی دخیل رسم و دامان              یا علی دست من و دامان تو

یا شاه مردان یا ذات دانا                ای شاه مردان که ذات خدا داری

امیدم و توهانا صد هانا                 امیدم به تو امان صد امان

آسمان و زمین توکردی عیان          آسمان و زمین را تو ظاهر نمودی

شفق ز نورد تو کردی بیان            صبح را با تور تو بیان نمودی

با مرسد پیر دلیل هورا                 ای پیر مرشد هر راه

یا ساقی کوثر فقیر و گمراه            ای ساقی کوثر فقیر و گدا

ذات خلایق جهان هر تونی            مظهر خالق جهان هر تو هستی

ازل هر تونی ابد هر تونی             ازل و ابد هر تو هستی

یا علی دخیل بوش و دادم              یا علی به فریادم برس

امیدم و تون روژ فریادم               امیدم هر تو هستی ای فریاد رس روز فریادم


  مجنون خدا

شاعر : سید صلاح ماهیدشتی

 مات و حیرانم مات و حیرانم                        مات و حیران هستم

یارب و درگاهت مات و حبرانم                     ای خدا مات و حیران درگاه تواهستم

باغ و بستانم گل وگلزارم                             باغ و بستان و گل و گلزار هستم

پروانه شمعم له گیان بیزارم                         چو پروانه شمع هستم از جان خود بیزارم

گاه پیر پر هوش طفل نادانم                         گاهی چون پیری دانا و زمانی کودکی نادان هستم

گاه عاشق مست شاه مردانم                          گاهی مست و عاشق شاه مردان هستم

عاشق و معشوق محو و مفتونم                      عاشق جمال معشوق خود هستم                    

مجنون لیلی لیلی مجنونم                              گاهی چون لیلی و زمانی مجنونم

نه شاه نه سلطان فقیروگدام                           نه شاه هستم ونه سلطان بلکه گدا وفقیرم

دیوانه حقم مجنون خدام                               دیوانه حق و مجنون خدا هستم

گرفتاردم لقای دلدارم                                  گرفتار لقای دلدار هستم

محو و سرگردان جمال یارم                          محوو سرگردان جمال یار هستم

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه چهارم شهریور 1392 و ساعت 11:11 |
با سلام و عرض ادب

با خبر شدیم خانم توران محمدی دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان از روستای خله کوش چند روز پیش در یک حادثه رانندگی به شدت مجروح شدند و حال ایشان وخیم گزارش شده است. از خدای منان برای سلامتی ایشان دعا می کنیم
خانم محمدی در دوره کارشناسی ارشد اثر گرانقدر شاهنامه الماس خان کندوله ای را مورد تصحیح قرار دادند که بسی ارزشمند بود . ایشان با وبلاگ بانزلانی همکاری صمیمانه ای دارد و نظرات ایشان مورد استفاده بوده است. مجددا برای سلامتی و بهبودی ایشان از خدای بزرگ ذعای خیر داریم


آمین

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه چهارم شهریور 1392 و ساعت 10:1 |
 

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت هم ولایتی های گرانمایه ام

چند وقت پیش یکی از اساتید دانشگاه که دستی هم به قلم دارد مطلب را به من گفت شگفت زده شدم و بسیار از این حرف ایشان ناراحت شده و تآسف خوردم . ایشان به من گفتند گوران مردان نامی خاصی ندارد و نسبت به ایل سنجابی که دارای تشکیلات منسجمی در قدیم بوده ، نیست و اکنون هم ناشناخته است  و ......

در جواب این مرد خدا گفتم حرفهایت سندیت ندارد باید بیش از این مطالعه کنید گوران دارای فرهنگی غنی و تاریخی  پر از ماجرا دارد. 

اما مطمئنا قضاوت ایشان اشتباه بوده است . اما نکته حائز اهمیت این است که  اگر ایشان و دیگران این دیدگاه را دارند یکی از علت های آن عدم کم نویسی و نوشته های منسجم در این خصوص می باشد . متاسفانه این همه تحصیل کرده در منطقه داریم. خصوصا در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا . انتظار می رود این عزیزان موضوعات پایان نامه خود را به تاریخ غنی این منطقه اختصاص دهند . در این خصوص علاقه مندان به تاریخ در مورد تاریخ منطقه نگارش کنند و همچنین کسانی که در زمینه جغرافیا ، ادبیات و علوم اجتماعی تحصیل می کنند در این خصوص فعالیت کنند . مقاله برای مجلات بفرستند. وبلاگ های خوب راه اندازی کنند .

متاسفانه بیشتر نوشته های در خصوص منطقه گوران مسائل مذهبی است  و کمتر کسی به تاریخ.  مشاهیر . جغرافیا. ادبیات .  اضاع اجتماعی و اقتصادی و .. توجه داشته اند ...

جا دارد عزیزان در کل منطقه از کرند گرفته گهواره و  دشمیان و باباکوسه و تختگاه،  تحصیل کرده ها به موضوعات بکر منطقه توجه کنند . چرا کسی از سیب گهواره چیزی نمی نویسد ؟ چرا کسی از رشید یاسمی مطلبی نمی نگارد؟ چرا کسی به اوضاع اقتصادی و مهاجرت به شهر در این منطقه .؟      .........

به عنوان یک کمترین از شما عزیزان تمنا دارم در این زمینه دست به قلم شوید و ضمن کسب درآمد مسائل فرهنگی خود را به ایران معرفی کنید

در پایان جهت کسب اطلاع از منابع تاریخی در خصوص ایل گوران فهرستی به خدمتتان معرفی می کنم:

  1. دودمان آریایی، صفحه ۲۱۱
  2. جغرافیای سیاسی صفحه ۶۱ و ۵۹۵
  3. تاریخ مردوخ ص . ۸۲، ۱۰۲ ُ ۱۰۳ُ ۱۰۷ ُ ۱۰۸. ۱۰۹
  4. جغرافیای مختصر کرمانشاه  ص. ۴۹
  5. مجموعه اسناد عبدالحسین میرزا فرامانفرما جلد ۲ ص ۷۹۲ و ۷۹۳ و ۷۹۵ 
  6. جغرافیای تاریخی غرب ایران ص ۱۶۰
  7. سیمای روستایی استان کرمانشاه ص ۴۲ ص ۶۳
  8. ایلات و عشایر ص ۲۴ص ۱۱
  9. فرهنگ نامههای شاهنامه جلد ۲ ص ۹۳۰
  10. کرد و کردستان ص ۳۷۲
  11. زبده التواریخ (نسخه خطی) ص ۱۹۴ و ۱۹۹
  12. کردهاُِ ترکهاُ عرب ها ص ۱۴۰-۱۴۱
  13. شرفنامه بدلیسی ۴۰۹-۴۱۱
  14. سفرنامه ژان اوتر ص ۲۶۳
  15. عالم آرای عباسی جلد ۲ ص ۶۵۰ ص ۶۰۰ ص ۶۶۱
  16. شجرن نامه خاندان یاسمی (نسخه خطی)
  17. کرمانشاهان باستان ص ۱۴۱
  18. جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان ص ۲۴۵ - ۳۰۵
  19. حدیقه سلطانی  جلد ۲ ص ۱۵۲
  20.  کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص ۲۰۲
  21. سفرنامه زهاب ص ۶
  22. روضه الصفا جلید ۱۰ ص ۱۸۰
  23. رساله تحقیقات سرحدیه ص ۱۱۰
  24. سفرنامه عتبات ص ۷۷
  25. سفرنامه ادیب الملک ص ۶۹
  26. عشایر کرمانشاه (نسخه خطی)ص ۱۱
  27. التوفیق فی سیر الطریق ص ۳۱۸
  28. مرات الوقایع مظفری ص ۲۷۴
  29. کتاب آبی جلد ۴ ص ۸۲۱

ادامه دارد......

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه سی و یکم تیر 1392 و ساعت 14:5 |

آیا او دیوانه بود یا این دیوانه بود

 

با سلام و عرض ادب و احترام به خدمت تمام کاربران وبلاگ بانزلانی

هر کاری انگیزه می خواهد  تشویق و اظهار نظر شما مرا خوشحال می کند اما در تعجبم علی رغم اینکه تعداد بازدیدهای روزانه وبلاگ بانزلانی از میانگین ۴۰ نفر روز بیشتر است اما انگار قرار نیست کسی در این کار مشارکتی داشته باشد غیر از چند نفر که همیشه این وبلاگ را متعلق به خودشان می دانند و همراهی می کنند . صمیمانه از آنها تشکر می کنم

مطلبی که می خواهم  در این صفحه دیجیتالی به نگارم موضوعی است همگانی و مشکل جامعه امروز ما

۲ اتفاق در دو سال اخیر در منطقه ما به وقوع پیوسته که دل هر دردمندی را به درد می آورد . اخبار و اطلاعات یکی از آنها از مرزها فراتر رفت . این دو اتفاق زمینه بحث امروز من می باشد

بخاطر حفظ و رعایت قانون مطبوعاتی از ذکر نام خودداری می کنم . دو سال پیش در یکی از روستاهای تختگاه حوادثی به وقوع پیوست که بسیار درد آور شد . پدری در یک لحظه ۳ دختر خود را  با اسلحه گرم از پای درآورد . به جزئیات آن اشاره نمی کنم تمام اخبار و اطلاعات به همراه تصاویر و لحظه به قتل رسیدن آنان بصورت ویدئو در سایتهای اینترنت منتشر گشت .

مورد دوم در چند روز اخیر در شهر کرمانشاه به وقوع پیوست که عوامل انسانی آن از مردمان دیارمان بودند که سالهاست مقیم کرمانشاه  شده اند. در این ماجرا نیز پدری جان فرزند دختر جوان خود را  با اسلحه سرد گرفت .  جزئیات این ماجرا  نیز بماند.....

با اطلاعات دقیقی که از این دو ماجرا کسب کردم و وظیفه دارم  آنرا مورد نقد قرار دهم  پشت پرده آنها  مسئله اعتیاد  حاکم بوده است . هر دو پدر متاسفانه  به این مواد افیونی گرفتار بودند و  سبب شده عزیزترین کسان خود را بخاطرش قربانی کنند. آن یکی از زندان مرخصی می گیرد بلکه به اصطلاح فرزندان خود را راحت کند و دیگری از فرزند خود  که می خواهد دانشگاه برود انتقام می گیرد . قافل از اینکه در آن لحظات آنها نه روحی داشته اند و نه روانی ......

بله عزیزان ما فکر نکنید آن ها استثنا بودند.... نه آن ها هم روزی مثل الان  ما دارای روح و روانی سالم بودند اما این مواد می تواند هر انسانی را از مرحله انسانی خارج کند و به مرحله جنون برساند و دست به هر جنایتی بزند . اخبار و اطلاعات منتشره در این موارد دلیل بر این ادعای من می باشد.

من شماها را به ۲۵ یا ۳۰ سال قبل بر می گردانم اگر کسانی که تصویر بالا را نمی شناسند خواهش دارم به بزرگترها نشان بدهند تا  به اصل ماجرا بیشتر پی ببرند . این تصویر از یک فرد به اصطلاح امروزی روانی و دیوانه است که در اثر عدم اطلاع خانواده خود او را رها کرده بودن و با  ژنده پوشی و گشت در روستاهای منطقه گوران . قلخانی و سنجابی روزگار می گذراند . او را دیوانه می گفتند . نام او کاکا علی بود بهش می گفتند کاکه علیه شیت.

به این بخت برگشته کاری ندارم . ولی من خود شاهد زنده ای  هستم  که ایشان غیر از حرکات رقص مانند و صدای بلند و آواز خوانی کار دیگری انجام نمی داد . آن روز به این  فرد دیوانه می گفتند . خدا  وکیلی اگر مقایسه کنیم . آیا او دیوانه بود یا این دیوانه بود ......

بستگی دارد که ما دیوانه را چه معنی کنیم.  اگر  هر کس  کمی اندیشه کند و رفتارهای خود را  مورد باز بینی قرار دهد شاید در یکسال ۲۰ مورد کاکه علی شیت زمان بوده . آن بخت برگشته فقط نامش بد در رفته بود و الا ما هر روز کاکلی هستیم

کاکلی امروز تریاک است کاکلیر امروز قلیان است . کاکلی امروز دعو های و پرخاشگیری های ماست . کاکلی امروز بی ایمانی و بی اعتمادی ماست. کاکلی امروز حسودی ماست کاکلی امروز  قسم خوردن دروغ ماست . کاکلی امروز  کلاه سر هم گذاشتن ماست و.........................

سخن زیاد و وقت کم

امیدوارم دیگر هرگز این ماجراها برای هیچ کس تکرار نشود

زنده و پیروز باشید : 

کمترین:  مدیر وبلاگ بانزلانی

به پیشنهاد یک  کابر گرامی عکس این جنایت حذف گردید 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه پانزدهم تیر 1392 و ساعت 10:2 |

  با نام یاد و خدای برزگ

 مسعود محنتی دبیر جمعیت آبادگران جوان استان کرمانشاه که در تيرماه 89 توسط مهندس سيد دادوش هاشمي استاندار سابق كرمانشاه به سمت بخشداری گهواره منصوب شده بود روز دوشنبه 26 خرداد بدون هيچ دليلي از مسوولیت خود برکنار شد.

میز و صندلی به کسی وفا ندارد. فراتر از آن اگر هدف خدمت باشد. میز و صندلی هم بی ارزش است . اینجانب از طرف خود و بسیاری از کاربران وبلاگ بانزلانی از زحمات برادر ارجمندم جناب آقای محنتی تشکر می کنم  قطعاْ ایشان در مدت تصدی این پست زحمات زیادی برای مردم منطقه کشیده اند .

به بخشدار جدید جناب آقای شهسواری خوش آمد می گوییم . امید است  فعالیت ایشان در بخشداری گهواره سبب خیر و برکت باشد.

اما نکته ای که ته دلم مانده می خواهم بیان کنم  این است که راستی چه می شود؟ و چه خواهد شد؟ اگر یک بخشدار از خود مردم این منطقه برگزیده شود . هیچ وقت زحمت سایر بخشداران گرامی را کم جلوه نمی دهیم و آنها هم زحمت کشیده اند . اما این سئوال بسیاری از مردم است . تعصبی هم وجود ندارد همه ایران سرای ماست . اما می شود مدیری از همین مردم  بیاید و خود را محک بزند . 

دولت جدید دولت اعتدال است . امید است هر کسی به هر سمتی برگزیده می شود هدفش فقط و فقط خدمت باشد .

به امید ایرانی آباد و همیشه پیروز 

سرفراز و پاینده باشید 

احمدی : مدیر وبلاگ بانزلانی 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه دوم تیر 1392 و ساعت 14:42 |

 

 

 ما روستائیان تبریک صمیمانه خود را به جناب آقای حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران  ابراز می داریم امیدواریم سبب خیر و برکت برای ایران عزیزمان باشد

اما چند نکته را به رئیس جمهور  عزیز یادآوری

می نمایم

۱. متاسفانه در طول ۲۰ سال گذشته ۷۰ درصد از روستائیان به شهرها مهاجرت کرده اند : این آمار  آمار بسیار بدی است چرای و چگونگی این پدیده  به مسائل زیادی بر می گردد . اما  نکته ای که  بیش از همه مشهود است به  امکانات و رفاه در روستا  بر می گردد. چند سئوال این است. آیا درصد امکانات رفاهی که در شهرهای ما متمرکز است در روستاها وجود دارد؟    .....  آیا اگر طرح هادی روستاها بطور کامل اجرا شده است؟    آیا اگر آب روستاها را خوب تامین می کردیم مانع مهاجرت نمی شد ؟    و سئولهای دیگر

۱. خدمات کشاورزی و دامداری که دو قطب اصلی اقتصاد روستا می باشد، مورد حمایت جدی قرار  نمی گیرد : بیمه های کشاورزی ناچیز است . هزینه های کشاورزی بسیار بالاست  و دیگر مثل سابق برای کشاورزان سودی ندارد. تکلیف زمین های دیم چه می شود آیا می بایستی همچنان  مثل ۵۰ سال پیش با آن برخورد کرد؟

۲. در روستاها هیچ گونه امکانات رفاهی برای کودکان ،نوجوانان نیست . آیا کودکان روستایی مثل شهریها  پارک و سایل بازی نمی خواهند؟  آیا جوانان روستا استخر، زمین ورزشی و ..... نمی خواهند؟

۴. آب : یکی از مسائل بسیار حیاتی در روستاهای تامین آن آشامیدنی سالم و مهم تر از آن آب کشاورزی است .

یکی از علت های بزرگ مهاجرت مسئله آب است .  به  دلیل   خشکسالی که گریبانگیر مردم شده است . کشاورزان بیشتر زمین های خود را بصورت دیمکاری  اداره می کنند و ثمر آن ناچیز . دولت چه کاری می خواهد انجام بدهد ؟  بهره برداری از سدهای چگونه باید باشد ؟ کانال کشی به مزارع  چه می شود؟........

حل این چهار نکته برای روستاهای حیاتی است

امید است رئیس جمهور جدید با تیم و دولتش نگاه های عمیق  تری به روستاها داشته باشد

و امید را به روستاهای برگرداند

آمین

مدیر وبلاگ روستای بانزلانی

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 و ساعت 15:23 |

سد ها این روز آماده هستند که ما ها را در کام مرگ به بلعند

متاسفانه جوان عزیزمان از روستای برشاه جناب آقای مهندس سهیل محمدی "جوان 24 ساله کرمانشاهی اهل روستای برشاه ازتوابع شهرگهواره در سد شیان اسلام آباد غرب ، غرق شد .
رئیس جمعیت هلال احمر اسلام آبادغرب گفت : این حادثه شامگاه شنبه 11 خرداد درحالی رخ داد که این جوان به همراه خانواده اش به قصد تفریح و ماهیگیری به اطراف این سد رفته بودند .
آقای بابایی افزود : 40 دقیقه پس از حادثه غواصان هلال احمر در محل حاضر و موفق به کشف جسد سهیل محمدی شدند .
وی علت حادثه را آشنا نبودن به فن شنا و نزدیکی بیش از حد به حریم آبی سد اعلام کرد .
آقای بابایی همچنین مردم را به رعایت اقدامات احتیاطی و ایمنی در فصل گرما به هنگام استفاده از آب سدها و رودخانه ها فراخواند))
روحش شاد ویادش گرامی

هشدار:

 با گرم شدن هوا در فصل تابستان ، آب و آب تنی لذت خاص خود را دارد . اما در کنار این لذن همیشه حادثه در کمین هم هست . این روزها آمار غرق شدگان دریا به گوش می رسد . اما از سدها  نیز این روزها قربانی می گیرند

به عنوان کسی که اندک تجربه ای در این خصوص دارد باید به بگویم شنا در این دو آب بسی خطرناک است . دلیل آن این است ما شناختی از سد و دریا نداریم  و مهمتر از آن نجات غریق در محل نیست . شناگر و یا ماهی گیر  گاهی قصد شنا ندارد و  میلی هم به شنا ندارد ، اما بیش از حد به آب نزدیک می شود . این در سد بسیار خطرناک است چون سد صاحل آنچنانی ندارد کما اینکه  نیم متری حاصل بیش از دو متر عمق دارد و اگر خدای ناکرده پای شما بلغزد  کار مشکل ساز می شود. و چون فرد فن شنا بلد نیست غرق شدنش حتمی است .

پس آگاه باشید و کسانی که این توصیه حقیر را می خوانند به گوش دوستان و آشنایان برسانند

سد زمکان نیز  این روزها  با آبگیری ۴۰ درصدیی مورد توجه  واقع شده است .  نشستن و دیدن آن لذت بخش است . اما  کسانی که بطور حرفه ای شنا بلد نیستند نبایستی در آن شنا کنند.  توصیه های اینجانب را جدی بگیرد

لازم است به اطلاع برسانم  چنانچه از دوستان تمایل دارند در این سد شنا کنند . تدابیری اندیشه شده است . برای اطلاع بیشتر با اینجانب و شریف مرادی تماس بگیرید  

 

 

 


 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه هجدهم خرداد 1392 و ساعت 11:41 |
 شعر ارسالی از علی کرمی :

رنگ سو ز و جوانت شادمانم کرد --- هجرات سخته فکری هراسانم کرد
تا دنیا دنیاس ناچی له ویرم ------- بانزلان تو ای ماوا باوک و باپیرم
اگر دنیا داشتوم سالهای سال ------ دیمن و نخشت ناچوت له خیال
له کامیان بویشم وه دل گوشدار----- توضیح زیاده و تعریف وه خروار
مردان نامی اسم و رسم دار -------- ای یکی مهندس او یکی سردار
تماشای کوییله تا افلاک برز ه ------- دوشمه نت بمری وه دم تو لرزه
بنور و کانی و چم پر له آو ---------- دار بی و چنار و نمام و خواو
امیدم ایه سه هر سوز بمینی------- رنگ زرد و هجران وه خوت نوینی

مطمئن هستم از تصاویر بهاری منطقه لذت خواهی برد چ

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 و ساعت 10:18 |
 

سرت خم بکه و بان مزارم          امروز چن روزه چو انتظارم

دس بکیش و بان ای سنگ سرده         له دوریت عزیز دلم پر له درده 

شعر ارسالی از نعمت دشتبان از شهر آمل که آن تقدیم کرده به فوتبال دوستان بازلانی


طبیعت روستا در فصل بهار

روستای تختگاه

شادابی جوانان ورزشکار روستای تختگاه صورت خانم  در یک روز بهاری

این هم به عشق این طبیعت و این دو (نمام نو رس)

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 و ساعت 8:58 |