بانزلانی

 عنوان مقاله : تاریخ مختصر تنبور

مؤلف : هنرمند حیدر کاکی 

 ماهنامه هنر موسیقی ، شماره ۸۹، ویژه نوروز ۱۳۸۷

زبان ها و لهجه های متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی باعث به وجود آمدن نغمات و فرهنگ های موسیقایی متنوعی در این کره خاکی شده است. در کشور ما نیز زبان ها و لهجه های متنوع و در نتیجه فرهنگ های متنوعی وجود دارد و همین امر باعث تنوع فرهنگ های موسیقایی و فواصل و نغمات متغیر در هر منطقه می گردد. تنبور و مقام های آن یکی از غنی ترین فرهنگ های موسیقایی سرزمین ما محسوب می شود، چرا که این رپرتوار یک منبع عظیم موسیقایی است که در طی هزاره ها شکل گرفته و دارای تاریخچه ای کهن می باشد که به طور مختصر به آن می پردازیم. تنبور کهن ترین ساز زهی زخمه ای است، به این معنا که اولین سازی می باشد که دسته ای بلند به همراه کاسه و وتر داشته است. قدمت این ساز هنوز به طور دقیق معلوم نیست. در کتب و رسالات زیادی در این مورد سخن گفته اند. کتاب دیکشنری گراو که در زمینه ساز شناسی می باشد، قدمت این ساز را پنج الی شش هزار سال دانسته و مجسمه های سنگی در موزه ها و آثار باستانی به جای مانده در شوش و تپه های بنی یونس در حوالی شهر موصل قدمت این ساز را ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد نشان می دهد. در متون پهلوی و مانوی نیز در مورد تنبور نوشته های زیادی وجود دارد، به عنوان مثال در کارنامه اردشیر بابکان یکی از متون های زیبای پهلوی آمده که روزی اردشیر در ستورگاه نشسته بود و تنبور می زد و می سرود. در روایت های افسانه ای آمده که رستم در خوان چهارم تنبور می نواخته و مقام ته رز را به وی و مقام باریه را به باربد موسیقیدان دربار ساسانیان نسبت می دهند. دانشمندان زیادی در مورد این ساز تحقیق کرده اند، از جمله فارابی که در موسیقی الکبیر به طور گسترده در مورد تنبور و انواع آن و فواصل و کوک های آن توضیحات مفصل داده اند. ابن سینا، عبدالقادر مراغی و صفی الدین ارموی نیز از این جمله اند. در آثار شاعران بزرگ فارسی زبان از جمله شیخ جنید بغدادی، فردوسی، منوچهری دامغاتی، نظامی گنجوی، موسوی، حافظ، وحید قزوینی، بیدل دهلوی و وفا کرمانشاهی به کرات از تنبور سخن به میان آمده است. تنبور سازی است که دسته ای بلند و کاسه ای گلابی شکل دارد و معمولا از چوب توت ساخته می شود. کاسه آن به دو صورت یک تکه (کاسه ای) که از قدیم مرسوم بوده و چند تکه ای (ترکه ای یا چمنی) است که به تقلید از کاسه سه تار در دهه های اخیر ساخته شده است. طول این ساز در حدود یک متر و دارای دو سیم است، یکی واخوان و دیگری اصلی که سیم اصلی به تازگی اضافه شده است. این ساز دارای چهارده پرده (دستان) و فاقد ربع پرده می باشد. در نواختن آن دو نوع کوک رایج است. ابتدا کوک هفت دستان (برز) که ۹۰% مقام ها در این کوک نواخته می شوند و دیگری کوک پنج دستان (ته رز) که نوازندگان امروزی بیشتر از این کوک استفاده می کنند.

کوک های دیگری در تنبور وجود دارند، ولی به دلیل اینکه معمول نیستند از نام بردن آنها پرهیز می کنیم. اصولا تنبور را با چهار انگشت دست راست و بدون استفاده از مضراب مصنوعی می نوازند و تکنیک های دست چپ آن شبیه دیگر سازهای زهی دسته دار مانند تار و سه تار است و مضراب های اصلی آن عبارتند از انواع مضراب راست و چپ، انواع مضراب ریز، گلریز، غنچه، دوتک و … تعدادی از نوازندگان معروف تنبور در یکصد سال گذشته به شرح زیر هستند: سید شمس الدین حیدری توتشامی، کادارا و کابشر، استاد سرخاو، لالو بیرخان، کاکی های گوراجو، کاعظم و کاکریم منهوئی، اله مراد حمیدی، سیدولی حسینی، درویش علی میر درویشی، سید محمود علوی، میرزا سید علی کفاشیان، علی اکبر مرادی، طاهر یارویسی، عابدین خادمی، سید علی یار و سید قاسم افضلی، نورعلی الهی، غلام زنده دل، سید امراله شاه ابراهیمی، درویش امیر حیاتی، سید خلیل عالی نژاد و … از میان سازندگان تنبور می توان خانواده فرمانی گهواره را نام برد که کارگاه آنها قدیمی ترین کارگاه ساز تنبور است و ۲۵۰ سال قدمت دارد. این کارگاه هم اکنون با مهر اسداله گهواره و با همکاری برادرانش یداله و عزت اله و فردین بهترین سازهای عصر معاصر را می سازند. کارگاه فرجی گهواره، استادان: قادر گوراجویی، نریمان، خسرو عزیزی، خداوردی صحنه، عبدالرضا رهنما و کمالی، شاه ویسی، عیسائی، سوزنی و براخانی و … از دیگر سازندگان معروف تنبور هستند. امروزه تقریبا تنبور در تمام نقاط این کره خاکی نواخته می شود، ولی مناطقی که این ساز به طور آیینی وجود دارد، به چهار دسته کلی تقسیم می شود. ۱٫گوران: این منطقه قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور محسوب می شود و شامل شهرهای گهواره و کرند و قسمتی از سرپل ذهاب می باشد. این منطقه منبع اصلی سنت های موسیقایی یارسان می باشد و قدیمی ترین رسوم موسیقایی یارسان را بیان می کند. مقام های تنبور در این منطقه به علت شرایط جغرافیایی خاص منطقه و عجین شدن مقامات با اعتقادات آنها و اینکه متون مقدس قدیمی یارسان به همان زبان امروزی آنهاست، با لهجه های قدیمی تر، به صورت بکر و دست نخورده به جای مانده است. ۲٫کرمانشاه و صحنه و قسمتی از لرستان: این مناطق بعد از منطقه گوران قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور هستند. ۳٫ترک های تبریز و تهران و حومه آن: سومین گروه هستند که مقامات تنبور بین آنها رواج دارد. این گروه به علت تفاوت زبان و دوری از مراکز اصلی یارسان نسبت به دو گروه فوق دارای محدودیت های بیشتری هستند. ۴٫گروهی از کردهای عراق که به کاکه ای معروف هستند: این گروه به دلیل زبان مشترک با منطقه گوران احتمالا برای اجرای مقام ها با مشکل کمتری روبه رو هستند.

مقام های تنبور: گردش ملودی و فواصل خاص و اوزان منحصر به فرد در موسیقی تنبور خاص این ساز است و باعث به وجود آمدن مقام های متنوع و مختلف شده است. در رپرتوار موسیقی تنبور حدود ۷۲ مقام وجود دارد که ۱۶ مقام آنها مربوط به مقام های مجلسی و ۵۶ مقام نیز مربوط به مقام های حقانی یا کلام است. مقام ها و ساز مربوط به آنها، یعنی تنبور، از مهم ترین ارکان آیین یارسان به شمار می روند و در مراسم مختلف از آنها استفاده می شود. مقام های تنبور مجموعه ای از قطعات خشک و بی روحی نیستند، بلکه بسیار عاطفی و با احساسی بالا و دارای حالتی انعطاف پذیرند و همچون انگاره های ملودیک و قطعات ثابت مبنایی برای بداهه نوازی به شمار می روند. در واقع پایه و اساس موسیقی تنبور همانند موسیقی کلاسیک ایرانی بدیهه سرایی است. به طور مثال اگر نوازنده ای یک مقام را دو بار در یک روز هم اجرا کند، به طور یقین یکسان در نمی آید، اما زیربنای ملودیک و ساختار اصلی آن باعث ایجاد مشخصه ای برای آن مقام است که در هر اجرا باقی می ماند. البته این حالت شامل مقام های آوازی است که قسمت عمده ای از مقام ها را به خود اختصاص می دهند. یکی از خصوصیت های مقام های تنبور قابلیت مدگردی آنهاست، یعنی نوازنده عملا می تواند از یک مقام به دیگر مقام ها مدگردی کند و پس از انتقال از چند مقام به مقام اصلی باز گردد، اما اجرای این مرکب نوازی ، بستگی به اجرا کننده دارد که تا چه حدی در این کار مهارت داشته باشد. مقام های تنبور به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱٫مقام های کلام (حقانی، پردیوری، یاری) ۲٫مقام های مجلسی (اسطوره ای، باستانی، هوره) ۳٫مقامات مجازی: الف) مقامات قدیمی مانند جلوشاهی، سوارسوار ب) مقاماتی که در یکصد سال گذشته ساخته شده است ج) آهنگ ها و بداهه نوازی معاصرین و یا هر آنچه که غیر از مقام های کلام و مجلسی باشد. ۱٫مقام های کلام حقانی، پردیوری و یاری مهم ترین مقام های تنبور محسوب می شوند و دارای حالت روحانی و تقدس بیشتری نسبت به سایر مقام ها هستند. ظاهرا از لحاظ تاریخی قدمت آنها به قرن دهم تا چهاردهم میلادی می رسد و گفته می شود که اولین مقام کلام، به نام شاه خوشینی به زبان فارسی در قرن دهم میلادی سروده شده است. مقامات کلام با تنبور و آواز توسط سر کلام و گروه کلام خوان اجرا می شوند و اشعار آن از متون مقدس یارسان و به زبان کردی هورامی یعنی همان لهجه قدیم گوران است. گروهی از مقام های کلام دارای متر آزادند و حالت دعا و مناجات و عبادت دارند، مانند سید خاموشی و ته رز یاری. گروهی نیز دارای اوزان فراخ و کند هستند و سربند ثابتی دارند، یعنی یک بیت شعر که خاص آن مقام است به صورت ترجیع بند بعد از هر بیت شعر که توسط سر کلام خوانده می شود، توسط گروه کلام خوان همراه کف زدن تکرار می گردد.

در بعضی از آنها ریتم تا حدی کند است که فقط سر کلام ها و افراد ماهر تر در گروه می توانند آن را حفظ کنند. این مقام ها حالتی عارفانه با سرور و مستی ایجاد می کنند، مانند تنه میری، رژیان دالاهو و بیان اویاری. گروه سوم مقام های کلام دارای وزن تندتر هستند که سربند ثابتی نیز دارند و به علت ریتم تندتر ، حالت ذکر و سرمستی و سرور ایجاد می کنند. بنا به گفته طاهر یارویسی تا دوره سلطان سحاک، یعنی قرن چهاردهم میلادی، مقامات کلام محفوظ بوده و عمومیت نداشته اند. از آن پس، ایشان یارانش را فرا می خواند تا همگی از جمله خودش ، تمام تجلیات خود در دوران های مختلف را بیان و کلام هایی را که در هر دوره سروده اند، دوباره تکرار کنند. بدین ترتیب، مقام های پردیوری در این برهه از زمان مدون و سینه به سینه از استاد به شاگرد و از پیر به مرید تا به امروز حفظ می شوند. نام مقام های کلام به شرح زیر است: ۱٫ته رز یاری،۲ و ۳٫ هی لاوه (دو نمونه)، ۴٫ چوی وشن یار، ۵٫حق حق و هو هو، ۶و۷٫ سلطان دینه (دو نمونه)، ۸٫هر وابوه هر وادوه، ۹٫بیان اویاری، ۱۰٫آقا یار داوو، ۱۱٫حق داوو، ۱۲٫هانا فریارس داوو، ۱۳٫هوهو یار، ۱۴٫علی علی هو هو، ۱۵٫هی دوس، ۱۶و۱۷٫شیخ امیری، ۱۸٫لامی و لامی، ۱۹٫علی علی، ۲۰٫یار داوو، ۲۱٫هی گیان، ۲۲و۲۳٫شاه خوشینی، ۲۴٫هی دیار دیار، ۲۵٫ایمانم یار، ۲۶٫دسی ویت وله، ۲۷٫عالی گرزویش، ۲۸٫جم نیان دوسان آویانه، ۲۹٫گیان سید محمد، ۳۰٫طاله سواران، ۳۱٫بله ها، ۳۲٫رژیان دالاهو، ۳۳٫یاران جم نیان، ۳۴٫شاه میو، ۳۵٫یار دیدکانی بنیامین پیره، ۳۶٫سائل ای سائل، ۳۷٫تنه میری، ۳۸و۳۹٫بابانائوسی، ۴۰٫بابا جلیلی، ۴۱٫سر خیوی، ۴۲٫پیشروی پردیوری، ۴۳٫خاصه بژنه، ۴۴٫خیاله مسه، ۴۵٫هی ایمان یار، ۴۶و۴۷٫هاها (دو نمونه)، ۴۸٫خواجه غلامان، ۴۹و۵۰٫ چهل تن چلانان (دو نمونه)، ۵۱٫سید خاموشی، ۵۲٫داوو نه کوره، ۵۳٫حقن حقن، ۵۴٫یاران و باطن، ۵۵٫عابدینه، ۵۶٫فانی فانی غیر از فهرست بالا، مقام های متفاوت دیگری موجود است که عده ای آنها را جزو مقامات کلام می دانند و در جم خانه ها و مراسم آیینی آنها را می نوازند، اما با توجه به ریتم و ملودی و فواصل نغمات به کار رفته در آنها احتمال می رود که این مقام ها کمتر از یکصد سال قدمت داشته باشند. ۲٫مقام های مجلسی، اسطوره ای و باستانی یا هوره مقامات مجلسی شاخه ای دیگر از مقامات تنبورند که قدمت آنها به درستی برای ما معلوم نیست، اما بر پایه نقل قول های شفاهی از قدما، هزاره ها از عمر این مقامات می گذرد. این مقامات معمولا با وزن آزادند، اما گاهی در ابتدا یا در انتها یا در وسط بعضی از آنها، مانند سه رته رز باریه، قه تار و سحری، موسیقی پنج ضربی، ده ضربی، دو ضربی یا هفت ضربی می شود. چون در این مقامات فرم های آوازی مور و هوره وجود دارد، به آنها مقامات هوره نیز می گویند و به علت قدمت نغمات (و روایت هایی که قدمت این مقام ها را گواهی می دهند)، به آنها اسطوره ای و باستانی نیز می گویند.

به طور مثال، مقام باریه را به باربد- موسیقی دان دربار ساسانی- نسبت می دهند و ته رز را به رستم، پهلوان شاهنامه. مقامات مجلسی در مقایسه با مقام های کلام از تقدس کمتری برخوردارند و می توان این مقامات را در مجالس عرفانی و محافلی که در خور شان این ساز باشد، اجرا کرد. روایت های متفاوتی از مقامات مجلسی در مناطق رواج موسیقی تنبور وجود دارد. گاهی تعدادی از مقام های مجازی و ملودی رقص های کردی را جزو این مقام ها به حساب می آورند و گاهی هم تعدادی از آنها را حذف می کنند و یا بداهه نوازی هایشان را مقام مجلسی می نامند. مقام های مجلسی منطقه گوران به شرح زیر است: ۱٫سه رته رز، ۲٫غریبی، ۳٫ساروخانی، ۴٫سحری، ۵٫قه تار، ۶٫هجرانی، ۷٫ته رز روسم، ۸٫ مجنونی لا و ای لاو، ۹٫مجنونی دواله، ۱۰٫باریه، ۱۱٫پاوه موری، ۱۲٫گل و ده ره، ۱۳٫گل و خاک، ۱۴٫الون، ۱۵٫بالادستان، ۱۶٫خان احمد خانی. از مقام های بالادستان و خان احمد خانی جز نام آنها چیزی بر جای نمانده است. مقام های مجلسی هر کدام دارای قسمت های فرعی متعلقات و گوشه های کوچک تری هستندکه در اصطلاح کردی ، به آنها لاوچ یا بلوچ می گویند. ۳٫مقامات مجازی این مقام ها به طور عمده از مقام های سرنا هستند که توسط دوزله و نرم نای و تنبک و شمشال و کمانچه (یا موکش) و به طور کلی توسط سازهایی که در مناطق مختلف کردستان رواج دارد، نواخته می شوند. نوازندگان قدیمی که مهارت بیشتری داشته و این مقامات را توسط تنبور می نواخته اند، آن ها را به شاگردان خود نیز آموزش می دادند. رفته رفته اکثر نوازندگان آن ها را در کنار سایر مقام های تنبور اجرا کردند، تا اینکه این مقام ها به عنوان بخشی از مقام های تنبور در میان نوازندگان این ساز معرفی شدند. این مقام ها عمدتا سازی هستند و ریتم های متنوع تر و تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند. اگرچه نسبت به دو گروه قبل، از روحانیت کمتری برخوردارند. مقام های مجازی را می توان به سه گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مقام های قدیمی اند، مانند جلوشاهی، سوار سوار و بایه بایه. گروه دوم آنهایی هساتند که توسط افراد نیک سرشت و درویش مسلک در یکصد سال گذشته ساخته شده اند و آنها در جم خانه ها و خانقاه ها می نوازند و به آهنگ های خانقاهی نیز معروفند. گروه سوم، هر مقام دیگری را گویند که جزو مقام های اصلی تنبور نباشد. بر این اساس، بعضی از نوازندگان قدیمی تمام مقام ها را به دو دسته حقیقی و مجازی تقسیم می کنند. نام چند مقام مجازی به شرح زیر است: ۱٫جلوشاهی، ۲٫جلوشاهی سحری، ۳٫بایه بایه، ۴٫سوار سوار، ۵٫خان امیری، ۶٫جنگ را، ۷٫سماع. موسیقی تنبور دارای حالات و جنبه های متفاوتی است و برای هر جنبه و حالت مقام خاصی وجود دارد. بر این اساس، می توان آنها را به صورت زیر نیز دسته بندی کرد.

مقام هایی که جنبه دعا و مناجات و عبادت دارند، مثل اکثر مقام های کلام از جمله شیخ امیری، پیشروی، ایمانم یار. ۲٫مقام هایی که جنبه حماسی دارند، مانند ته رز روسم. ۳٫مقام های اسطوره ای، مانند سه رته رز و ساروخانی. ۴٫مقام های عاشقانه، مانند قه تار، مجنونی و باریه. ۵٫مقام هایی که عرفانی اند و جنبه سرور و مستی دارند، مانند اکثر مقام های کلام، از جمله حقن حقن، هانا فریارس، یار دیدکانی. ۶٫مقام هایی که در مراسم عزاداری نواخته می شوند، مانند فانی فانی و گل و خاک. ۷٫مقام هایی که جنبه سرور و خوشامدگویی و شادمانی دارند، مانند جلوشاهی و سوار سوار. و در پایان مقام های تنبور را بر اساس وجوه موسیقایی مختلف، مانند وزن و ریتم و سازی یا آوازی بودن ، می توان به صورت زیر تقسیم کرد: ۱٫ مقام های سازی- آوازی با وزن آزاد: این مقام ها عمدتا جزو مقام های مجلسی اند، مانند باریه، قطار، سید خاموشی. ۲٫ مقام های سازی- آوازی که دارای اوزان کند و فراخند و ریتم ثابتی ندارند، مانند تنه میری، لامی لامی و رژیان دالاهو. مقام سازی – آوازی دارای وزن ثابت که سربند ثابتی نیز دارند و در مراسم آیینی اجرا می شوند، مانند یار داوو، حقن حقن. مقام های صرفا سازی که ریتم تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند، مانند جلوشاهی، سوارسوار، بایه بایه.

زبان ها و لهجه های متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی باعث به وجود آمدن نغمات و فرهنگ های موسیقایی متنوعی در این کره خاکی شده است. در کشور ما نیز زبان ها و لهجه های متنوع و در نتیجه فرهنگ های متنوعی وجود دارد و همین امر باعث تنوع فرهنگ های موسیقایی و فواصل و نغمات متغیر در هر منطقه می گردد. تنبور و مقام های آن یکی از غنی ترین فرهنگ های موسیقایی سرزمین ما محسوب می شود، چرا که این رپرتوار یک منبع عظیم موسیقایی است که در طی هزاره ها شکل گرفته و دارای تاریخچه ای کهن می باشد که به طور مختصر به آن می پردازیم. تنبور کهن ترین ساز زهی زخمه ای است، به این معنا که اولین سازی می باشد که دسته ای بلند به همراه کاسه و وتر داشته است. قدمت این ساز هنوز به طور دقیق معلوم نیست. در کتب و رسالات زیادی در این مورد سخن گفته اند. کتاب دیکشنری گراو که در زمینه ساز شناسی می باشد، قدمت این ساز را پنج الی شش هزار سال دانسته و مجسمه های سنگی در موزه ها و آثار باستانی به جای مانده در شوش و تپه های بنی یونس در حوالی شهر موصل قدمت این ساز را ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد نشان می دهد. در متون پهلوی و مانوی نیز در مورد تنبور نوشته های زیادی وجود دارد، به عنوان مثال در کارنامه اردشیر بابکان یکی از متون های زیبای پهلوی آمده که روزی اردشیر در ستورگاه نشسته بود و تنبور می زد و می سرود. در روایت های افسانه ای آمده که رستم در خوان چهارم تنبور می نواخته و مقام ته رز را به وی و مقام باریه را به باربد موسیقیدان دربار ساسانیان نسبت می دهند. دانشمندان زیادی در مورد این ساز تحقیق کرده اند، از جمله فارابی که در موسیقی الکبیر به طور گسترده در مورد تنبور و انواع آن و فواصل و کوک های آن توضیحات مفصل داده اند. ابن سینا، عبدالقادر مراغی و صفی الدین ارموی نیز از این جمله اند. در آثار شاعران بزرگ فارسی زبان از جمله شیخ جنید بغدادی، فردوسی، منوچهری دامغاتی، نظامی گنجوی، موسوی، حافظ، وحید قزوینی، بیدل دهلوی و وفا کرمانشاهی به کرات از تنبور سخن به میان آمده است. تنبور سازی است که دسته ای بلند و کاسه ای گلابی شکل دارد و معمولا از چوب توت ساخته می شود. کاسه آن به دو صورت یک تکه (کاسه ای) که از قدیم مرسوم بوده و چند تکه ای (ترکه ای یا چمنی) است که به تقلید از کاسه سه تار در دهه های اخیر ساخته شده است. طول این ساز در حدود یک متر و دارای دو سیم است، یکی واخوان و دیگری اصلی که سیم اصلی به تازگی اضافه شده است. این ساز دارای چهارده پرده (دستان) و فاقد ربع پرده می باشد. در نواختن آن دو نوع کوک رایج است. ابتدا کوک هفت دستان (برز) که ۹۰% مقام ها در این کوک نواخته می شوند و دیگری کوک پنج دستان (ته رز) که نوازندگان امروزی بیشتر از این کوک استفاده می کنند.

کوک های دیگری در تنبور وجود دارند، ولی به دلیل اینکه معمول نیستند از نام بردن آنها پرهیز می کنیم. اصولا تنبور را با چهار انگشت دست راست و بدون استفاده از مضراب مصنوعی می نوازند و تکنیک های دست چپ آن شبیه دیگر سازهای زهی دسته دار مانند تار و سه تار است و مضراب های اصلی آن عبارتند از انواع مضراب راست و چپ، انواع مضراب ریز، گلریز، غنچه، دوتک و … تعدادی از نوازندگان معروف تنبور در یکصد سال گذشته به شرح زیر هستند: سید شمس الدین حیدری توتشامی، کادارا و کابشر، استاد سرخاو، لالو بیرخان، کاکی های گوراجو، کاعظم و کاکریم منهوئی، اله مراد حمیدی، سیدولی حسینی، درویش علی میر درویشی، سید محمود علوی، میرزا سید علی کفاشیان، علی اکبر مرادی، طاهر یارویسی، عابدین خادمی، سید علی یار و سید قاسم افضلی، نورعلی الهی، غلام زنده دل، سید امراله شاه ابراهیمی، درویش امیر حیاتی، سید خلیل عالی نژاد و … از میان سازندگان تنبور می توان خانواده فرمانی گهواره را نام برد که کارگاه آنها قدیمی ترین کارگاه ساز تنبور است و ۲۵۰ سال قدمت دارد. این کارگاه هم اکنون با مهر اسداله گهواره و با همکاری برادرانش یداله و عزت اله و فردین بهترین سازهای عصر معاصر را می سازند. کارگاه فرجی گهواره، استادان: قادر گوراجویی، نریمان، خسرو عزیزی، خداوردی صحنه، عبدالرضا رهنما و کمالی، شاه ویسی، عیسائی، سوزنی و براخانی و … از دیگر سازندگان معروف تنبور هستند. امروزه تقریبا تنبور در تمام نقاط این کره خاکی نواخته می شود، ولی مناطقی که این ساز به طور آیینی وجود دارد، به چهار دسته کلی تقسیم می شود. ۱٫گوران: این منطقه قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور محسوب می شود و شامل شهرهای گهواره و کرند و قسمتی از سرپل ذهاب می باشد. این منطقه منبع اصلی سنت های موسیقایی یارسان می باشد و قدیمی ترین رسوم موسیقایی یارسان را بیان می کند. مقام های تنبور در این منطقه به علت شرایط جغرافیایی خاص منطقه و عجین شدن مقامات با اعتقادات آنها و اینکه متون مقدس قدیمی یارسان به همان زبان امروزی آنهاست، با لهجه های قدیمی تر، به صورت بکر و دست نخورده به جای مانده است. ۲٫کرمانشاه و صحنه و قسمتی از لرستان: این مناطق بعد از منطقه گوران قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور هستند. ۳٫ترک های تبریز و تهران و حومه آن: سومین گروه هستند که مقامات تنبور بین آنها رواج دارد. این گروه به علت تفاوت زبان و دوری از مراکز اصلی یارسان نسبت به دو گروه فوق دارای محدودیت های بیشتری هستند. ۴٫گروهی از کردهای عراق که به کاکه ای معروف هستند: این گروه به دلیل زبان مشترک با منطقه گوران احتمالا برای اجرای مقام ها با مشکل کمتری روبه رو هستند.

مقام های تنبور: گردش ملودی و فواصل خاص و اوزان منحصر به فرد در موسیقی تنبور خاص این ساز است و باعث به وجود آمدن مقام های متنوع و مختلف شده است. در رپرتوار موسیقی تنبور حدود ۷۲ مقام وجود دارد که ۱۶ مقام آنها مربوط به مقام های مجلسی و ۵۶ مقام نیز مربوط به مقام های حقانی یا کلام است. مقام ها و ساز مربوط به آنها، یعنی تنبور، از مهم ترین ارکان آیین یارسان به شمار می روند و در مراسم مختلف از آنها استفاده می شود. مقام های تنبور مجموعه ای از قطعات خشک و بی روحی نیستند، بلکه بسیار عاطفی و با احساسی بالا و دارای حالتی انعطاف پذیرند و همچون انگاره های ملودیک و قطعات ثابت مبنایی برای بداهه نوازی به شمار می روند. در واقع پایه و اساس موسیقی تنبور همانند موسیقی کلاسیک ایرانی بدیهه سرایی است. به طور مثال اگر نوازنده ای یک مقام را دو بار در یک روز هم اجرا کند، به طور یقین یکسان در نمی آید، اما زیربنای ملودیک و ساختار اصلی آن باعث ایجاد مشخصه ای برای آن مقام است که در هر اجرا باقی می ماند. البته این حالت شامل مقام های آوازی است که قسمت عمده ای از مقام ها را به خود اختصاص می دهند. یکی از خصوصیت های مقام های تنبور قابلیت مدگردی آنهاست، یعنی نوازنده عملا می تواند از یک مقام به دیگر مقام ها مدگردی کند و پس از انتقال از چند مقام به مقام اصلی باز گردد، اما اجرای این مرکب نوازی ، بستگی به اجرا کننده دارد که تا چه حدی در این کار مهارت داشته باشد. مقام های تنبور به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱٫مقام های کلام (حقانی، پردیوری، یاری) ۲٫مقام های مجلسی (اسطوره ای، باستانی، هوره) ۳٫مقامات مجازی: الف) مقامات قدیمی مانند جلوشاهی، سوارسوار ب) مقاماتی که در یکصد سال گذشته ساخته شده است ج) آهنگ ها و بداهه نوازی معاصرین و یا هر آنچه که غیر از مقام های کلام و مجلسی باشد. ۱٫مقام های کلام حقانی، پردیوری و یاری مهم ترین مقام های تنبور محسوب می شوند و دارای حالت روحانی و تقدس بیشتری نسبت به سایر مقام ها هستند. ظاهرا از لحاظ تاریخی قدمت آنها به قرن دهم تا چهاردهم میلادی می رسد و گفته می شود که اولین مقام کلام، به نام شاه خوشینی به زبان فارسی در قرن دهم میلادی سروده شده است. مقامات کلام با تنبور و آواز توسط سر کلام و گروه کلام خوان اجرا می شوند و اشعار آن از متون مقدس یارسان و به زبان کردی هورامی یعنی همان لهجه قدیم گوران است. گروهی از مقام های کلام دارای متر آزادند و حالت دعا و مناجات و عبادت دارند، مانند سید خاموشی و ته رز یاری. گروهی نیز دارای اوزان فراخ و کند هستند و سربند ثابتی دارند، یعنی یک بیت شعر که خاص آن مقام است به صورت ترجیع بند بعد از هر بیت شعر که توسط سر کلام خوانده می شود، توسط گروه کلام خوان همراه کف زدن تکرار می گردد.

در بعضی از آنها ریتم تا حدی کند است که فقط سر کلام ها و افراد ماهر تر در گروه می توانند آن را حفظ کنند. این مقام ها حالتی عارفانه با سرور و مستی ایجاد می کنند، مانند تنه میری، رژیان دالاهو و بیان اویاری. گروه سوم مقام های کلام دارای وزن تندتر هستند که سربند ثابتی نیز دارند و به علت ریتم تندتر ، حالت ذکر و سرمستی و سرور ایجاد می کنند. بنا به گفته طاهر یارویسی تا دوره سلطان سحاک، یعنی قرن چهاردهم میلادی، مقامات کلام محفوظ بوده و عمومیت نداشته اند. از آن پس، ایشان یارانش را فرا می خواند تا همگی از جمله خودش ، تمام تجلیات خود در دوران های مختلف را بیان و کلام هایی را که در هر دوره سروده اند، دوباره تکرار کنند. بدین ترتیب، مقام های پردیوری در این برهه از زمان مدون و سینه به سینه از استاد به شاگرد و از پیر به مرید تا به امروز حفظ می شوند. نام مقام های کلام به شرح زیر است: ۱٫ته رز یاری،۲ و ۳٫ هی لاوه (دو نمونه)، ۴٫ چوی وشن یار، ۵٫حق حق و هو هو، ۶و۷٫ سلطان دینه (دو نمونه)، ۸٫هر وابوه هر وادوه، ۹٫بیان اویاری، ۱۰٫آقا یار داوو، ۱۱٫حق داوو، ۱۲٫هانا فریارس داوو، ۱۳٫هوهو یار، ۱۴٫علی علی هو هو، ۱۵٫هی دوس، ۱۶و۱۷٫شیخ امیری، ۱۸٫لامی و لامی، ۱۹٫علی علی، ۲۰٫یار داوو، ۲۱٫هی گیان، ۲۲و۲۳٫شاه خوشینی، ۲۴٫هی دیار دیار، ۲۵٫ایمانم یار، ۲۶٫دسی ویت وله، ۲۷٫عالی گرزویش، ۲۸٫جم نیان دوسان آویانه، ۲۹٫گیان سید محمد، ۳۰٫طاله سواران، ۳۱٫بله ها، ۳۲٫رژیان دالاهو، ۳۳٫یاران جم نیان، ۳۴٫شاه میو، ۳۵٫یار دیدکانی بنیامین پیره، ۳۶٫سائل ای سائل، ۳۷٫تنه میری، ۳۸و۳۹٫بابانائوسی، ۴۰٫بابا جلیلی، ۴۱٫سر خیوی، ۴۲٫پیشروی پردیوری، ۴۳٫خاصه بژنه، ۴۴٫خیاله مسه، ۴۵٫هی ایمان یار، ۴۶و۴۷٫هاها (دو نمونه)، ۴۸٫خواجه غلامان، ۴۹و۵۰٫ چهل تن چلانان (دو نمونه)، ۵۱٫سید خاموشی، ۵۲٫داوو نه کوره، ۵۳٫حقن حقن، ۵۴٫یاران و باطن، ۵۵٫عابدینه، ۵۶٫فانی فانی غیر از فهرست بالا، مقام های متفاوت دیگری موجود است که عده ای آنها را جزو مقامات کلام می دانند و در جم خانه ها و مراسم آیینی آنها را می نوازند، اما با توجه به ریتم و ملودی و فواصل نغمات به کار رفته در آنها احتمال می رود که این مقام ها کمتر از یکصد سال قدمت داشته باشند. ۲٫مقام های مجلسی، اسطوره ای و باستانی یا هوره مقامات مجلسی شاخه ای دیگر از مقامات تنبورند که قدمت آنها به درستی برای ما معلوم نیست، اما بر پایه نقل قول های شفاهی از قدما، هزاره ها از عمر این مقامات می گذرد. این مقامات معمولا با وزن آزادند، اما گاهی در ابتدا یا در انتها یا در وسط بعضی از آنها، مانند سه رته رز باریه، قه تار و سحری، موسیقی پنج ضربی، ده ضربی، دو ضربی یا هفت ضربی می شود. چون در این مقامات فرم های آوازی مور و هوره وجود دارد، به آنها مقامات هوره نیز می گویند و به علت قدمت نغمات (و روایت هایی که قدمت این مقام ها را گواهی می دهند)، به آنها اسطوره ای و باستانی نیز می گویند.

به طور مثال، مقام باریه را به باربد- موسیقی دان دربار ساسانی- نسبت می دهند و ته رز را به رستم، پهلوان شاهنامه. مقامات مجلسی در مقایسه با مقام های کلام از تقدس کمتری برخوردارند و می توان این مقامات را در مجالس عرفانی و محافلی که در خور شان این ساز باشد، اجرا کرد. روایت های متفاوتی از مقامات مجلسی در مناطق رواج موسیقی تنبور وجود دارد. گاهی تعدادی از مقام های مجازی و ملودی رقص های کردی را جزو این مقام ها به حساب می آورند و گاهی هم تعدادی از آنها را حذف می کنند و یا بداهه نوازی هایشان را مقام مجلسی می نامند. مقام های مجلسی منطقه گوران به شرح زیر است: ۱٫سه رته رز، ۲٫غریبی، ۳٫ساروخانی، ۴٫سحری، ۵٫قه تار، ۶٫هجرانی، ۷٫ته رز روسم، ۸٫ مجنونی لا و ای لاو، ۹٫مجنونی دواله، ۱۰٫باریه، ۱۱٫پاوه موری، ۱۲٫گل و ده ره، ۱۳٫گل و خاک، ۱۴٫الون، ۱۵٫بالادستان، ۱۶٫خان احمد خانی. از مقام های بالادستان و خان احمد خانی جز نام آنها چیزی بر جای نمانده است. مقام های مجلسی هر کدام دارای قسمت های فرعی متعلقات و گوشه های کوچک تری هستندکه در اصطلاح کردی ، به آنها لاوچ یا بلوچ می گویند. ۳٫مقامات مجازی این مقام ها به طور عمده از مقام های سرنا هستند که توسط دوزله و نرم نای و تنبک و شمشال و کمانچه (یا موکش) و به طور کلی توسط سازهایی که در مناطق مختلف کردستان رواج دارد، نواخته می شوند. نوازندگان قدیمی که مهارت بیشتری داشته و این مقامات را توسط تنبور می نواخته اند، آن ها را به شاگردان خود نیز آموزش می دادند. رفته رفته اکثر نوازندگان آن ها را در کنار سایر مقام های تنبور اجرا کردند، تا اینکه این مقام ها به عنوان بخشی از مقام های تنبور در میان نوازندگان این ساز معرفی شدند. این مقام ها عمدتا سازی هستند و ریتم های متنوع تر و تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند. اگرچه نسبت به دو گروه قبل، از روحانیت کمتری برخوردارند. مقام های مجازی را می توان به سه گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مقام های قدیمی اند، مانند جلوشاهی، سوار سوار و بایه بایه. گروه دوم آنهایی هساتند که توسط افراد نیک سرشت و درویش مسلک در یکصد سال گذشته ساخته شده اند و آنها در جم خانه ها و خانقاه ها می نوازند و به آهنگ های خانقاهی نیز معروفند. گروه سوم، هر مقام دیگری را گویند که جزو مقام های اصلی تنبور نباشد. بر این اساس، بعضی از نوازندگان قدیمی تمام مقام ها را به دو دسته حقیقی و مجازی تقسیم می کنند. نام چند مقام مجازی به شرح زیر است: ۱٫جلوشاهی، ۲٫جلوشاهی سحری، ۳٫بایه بایه، ۴٫سوار سوار، ۵٫خان امیری، ۶٫جنگ را، ۷٫سماع. موسیقی تنبور دارای حالات و جنبه های متفاوتی است و برای هر جنبه و حالت مقام خاصی وجود دارد. بر این اساس، می توان آنها را به صورت زیر نیز دسته بندی کرد.

مقام هایی که جنبه دعا و مناجات و عبادت دارند، مثل اکثر مقام های کلام از جمله شیخ امیری، پیشروی، ایمانم یار. ۲٫مقام هایی که جنبه حماسی دارند، مانند ته رز روسم. ۳٫مقام های اسطوره ای، مانند سه رته رز و ساروخانی. ۴٫مقام های عاشقانه، مانند قه تار، مجنونی و باریه. ۵٫مقام هایی که عرفانی اند و جنبه سرور و مستی دارند، مانند اکثر مقام های کلام، از جمله حقن حقن، هانا فریارس، یار دیدکانی. ۶٫مقام هایی که در مراسم عزاداری نواخته می شوند، مانند فانی فانی و گل و خاک. ۷٫مقام هایی که جنبه سرور و خوشامدگویی و شادمانی دارند، مانند جلوشاهی و سوار سوار. و در پایان مقام های تنبور را بر اساس وجوه موسیقایی مختلف، مانند وزن و ریتم و سازی یا آوازی بودن ، می توان به صورت زیر تقسیم کرد: ۱٫ مقام های سازی- آوازی با وزن آزاد: این مقام ها عمدتا جزو مقام های مجلسی اند، مانند باریه، قطار، سید خاموشی. ۲٫ مقام های سازی- آوازی که دارای اوزان کند و فراخند و ریتم ثابتی ندارند، مانند تنه میری، لامی لامی و رژیان دالاهو. مقام سازی – آوازی دارای وزن ثابت که سربند ثابتی نیز دارند و در مراسم آیینی اجرا می شوند، مانند یار داوو، حقن حقن. مقام های صرفا سازی که ریتم تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند، مانند جلوشاهی، سوارسوار، بایه بایه.

زبان ها و لهجه های متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی باعث به وجود آمدن نغمات و فرهنگ های موسیقایی متنوعی در این کره خاکی شده است. در کشور ما نیز زبان ها و لهجه های متنوع و در نتیجه فرهنگ های متنوعی وجود دارد و همین امر باعث تنوع فرهنگ های موسیقایی و فواصل و نغمات متغیر در هر منطقه می گردد. تنبور و مقام های آن یکی از غنی ترین فرهنگ های موسیقایی سرزمین ما محسوب می شود، چرا که این رپرتوار یک منبع عظیم موسیقایی است که در طی هزاره ها شکل گرفته و دارای تاریخچه ای کهن می باشد که به طور مختصر به آن می پردازیم. تنبور کهن ترین ساز زهی زخمه ای است، به این معنا که اولین سازی می باشد که دسته ای بلند به همراه کاسه و وتر داشته است. قدمت این ساز هنوز به طور دقیق معلوم نیست. در کتب و رسالات زیادی در این مورد سخن گفته اند. کتاب دیکشنری گراو که در زمینه ساز شناسی می باشد، قدمت این ساز را پنج الی شش هزار سال دانسته و مجسمه های سنگی در موزه ها و آثار باستانی به جای مانده در شوش و تپه های بنی یونس در حوالی شهر موصل قدمت این ساز را ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد نشان می دهد. در متون پهلوی و مانوی نیز در مورد تنبور نوشته های زیادی وجود دارد، به عنوان مثال در کارنامه اردشیر بابکان یکی از متون های زیبای پهلوی آمده که روزی اردشیر در ستورگاه نشسته بود و تنبور می زد و می سرود. در روایت های افسانه ای آمده که رستم در خوان چهارم تنبور می نواخته و مقام ته رز را به وی و مقام باریه را به باربد موسیقیدان دربار ساسانیان نسبت می دهند. دانشمندان زیادی در مورد این ساز تحقیق کرده اند، از جمله فارابی که در موسیقی الکبیر به طور گسترده در مورد تنبور و انواع آن و فواصل و کوک های آن توضیحات مفصل داده اند. ابن سینا، عبدالقادر مراغی و صفی الدین ارموی نیز از این جمله اند. در آثار شاعران بزرگ فارسی زبان از جمله شیخ جنید بغدادی، فردوسی، منوچهری دامغاتی، نظامی گنجوی، موسوی، حافظ، وحید قزوینی، بیدل دهلوی و وفا کرمانشاهی به کرات از تنبور سخن به میان آمده است. تنبور سازی است که دسته ای بلند و کاسه ای گلابی شکل دارد و معمولا از چوب توت ساخته می شود. کاسه آن به دو صورت یک تکه (کاسه ای) که از قدیم مرسوم بوده و چند تکه ای (ترکه ای یا چمنی) است که به تقلید از کاسه سه تار در دهه های اخیر ساخته شده است. طول این ساز در حدود یک متر و دارای دو سیم است، یکی واخوان و دیگری اصلی که سیم اصلی به تازگی اضافه شده است. این ساز دارای چهارده پرده (دستان) و فاقد ربع پرده می باشد. در نواختن آن دو نوع کوک رایج است. ابتدا کوک هفت دستان (برز) که ۹۰% مقام ها در این کوک نواخته می شوند و دیگری کوک پنج دستان (ته رز) که نوازندگان امروزی بیشتر از این کوک استفاده می کنند.

کوک های دیگری در تنبور وجود دارند، ولی به دلیل اینکه معمول نیستند از نام بردن آنها پرهیز می کنیم. اصولا تنبور را با چهار انگشت دست راست و بدون استفاده از مضراب مصنوعی می نوازند و تکنیک های دست چپ آن شبیه دیگر سازهای زهی دسته دار مانند تار و سه تار است و مضراب های اصلی آن عبارتند از انواع مضراب راست و چپ، انواع مضراب ریز، گلریز، غنچه، دوتک و … تعدادی از نوازندگان معروف تنبور در یکصد سال گذشته به شرح زیر هستند: سید شمس الدین حیدری توتشامی، کادارا و کابشر، استاد سرخاو، لالو بیرخان، کاکی های گوراجو، کاعظم و کاکریم منهوئی، اله مراد حمیدی، سیدولی حسینی، درویش علی میر درویشی، سید محمود علوی، میرزا سید علی کفاشیان، علی اکبر مرادی، طاهر یارویسی، عابدین خادمی، سید علی یار و سید قاسم افضلی، نورعلی الهی، غلام زنده دل، سید امراله شاه ابراهیمی، درویش امیر حیاتی، سید خلیل عالی نژاد و … از میان سازندگان تنبور می توان خانواده فرمانی گهواره را نام برد که کارگاه آنها قدیمی ترین کارگاه ساز تنبور است و ۲۵۰ سال قدمت دارد. این کارگاه هم اکنون با مهر اسداله گهواره و با همکاری برادرانش یداله و عزت اله و فردین بهترین سازهای عصر معاصر را می سازند. کارگاه فرجی گهواره، استادان: قادر گوراجویی، نریمان، خسرو عزیزی، خداوردی صحنه، عبدالرضا رهنما و کمالی، شاه ویسی، عیسائی، سوزنی و براخانی و … از دیگر سازندگان معروف تنبور هستند. امروزه تقریبا تنبور در تمام نقاط این کره خاکی نواخته می شود، ولی مناطقی که این ساز به طور آیینی وجود دارد، به چهار دسته کلی تقسیم می شود. ۱٫گوران: این منطقه قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور محسوب می شود و شامل شهرهای گهواره و کرند و قسمتی از سرپل ذهاب می باشد. این منطقه منبع اصلی سنت های موسیقایی یارسان می باشد و قدیمی ترین رسوم موسیقایی یارسان را بیان می کند. مقام های تنبور در این منطقه به علت شرایط جغرافیایی خاص منطقه و عجین شدن مقامات با اعتقادات آنها و اینکه متون مقدس قدیمی یارسان به همان زبان امروزی آنهاست، با لهجه های قدیمی تر، به صورت بکر و دست نخورده به جای مانده است. ۲٫کرمانشاه و صحنه و قسمتی از لرستان: این مناطق بعد از منطقه گوران قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور هستند. ۳٫ترک های تبریز و تهران و حومه آن: سومین گروه هستند که مقامات تنبور بین آنها رواج دارد. این گروه به علت تفاوت زبان و دوری از مراکز اصلی یارسان نسبت به دو گروه فوق دارای محدودیت های بیشتری هستند. ۴٫گروهی از کردهای عراق که به کاکه ای معروف هستند: این گروه به دلیل زبان مشترک با منطقه گوران احتمالا برای اجرای مقام ها با مشکل کمتری روبه رو هستند.

مقام های تنبور: گردش ملودی و فواصل خاص و اوزان منحصر به فرد در موسیقی تنبور خاص این ساز است و باعث به وجود آمدن مقام های متنوع و مختلف شده است. در رپرتوار موسیقی تنبور حدود ۷۲ مقام وجود دارد که ۱۶ مقام آنها مربوط به مقام های مجلسی و ۵۶ مقام نیز مربوط به مقام های حقانی یا کلام است. مقام ها و ساز مربوط به آنها، یعنی تنبور، از مهم ترین ارکان آیین یارسان به شمار می روند و در مراسم مختلف از آنها استفاده می شود. مقام های تنبور مجموعه ای از قطعات خشک و بی روحی نیستند، بلکه بسیار عاطفی و با احساسی بالا و دارای حالتی انعطاف پذیرند و همچون انگاره های ملودیک و قطعات ثابت مبنایی برای بداهه نوازی به شمار می روند. در واقع پایه و اساس موسیقی تنبور همانند موسیقی کلاسیک ایرانی بدیهه سرایی است. به طور مثال اگر نوازنده ای یک مقام را دو بار در یک روز هم اجرا کند، به طور یقین یکسان در نمی آید، اما زیربنای ملودیک و ساختار اصلی آن باعث ایجاد مشخصه ای برای آن مقام است که در هر اجرا باقی می ماند. البته این حالت شامل مقام های آوازی است که قسمت عمده ای از مقام ها را به خود اختصاص می دهند. یکی از خصوصیت های مقام های تنبور قابلیت مدگردی آنهاست، یعنی نوازنده عملا می تواند از یک مقام به دیگر مقام ها مدگردی کند و پس از انتقال از چند مقام به مقام اصلی باز گردد، اما اجرای این مرکب نوازی ، بستگی به اجرا کننده دارد که تا چه حدی در این کار مهارت داشته باشد. مقام های تنبور به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱٫مقام های کلام (حقانی، پردیوری، یاری) ۲٫مقام های مجلسی (اسطوره ای، باستانی، هوره) ۳٫مقامات مجازی: الف) مقامات قدیمی مانند جلوشاهی، سوارسوار ب) مقاماتی که در یکصد سال گذشته ساخته شده است ج) آهنگ ها و بداهه نوازی معاصرین و یا هر آنچه که غیر از مقام های کلام و مجلسی باشد. ۱٫مقام های کلام حقانی، پردیوری و یاری مهم ترین مقام های تنبور محسوب می شوند و دارای حالت روحانی و تقدس بیشتری نسبت به سایر مقام ها هستند. ظاهرا از لحاظ تاریخی قدمت آنها به قرن دهم تا چهاردهم میلادی می رسد و گفته می شود که اولین مقام کلام، به نام شاه خوشینی به زبان فارسی در قرن دهم میلادی سروده شده است. مقامات کلام با تنبور و آواز توسط سر کلام و گروه کلام خوان اجرا می شوند و اشعار آن از متون مقدس یارسان و به زبان کردی هورامی یعنی همان لهجه قدیم گوران است. گروهی از مقام های کلام دارای متر آزادند و حالت دعا و مناجات و عبادت دارند، مانند سید خاموشی و ته رز یاری. گروهی نیز دارای اوزان فراخ و کند هستند و سربند ثابتی دارند، یعنی یک بیت شعر که خاص آن مقام است به صورت ترجیع بند بعد از هر بیت شعر که توسط سر کلام خوانده می شود، توسط گروه کلام خوان همراه کف زدن تکرار می گردد.

در بعضی از آنها ریتم تا حدی کند است که فقط سر کلام ها و افراد ماهر تر در گروه می توانند آن را حفظ کنند. این مقام ها حالتی عارفانه با سرور و مستی ایجاد می کنند، مانند تنه میری، رژیان دالاهو و بیان اویاری. گروه سوم مقام های کلام دارای وزن تندتر هستند که سربند ثابتی نیز دارند و به علت ریتم تندتر ، حالت ذکر و سرمستی و سرور ایجاد می کنند. بنا به گفته طاهر یارویسی تا دوره سلطان سحاک، یعنی قرن چهاردهم میلادی، مقامات کلام محفوظ بوده و عمومیت نداشته اند. از آن پس، ایشان یارانش را فرا می خواند تا همگی از جمله خودش ، تمام تجلیات خود در دوران های مختلف را بیان و کلام هایی را که در هر دوره سروده اند، دوباره تکرار کنند. بدین ترتیب، مقام های پردیوری در این برهه از زمان مدون و سینه به سینه از استاد به شاگرد و از پیر به مرید تا به امروز حفظ می شوند. نام مقام های کلام به شرح زیر است: ۱٫ته رز یاری،۲ و ۳٫ هی لاوه (دو نمونه)، ۴٫ چوی وشن یار، ۵٫حق حق و هو هو، ۶و۷٫ سلطان دینه (دو نمونه)، ۸٫هر وابوه هر وادوه، ۹٫بیان اویاری، ۱۰٫آقا یار داوو، ۱۱٫حق داوو، ۱۲٫هانا فریارس داوو، ۱۳٫هوهو یار، ۱۴٫علی علی هو هو، ۱۵٫هی دوس، ۱۶و۱۷٫شیخ امیری، ۱۸٫لامی و لامی، ۱۹٫علی علی، ۲۰٫یار داوو، ۲۱٫هی گیان، ۲۲و۲۳٫شاه خوشینی، ۲۴٫هی دیار دیار، ۲۵٫ایمانم یار، ۲۶٫دسی ویت وله، ۲۷٫عالی گرزویش، ۲۸٫جم نیان دوسان آویانه، ۲۹٫گیان سید محمد، ۳۰٫طاله سواران، ۳۱٫بله ها، ۳۲٫رژیان دالاهو، ۳۳٫یاران جم نیان، ۳۴٫شاه میو، ۳۵٫یار دیدکانی بنیامین پیره، ۳۶٫سائل ای سائل، ۳۷٫تنه میری، ۳۸و۳۹٫بابانائوسی، ۴۰٫بابا جلیلی، ۴۱٫سر خیوی، ۴۲٫پیشروی پردیوری، ۴۳٫خاصه بژنه، ۴۴٫خیاله مسه، ۴۵٫هی ایمان یار، ۴۶و۴۷٫هاها (دو نمونه)، ۴۸٫خواجه غلامان، ۴۹و۵۰٫ چهل تن چلانان (دو نمونه)، ۵۱٫سید خاموشی، ۵۲٫داوو نه کوره، ۵۳٫حقن حقن، ۵۴٫یاران و باطن، ۵۵٫عابدینه، ۵۶٫فانی فانی غیر از فهرست بالا، مقام های متفاوت دیگری موجود است که عده ای آنها را جزو مقامات کلام می دانند و در جم خانه ها و مراسم آیینی آنها را می نوازند، اما با توجه به ریتم و ملودی و فواصل نغمات به کار رفته در آنها احتمال می رود که این مقام ها کمتر از یکصد سال قدمت داشته باشند. ۲٫مقام های مجلسی، اسطوره ای و باستانی یا هوره مقامات مجلسی شاخه ای دیگر از مقامات تنبورند که قدمت آنها به درستی برای ما معلوم نیست، اما بر پایه نقل قول های شفاهی از قدما، هزاره ها از عمر این مقامات می گذرد. این مقامات معمولا با وزن آزادند، اما گاهی در ابتدا یا در انتها یا در وسط بعضی از آنها، مانند سه رته رز باریه، قه تار و سحری، موسیقی پنج ضربی، ده ضربی، دو ضربی یا هفت ضربی می شود. چون در این مقامات فرم های آوازی مور و هوره وجود دارد، به آنها مقامات هوره نیز می گویند و به علت قدمت نغمات (و روایت هایی که قدمت این مقام ها را گواهی می دهند)، به آنها اسطوره ای و باستانی نیز می گویند.

به طور مثال، مقام باریه را به باربد- موسیقی دان دربار ساسانی- نسبت می دهند و ته رز را به رستم، پهلوان شاهنامه. مقامات مجلسی در مقایسه با مقام های کلام از تقدس کمتری برخوردارند و می توان این مقامات را در مجالس عرفانی و محافلی که در خور شان این ساز باشد، اجرا کرد. روایت های متفاوتی از مقامات مجلسی در مناطق رواج موسیقی تنبور وجود دارد. گاهی تعدادی از مقام های مجازی و ملودی رقص های کردی را جزو این مقام ها به حساب می آورند و گاهی هم تعدادی از آنها را حذف می کنند و یا بداهه نوازی هایشان را مقام مجلسی می نامند. مقام های مجلسی منطقه گوران به شرح زیر است: ۱٫سه رته رز، ۲٫غریبی، ۳٫ساروخانی، ۴٫سحری، ۵٫قه تار، ۶٫هجرانی، ۷٫ته رز روسم، ۸٫ مجنونی لا و ای لاو، ۹٫مجنونی دواله، ۱۰٫باریه، ۱۱٫پاوه موری، ۱۲٫گل و ده ره، ۱۳٫گل و خاک، ۱۴٫الون، ۱۵٫بالادستان، ۱۶٫خان احمد خانی. از مقام های بالادستان و خان احمد خانی جز نام آنها چیزی بر جای نمانده است. مقام های مجلسی هر کدام دارای قسمت های فرعی متعلقات و گوشه های کوچک تری هستندکه در اصطلاح کردی ، به آنها لاوچ یا بلوچ می گویند. ۳٫مقامات مجازی این مقام ها به طور عمده از مقام های سرنا هستند که توسط دوزله و نرم نای و تنبک و شمشال و کمانچه (یا موکش) و به طور کلی توسط سازهایی که در مناطق مختلف کردستان رواج دارد، نواخته می شوند. نوازندگان قدیمی که مهارت بیشتری داشته و این مقامات را توسط تنبور می نواخته اند، آن ها را به شاگردان خود نیز آموزش می دادند. رفته رفته اکثر نوازندگان آن ها را در کنار سایر مقام های تنبور اجرا کردند، تا اینکه این مقام ها به عنوان بخشی از مقام های تنبور در میان نوازندگان این ساز معرفی شدند. این مقام ها عمدتا سازی هستند و ریتم های متنوع تر و تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند. اگرچه نسبت به دو گروه قبل، از روحانیت کمتری برخوردارند. مقام های مجازی را می توان به سه گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مقام های قدیمی اند، مانند جلوشاهی، سوار سوار و بایه بایه. گروه دوم آنهایی هساتند که توسط افراد نیک سرشت و درویش مسلک در یکصد سال گذشته ساخته شده اند و آنها در جم خانه ها و خانقاه ها می نوازند و به آهنگ های خانقاهی نیز معروفند. گروه سوم، هر مقام دیگری را گویند که جزو مقام های اصلی تنبور نباشد. بر این اساس، بعضی از نوازندگان قدیمی تمام مقام ها را به دو دسته حقیقی و مجازی تقسیم می کنند. نام چند مقام مجازی به شرح زیر است: ۱٫جلوشاهی، ۲٫جلوشاهی سحری، ۳٫بایه بایه، ۴٫سوار سوار، ۵٫خان امیری، ۶٫جنگ را، ۷٫سماع. موسیقی تنبور دارای حالات و جنبه های متفاوتی است و برای هر جنبه و حالت مقام خاصی وجود دارد. بر این اساس، می توان آنها را به صورت زیر نیز دسته بندی کرد.

مقام هایی که جنبه دعا و مناجات و عبادت دارند، مثل اکثر مقام های کلام از جمله شیخ امیری، پیشروی، ایمانم یار. ۲٫مقام هایی که جنبه حماسی دارند، مانند ته رز روسم. ۳٫مقام های اسطوره ای، مانند سه رته رز و ساروخانی. ۴٫مقام های عاشقانه، مانند قه تار، مجنونی و باریه. ۵٫مقام هایی که عرفانی اند و جنبه سرور و مستی دارند، مانند اکثر مقام های کلام، از جمله حقن حقن، هانا فریارس، یار دیدکانی. ۶٫مقام هایی که در مراسم عزاداری نواخته می شوند، مانند فانی فانی و گل و خاک. ۷٫مقام هایی که جنبه سرور و خوشامدگویی و شادمانی دارند، مانند جلوشاهی و سوار سوار. و در پایان مقام های تنبور را بر اساس وجوه موسیقایی مختلف، مانند وزن و ریتم و سازی یا آوازی بودن ، می توان به صورت زیر تقسیم کرد: ۱٫ مقام های سازی- آوازی با وزن آزاد: این مقام ها عمدتا جزو مقام های مجلسی اند، مانند باریه، قطار، سید خاموشی. ۲٫ مقام های سازی- آوازی که دارای اوزان کند و فراخند و ریتم ثابتی ندارند، مانند تنه میری، لامی لامی و رژیان دالاهو. مقام سازی – آوازی دارای وزن ثابت که سربند ثابتی نیز دارند و در مراسم آیینی اجرا می شوند، مانند یار داوو، حقن حقن. مقام های صرفا سازی که ریتم تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند، مانند جلوشاهی، سوارسوار، بایه بایه.

زبان ها و لهجه های متفاوت در مناطق مختلف جغرافیایی باعث به وجود آمدن نغمات و فرهنگ های موسیقایی متنوعی در این کره خاکی شده است. در کشور ما نیز زبان ها و لهجه های متنوع و در نتیجه فرهنگ های متنوعی وجود دارد و همین امر باعث تنوع فرهنگ های موسیقایی و فواصل و نغمات متغیر در هر منطقه می گردد. تنبور و مقام های آن یکی از غنی ترین فرهنگ های موسیقایی سرزمین ما محسوب می شود، چرا که این رپرتوار یک منبع عظیم موسیقایی است که در طی هزاره ها شکل گرفته و دارای تاریخچه ای کهن می باشد که به طور مختصر به آن می پردازیم. تنبور کهن ترین ساز زهی زخمه ای است، به این معنا که اولین سازی می باشد که دسته ای بلند به همراه کاسه و وتر داشته است. قدمت این ساز هنوز به طور دقیق معلوم نیست. در کتب و رسالات زیادی در این مورد سخن گفته اند. کتاب دیکشنری گراو که در زمینه ساز شناسی می باشد، قدمت این ساز را پنج الی شش هزار سال دانسته و مجسمه های سنگی در موزه ها و آثار باستانی به جای مانده در شوش و تپه های بنی یونس در حوالی شهر موصل قدمت این ساز را ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد نشان می دهد. در متون پهلوی و مانوی نیز در مورد تنبور نوشته های زیادی وجود دارد، به عنوان مثال در کارنامه اردشیر بابکان یکی از متون های زیبای پهلوی آمده که روزی اردشیر در ستورگاه نشسته بود و تنبور می زد و می سرود. در روایت های افسانه ای آمده که رستم در خوان چهارم تنبور می نواخته و مقام ته رز را به وی و مقام باریه را به باربد موسیقیدان دربار ساسانیان نسبت می دهند. دانشمندان زیادی در مورد این ساز تحقیق کرده اند، از جمله فارابی که در موسیقی الکبیر به طور گسترده در مورد تنبور و انواع آن و فواصل و کوک های آن توضیحات مفصل داده اند. ابن سینا، عبدالقادر مراغی و صفی الدین ارموی نیز از این جمله اند. در آثار شاعران بزرگ فارسی زبان از جمله شیخ جنید بغدادی، فردوسی، منوچهری دامغاتی، نظامی گنجوی، موسوی، حافظ، وحید قزوینی، بیدل دهلوی و وفا کرمانشاهی به کرات از تنبور سخن به میان آمده است. تنبور سازی است که دسته ای بلند و کاسه ای گلابی شکل دارد و معمولا از چوب توت ساخته می شود. کاسه آن به دو صورت یک تکه (کاسه ای) که از قدیم مرسوم بوده و چند تکه ای (ترکه ای یا چمنی) است که به تقلید از کاسه سه تار در دهه های اخیر ساخته شده است. طول این ساز در حدود یک متر و دارای دو سیم است، یکی واخوان و دیگری اصلی که سیم اصلی به تازگی اضافه شده است. این ساز دارای چهارده پرده (دستان) و فاقد ربع پرده می باشد. در نواختن آن دو نوع کوک رایج است. ابتدا کوک هفت دستان (برز) که ۹۰% مقام ها در این کوک نواخته می شوند و دیگری کوک پنج دستان (ته رز) که نوازندگان امروزی بیشتر از این کوک استفاده می کنند.

کوک های دیگری در تنبور وجود دارند، ولی به دلیل اینکه معمول نیستند از نام بردن آنها پرهیز می کنیم. اصولا تنبور را با چهار انگشت دست راست و بدون استفاده از مضراب مصنوعی می نوازند و تکنیک های دست چپ آن شبیه دیگر سازهای زهی دسته دار مانند تار و سه تار است و مضراب های اصلی آن عبارتند از انواع مضراب راست و چپ، انواع مضراب ریز، گلریز، غنچه، دوتک و … تعدادی از نوازندگان معروف تنبور در یکصد سال گذشته به شرح زیر هستند: سید شمس الدین حیدری توتشامی، کادارا و کابشر، استاد سرخاو، لالو بیرخان، کاکی های گوراجو، کاعظم و کاکریم منهوئی، اله مراد حمیدی، سیدولی حسینی، درویش علی میر درویشی، سید محمود علوی، میرزا سید علی کفاشیان، علی اکبر مرادی، طاهر یارویسی، عابدین خادمی، سید علی یار و سید قاسم افضلی، نورعلی الهی، غلام زنده دل، سید امراله شاه ابراهیمی، درویش امیر حیاتی، سید خلیل عالی نژاد و … از میان سازندگان تنبور می توان خانواده فرمانی گهواره را نام برد که کارگاه آنها قدیمی ترین کارگاه ساز تنبور است و ۲۵۰ سال قدمت دارد. این کارگاه هم اکنون با مهر اسداله گهواره و با همکاری برادرانش یداله و عزت اله و فردین بهترین سازهای عصر معاصر را می سازند. کارگاه فرجی گهواره، استادان: قادر گوراجویی، نریمان، خسرو عزیزی، خداوردی صحنه، عبدالرضا رهنما و کمالی، شاه ویسی، عیسائی، سوزنی و براخانی و … از دیگر سازندگان معروف تنبور هستند. امروزه تقریبا تنبور در تمام نقاط این کره خاکی نواخته می شود، ولی مناطقی که این ساز به طور آیینی وجود دارد، به چهار دسته کلی تقسیم می شود. ۱٫گوران: این منطقه قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور محسوب می شود و شامل شهرهای گهواره و کرند و قسمتی از سرپل ذهاب می باشد. این منطقه منبع اصلی سنت های موسیقایی یارسان می باشد و قدیمی ترین رسوم موسیقایی یارسان را بیان می کند. مقام های تنبور در این منطقه به علت شرایط جغرافیایی خاص منطقه و عجین شدن مقامات با اعتقادات آنها و اینکه متون مقدس قدیمی یارسان به همان زبان امروزی آنهاست، با لهجه های قدیمی تر، به صورت بکر و دست نخورده به جای مانده است. ۲٫کرمانشاه و صحنه و قسمتی از لرستان: این مناطق بعد از منطقه گوران قدیمی ترین مرکز رواج مقام های تنبور هستند. ۳٫ترک های تبریز و تهران و حومه آن: سومین گروه هستند که مقامات تنبور بین آنها رواج دارد. این گروه به علت تفاوت زبان و دوری از مراکز اصلی یارسان نسبت به دو گروه فوق دارای محدودیت های بیشتری هستند. ۴٫گروهی از کردهای عراق که به کاکه ای معروف هستند: این گروه به دلیل زبان مشترک با منطقه گوران احتمالا برای اجرای مقام ها با مشکل کمتری روبه رو هستند.

مقام های تنبور: گردش ملودی و فواصل خاص و اوزان منحصر به فرد در موسیقی تنبور خاص این ساز است و باعث به وجود آمدن مقام های متنوع و مختلف شده است. در رپرتوار موسیقی تنبور حدود ۷۲ مقام وجود دارد که ۱۶ مقام آنها مربوط به مقام های مجلسی و ۵۶ مقام نیز مربوط به مقام های حقانی یا کلام است. مقام ها و ساز مربوط به آنها، یعنی تنبور، از مهم ترین ارکان آیین یارسان به شمار می روند و در مراسم مختلف از آنها استفاده می شود. مقام های تنبور مجموعه ای از قطعات خشک و بی روحی نیستند، بلکه بسیار عاطفی و با احساسی بالا و دارای حالتی انعطاف پذیرند و همچون انگاره های ملودیک و قطعات ثابت مبنایی برای بداهه نوازی به شمار می روند. در واقع پایه و اساس موسیقی تنبور همانند موسیقی کلاسیک ایرانی بدیهه سرایی است. به طور مثال اگر نوازنده ای یک مقام را دو بار در یک روز هم اجرا کند، به طور یقین یکسان در نمی آید، اما زیربنای ملودیک و ساختار اصلی آن باعث ایجاد مشخصه ای برای آن مقام است که در هر اجرا باقی می ماند. البته این حالت شامل مقام های آوازی است که قسمت عمده ای از مقام ها را به خود اختصاص می دهند. یکی از خصوصیت های مقام های تنبور قابلیت مدگردی آنهاست، یعنی نوازنده عملا می تواند از یک مقام به دیگر مقام ها مدگردی کند و پس از انتقال از چند مقام به مقام اصلی باز گردد، اما اجرای این مرکب نوازی ، بستگی به اجرا کننده دارد که تا چه حدی در این کار مهارت داشته باشد. مقام های تنبور به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱٫مقام های کلام (حقانی، پردیوری، یاری) ۲٫مقام های مجلسی (اسطوره ای، باستانی، هوره) ۳٫مقامات مجازی: الف) مقامات قدیمی مانند جلوشاهی، سوارسوار ب) مقاماتی که در یکصد سال گذشته ساخته شده است ج) آهنگ ها و بداهه نوازی معاصرین و یا هر آنچه که غیر از مقام های کلام و مجلسی باشد. ۱٫مقام های کلام حقانی، پردیوری و یاری مهم ترین مقام های تنبور محسوب می شوند و دارای حالت روحانی و تقدس بیشتری نسبت به سایر مقام ها هستند. ظاهرا از لحاظ تاریخی قدمت آنها به قرن دهم تا چهاردهم میلادی می رسد و گفته می شود که اولین مقام کلام، به نام شاه خوشینی به زبان فارسی در قرن دهم میلادی سروده شده است. مقامات کلام با تنبور و آواز توسط سر کلام و گروه کلام خوان اجرا می شوند و اشعار آن از متون مقدس یارسان و به زبان کردی هورامی یعنی همان لهجه قدیم گوران است. گروهی از مقام های کلام دارای متر آزادند و حالت دعا و مناجات و عبادت دارند، مانند سید خاموشی و ته رز یاری. گروهی نیز دارای اوزان فراخ و کند هستند و سربند ثابتی دارند، یعنی یک بیت شعر که خاص آن مقام است به صورت ترجیع بند بعد از هر بیت شعر که توسط سر کلام خوانده می شود، توسط گروه کلام خوان همراه کف زدن تکرار می گردد.

در بعضی از آنها ریتم تا حدی کند است که فقط سر کلام ها و افراد ماهر تر در گروه می توانند آن را حفظ کنند. این مقام ها حالتی عارفانه با سرور و مستی ایجاد می کنند، مانند تنه میری، رژیان دالاهو و بیان اویاری. گروه سوم مقام های کلام دارای وزن تندتر هستند که سربند ثابتی نیز دارند و به علت ریتم تندتر ، حالت ذکر و سرمستی و سرور ایجاد می کنند. بنا به گفته طاهر یارویسی تا دوره سلطان سحاک، یعنی قرن چهاردهم میلادی، مقامات کلام محفوظ بوده و عمومیت نداشته اند. از آن پس، ایشان یارانش را فرا می خواند تا همگی از جمله خودش ، تمام تجلیات خود در دوران های مختلف را بیان و کلام هایی را که در هر دوره سروده اند، دوباره تکرار کنند. بدین ترتیب، مقام های پردیوری در این برهه از زمان مدون و سینه به سینه از استاد به شاگرد و از پیر به مرید تا به امروز حفظ می شوند. نام مقام های کلام به شرح زیر است: ۱٫ته رز یاری،۲ و ۳٫ هی لاوه (دو نمونه)، ۴٫ چوی وشن یار، ۵٫حق حق و هو هو، ۶و۷٫ سلطان دینه (دو نمونه)، ۸٫هر وابوه هر وادوه، ۹٫بیان اویاری، ۱۰٫آقا یار داوو، ۱۱٫حق داوو، ۱۲٫هانا فریارس داوو، ۱۳٫هوهو یار، ۱۴٫علی علی هو هو، ۱۵٫هی دوس، ۱۶و۱۷٫شیخ امیری، ۱۸٫لامی و لامی، ۱۹٫علی علی، ۲۰٫یار داوو، ۲۱٫هی گیان، ۲۲و۲۳٫شاه خوشینی، ۲۴٫هی دیار دیار، ۲۵٫ایمانم یار، ۲۶٫دسی ویت وله، ۲۷٫عالی گرزویش، ۲۸٫جم نیان دوسان آویانه، ۲۹٫گیان سید محمد، ۳۰٫طاله سواران، ۳۱٫بله ها، ۳۲٫رژیان دالاهو، ۳۳٫یاران جم نیان، ۳۴٫شاه میو، ۳۵٫یار دیدکانی بنیامین پیره، ۳۶٫سائل ای سائل، ۳۷٫تنه میری، ۳۸و۳۹٫بابانائوسی، ۴۰٫بابا جلیلی، ۴۱٫سر خیوی، ۴۲٫پیشروی پردیوری، ۴۳٫خاصه بژنه، ۴۴٫خیاله مسه، ۴۵٫هی ایمان یار، ۴۶و۴۷٫هاها (دو نمونه)، ۴۸٫خواجه غلامان، ۴۹و۵۰٫ چهل تن چلانان (دو نمونه)، ۵۱٫سید خاموشی، ۵۲٫داوو نه کوره، ۵۳٫حقن حقن، ۵۴٫یاران و باطن، ۵۵٫عابدینه، ۵۶٫فانی فانی غیر از فهرست بالا، مقام های متفاوت دیگری موجود است که عده ای آنها را جزو مقامات کلام می دانند و در جم خانه ها و مراسم آیینی آنها را می نوازند، اما با توجه به ریتم و ملودی و فواصل نغمات به کار رفته در آنها احتمال می رود که این مقام ها کمتر از یکصد سال قدمت داشته باشند. ۲٫مقام های مجلسی، اسطوره ای و باستانی یا هوره مقامات مجلسی شاخه ای دیگر از مقامات تنبورند که قدمت آنها به درستی برای ما معلوم نیست، اما بر پایه نقل قول های شفاهی از قدما، هزاره ها از عمر این مقامات می گذرد. این مقامات معمولا با وزن آزادند، اما گاهی در ابتدا یا در انتها یا در وسط بعضی از آنها، مانند سه رته رز باریه، قه تار و سحری، موسیقی پنج ضربی، ده ضربی، دو ضربی یا هفت ضربی می شود. چون در این مقامات فرم های آوازی مور و هوره وجود دارد، به آنها مقامات هوره نیز می گویند و به علت قدمت نغمات (و روایت هایی که قدمت این مقام ها را گواهی می دهند)، به آنها اسطوره ای و باستانی نیز می گویند.

به طور مثال، مقام باریه را به باربد- موسیقی دان دربار ساسانی- نسبت می دهند و ته رز را به رستم، پهلوان شاهنامه. مقامات مجلسی در مقایسه با مقام های کلام از تقدس کمتری برخوردارند و می توان این مقامات را در مجالس عرفانی و محافلی که در خور شان این ساز باشد، اجرا کرد. روایت های متفاوتی از مقامات مجلسی در مناطق رواج موسیقی تنبور وجود دارد. گاهی تعدادی از مقام های مجازی و ملودی رقص های کردی را جزو این مقام ها به حساب می آورند و گاهی هم تعدادی از آنها را حذف می کنند و یا بداهه نوازی هایشان را مقام مجلسی می نامند. مقام های مجلسی منطقه گوران به شرح زیر است: ۱٫سه رته رز، ۲٫غریبی، ۳٫ساروخانی، ۴٫سحری، ۵٫قه تار، ۶٫هجرانی، ۷٫ته رز روسم، ۸٫ مجنونی لا و ای لاو، ۹٫مجنونی دواله، ۱۰٫باریه، ۱۱٫پاوه موری، ۱۲٫گل و ده ره، ۱۳٫گل و خاک، ۱۴٫الون، ۱۵٫بالادستان، ۱۶٫خان احمد خانی. از مقام های بالادستان و خان احمد خانی جز نام آنها چیزی بر جای نمانده است. مقام های مجلسی هر کدام دارای قسمت های فرعی متعلقات و گوشه های کوچک تری هستندکه در اصطلاح کردی ، به آنها لاوچ یا بلوچ می گویند. ۳٫مقامات مجازی این مقام ها به طور عمده از مقام های سرنا هستند که توسط دوزله و نرم نای و تنبک و شمشال و کمانچه (یا موکش) و به طور کلی توسط سازهایی که در مناطق مختلف کردستان رواج دارد، نواخته می شوند. نوازندگان قدیمی که مهارت بیشتری داشته و این مقامات را توسط تنبور می نواخته اند، آن ها را به شاگردان خود نیز آموزش می دادند. رفته رفته اکثر نوازندگان آن ها را در کنار سایر مقام های تنبور اجرا کردند، تا اینکه این مقام ها به عنوان بخشی از مقام های تنبور در میان نوازندگان این ساز معرفی شدند. این مقام ها عمدتا سازی هستند و ریتم های متنوع تر و تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند. اگرچه نسبت به دو گروه قبل، از روحانیت کمتری برخوردارند. مقام های مجازی را می توان به سه گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مقام های قدیمی اند، مانند جلوشاهی، سوار سوار و بایه بایه. گروه دوم آنهایی هساتند که توسط افراد نیک سرشت و درویش مسلک در یکصد سال گذشته ساخته شده اند و آنها در جم خانه ها و خانقاه ها می نوازند و به آهنگ های خانقاهی نیز معروفند. گروه سوم، هر مقام دیگری را گویند که جزو مقام های اصلی تنبور نباشد. بر این اساس، بعضی از نوازندگان قدیمی تمام مقام ها را به دو دسته حقیقی و مجازی تقسیم می کنند. نام چند مقام مجازی به شرح زیر است: ۱٫جلوشاهی، ۲٫جلوشاهی سحری، ۳٫بایه بایه، ۴٫سوار سوار، ۵٫خان امیری، ۶٫جنگ را، ۷٫سماع. موسیقی تنبور دارای حالات و جنبه های متفاوتی است و برای هر جنبه و حالت مقام خاصی وجود دارد. بر این اساس، می توان آنها را به صورت زیر نیز دسته بندی کرد.

مقام هایی که جنبه دعا و مناجات و عبادت دارند، مثل اکثر مقام های کلام از جمله شیخ امیری، پیشروی، ایمانم یار. ۲٫مقام هایی که جنبه حماسی دارند، مانند ته رز روسم. ۳٫مقام های اسطوره ای، مانند سه رته رز و ساروخانی. ۴٫مقام های عاشقانه، مانند قه تار، مجنونی و باریه. ۵٫مقام هایی که عرفانی اند و جنبه سرور و مستی دارند، مانند اکثر مقام های کلام، از جمله حقن حقن، هانا فریارس، یار دیدکانی. ۶٫مقام هایی که در مراسم عزاداری نواخته می شوند، مانند فانی فانی و گل و خاک. ۷٫مقام هایی که جنبه سرور و خوشامدگویی و شادمانی دارند، مانند جلوشاهی و سوار سوار. و در پایان مقام های تنبور را بر اساس وجوه موسیقایی مختلف، مانند وزن و ریتم و سازی یا آوازی بودن ، می توان به صورت زیر تقسیم کرد: ۱٫ مقام های سازی- آوازی با وزن آزاد: این مقام ها عمدتا جزو مقام های مجلسی اند، مانند باریه، قطار، سید خاموشی. ۲٫ مقام های سازی- آوازی که دارای اوزان کند و فراخند و ریتم ثابتی ندارند، مانند تنه میری، لامی لامی و رژیان دالاهو. مقام سازی – آوازی دارای وزن ثابت که سربند ثابتی نیز دارند و در مراسم آیینی اجرا می شوند، مانند یار داوو، حقن حقن. مقام های صرفا سازی که ریتم تند تری نسبت به سایر مقام ها دارند، مانند جلوشاهی، سوارسوار، بایه بایه.


 از طرف مدیریت وبلاگ بانزلانی و سایر کاربران از این  هنرمند پرتلاش عرصه موسیقی بخاطر ارسال مقاله تشکر و قدردانی می کنم.


 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 18:7 |

شرح احوال دکتر غلامرضا رشید یاسمی گوران

خانم فراست پیروز نژاد

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی


از طرف خود و کاربران وبلاگ بانزلانی از این دانشجوی فهیم  و پژوهشگر قدردانی می کنم. امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشند..         مدیر وبلاگ بانزلانی


غلامرضا رشید یاسمی فرزند محمد ولیخان ملقب به خان خانان ( میر پنج ) در سال 1273 شمسی، مقارن عصر سلطنت مظفرالدین شاهدرقریه گهواره، در ده فرسنگی کرمانشاه ،زاده شد. او اصلاکرد واز طایفه‌ی گوران بود. اجدادش از چندین نسل پیش در محل گوران واقع درغرب کرمانشاه، ساکن بودند.گوران ناحیه ایست کوهستانی و خوش آب و هوا که سکنه‌ی آن به دلیری و سلحشوری مشهور بودند. طایفه گهواره ( القاصی ) با خاندان(یاسمی) که یکی از حلقه‌های اصلی گوران قلعه زنجیری را تشکیل می‌دهند، پیرو مذهب آل حق هستند و به گویش کردی با لهجه‌ی خاص منطقه گوران تکلم مي‌كنند.نیای بزرگ خاندان رشید، ملک یاسم خان ازمردان نیک و صاحب سفره بود و حکومت آن سامان را داشت. پدر رشید هم از روسای مقتدر گوران بود. او مردی با سواد و خوش خط و اهل جنگ و سوارکاری، ادب دوست و شاعر پیشه بود ؛ خوب نقاشی می‌کرد و غزل نیکو می‌گفت و« نصرت» تخلص می‌کرد.رشید از طرف مادرش نور تاج خانم، نواده مرحوم شاهزاده محمد باقرمیرزای خسروی بود كه از دانشمندان عصر خویش و شاعری توانا به شمار مي‌رفت. رشید تحصیلات مقدماتی خود را در کرمانشاه ابتدا نزد ایشان فراگرفت. هنوز خردسال بود که وبای سال 1322ه ق / 1283 ش پدر او را قبل از سی سالگی از جهان به در برد. مادر اوبعد از مدتی به همسری علی اکبر خان سردار مقتدر سنجابی فرزند صمصام الممالک رئیس ایل سنجابی درمی‌آید.دو فرزندش که رشید و خواهرش بودند، همراه مادر از میان ایل گوران به ایل سنجابی، کوچ می‌کنند. رشید شاعری را از پدر و مادر به ارث برد؛ در حقیقت خمیره‌‌ی ذاتی و سرشت طبیعی اودر صفای جنگل‌های رشته کوه دالاهو، در مرغزارهاو جویبارهای آن در سایه تربیت مادرشکل می‌گیرد.آغاز جوانی رشید در همان طبیعت به شکار و تفریح و تیراندازی گذشت. زندگی 55 ساله ادیب بزرگ معاصر همچنان که خود درعلت شاعری و نویسندگی‌اش می‌گوید، به دو دوره تقسیم می‌شود؛ کرمانشاه و تفرج، تهران و آموختن. خان زاده‌ی خردسال گهواره‌ای که از درگیری های خان و رعیت، حل و فصل امور توسط پدر که حاکم ایل است، درگیری‌های پیش پا افتاده افراد که به هر نحو راه به خانه آنان باز می‌کند، خسته و سر خورده شده لاجرم به دامان سرسبز طبیعت پناه می برد. دامنه‌ کوه های دالاهو ، آواز مرغان و غرش حیوانات وحشی و لحظاتی آرمیدن در کنار رودخانه زمکان، او را آنچنان سرمست از زیبایی‌های طبیعت می‌کند که شامگاهان در خانه با نوای روح بخش تنبور پدر که دیگر نه خان بلکه پدر خانواده است، آهنگ های کردی را زمزمه می‌کند و آهسته و آرام نهال شاعری و نویسندگی را در درون خود می‌رویاند.  این برنامه که هر روز تکرار می‌شود مادر را که خود از خانواده‌ای شاعر پیشه و عارف مسلک است،  هراسان می‌کند تا او را بیمار بپندارد اما پدر که تحصیل کرده است و قدری هم فرانسه می داند، استعداد او را شناخته و راه های تعلیم و پیشرفت را برای او هموار می‌کند ( اتحاد ، 1380 : 356). هنگام شروع جنگ جهانی اول سال(  1333 هجری قمری–1294 خورشیدی) نوزده سال داشت كه زندگی عشایری را ترک کرده به کرمانشاه آمد. رشید عامل طغیان وعطش خواندن خود را پاورقی روزنامه رعد می‌داند که موضوع آن رمان و در سرگذشت جوانی بود که به قلم حسین عدل الملک نوشته شده بود. ارزش ادبی این روزنامه اعجاب او را برانگیخت و بر آن داشت که خود را به تهران برساند. پس از آن وارد مدرسه سن‌لویی شد. در آن زمان فرانسه دانی بزرگترین کلید معرفت جدید و تمدن اروپایی محسوب می شد.رشید برای زبان‌دان شدن و مسافرت به اروپا به سرعت پیش رفت. در یک سال سه کلاس را پشت سر گذاشت. در سال دوم بسیاری از مسایل جدید ادبیات فرانسه را فراگرفت.نظام وفا جوان اهل ذوق کاشانی، معلم  فارسی او ،تأثیر بسیاری در ایجاد علاقه رشید و همشاگردی‌هایش گذاشت. شور و نشاط رشید که بیشتر از همه بود، نظام وفا را بر آن داشت که در تشویق او ابیاتی بسراید که به نقل از مقدمه دیوان رشید در اینجا ذکر می‌شود:

آفرین ای رشید بر طبعت بود وطواط اگر به دوره  ی تو / که چو بحریست درو گوهر بار
کی ز شاگردی تو بودش عار (یاسمی ،1369: 291-290)

     

او سال‌ها از محضر میرزا طاهر تنکابنی اقوال ابن سینا و خواجه نصیر را فراگرفت و کشف رموز اسفار را از الهی قمشه‌ای و عرفان را از حاج عباسعلی کیوان آموخت. زبان پهلوی را از پروفسور هرتسفلد فراگرفت و به تکمیل معلومات خود در زبان انگلیسی در تاریخ و سایر فنون ادبی پرداخت ( یاسمی ، 1369 : 293 ).

 رشید پس از گذراندن دوره  مدرسه‌ی سن لویی به کرمانشاه برگشت. بنا به اصرار اقوام و نیاز اداره فرهنگ شهر، بیش از یک سال در اداره فرهنگ کرمانشاه خدمت کرد اما چندی بعد استعفا داد. او قبل از انس گرفتن به محیط و فضای دیار خود، خیلی زود پی برد که ماندن درکرمانشاه و زندگی در میان ایلات و عشایر به صلاح زندگی  و روحیات و خواسته‌های او نیست، لذا دوباره راهی تهران شد وبه خدمات دولتی پرداخت. ابتدا در وزارت مالیه استخدام و سپس در وزارت فرهنگ و دبیرخانه سلطنتی مشغول به خدمت گردید. درهمان ایام بود که «جرگه دانشوری» را تأسیس کرد که بعدها به همت ملک‌الشعرای بهار «به انجمن دانشکده » تغییر نام یافت.او با نشر این مجله اثری پایداردر ادبیات معاصر فارسی برجای گذاشت.

رشید با دخترخاله خود فرزند مرآت السلطان جهانسوز ازدواج کرد و صاحب 7 فرزند، یعنی  5 پسرو دو دخترشدکه نام‌های آنان هوشنگ، شاپور، بیژن، سیاوش، سیامک  و مینا و یاسمن بود. فرزندانش در رشته‌هاي مختلف تحصيل كردند،  بدین گونه كه هوشنگ دکترای طب ، سیاوش و شاپور مهندس کشاورزی ، سیامک لیسانس حقوق و کارگردان سینما بودکه ازجمله بنیانگذاران برجسته سینمای ایران شد و با خلق آثار سینمایی ارزنده خود، نامی پرافتخار در تاریخ سینمای ایران بر جای گذاشت.

 اولین تألیف مستقل یاسمی احوال ابن یمین بود و تنها روزنامه ای که بیش از همه درآن وقت صرف کرد، روزنامه‌ی شفق سرخ بود. از آن تاریخ به بعدیعنی از زمان ورودش به عالم شاعری و نویسندگی  تغییرات عمده‌ای در او راه یافت که به همراه آن ذوق و طبع و فکر او هم متحول شده وولع اندوختن در او قوت گرفت ؛ آن طور که خود می‌گوید:« مرض چیز فهمیدن و معلومات اندوختن در من قوت گرفته است، آن چشمه صاف طبع را که راهی به عالم غریزه و فطرت داشت با خاشاک معلومات متنوع انباشته‌ام، مثل اینکه داشتن این چشمه صاف و گوارا کافی نیست، آن را مهمل گذاشته در پی سیر کردن قسمت دیگر از دماغ خود رفته‌ام که هرگز سیری ندارد و شاید اشتهایش کاذب است.»(همان : 293)رشید در سال 1297 ش به قصد سیر و تأمل در افکار نویسندگان غرب عازم بغداد گشت اما در بیابان بیروت مورد حمله راهزنان قرار گرفت و اموالش را غارت کردند ناگزیر به بغداد برگشت و با کمک مرتضی خان ارفع زنگنه ( ارفع السلطان )پس از زیارت عتبات مقدس  مدتی در بغداد بود تا اینکه به ایران بازگشت. رشید در 15 اسفند 1327 طی یک سخنرانی درباره حافظ در تالار دانشکده ادبیات در حالی‌که بیشتر از 2 صفحه از مطالبش را نخوانده بود، اجازه خواست که روی صندلی بنشیند پس از خواندن شعری از حافظ:

تبسمی كن و جان بين كه چون همي سپرم  /تو همچو صبحي و من شمع خلوت سحرم

     
     

سکته کرد و جلسه به هم خورد. در بیمارستان تا اندازه‌ای تحت درمان قرار گرفت اما برای معالجه نهایی به فرانسه فرستاده شد( امداد، 1379 : 9). این بیماری همچنان دامنگیر او بودو در فرانسه به سر می‌برد تا اینکه کمیسیون ارزدر تهران به بهانه اینکه رشید بهبودی یافته از تبدیل حقوق او به ارز دولتی خودداری کرد، رشید ناچار به تهران بازگشت و پس از چند روز، صبح روز چهارشنبه درسال 1330در سن پنجاه و هفت سالگی پس از سی سال تلاش مستمر در عرصه علم ادب و فرهنگ چشم از جهان فرو بستو در قبرستان ظهیرالدوله تجریش به خاک سپرده شد. اما سروده اشک یاران بر مرگ رشید یاسمی از مهدی حمیدی در 26اردیبهشت 1330:درگذشته­ اند(هدایت 30 فروردین، بهار1اردیبهشت و رشید 18آبان 1330)، اشاره نموده و مطلب قابل توجه اینستکه دولت ابراهیم حکیمی نخست وزیر محمدرضا پهلوی، همان ستمی را که در حق یاسمی روا داشت در مورد بهار نیز بکار برد. بهار به علت بیماری سل در بیمارستان سویس به سر می­برد علیرغم وعده مساعده دولت، در باب استفاده از ارز دولتی، به بهانه نداشتن ارز از فروش آن به ایشان سرباز زدکه ناگزیر به مراجعت شد. غلامحسین یوسفی می‌نویسد:" بهار در سویس علاوه بر بیماری جانکاه با مخارج گران درمان و رنج تنگدستی نیز دست به گریبان بود. همان معضلات مالی و گرفتاری‌های استاد رشید یاسمی در فرانسه "(یوسفی،  1369: 450 ).

 

سالشمار زندگانی رشید یاسمی

1273 تولد - روستای گهواره، کرمانشاه      فرزند محمد ولی خان میر پنج  پدر : از روسای مقتدر گوران ، با سواد، نقاش و شاعر پیشه که غزل نیکو می‌گفت       مادر : کدبانو   از طرف مادر نواده مرحوم شاهزاده محمد باقر میرزای خسروی نویسنده داستان شمس و طغراست.

به استناد دفتر سجل احوال دارالخلافه طهران ناحیه 2دولت رشید در سال 1273ولادت یافته است ولی در منابع تاریخ تولد ایشان را 1275 ذکر کرده اند)به استثناي كتاب پژوهشگران معاصر ايران از هوشنگ اتحاد).

 1283شمسی - 1322 قمری  مرگ پدر قبل از سی سالگی به علت شیوع وبا.

1291شمسی  به تهران آمد و به مدرسه سن لويي رفت.

1292- پایان دوره متوسطه در دبیرستان سن لویی.

 1295 شمسی - 1335  ه ق تأسیس انجمن ادبی دانشکده که در ابتدا «جرگه دانشوری»نام داشت و سال بعد به نام انجمن دانشکده با سرپرستی ملک الشعرای بهار، تغییر یافت. تاریخ تأسیس جرگه دانشوری را می‌توان آغاز فعالیت تحقیقاتی رشید به حساب آورد.

1297شمسي نگارش مقاله‌اي در باب روسو و چاپ آن در اين سال.

1299شمسی 23  برج ثور به تصویب رئیس معارف کرمانشاهان به ریاست مدرسه نمره 1دولتی انتخاب شد.

1298تا سال 1300به سمت معلمی ادبیات در مدارس منصوب شد.

1300 شمسی همکاری با علی دشتی در روزنامه شفق سرخ و چاپ مقالاتی با عنوان «انتقادات ادبی » در این روزنامه.

1301 -26سرطان انتخاب به عنوان منشی اولی و متصدی دفتر وزارت مالیه.

1304 - انتقال ایشان به سمت عضویت در دفتر مخصوص.

1301 تا 1304 کارمند وزارت دارایی شدند.

1305 تا 1320کارمند دفتر مخصوص شاهنشاهی شدند.

1307 درخواست کناره‌گیری از خدمت در دفتر مخصوص به خاطر میل به علم اندوزی ومطالعه وعدم توافق این شغل با ذوق ایشان و بازماندن از تکمیل معلومات.

1312 - 25 بهمن انتخاب به جای آقای اقبال آشتیانی به سمت معلم تاریخ.

1312 - هم زمان با تأسیس دانشگاه تهران به سمت استادی کرسی تاریخ اسلام در دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی تدریس می‌کرد.

1314 - 28 اردیبهشت به عضویت افتخاری شورای عالی معارف درآمد که تا سال  1318 ادامه داشت.

1314 ، 12 خرداد، شنبه از اعضای پیوسته فرهنگستان اول شد.

1314 به اتفاق هیئتی برای فراهم نمودن مراسم نامزدی و ازدواج ملکه فوزیه دختر ملک فواد با محمدرضا پهلوی به مصر رفت و در ایام اقامت به عضویت افتخاری فرهنگستان مصر نائل گردید. 

1317سه شنبه 19 اسفند اعطای نشان اول علمی از سوی شورای عالی فرهنگ به ایشان به عنوان استاد دانشکده ادبیات.

1321 - 3 دی ماه کسب صلاحیت علمی و اخلاقی از سوی شورای عالی فرهنگ برای مدیری نامه فرهنگستان و حق چاپ وانتشار نامه فرهنگستان به مدیریترشيد و سر دبیری آقای حبیب یغمایی. انتقال و انتصاب ایشان در همين سال به پایه ده استادی در سمت استادی دانشکده ادبیات.

1322  عزیمت به هندوستان به عضویت هیئت روابط فرهنگی. در طول خدمت بر اثر ابراز لیاقت دوبار به دریافت مدال و نشان مفتخر گردید. چکامه های« ایران و هند »و «خاطرات هند» یادگار این سفر است.

1324-11 دی ماه از طرف محمد رضا پهلوی  به سمت عضو افتخاری شورای عالی فرهنگ منصوب شدند.

1324-27خرداد موافقت با تقاضای ایشان برای مسافرت یک ساله به فرانسه جهت تکمیل مطالعات در رشته تاریخ.

1325 -9 اردیبهشت درخواست تمدید مرخصی به مدت یک سال دیگر جهت تکمیل مطالعات.

1325 درخواست پرداخت حقوق تا ختم مطالعات به علت کسالت جسمی و روحی و ادامه مطالعات.

 1324 تا 1326در فرانسه به سر برد سپس به وطن برگشت. در این زمان با اینکه به فشار خون و بیماری قلبی مبتلا بود همچنان در کرسی تاریخ دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی تدریس می‌کرد.

1327 - 11 اسفند، چهارشنبه در تالار دانشکده ادبیات درباره «تأثیر عقاید و افکارحافظدر گوته » سخنرانی کرد ودرحین سخنرانی سکته کرد. یک ماه پس از سکته برای معالجه به فرانسه رفت و تا يك ماه قبل از مرگ در شهر نیس در کنار دریای مدیترانه در فرانسه به سر می‌برد.

1330- 18 اردیبهشت، صبح چهارشنبه، چند روز پس از ورودش به ایران، در تهران درگذشت.

آثار رشید یاسمی

آثار یاسمی شامل سه بخش تألیفات، تصحیحات و ترجمه می شود :

تألیفات:

1‌.احوال ابن یمین، کتابخانه شرق ، 1304

2‌. قانون اخلاق، موسسه خاور ، 1307

3‌. آیین نگارش تاریخ، تهران ، وزارت معارف، 1316

4‌. تتبع و انتقاد احوال وآثارسلمان ساوجی ، کتابخانه شرق (بدون تاریخ )

5‌.ادبیات معاصر ( ذیل بر ترجمه جلد چهارم تاریخ ادبی ایران تألیف ادوارد براون)چاپخانه روشنایی ، 1316

6‌.پرورش افکار به وسیله کلیات تاریخ

7‌.تاریخ مختصر ایران ، یک دوره ، چاپ وزارت فرهنگ

8‌.تاریخ ملل و نحل (از انتشارات موسسه وعظ و خطابه )

9‌. کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ، تهران ، شرکت چاپخانه تابان (بدون تاریخ )

10‌.مشارکت در تدوین کتاب دستور زبان فارسی برای دبیرستان‌ها ( 3 جلد )

11‌.مشارکت در تدوین کتاب های فارسی برای دبیرستان‌ها(3جلد )

12‌.منتخبات اشعاررشید یاسمی، تهران، موسسه خاور ، 1312

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 15:5 |

جدید جدید

 شعر کردی از شاعر کرد زبان مهندس خدامراد مرادی

با نام

گیا و دوله من (گدا و ثروتمند)

لینک دانلود :

http://s4.picofile.com/file/8183450676/%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87_%D9%85%D9%86.mp4.html

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 9:24 |

 بازگشت همه به سوی اوست

با تقدیر مشیت الهی روز دوم فروردین  سال جدید حادثه ای در شهرک دولت آباد به وقوع پیوست. این حادثه فوت مرحوم علی قبادی از روستای بانزلانی سفلی بود  که در اثر بی احتیاطی یک راننده رخ داد. 

مرحوم علی قبادی در هنگام فوت 73 سال سن داشت و دارای سه پسر به نامهای ایرج ، تورج و کورش و سه دختر بوده است. وی فرزند مرحوم فرج قبادی و برادر گرامی آقایان عزیزمراد، درویش و بگمراد قبادی می باشد.

از طرف خود و تمام کاربران وبلاگ بانزلانی برای این عزیز سفر کرده روحی آرام و برای بازماندگان سلامتی را از پروردگار خواهانیم

نکته قابل توجه ای که در هنگام فوت این عزیز رخ داد، همگامی با نامه آقا سید نصر الدین حیدری بود که این خانواده محترم به عنوان اولین عزادار حاضر شدند از محتوای این نامه تبعیت کرده  و از صرف هزینه های اضافی مراسم پرسه خودداری کنند .  عمل نیک  این خانواده مورد رضایت مردم قرار گرفت  و بر سرمزار آن اعلام گردید: از این پس هیچ خانواده ای حق ندارد برای تمام مراحل عزا اعم از شام شب، هفتم، چهلم و حتی سالگرد فوت هزینه گزاف خرج کند و فقط به ذکر دعا و نیاز اکتفا گردد.

امید است با توجه به وضعیت معیشت و شرایط اقتصادی از این پس تمام مرذم منطقه به این اصول پایبند باشند و به نامه این عزیز احترام بگذارند.

دوستان گرامی توجه کنند اینجانب به تبعیت از ایل بزرگ کلهر سه سال قبل این مسئله را به طور کامل مطرح کردم  و نظرات مختلفی هم  بیان شد....... (محتوای کامل آن در آرشیو موجود است)

امید است همچنان در مراسم خاکسپاری و برگزاری عزیزان سفر کرده با خلوص نیت و ذکر فاتحه حضور به هم رسانیم  و تعصبات و رسوم دست و پا گیر را بر اساس شرایط زمان کنار بگذاریم  و در نهایت رضایت خلق خدا را پاس داریم

آمین یا رب العالمین  هو اول آخر یار

مدیر وبلاگ بانزلانی

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 23:45 |

هر روزتان نوروز     نورزتان پیروز


نه ورۆزه‌ جـه‌ژنه‌، لـه‌ی ‌کـوردســتانــه‌
وه‌ ئــاگـر نـــۊســیم، جــه‌ژن گشــتمانــه‌
با سه‌رجـه‌م بــۊشـیم، سه‌ربه‌ستی تـوایـم
ئیمه‌یش جوور گه‌لان خوه‌شبه‌ختی توایم
نیــشانــه‌ی نــۊره‌، نـه‌ورۆز له‌ی خـاکـه‌
نــه‌ورۆزپـه‌ره‌ســتان، مـه‌رامــیان پـاکـه‌
دوســی و ڕاســــی، ئـــارامــی ئـنســان
خــوه‌شــی و شــادی، ژیــان یــه‌کـــسان
خــوه‌زیــه‌ێ کـوردانـه‌، دۊر له‌ گومـانـه‌
پـــیروزی نـــــه‌ورۆز، تـاقــه ‌ڕێمــانــه‌
بــا ئـــاســــووده‌ بــــوو، نــژاد ئــاێـــه‌م
کــه‌س نــه‌ویــشــێدن، تـه‌نـیا مـن لاێـه‌م
ئـــازادی قـــبـڵه‌س، ئــاشــتی ئــاواتـــه‌
تــــه‌نـــیا ئیــــیانـــه،‌ ڕێــــواز نــجاتـــه‌
ڕوح نـــــۊرانــی، قـــــه‌وه‌ێ گـــیانــــه‌
نـــه‌ورۆزپــه‌ره‌ســتی، ئــه‌سـڵ ژیـــانـه‌


 

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز

هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند . . .


فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم های نو برای آینده است. آینده ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشد. در سال نو، ۳۶۵ روز سلامتی، شادی، پیروزی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندم.


خدای رحمان نوید میلاد سال نو را بر دوش نسیم بهاری گذاشت تا این امانت سبز را به رسم آغاز به خالق سپارد.حلول سال نو و تولد دوباره طبیعت، عید فرخنده و کهن نوروز باستانی یادگار نیاکان و پیام‌آور دوستی، عشق و محبت، با لطافت گیاه و خرمی طبیعت، و تحول به مراحل نیکوتر و برتر است.

از خداوند منان برای تمام هم ولایتی ها در سال جدید سلامتی و

و عاقبت‌‌بخیری را آرزومندم.

مدیر وبلاگ بانزلانی

کمترین

حمید احمدی

با سلام خدمت دوست ارجمند و گرانقدرم جناب آقای احمدی

سایت بسیار زیبا و پر محتوای شما را هر روز مطالعه می کنم انشااله همواره موفق باشید . انشالله در انعکاس تمدن و فرهنگ غنی گوران و قلخانی همواره موفق باشید.

مسعود محنتی دوستدار شما 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 0:21 |

 ضمن عرض سلام خدمت هم وطنان عزیز

اگر شما علی(ع) را حق می دانید ما هم اهل حقیم   (امام خمینی قدس سره)

مقام معظم رهبری: حضرت آیت الله خامنه ای :

من در سال ۵۹، اوائل جنگ تحمیلی، سرتاسر این استان را رفتم و از نزدیک دیدم. در گیلانغرب و اسلام‌آباد که مردم شیعه هستند، در پاوه و اورامانات که مردم سنی هستند، در ریجاب و دالاهو که گروهی مردمِ اهل حق هستند؛ همه جا مردم در حال دفاع، در حال اظهار ارادت به نظام جمهوری اسلامی بودند. من همان روحیه‌ای را که در مناطق گوناگون این استان دیدم، در مرکز استان هم که مجموعه‌ای از نمونه‌های اقوام و عشایر گوناگون در اینجا هستند، مشاهده کردم. این، صفت برجسته‌ای است.

شامگاه ۲۶ بهمن ، چند تن از سادات و بزرگان جامعه یارسان با استاندار کرمانشاه دیدار کردند و در این مراسم  به بیان دیدگاه ها و نکته نظرات خود پیرامون خدمات گسترده، وفاداری جامعه یارسان (اهل حق) به نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین درخواست برای رفع بعضی مشکلات این جامعه از جمله در بحث بیکاری و… پرداختند.

استاندار کرمانشاه گفت: ملاک و معیار ما در خصوص جامعه یارسان ، تفکرات امام خمینی(ره) و دیدگاه های مقام معظم رهبری است.

استاندار کرمانشاه در این نشست صمیمی که بیش از دو ساعت به طول انجامید، در ابتدای سخنان خود با ابراز خوشحالی با ابراز خوشحالی از حضور در این جمع و تجلیل از یاد و خاطره فداکاری ها و ایثارگری جوانان و مردم اهل حق در پیروزی انقلاب اسلامی و ۸ سال جنگ تحمیلی گفت: فداکاری های این عزیزان برای پیروزی انقلاب و همچنین ۸ سال دفاع مقدس هیچگاه از اذهان زدوده نخواهد شد و مردم جامعه یارسان همواره در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تعصب خود را به کشور و اسلام نشان داده اند.
وی گفت: شهدای عزیز و جوانان آگاه جامعه یارسان  در طول ۸ سال دفاع مقدس به خصوص در عملیات مرصاد برجسته ترین نقش خود را ایفا کردند و با ایستادگی و مقاومت همانند دیگر جوانان ایران مانع از تحقق اهداف شوم دشمنان شدند که ما این رشادت ها را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
استاندار کرمانشاه با اشاره به زندگی مسالمت آمیز همه فرق و مذاهب در استان کرمانشاه گفت: مردم استان با فرق و مذاهب مختلف قرن هاست که با یکدیگر زندگی مسالمت آمیز و وحدت بخشی دارند و همین نوع زندگی است که خشم دشمنان ایران اسلامی را فراهم ساخته است.
مهندس رضایی در ادامه با اشاره به بازدید هوایی خود از نوار مرزی استان در چند مدت گذشته با جمعی از مسوولین استان، اظهار داشت: در این بازدید همواره صحبت از شجاعت، شهامت و پاسداری دلیرانه جامعه اهل حق و دیگر مذاهب در دفاع از حریم و مرزهای کشور به میان آمد لذا وقتی این ایثارگری ها و رشادت های جامعه اهل حق را مرور می کنیم تلاش و جدیت خود را برای حل مشکلات این افراد غیور دو چندان خواهیم کرد.
استاندار کرمانشاه بروز هرگونه افراطی گری و تندروی از هر فرد و گروهی را برای خدشه دار کردن دیگر مذاهب به منزله از بین رفتن وحدت و انسجام و پیروی از مسیر دشمن عنوان کرد و گفت: ملاک و معیار ما در خصوص جامعه اهل حق، تفکرات امام خمینی (ره) و دیدگاه های مقام معظم رهبری است بنابراین هر گونه تندوری و افراطی گری که با دیدگاه های این بزرگان منطبق نباشد، مورد پذیرش مدیریت استان نخواهد بود.
وی با بیان اینکه وظیفه مسوولین خدمت رسانی به همه افراد در استان است، خاطرنشان ساخت: چند روز پیش در جمع گزینش گران استان بر رفع موانع موجود جامعه اهل حق تاکید کردم لذا همه باید تلاش کنند تا رفتارها و اقدامات در چارچوب قانون و بدور از هر گونه تندروی و کارهای سلیقه ای در استان باشد.
رضایی با بیان اینکه به دنبال حل مشکل افراد اهل حق هستیم، گفت: این موضوع را در دست پیگیری داریم تا بتوانیم از استعدادها و ظرفیت های خوب این عزیزان برای پیشبرد امور استان استفاده نمائیم.
استاندار کرمانشاه تصریح کرد: همه ما یک ملت هستیم و برای دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی به صورت مشترک تلاش و اهتمام داریم بنابراین درنظرداریم تا از ظرفیتهاو توانمندیهای مردم اهل حق در توسعه و شکوفایی استان استفاده کنیم و این عزیزان در حوزه مدیریتی نیز دارای مسوولیت گردند.
رضایی گفت: نظام مقدس جمهوری اسلامی در طول ۳۶ سال گذشته هیچ گاه به مردم دارای مذاهب مختلف نگاه تبعیض آمیزی نداشته و همواره سعی کرده است تا آبادانی و شکوفایی در تمامی نقاط ایران ایجاد شود و ما هم در استان همین نگاه و روش رادر پیشبرد برنامه های توسعه ،در دستور کار داریم.
وی گفت: ما از سرمایه گذاران و بزرگان جامعه اهل حق دعوت می کنیم که برای سرمایه گذاری در بخش های مختلف و برنامه های توسعه ای مشارکت و همکاری داشته باشند و خوشبختانه فضا برای توسعه سرمایه گذاری در استان کاملاً فراهم است.
استاندار کرمانشاه بیان داشت: حتماً دیدگاه های جمهوری اسلامی را در خصوص اقلیت های مذهبی که تبلور آن در فرمایشات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری است، اجرایی خواهیم کرد.
وی در پایان سخنان خود با اشاره به صحبت سیدنصرالدین حیدری در خصوص تلاش برای توجه به مسائل زیست محیطی گفت: صحبت ایشان که بدون شک در روند توسعه استان تاثیرگذار خواهد بود، جای خوشحالی دارد و ما از نظرات توسعه محور برای حل مشکلات استفاده خواهیم کرد.
شایان ذکر است در این مراسم معاون سیاسی
و امنیتی استانداری، مدیرکل اطلاعات استان،
جانشین اطلاعات سپاه نبی اکرم(ص)، مدیر
کل حوزه استاندار، مشاور عالی استاندار، مشاور
استاندار در اقوام و مذاهب و چند تن دیگر از مسوولین استان نیز حضور داشتند.

منبع : روزنامه باختر 2 اسفند 1393

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 17:25 |

 دنیا دار فانی است

در روز شنبه این هفته بانو فوزیه خانم زارعی توتشامی همسر گرامی سروان یارمراد فتاحی از بانزلانی علیا  در اثر سکته مغزی دستشان از این دنیا کوتاه ماند و در سن 50 سالگی همسر و فرزندان خود را تنها گذاشت .مرحومه فرزند مرحوم الماس زارعی توتشامی از خاندان بزرگ زارعی تختگاه هستند و دارای چهار فرزند است و در بین مردم بانزلانی بسیار مورد احترام و عزت بودند و همیشه خود را از این مردم می دانست و تک تک مردم روستا هم همیشه او را مورد لطف قرار دادند . بانو فوزیه خانمی با لیاقت و سالار زنی مهران و خوش برخورد بودند  و یکی از ویژگی بارز آن وفاداری به خانواده همسر گرامیشان بود و بنده به یاد دارم که مرحومه مادر سروان فتاحی همیشه عروس خود به نیکی یاد می کرد. این بانوی وفادار سرانجام در مزارستان گذرگاه امام رضا در منزل ابدی خود آرام گرفت.

برای این بانوی با فضلیت از خدای منان روحی آرام  خواهانیم و به  همه بازماندگان دودمان فتاحی از بانزلانی و زارعی از تختگاه  تسلیت می گوییم.

مدیریت وبلاگ بانزلانی

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 22:17 |

 با نام و یاد خدابی بزرگ

در یکی از پست های وبلاگ بانزلانی در مورد سنگ مزار گذرگاه امام رضا مطالبی ارائه شد و  مورد توجه قرار گرفت. عینک یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز به نام آقای فریدون کرمی از روستای بیرقوند گوران پایان نامه ای ارزشمند در این موضوع انجام دادند و با پیگیری های زیاد خلاصه ای از پایان نامه خود را در اختیاز وبلاگ بانزلانی قرار دادند.

لازم به توضیح است جناب کرمی از از هنرمندان حوزه گرافیک هستند و سالهای زیادی است که یه این حرفه مشغول بوده و در دانشگاه علمی و کاربردی نیز به تدریس این حوزه مشغول می باشند و شرکتی با نام  طراحان گرافیک بادبان واقع در بلوار سی متری دوم  جنب چهار راه سنگر تأسیس کردند

مدیریت وبلاگ بانزلانی ضمن سپاس از این پژوهشگر گرامی آماده دریافت مقالات مردم عزیز منطقه می باشد

 


 

معرفی و تحلیل مفاهیم نقوش سنگمزارهای

تاریخی منطقه ی گوران کرمانشاه

نگارش:

فریدون کرمی

                               شهریور 1392

مقدمه

گورستان ها بازتاب نگرش هر قوم و مردمی به زندگی و مرگ است، چنان که پیش از آنکه مکانی برای تدفین و به خاک سپردن مردگان باشد بیانگر اندیشه و حیات زندگان هستند. گونه ای از این نوع نگاه به مرگ و جهان پس از آن را می توان در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه و در فرهنگ مردمان آنجا بازیافت و این پژوهش در راستای معرفی این سنگ‌مزارها انجام گرفته است.

نقوش سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه بازتاب جایگاه اجتماعی و فردیِ متوفی در جامعه ایلی و روستایی زمان خود بوده است و میان خصایل نیکوی انسان خفته در گور و نقوش سنگ مزارها رابطه ای مستقیم وجود دارد که بازماندگان با برپا داشتن این سمبل ها، یادآور آن خصایص برای بازماندگان می شدند. این گورستان ها متعلق به سده دوازده تا چهارده هجری قمری، و دوران زند و قاجار هستند.

این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و براساس مطالعات میدانی و مراجعه به اسناد کتابخانه‌ای انجام گرفته است و جامعه آماری آن شامل معرفی بیش از 30 نمونه از سنگ مزارهایی هستند که در گورستان های منطقه ی گوران کرمانشاه وجود دارند و حداقل یک نمونه از نقوش مورد بحث در این رساله، بر روی آنها شناسایی شده است.

گورستان‌های مورد مطالعه

گورستان روستای «سوران سفلی»

نام دیگر آبادی شیدعلی است. ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 21 کیلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. این روستا دارای طول جغرافیایی 34َ  46 و عرض جغرافیایی 13َ  34 و ارتفاع 1500 متر از سطح دریاست. جمعیت این روستا 40 خانوار و زبان آن کُردی با گویش گورانی می‌باشد. (تصویر 2-1)

گورستان روستای «سوران علیا»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 22 کبلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. این روستا دارای طول جغرافیایی 35َ  46 و عرض جغرافیایی 13َ  34 و ارتفاع 1560 متر از سطح دریاست. مردم این روستا به زبان کُردی گویش گورانی تکلم می-کنند. (تصویر 2-2)

گورستان روستای «برزه»

ده مرکز دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 42 کیلومتری شمال اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-3)

گورستان روستای «و‌یلکه وند»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 33َ  46 و عرض جغرافیایی 15َ  34 و ارتفاع 1640 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 30 کیلومتری شمال اسلام آباد غرب می‌باشد. مردم این روستا به زبان کُردی و گویش گورانی تکلم می‌کنند. (تصویر 2-4)

گورستان روستای «چفته»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه و دارای طول جغرافیایی 35َ  46 و عرض جغرافیایی 15َ  34 و ارتفاع 1660 متر از سطح دریاست. آب و هوای این روستا پایکوهی، معتدل خشک است و در 25 کیلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. مردم این روستا به زبان کُردی گویش گورانی تکلم می‌کنند. (تصویر 2-5)

 گورستان روستای «عاشقان»

 

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 32َ  46 و عرض جغرافیایی 19َ  34 و ارتفاع 1750 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک است و در 48 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی می‌باشد. (تصویر 2-6 و 2-7)

گورستان روستای «چنار»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 33 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-8)

گورستان روستای «سویرک»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 32َ  46 و عرض جغرافیایی 18َ  34 و ارتفاع 1760 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 45 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-9)

گورستان روستای «سیمانی علیا»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 30 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-10)

نوشته های سنگ مزارهای تاریخی منطقه ی گوران

متن در سنگ مزارها، معمولاً بر روی «سردل» و «سند» نوشته می شود. برروی سردل معمولاً مشخصات متوفی که شامل نام، نام پدر، ایل و طایفه و سال مرگ می باشد حک می شود. البته در مواردی این اطلاعات بر روی سند نیز وجود دارد اما عموماً بر روی سردل نگاشته می شوند. (تصویر 3-84 و 3-85) بر روی سندها معمولاً نوشته هایی درباره مرگ یا اسماء متبرکه و آیات قرآن مشاهده می شود. این نوشته ها یا به زبان فارسی و یا عربی هستند. از نوشته های عربی که در موارد فراوانی بر سنگ مزارها مشاهده می شود می توان به نوشته هایی چون: «بسم الله الرحمن الرحیم»، «یا الله - یا محمد - یا علی»، «لا اله الا الله»، «هو الله تعالی»، اسامی پنج تن و آیه های چون «وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ»(الفرقان: 58) و «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»(الانبیاء: 35) و «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ»(الصف: 13) اشاره نمود. (تصویر 3-86 و 3-87)

در متن های فارسی معمولاً اشعاری با مضامین عرفانی چون این مصرع از حافظ: «دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند» (تصویر 3-88) و مضامینی در ارتباط با مرگ مانند:

دنـیـا چـو ربـاط مـا در او مـهـمـانیم          تا ظن نبری که ما در او می مانیم

در هر دو جهان خدای می ماند و بس          باقــی همه کـلّ مـن عـلیها فانیم

از «بابا افضل کاشانی» و:

هر که آمد در جهــان پر زشور(غرور)          عاقبت می بایدش رفتن به گـــور

از «خیام» و:

جهان جــام و اجل ساقی فلک می          خـــلایق باده نــوش مجــلس وی

خلاصی نیست «اصلی» هیچکس را           از این جام و از این ساقی از این می

از «بابا اصلی دماوندی» -که در بیشتر گورستان ها به چشم می خورد- به کار رفته اند. (تصویر 3-89) گاهی در قسمت فوقانی سنگ مزار، نام تراشنده سنگ نیز به صورت درشت نگاشته شده است که می توان با نام هایی چون «عمل استاد عباسعلی» و «عمل استاد پیرعلی» اشاره کرد.

از آنجا که تراشندگان سنگ مزارها فاقد سواد بوده اند معمولاً شخصی با سواد نوشته ها را بر روی سنگ مشخص می نمود و حجاران همچون نقشی تصویری آن را بر سنگ نقر می کردند. به همین علت بیشتر نوشته ها حالتی خام دستانه و گاهی ناخوانا دارند. اما در مواردی هم نمونه هایی با خط نستعلیق و بسیار زیبا و ظریف در گورستان های روستاهای سویرک و عاشقان مشاهده می شود.

استادکاران و حجاران سنگ مزارهای تاریخی گوران

با توجه به مطالعات میدانی صورت گرفته می توان حداقل نام دو استادکار و سنگ تراش را در منطقه گوران ذکر نمود که نام و امضای آنان بر روی سنگ مزارها در چند نمونه قابل تشخیص می باشد. این دو حجار «استاد عباسعلی» و «استاد پیرعلی» که هستند که با ذکر کلمه ی «عمل....» در قسمت فوقانی یا در بخش تحتانی سنگ مزارها نام خود را به عنوان استادکاران و سازندگان این آثار برای آیندگان ثبت نموده اند.

نام استاد پیرعلی بر سنگ مزارهایی از گورستان روستاهای «برزه» و «سویرک» به چشم می خورد(تصویر 3-92 و 3-93) و استاد عباسعلی آثارش در گورستان روستاهای «سوران علیا» و «ویلکه ون» قابل مشاهده اند. (تصویر 3-90 و 3-91) سنگ مزارهایی که به قلم استاد عباسعلی تراشیده شده اند به نسبت آثار استاد پیرعلی، دارای ظرافت بیشر و نقوش زیباتری هستند در حالی که استاد پیرعلی بیشتر سنگ مزارهای نوشتاری از او بجا مانده است. با توجه به تاریخی که بر سنگ قبور مشاهده می شود استاد عباسعلی در نیمه اول سده ی چهاردهم قمری می زیسته اما تاریخ مشخصی بر سنگ مزارهایی که استاد پیرعلی تراشیده اند یافت نشد.

قدمت سنگ مزارهای منطقه ی گوران

قدمت سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران را می توان بر اساس دو روش کلی مطالعه در پیشینه ی طوایف ساکن در جغرافیای منطقه و بررسی های تاریخی جابجایی جوامع کوچ نشین در آن ناحیه، یا با استناد به خود سنگ مزارها و رجوع به تاریخ های نوشته شده بر این سنگ ها تعیین نمود. در هر دو روش تعیین قدمت این سنگ گورها تقریباً می توان به نتایجی مشابه دست یافت

در میان بیش از بیست مورد سنگ مزار که تاریخ آنها قابل تشخیص بود قدیمی ترین نمونه ها متعلق به سال اواسط سده ی دوازدهم هجری قمری بود و متأخرترین نمونه ها سال های اواسط سده ی چهاردهم هجری قمری را نشان می دهد. یعنی حداکثر قدمتی که برای سنگ مزارها تعیین شده متعلق به حدود سیصد سال پیش است و آخرین نمونه ها در حدود یکصد سال پیش تولید شده اند. (تصویر 3-94 و 3-95)

با مراجعه به تاریخ منطقه نیز می توان به همین داده ها استناد نمود. در واقع پس از فروپاشی سلسله افشاریه و روی کار آمدن سلسله زندیه بود که سنجابی های ساکن این ناحیه از گوران که در زمان نادر شاه افشار به نواحی فارس و لرستان کوچانده شده بودند دوباره عزم وطن می کنند و به مرور به سرزمین های اصلی خویش باز می گردند. در همین جابجایی ها بود که گروهی از طوایف و تیره های سنجابی که در مناطقی از لرستان اقامت داشتند، این هنر را از مردمان آن منطقه اخذ کرده و در بازگشت  مجدد به وطن با توجه به آیین ها، سنن و سابقه تصویری بومی خویش، اقدام به آفرینش این آثار هنری نموده و برای زمانی بیش از دو قرن در اعتلای آن می کوشند.

 انواع نگرش در سنگ‌مزارهای تاریخی گوران

با تعمق در نشانه های تصویری سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران پی می بریم که فرهنگ مردمی و باورهای عامیانه آنها در شکل گیری تصاویر نقش بسزایی داشته است. تأکید نقاشان عامیانه همواره بر اندیشه جمعی استوار است، این ویژگی از خصایص هنر قومی محسوب می شود.

هنر عامه یعنی تجلی ذوق و فکر و احساس انسان عامی به صورت آثار هنری بدون هیچ تکلف و در نهایت ساده اندیشی. منظور از ساده اندیشی کم یا بی ارزش بودن آن نیست، بلکه مطلوب همان دید مجرد و بی آلایش افراد بومی است. این هنر بر واقع گرایی و بی‌پیرایگی و اندیشه جمعی استوار است. عوام هنر را دربند نمی‌کند، سبکی را بر سبکی رجحان نمی‌دهد. گاهی طبیعت گراست، زمانی واقع‌گرا، و گاه دیگر به تمثیل و استعاره و رمز و اشاره، مقصود خود را عنوان می‌کند. هنر مردمی از زندگی جدا نیست. بلکه بافته شده در متن اصلی زندگی است.

با توجه به کارکرد هنر عامیانه در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران، نقوش این سنگ مزارها را از جهت موضوع و محتوا؛ می توان به سه دسته اصلی نقوش روزمره؛ نقوش حماسی و پهلوانی؛ و نقوش نمادین و اسطوره ای تقسیم بندی کرد.

نقوش روزمره

- نشانه‌های پاکی و آراستگی:

شانه، آینه و قیچی از شاخص‌ترین نقوشی بودند که حک شدن آنها بر روی سنگ گورها نشانه پاکی و آراستگی متوفی بود. اما در میان آنها شانه دوسر برای زنان و شانه یک سر برای مردان بارزترین نشانه آراستگی بود.

- نشانه‌های میهمان نوازی:

از آنجا که در میان عشایر پذیرایی از مهمان یکی از ارزش‌های پایدار از زندگی محسوب می‌شود، مردان و زنانی محبوب ایل و طایفه‌اند که با خوشرویی و سفره‌ای باز پذیرای میهمانان باشند. در ادبیات شفاهی آنها (بیت‌ها) اصطلاحات بسیاری یافت می‌شود که در تمجید و تعریف از این افراد به کار برده می‌شوند، مانند:

هر کُری خاسه در مالی وازه         وه زوان شیرین میوان نوازه

(آن پسری خوب است که در خانه‌اش باز است و با زبانی شیرین مهمان نوازی می‌کند)

در روزگاری که هنوز سلسله مراتب ایلی دستخوش تغییرات امروزی نشده بود خوانین و بزرگان ایل و طایفه برای پذیرایی از میهمانان، سیاه چادر مخصوص داشتند که به آن «دیوه خان» می‌گفتند، در این مکان غلامان و خدمتکاران با آدابی خاص از میهمانان پذیرایی می‌کردند. هنگامی که چنین افرادی از طایفه و ایل می‌مردند مادر، خواهر، همسر و زنان خانواده با یاد و خاطره میهمان‌نوازی‌های عزیز از دست رفته خود مویه سر می‌دادند و سر مویه گویان برای بزرگ و عزیز از دست رفته‌ی خود می‌خواندند:

بیلا سر تویلت ار خرمانت بو          گل گل بگلران شو میمانت بو

(بگذار ستون خانه‌ات در خرمن جایت باشد تا گروه گروه بزرگان مهمان تو باشند)

شست و شوی دستان میهمان در خانه، بی آنکه میهمان از جای خود برخیزد، از جمله آداب مهمان نوازی عشایر کُرد به حساب می‌آید. هنوز این آداب نزد مردم روستاها و عشایر کوچرو پایدار است و برای احترام گذاردن به میهمان از ظروفی چون آفتابه و لگن برای شستشوی دست میهمانان استفاده می‌کنند که این نقوش را در سنگ مزارهای گوران می توان بازیافت.

 - نشانه های اشیاء و ابزار

در میان نقوش سنگ مزارهای گوران می توان انواع وسایل و ابزار مورد استفاده در زندگی روزمره مردم عشایر و روستانشین را شناسایی کرد. از متداول ترین این نقوش تصویر «دارقالی» یا در اصطلاح بومی، «تَوِن» است که به وفور بر روی سنگ گور زنان مشاهده می شود و نشانگر هنرمندی زن گوران در بافت انواع قالی و دستبافت های دیگر است.

از دیگر اشیای به کار رفته در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران می توان انواع سلاح مانند تفنگ، شمشیر، نیزه، سپر و گرز را نام برد که نشان جنگاوری و یار و همراه همیشگی مردان ایل در کارزار نبرد برای دفاع از حریم ایل و مرزهای وطن بودند و به هنگام مرگ یکی از نام آوران ایل، در کنار اسب تزیین شده ی وی، شاهدی بر دلاوری ها و قهرمانی های او در طول حیاتش بودند.

نقوش حماسی و پهلوانی

- نشانه‌های جنگاوری، شجاعت، سوارکاری و شکار

این نقش‌ها بیانگر روزگار زندگی مردانی است که در دلیری، بی‌باکی، شجاعت، جنگاوری، سوارکاری، گذشت و جوانمردی در میان ایل و طایفه کم نظیر بوده‌اند و همچون قهرمانان شاهنامه، زندگی را بر گرده اسب می‌گذراندند و در جنگ‌ها و نبردها یکه تاز میدان بوده‌اند. نقش اسب و سوار در یک طرف سنگ گور و اسب بی‌سوار کتل شده(تزیین یا سیاه پوش کردن اسب متوفی) در طرف دیگر نشانی‌ست از زندگی و مراسم سوگواری یک سوارکار جنگجو. نقش تیر و کمان و سوارکار همراه با سپر و نیزه یا تفنگ در حین شکار بز کوهی نشانی‌ست از گور یک شکارچی جنگاور، نقش سوارکار با تفنگ همراه با چند مرد تفنگچی ایستاده یا در حال شکار نشانی‌ست از گور یک میرشکار. نقش‌های کنده شده بر روی سنگ گورها تصاویری نمادین از رفتارها و ویژگی‌های اجتماعی افراد در زمان حیاتشان بودند. گذشته از اینکه نقوش حجاری شده متأثر از رفتار و موقعیت اجتماعی افراد متوفی بوده‌اند، به گونه‌ای نیز از ادبیات محلی تأثیر پذیرفته اند و تصاویری از مویه‌ها را تداعی می‌کنند که به ذکر چند نمونه از آنها می‌پردازیم:

  اسپت رشه‌دار خوت چو قره‌قُش             داخ ارا سالار توپچی لشکر کُش

(اسبت سیاه و خودت همچون باز شکاری، دریغ و درد برای سالار توپچی لشگرکش)

یه اسپ کیه ها وه زینه‌وه             قطار پر شنگ وشک خوینه‌وه

(این اسب کیست که آماده به زین است و خون بر روی قطار فشنگ‌هایش خشک بسته است) 

 - نقوش سوگ و سوگواری:

در برخی از سنگ گورها تصاویری دیده می‌شوند که صحنه‌هایی از مراسم سنتی سوگواری(چَمَر، پِرسه) را نشان می‌دهند. سنگتراش این صحنه‌ها را با الهام از واقعیت‌های زندگی حجاری کرده است. صحنه زنانی که در حال خراشیدن روی خود هستند، دسته‌ای از زنان که با در دست گرفتن نواری از سیاه چادر به «دس چمر» یا نوعی رقص مرگ مشغولند، همه بر اساس همین واقعیت‌های جاری زندگی نقش شده‌اند. نقوش صحنه رقص دسته جمعی مردان یا زنان(هَلپَرکه) که معمولاً در قسمت انتهایی برخی از سنگ‌گورها کنده شده‌اند، نمادی هستند از جوان بودن و مرگ نا به‌هنگام متوفی که بر روی سنگ گورهای افراد صاحب نام حجاری شده‌اند. نقش‌های یاد شده، پیش از آنکه صحنه‌های سوگواری را نشان دهند نمادهایی هستند که غم و اندوه بازماندگان را به نمایش می گذارند.

نقوش نمادین و اسطوره‌ای

بیان نمادین، ترجمان کوشش انسان است برای پیدا کردن و مادیت بخشیدن به سرنوشتی که از ورای تاریکی هایی که احاطه اش کرده است، می گریزد. نماد جلوه ای است عینی، که واقعیت مجردی را، مجسم می کند. به عبارت دیگر نماد، نشان یا علامتی است که برای تجسم واقعیتی غیر مادی بکار می رود و در معنای کلی، نشانی است قراردادی که جانشین چیز دیگری می شود.

مراسم و آیین‌های مربوط به مردگان و چگونگی برخورد با شخص مرده از رسومی هستند که همیشه باعث ایجاد باورهای نمادین و اسطوره ای شده‌اند. روایت اسطوره ای سرگذشتی قدسی و مینوی است و از افراد یا چیزهای مورد تکریم و احترام در جامعه یی ویژه و از خاستگاه آن افراد یا چیزها سخن می گویند. شناخت اسطوره به معنی شناخت اصل چیزها و دانستن چگونگی پیدایی آنهاست که گاهی از طریق برپایی مراسم بیان می شود.

بیان نمادین و اسطوره ای در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران، دارای جایگاهی ویژه هستند که بی گمان راوی تاریخ و فرهنگ کهن این مردمان است. نقوشی چون شیر و خورشید، شکار گوزن به دست شیر، چلیپاها، نقوش گیاهان، که نمادی از باروری، زایش و زیبایی بودند و اشکال تجریدی دیگر را می توان در این دسته بندی قرار داد.

نقوش سنگ مزارهای گوران و سنت های تصویری تمدن های باستانی منطقه

در روند بازنمایی نقوش سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران شاهد تکرار سنت های تصویری تمدن های باستانی موجود در این منطقه هستیم. چنانچه در فصل سوم به تفصیل توضیح داده شد، سرزمین زاگرس میانی و غرب فلات ایران از هزاره سوم پیش از میلاد تا آغاز دوران تاریخی شاهد حضور اقوام گوتی، لولوبی، کاسی، مانّا و سپس ماد بوده است که هریک به نوبه خود منشاء تحولات فرهنگی و تاریخی بوده اند که گاهی بر تمدن های اطراف خود تأثیر گذاشته و زمانی متأثر از آنها بوده اند. آنچه کمابیش و در طول قرن ها در میان این اقوام ثابت مانده است دسته ای از سنت های تصویری در بازنمایی دنیای پیرامون بوده است که پس از گذشت هزارن سال شاهد حضور آنها در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران هستیم. بیان نمادین، انتزاع نگاری، ساده سازی تصاویر و توجه به عناصر کلیدی موضوع، بازنمایی قراردادی پیکر انسان(چنان که سر و پاها همیشه از نمای نیمرخ و بدن از نمای روبرو نشان داده می شود) و تا حدودی طبیعت پردازی در تصویر حیوانات را می توان سنت های شاخص تصویری در این سرزمین به شمار آورد. همچنین ادامه حضور نقشمایه هایی چون چلیپا، خورشید، نقوش هندسی، حیواناتی چون بزکوهی، اسب، شیر و نقوش گیاهی، شاهدی دیگر از امتداد سنت های تصویری هزاران ساله در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه است.

بازخوانی سنگ‌مزارهای تاریخی گوران

 «کیل»، نمادی از دلاوری، شجاعت و بزرگی متوفی بود که بازماندگان به یاد و خاطره اش برپا می داشتند. میان خصایل نیکوی انسان خفته در گور و کیل سنگی تراشخورده یا سنگ مزارهای منقوش به نقوش حماسی و اسطوره ای، رابطه ای وجود داشت که این رابطه را بازماندگان با برپا داشتن این سمبل یادآور می شدند. خاطره حضور چنین انسانی با برپایی سمبلی برای نسل های بعد گوشزد می شد تا بازماندگان در هنگام لزوم با تکرار این خصایص، جامعه را از خمود و سستی و یکدستی مصون نگه دارند. نمادها در فرهنگ بشری به عنوان زبانی قراردادی و رسانه ای کهن برای ارتباط و انتقال مفاهیم به گار می رفتند، که معانی مورد نظر را با زبانی مشترک بیان می کردند. آنچنانکه در فرهنگ های کهن و اساطیری، برای هر یک از خصایص غیر مادی نمادی را بر می گزیدند؛ کیل ها نیز به عنوان نماد برترین خصایل انسانی (ازدیدگاه انسان کُرد) و تنها برای کسانی که ویژگی های خاص و تعریف شده ای داشتند بکار گرفته می شد. کُردها نیز چون سایر ملل دیرسال در ادامه همان سنت کهن برای مردان و زنانی که بزرگمنشی و سلحشوری وجه غالب شخصیت شان بود، از نمادهایی چون شیر، کل و سوار شکست ناپذیر استفاده می کردند. درجامعه ای که سلحشوری و جوانمردی، نیکوترین صفات مردمانش محسوب می شد، نمادی لازم بود تا آنکس که در زندگی خویش توانسته خود را به این معیارهای پسندیده جامعه نزدیک کند، از دیگران باز شناخته شود. این سنگ برافراشته که مملو از نقوش حماسی، اساطیری و آرمانی بود تبلور صفات والای انسانی جوامع زاگرس نشین بود، نه زینتی بر گور مردگان، که هیبتی برای جامعه زندگان محسوب می شد. در گورستان هر طایفه و آبادی برپای بودن چنین نمادی مایه فخر و مباهات بود. در نظر داشته باشیم که جامعه عشایری یک جامعه مکانیکی به حساب می آید و به همین دلیل خصلت فرد و جامعه جدایی ناپذیر است و هریک از آحاد جامعه صاحب شخصیت و موجودیت اند بنابراین شجاعت و ننگ یک نفر شجاعت و ننگ جامعه محسوب می شد. هرکس که می توانست به این صفات دست یابد پاداش سلحشوری خود را از جامعه می گرفت. چیزی شبیه آنچه به عنوان مدال برای قهرمانان امروزین در نظر گرفته می شود. لذا نظارت اجتماعی اجازه نمی داد تا هرکس به ترجیح و دلبخواه خود و از روی تفاخر بر گور عزیز از دست رفته اش این نماد را قرار دهد. برای این امر نیز کنترل های اجتماعی وجود داشت که پذیرش اجتماعی، یکی از مهمترین این کنترل ها بود. اگر کسی می خواست به گزاف برگور کسان خود کیلی بگذارد قانون نانوشته ای در عرف وجود داشت که شایستگی شخص را تعیین می کرد. قضاوت عمومی مهم ترین عاملی بود که بر این کار نظارت داشت مبادرت به امری خلاف پذیرش جامعه سرزنش شدید را در پی داشت. لذا هیچ طایفه ای بی گدار، سر و کار خود را با چنین قضاوتی نمی انداخت. در زندگی ایلیاتی داستان زندگی هرکس از بدو تولد تا لحضه مرگ چون آینه ای مشخص و در برابر دیدگان جامعه آشکار بود. لذا کسی نمی توانست عزیز «درگذشته» خود را خارق العاده یا چیزی فراتر از آنچه زیسته است جلوه دهد، یا داستانی خلاف واقع از او روایت کند. زندگی ها شفاف و سرگذشت متوفیان در قضاوتی موشکافانه قرار داشت. اندازه و جای گور به تناسب جایگاه و موقعیت اجنماعی فرد در زمان حیاتش بستگی داشت و به همین لحاظ اکثر گورستان ها و سنگ مزارها دارای تنوع در اندازه، نقش و مکان هستند.

منابع و مآخذ

3. احمدی پیام، رضوان. (1388). سیر تحول و تطور مضمون شکار در هنر ایران. کتاب ماه هنر (مرداد 1388): 107-102)

4. اعظم زاده، محمد و پورمند، حسنعلی. (1388). درآمدی بر نحوه شکل گیری نقوش در سنگ گورهای منطقه سفیدچاه. نشریه هنرهای زیبا 39: 102-95.

8. پورکریم، هوشنگ. (1342). سنگ مزارهای ایران. هنر و مردم12: 39-31.

9. پویان، جواد و خلیلی، مژگان. (1389). نشانه شناسی نقوش سنگ قبرهای قبرستان دارالسلام شیراز. کتاب ماه هنر 144: 107-98.

10. تناولی، پرویز. (1388). سنگ قبر. چاپ اول، تهران: نشر بن گاه.

15. خسرونژاد، پدرام. (1377). سنگ های مزار از پنجره مردم شناسی هنر. کتاب ماه هنر 1: 25-22.

16. دانش یزدی، فاطمه. (1387). کتیبه های اسلامی شهر یزد. چاپ اول، تهران: نشر سبحان نور.

18. راسل هینلز، جان. (1383). شناخت اساطیر ایران. محمد حسین باجلان فرخی. چاپ اول، تهران: انتشارات اساطیر.

19. رضایی، مهدی.بی تا. آفرینش و مرگ در اساطیر. تهران: انتشارات اساطیر.

25. فرزین، علیرضا. (1384). گورنگاره های لرستان. چاپ اول، تهران: پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری.

2829. ناصری فرد، محمد. (1388). سنگ نگاره های ایران(نمادهای اندیشه نگار). چاپ اول، مؤلف.

 

 یادداشت :

با سلام خدمت همه دوستان، محقق گرامی آقای کرمی و دکتر احمدی عزیز مدیریت محترم سایت بانزلانی
از دیدن و خواندن این مقاله بسیار خرسند و مشعوف شدم. جای بسی قدردانی و تحسین دارد. بنده به عنوان مدیر مسئول نشر کتاب سرانه آمادگی دارم در جهت بسط و چاپ و نشر این امر به صورت کتاب هر گونه خدمتی را ارائه نمایم. اگر افتخار دهید در خدمت شما هستم. از تماس با من کوتاهی نفرمایید.
تشکر
نشر کتاب سرانه
مهرداد مرادی

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 21:42 |

مردان او نظر     هاکرده کسی مشو او نظر

صد آسیا و سنگ بگیلوش اوسر    کج نبو نه دین تمنای دلبر

با تأسف و تأثر فراوان روز جمعه 12 دی ماه 1393 بانو پری یوسفی همسر گرامی استاد علی اکبر مرادی بر اثر  بیماری در بیمارستان طالقانی کرمانشاه چشم از جهان فروبست. این بانو مهربان و مردم دوست که مدت زیادی با بیماری خود مبارزه کرد سرانجام در مقابل مشیت الهی تسلیم حق گشت. 

از این بانوی مردم دوست چهار فرزند  به نام های آرش، کورش، کاوه و فرانک مرادی به یادگار هست او فرزند مرحوم حیدرخان یوسفی از بانزلانی علیا بوده و در سال 1355 با استاد مردای پیمان ازدواج بستند و در هنگان فوت 54  سال سن داشتند.

در مورد مادر و همسر حرفها و سخن ها بسیار گفته شده است. سامان خانواده به مادران بسته شده است. مطمئاً پشت هر مرد موفقی همسری باوفا و با فکر و اندیشه وجود دارد. استاد علی اکبر مرادی از افتخارات مردم گوران و فرزند این مرزوبوم است که نام و آوازه او از مرزها بیرون رفته است. او بخاطر کار و برنامه هنری و فرهنگی خود بیشتر اوقات از کاشانه  خود بدور بوده است. در این ایام این همسر گرامی که همیشه یار و یاورش بوده و هرگز در راه هدف او کوتاهی نکرده  و سختی های زندگی را بجان خود خریده  است . استاد خود بیشتر از هر کسی می داند چه کوهی در پشت سر اخود بوده است. این بانو در برخورد با مردم بسیار تواضع و مردم دوست و زبانزد خاص و عام بودند.  در وصف این بانو هزاران واژه کم است

روحش شاد یادش گرامی

از طرف خود و کاربران وبلاگ بانزلانی به استاد مرادی و دودمان مرادی و دودمان یوسفی تسلیت می گویم

عکس های از مراسم خاکسپاری ملاحظه می کنید

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ و ساعت 23:23 |
 با سلام خدمت کاربران گرامی وبلاگ بانزلانی

یکی از همکارانم که از وبلاگ من زیاد بازدید می کند از من پرسید وجه تسمه بانزلانی یعنی چه ؟ منظور ایشان چرا این اسم انتخاب شده

جواب سوال این دوست بسیار سخت است . جواب این سوال را از شما هم نیز می پرسم

اما اگر بخواهم از لحاظ لغوی بررسی کنم : بان یعنی دشت زل یعنی تنومند و نیرومند پس اگر نتیجه گیری کنم یعنی دشتی که آدم های نیرومند و تنومند زندگی می کنند نتیجه آخر بانزلانی یعنی دشتی کی دارای افراد قوی و شجاع زندگی می کنند

تا ببینم نظر شما چه هسن؟

نظر اقای عظیم احمدی :
سوال بسيار جالبي طرح شده
من از يكي از بزرگان شنيدم ايشان الان به رحمت خدارفتند . ايشان گفتند جايگاه اصلي روستاي بانزلاني جاي كه الان روستا هست نبوده بلكه دقيقا"روبه روي بانزلاني كنوني در زمين فعلي عبدل حسين يوسفي بوده وباتوجه به موقعيت آن زمينها كه بسيار هم تخت ميباشد درفصولي از سال به خصوص پاييز باد زيادي وزيده وباتوجه به واژه كردي باد شمال و باد زلان آن منطقه بيشتر باد زلان وزيده وبه بانزلان يعني جاي كه باد زلان زياد در آنجا درجريان است .خدارحمت كنه ازفرمايشات مرحوم ياركرم ناصري . البته ايشان گفتند من درجاي شنيدم كه شخصي سربزرگ (ياهمان سرزل ) روزي از اين منطقه عبور كرده ودرهمان جا نيز سكونت كرده واين واژه ممكنه ازاين هم نشات گرفته باشد ولي خودش زياد به اين مطمئن نبود .

نظر آقای امید:

من از بدر بزرگم برسیدم این طور ب من گفت که ی قسمتی از تبه روبه رو روستا بر نی زار بوده ب خاطر همین اسمشو بانزلان گزاشتن .

 

 

به مناسبت شب یلدای امسال یک شب را در غار شاه فتح اله ( مر شاه فتح اله کرنجیر در ارتفاع 2200 متری) گذراندیم جای شما خالی. بسیار خوش گذشت . هدف ما از این شب ماندن در کوه یادآوری زندگی سخت پیشینیان بود خواستیم بدانیم آیا می توان فقط  و فقط یک روز مثل آنها زندگی کرد .

 ولی دوستان باور کنید برای ما ها که به این زندگی راحت عادت کرده ایم دیگر غیر ممکن است بتوانیم به آن زندگی برگردیم

اما به نظر من خوب است هر از گاهی آن زندگی را تجربه کرد. برای روحیه ما هم که شده بسیار خوب است

چند عکسی از این شب به یاد ماندنی برای شما عزیزان می گذارم

همیشه شاد باشید. تماس بگیرید نظر بدهید پیشنهاد ارائه کنید. منتظر محبت شما ها هستیم. این وبلاگ مال من نیست به شما تعلق دارد.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۳ و ساعت 11:22 |

شادروان بهرام سلطان اسپری رئيس عارف ايل بزرگ غيور قلخاني


وفات دهه هشتاد، آرامگاه مقدس بابایادگار


آخرین عکس رسمی ایشان دهه هفتاد در ایالات دالاس امریکا

بعد از فوت فریدون خان فرزند ایشان که در سازمان ناسا امریکا فعالیت داشتند، بهرام سلطان در بین حاضران دعای کرد وگفت خداوندا زندگی مادی من را به سال وفات فریدون فرزندم نرسد،وچنین شدکه سال ومراسم ختم پدر وفرزنددر یک روز بجا آورده شد.
روحشان شاد ویادشان گرامی
با تشکر له هنرمند عزیز ولاتمان کاکه کیوان قلخانی

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه یکم دی ۱۳۹۳ و ساعت 16:27 |

و چه میدانی

تو چه میدانی که من دل ریشم  /   تو چه می دانی که من پریشم
توچه میدانی که هر شب من غرق تمنا و تشویشم
توچه میدانی که روزگار زده چون زنبور صدبار نیشم
توچه میدانی که بیستون زده زانو از درد تیشم
تو چه میدانی که بی تو من سردار سپاه جان بر پیشم
تو چه میدانی که بی تو من هردم جام مرگ را نوشم
توچه میدانی که در خیال در وصل منی در آغوشم
توچه میدانی تنها هرشب خواهد شمع سحرت باشم

 

با تشکر از جواد یوسفی عزیز

مدیریت وبلاگ بانزلانی

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ و ساعت 22:16 |

یادداشت : در جواب برادر ارجمندم که چرا غاری که در کوه گل انجیر هست با نام غار یا مر شاه فتح الله مستار است

این موضوع را از چندین فرد مطلع سوال کردم. جوابی که نزدیک به واقعیت باشد این است که فردی با نام فتح الله که از یاران عارف تیمور بانیارانی بوده به دلایل جو دوران قاجار مورد تعقیب قرار می گیرد و مجبور می شود در این غار که مانند شیاری در بالاترین سخره کوه قرار دارد پناه بگیرد و تا زمان نامعلومی در این غار زندگی می کند و به همین خاطر نام این غار با نام مر شاه فتح الله معروف است. همین و بس

 

 

 عکس های بسیار زیبا از کل منطقه گوران در سایز بزرگ (دانلود کنید) و یا به لینک های زیر مراجعه کنید  (در فصل پاییز 1393)

http://uploadgoogle.ir/uploads/1418152936091.jpg
http://uploadgoogle.ir/uploads/1418152936652.jpg
http://uploadgoogle.ir/uploads/1418152937323.jpg

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 23:27 |

خاستگاه و گستره گونه­ ها و گویش­های زبان كردي

فصلنامه پژوهشی فرهنگ کرمانشاه، دوره جدید پاییز شماره 4، پیاپی .14

اردشير ذوالفقاري    دکتری زبانشناسی، دانشگاه ملی ایروان ارمنستان                                                                 

  تهیه و تنظیم : حمید احمدی                      

چكيده
این مقاله جستاري است در خصوص مشخص نمودن خاستگاه  وگستره گروه زبان هاي كردي و لهجه¬هاي آن در ميان زبان¬هاي ايراني¬. به منظور بهترروشن شدن موضوع در ابتدا با استعانت از ديدگاه¬هاي زبان شناسي مرز ميان زبان يا گويش و لهجه را مشخص نموده¬ايم .سپس گفته شده كه زبان¬هاي كردي جزءكدام خانواده از زبان¬هاي ايراني است و آيا سوابق زباني و تاريخي مشخصي وجود دارد كه ثابت كند زبان¬هاي كردي دنباله كدام يك از زبان¬هاي ايراني باستان هستند يا خير؟ همچنين بررسي گرديده كه كدام يك از گويش¬هاي زبان كردي اصيل¬تر از ساير گويش¬هاي اين گروه زباني است. در پايان با استناد به ديدگاه زبان شناسان،  به معرفي زبان هاي كردي وگسترة جغرافياي گويشوران اين زبان ها پرداخته شده است.
واژگان كليدي:  گروه زبان¬هاي كردي، زبان، لهجه، گويش، زبان¬هاي ايراني، گويشور


1-    مقدمه


خوانندگان گرامی به دلیل طولانی بودن مقدمه شاید مورد توجه شما نباشد در این وبلاگ خذف می شود کسانی که علاقمند به زبانشناسی هستند به خود مجله مراجعه  یا با اینجانب تماس بگیرند

2-    زبان، گويش و لهجه

در هر كشوري طبق توافق و قرارداد يكي از زبان هاي موجود در آن كشور به عنوان زبان رسمي تعيين
مي شود؛ به لهجه اي از اين زبان، مثلاً زبان فارسي اي كه امروزه در صدا و سيما، مطبوعات، مدارس و دانشگاه ها از آن استفاده مي شود زبان معيار مي گويند. معمولاً در انتخاب زبان معيار سعي مي كنند لهجه اي انتخاب شود كه براي تمامي گويشوران يك جامعة زباني قابل فهم باشد. در هر كشوري زبان رسمي، خط نوشتاري و پرچم در كنار سرود ملي، از نمادهاي هويتي است كه براي همه مردم آن كشور مقدس شمرده مي شود.  
3-    خاستگاه گروه زبان هاي كردي در بين خانواده زبان هاي ايراني
براي روشن شدن موضوع و تعيين جايگاه زبان كردي، لازم است در ابتدا پيشينه زبان هاي هند و اروپايي را بدانيم. (ابوالقاسمي 1379: 11) می گوید  در پنج هزار سال پيش از ميلاد مسيح در منطقه اي ميان جنوب روسيه در شرق رود دنيپر و شمال قفقاز و غرب كوه هاي اورال قومي زندگي مي كردند كه بعدها به
سرزمين هايي از هند تا اروپا مهاجرت كرده اند. چون زبان اين قوم منشأ زبان هاي رايج در هند و اروپا بوده زبان اين قوم و خود اين قوم هند و اروپايي ناميده شد. مهاجرت قوم هند و اروپايي به جاهاي مختلف آسيا و اروپا سبب شد كه از تحول زبان آن قوم در جاهاي مختلف زبان¬هاي مختلفي به وجود بيايد:1- ژرمني 2- روميايي
3- بالتي 4- اسلاوي 5- هندي 6 - ايراني 7- يوناني 8- كلتي 9 - ارمني10- آلبانيايي.
تاريخ از قبايل و اقوام آريايي متكلم به زبان¬ها و لهجه هاي ايراني زماني ياد مي¬كند كه ايشان در فلات ايران و آسياي ميانه مي زيسته اند. آسياي ميانه از شمال به قزاقستان كنوني و از جنوب به فلات ايران و شرق به تركستان چين و از مغرب به درياي خزر محدود مي گردد. از زمان افتراق و مهاجرت آريايي ها (هنديان به دره سند و ايرانيان به فلات ايران) به بعد دانشمندان زبان شناس ادوار زبان فارسي را به سه دوره تقسيم كرده اند:
1-    دوره زبان باستاني ايراني(از تاريخ تجزية زبان¬هاي ايراني از زبان مشترك آريايي- يعني تقريباً از آغاز هزارة دوم ق.م. تا قرن سوم و چهارم ق.م.).
2-    دورة زبان ايراني ميانه (از قرن سوم و چهارم ق.م. تا قرن هشتم و نهم بعد از ميلاد).
3-    دوره زبان جديد ايراني (از قرن هشتم و نهم بعد از ميلاد تا عصر حاضر) (اورانسكي1379: 45).
بر مبناي عرف و قرداد زبان هاي ايراني را به دو دسته غربي و شرقي و دشت كوير را به عنوان حد فاصل اين زبان ها معرفي كرده¬اند. زبان¬هاي شرقي در آن عصر لهجه¬هاي متداول در آسيای ميانه و نواحي مجاور آن (خوارزم، سغد، باختر، مرغيانه) جزوگروه زبان هاي ايراني شرقي بودند. لهجه هاي قبايل سكايان (اسكيت ها) و از آن جمله اسكيت¬هايي كه به نقاط دور از آسياي ميانه، به سمت مغرب، كوچ كرده بودند نيز جزو همين گروه بود.
نمونه زبانهای شرقی ایرانی تبار به قرار زيرند:
-    پشتو
-    آسی
-    زبانهای پامیری (پامير ناحيه اي است بين كشورهاي افغانستان و چين)
-    پاشایی
-    یغنابی
و اما زبان هاي غربي ايراني به دو گروه منشعب مي گردد: الف - گروه لهجه¬هاي شمال غربي (مادي) كه در شمال غربي فلات ايران رواج داشته ب- گروه لهجه¬هاي جنوب غربي (پارسي) كه در جنوب غربي فلات مزبور در كرانة خليج فارس(ناحية پارس) متداول بوده است .(همان،137).
- زبانهای ایرانی شمال غربی:
1- آذری 2- بلوچی 3- گويش¬هاي کردی: کرمانجی، سورانی، كلهري (لهجه هاي جنوبي كردي)، لکی.
-    زبان های کناره دریای خزر :4- تاتی 5- تبری 6- گیلکی 7- سمنانی و سنگسری
8- تالشی 9- زازا - گورانی
-    زبانهای ایران مرکزی
-    زبان¬های ایرانی جنوب غربی، زیر مجموعه ای از مجموعه زبان¬های ایرانی تبار غربی است که آن هم خود زیر مجموعه ای از زبان های ایرانی نو می باشد. برخی از انواع زبان های ایرانی جنوب غربی عبارتند از: فارسی، لری، اِچُمی، بشاکردی، کومزاری، بختیاری.
      با توجه به اين توضيحات و با عنايت به موقعيت جغرافيايي كردستان در چهار كشور ايران، عراق ، سوريه و تركيه و با ملحوظ قرار دادن اينكه تمامي مناطق كردنشين در چهار كشور مذكور در دوره¬هاي باستان جزو قلمرو امپراتوري بزرگ ايران بوده، به طور قطع  مي¬توان گفت كه زبان كردي يكي از
زبان هاي ايراني غربي است. پروفسور ولادیمیر مینورسکی  خاورشناس و اسلام شناس روسی، بر این باور است که زبان کردی به طور قطع از ریشه زبان مادی است. چنان که وی در این رابطه میگوید: اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده است و این همه قبیله و تیرة مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟ (و يكي پديا) در مورد ايراني بودن زبان كردي شكي نيست. اما تاكنون آثاري (مانند كتيبه بيستون وكتاب اوستا كه منشأ زبان فارسي هستند) در مورد منشأ زبان كردي كه احتمالاً، زبان مادي باستان است بدست نيامده است.
4-    گروه زبان هاي كردي
با توجه به تغيير و تحولات درون و برون زباني و با عنايت به فقدان مدارك كتبي در خصوص سير تحول زبان كردي، امروزه نمي¬توان با صراحت تمام،گفت كه كدام گونه از زبان¬هاي موجود كردي اصيل و ريشة ساير گويش¬هاي اين گروه است. اما به نظر مي¬رسد كه زبان كردي كرمانجي اصيل¬تر از ساير زبان¬هاي كردي باشد. در خصوص گسترة جغرافيايي و تقسيم بندي زبان هاي كردي تاكنون نظرات گوناگوني توسط محققين بيان گرديده است(برويين سن، 1378، 35-38 ، 305- ¬311 ¬؛  اورانسكي، 1379)
هم اكنون در دنيا چهار زبان يا گويش كردي  وجود دارد كه عبارتند از:
1-    زبان كرمانجي يا كردي شمال (کرمانجی که به آن کرمانجی شمالی هم گفته میشود یکی از گویش-های اصلی کردی است. برخی منابع از گویش سورانی با نام «کرمانجی جنوبی» یاد میکنند.
کرمانجی سرشتی قدیمی تر و اصلیتر را نسبت به دیگر گویشهای کردی حفظ کرده چرا که دیگر
گویش¬های کردی به خاطر نفوذ دراز مدت فارسی و گورانی و شاید جذب یک زیرلایه مشخص ایرانی، دستخوش دگرگونیهای چشمگیر شدهاند.
فهم زبان گویشوران کرمانجی و سورانی برای یکدیگر در ابتدا کمی مشکل است اما پس از مدتی قادر به برقراری ارتباط با هم خواهند بود.
    کرمانجی در سرتاسر کردستان ترکیه و کردستان سوریه، بخشی از کردستان عراق، استان آذربایجان غربی در شهرستانهای ارومیه، خوی، ماکو، چالدران تکلم میشود. همچنین در شمال شرق ایران و در استانهای خراسان شمالی و خراسان رضوی گویش غالب در شهرستانهای بجنورد، اسفراین، قوچان، شیروان، کلات نادری و «مانه و سملقان»، کرمانجی است. کرمانجی در شهرستانهای درگز، چناران و فاروج با در اختیار داشتن درصدی بالا، زبان دوم است. با توجه به مهاجرتهای گسترده از سایر شهرهای کرد زبان شمال خراسان به مشهد شمار کرمانجهای ساکن در مشهد قابل توجه است. در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش می باشد که عمده ساکنان بخش خورگام که شامل روستاهای بره سر، چها محل، جلالده و بیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به زبان کرمانجی صحبت
می کنند پیرکوه و کرماک و دوسالدیه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل و نیز در قسمتهای کردنشین ارمنستان و ترکمنستان و استانهای کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجان به کردی کرمانجی تکلم
میشود. بیشتر کردهای ساکن اروپا به زبان کرمانجی تکلم میکنند. کرمانجی با آنکه از لهجههای مختلفی تشکیل شدهاست ولی لهجه مرجع و کتابی (معیار) آن به لهجه جزیری در کردستان ترکیه شبیه است که از زمانهای دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی تیران، ماموستا جیگر خوین و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کردهاند.(ويكي پديا، 2013).
2- زبان كردي سوراني يا مركزي (سورانی در بخش میانی مناطق کردنشین ایران و همچنین در نیمة جنوبی کردستان عراق صحبت میشود. شهرهای اصلی گویشوران سورانی عبارتند از پیرانشهر، بانه، بوکان، اشنویه، سردشت، مهاباد، نقده، ارومیه، رواندوز، سقز، دیواندره ،شاهین دژ، سنندج، تکاب، قسمتی از بیجار، مریوان، جوانرود، کامیاران، سلیمانیه، اربیل، رانیه، کویسنجق و کرکوک. سورانی خود به چندین لهجه تقسیم
می شود. لهجة رایج در سنندج لهجة اردلانی است و لهجة منطقة بوکان و مهاباد مُکریانی نام دارد. در عراق نیز دو لهجة اصلی سورانی اصلی (در اربیل و کرکوک و سلیمانیه و سقز) و سلیمانیهای رایج است. به طور کل اردلانی / سلیمانیهای یک گروه و مکریانی / اربیلی نیز یک گروه دیگر را تشکیل میدهند.
لهجة رایج در شهرهایی مانند مهاباد، سردشت٬ نقده، بوکان، شاهیندژ، پیرانشهر، اشنویه و شهرهای رانیه و قلعه دیزه در کردستان عراق مکریانی است.) (ويكي پديا، 2013).
3-كلهري يا كردي جنوبي (جغرافیای زبانی گویش کلهری را میتوان از سمت شرق به غرب؛ گردنه اسدآباد تا جلولا در کردستان عراق (نزدیکی بغداد) و از شمال به جنوب؛ بیجار در استان کردستان (سنندج) تا مهران و آبدانان در جنوب ایلام، منتهی به کوه¬های کلهر دانست. این گویش دارای تنوع لهجههای بسیاری است که خود گویای غنا و قدرت این گویش کردی است. به عنوان مثال در شمال این منطقه و در منطقه گروس (بیجار) با لهجه گروسی، در شرق در مناطق اسدآباد و سنقر و کلیایی به لهجة کلیایی در غرب این منطقه و در مناطقی مانند خانقین و حواشی آن با لهجه خانقینی، در جنوب در مناطقی چون ایلام مهران و آبدانان با لهجة ارکوازی یا به عبارتی فیلی و در مرکز این مناطق یعنی در شهرهایی چون کرمانشاه، اسلام آباد غرب، ایوان غرب، ماهیدشت، شیروان چرداول و... کلهری را با اصالت بیشتری ادا میکنند که شامل لهجه ها و زیر لهجه هایی چون ایوانیانه، شابادیانه، گیهلانیانه، مهسویریانه، چهرداوریانه و... میباشد. برخی، گویش کلهری را تنها مختص به ایل کلهر می¬دانند و آن را به مناطقی چون کرمانشاه، ایوان غرب، اسلام آباد غرب، گیلان غرب، ماهیدشت، ایلام و خانقین محدود می¬دانند. اما در تمامی جغرافیایی که از آن بحث شد گویش کلهری به کار میرود با اندک تفاوتی در فونوتیک. برای مثال در منطقة کلیایی همین لهجه بی¬هیچ اختلافی صحبت میشود اما به اول برخی افعال «ئه» یا «اَ» اضافه میشود. و جالب¬تر اینکه خود مردم کلیایی اصالتاً از ایل کلهر و از «هفت مالة بانه سیری ئه یوان» میباشند و دلیل محکم¬تر بر این مدعا، تشکیل حکومت کلهر و سنقر در زمان صفویه در این منطقه میباشد.) (ويكي پديا، 2013).
 4-زبان لكي(حوزه گسترش زبان لکی عبارت است از: بخش بیراوند یا هرو در شرق لرستان با ایل بزرگ بیرانوند، شهرستان سلسله یا الشتردر شمال شرقی، شهرستان دلفان یا نورآباد لرستان در شمال غربی، شهرستان کوهدشت در غرب لرستان با طایفههایی همچون آزادبخت، اتیوند، اولادقباد، گراوند و شاهیوند و بخش رومشگان در جنوب کوهدشت با طوایف امرایی، پادروند، شرق استانهای کرمانشاه (جلالوند و عثمانوند) و کردستان و ایلام مانند شهرهای هرسین، دینور و دره شهر و شیروان چرداول با طایفه هایی همچون
دارابی - صحرابگی در بیجنوند و شهبازی در هلیلان، جنوب استان همدان، گروه¬های زیادی از لک¬ها در طول تاریخ از مناطق خود کوچانده و تبعید شدهاند. از جمله گروهی که ساکن شمال ایران هستند و به کردهای تبعیدی معروفند و گروهی دیگر که توسط عثمانی¬ها به اطراف آنکارا (شهر هایمانا یا هیمنا) کوچانده شدند، به لک¬های «شیخ بزینی» یا کردهای هیمنهای معروفند که هنوز فرهنگ و هویت خود را کمابیش حفظ کردهاند. بخشهایی دیگر از مردم قوم لک در کرکوک و خانقین عراق سکونت دارند. در عراق تعداد گویشوران لک را بیشتر از ایران حدس زدهاند.) (ويكي پديا، 2013).
نتيجه
نتيجه اي كه از اين پژوهش مي گيريم اين است كه بايستي سعي كنيم كه تحقيقات بيشتري در مورد تمامي زبان-هاي ايراني انجام دهيم تا بتوانيم اين ميراث گرانبهاي آباء و اجدادي خود را در گسترة تاريخ حفظ كرده و از نابودي و انحطاط آن جلوگيري به عمل آوريم. هدف مهم ديگري كه در اين مقاله تعقيب شده اين بود كه تعريفي جامع ورسا از سه واژه زبان،گويش و لهجه ارائه دهيم. نكتة آخري كه به آن پرداخته شده اين است كه زبان كردي در مسير تاريخي خود با گذر از تغيير و تحولات برون و درون زباني به چهار زبان اصلي تقسيم شده و آن زبان ها نيز هر كدام داراي لهجه هاي گوناگوني است؛ ولي برخي از ما هيچگاه متوجه اين زايش زباني كه ممكن است طي سده¬ها به طول بينجامد نشويم. در نتيجه به هريك از زبان¬هاي كردي بنا بر عرف وسنت  مي-گوييم زبان كردي، نه زبان لكي يا كلهري...
يادداشت¬ها:
-    در اين مقاله در ميان گروه زبان هاي كردي، اسمي  از زبان گوراني و لهجه¬هاي آن (اورامي،
گهواره اي، سنجابي، قلخاني و باجلاني) نبرديم؛ چون اين زبان، زباني مستقل از زبان كردي است و به احتمال قوي خاستگاه اوليه آن منطقه ديلمستان وكرانه هاي خزر است.
-    در اين مقاله به گروه زبان هاي كردي اشاره شده نه زبان كردي زيرا هر چهار شاخةاصلي زبان كردي خود به طور مستقل داراي آوا ها، واژگان و نحو مجزا از همديگر هستند و در نتيجه در اثر تحولات درون و برون زباني به گويش¬هاي متعدد كردي تبديل شده¬اند.
-     بعضي از پژوهشگران به علت همجواري سكونت قبايل لر با اقوام لك، زبان آن¬ها را يكي دانسته و يا به اشتباه زبان لري را يكي از زبان¬هاي كردي قلمداد كرده¬اند؛  در حالي كه در تقسيم بندي زبان ها ،زبان لري جزو زبان هاي جنوب غربي معرفي شده است.


منابع
-    ابوالقاسمي، محسن (1379). ريشه شناسي. تهران: ققنوس.
-    اورانسكي، اي.ام. (1379). مقدمه فقه اللغة ايراني. ترجمه كريم كشاورز، تهران: پيام.
-    باطني ، محمدرضا و ديگران (1389). زبان و جامعه شناسي. تهران: سازمان چاپ وانتشارات.
-    باطني، محمد رضا (1389). توصيف ساختمان دستوري زبان فارسي. تهران: امير كبير.
-    برويين سن، وان مارتين (1378). جامعه شناسي مردم كرد. ترجمه ابراهيم يونسي، تهران: پانيذ.
-    دوسوسور، فردينان (1382). دوره زبانشناسي عمومي. ترجمه كورش صفوي، تهران: هرمس.
-    ساغروانيان،  جليل (1369). اصطلا حات زبان شناسي. مشهد، نما.
-    صفوي ،كورش (1367). نگاهي به پيشينه زبان فارسي. تهران: انتشارات مركز.
-    مارتينه،آندره(1387). مباني زبانشناسي عمومي. ترجمه هرمز ميلانيان، تهران: هرمس.
-    مردوخ كردستاني، محمد (1379). تاريخ مردوخ.تهران، كارنگ.
-    ویکی¬پدیا (2013) دانشنامه آزاد. ذیل واژه زبان¬ و لهجه کردی. قابل دسترسی¬:
http://fa.wikipedia.org/wiki

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 22:40 |

تاریخ ایل گوران در دوره مادها

تا قبل از ورود قوم ماد به نواحی زاگرس، اقوامی مانند لولوبی ها، گوتی ها، کاستی ها و .... در ناحیه مذکور زندگی می کردند. با مهاجرت و ورود قوم ماد و پیوستن آنها به قبایل مذکور، منطقه گوران در سلسله جبال زاگرس، جز و سرزمین هایی بود که به تصرف ماد ها در آمد و مادها به کمک اقوام ساکن در سرزمین های تحت تصرف خود  توانستند امپراتوری بزرگ ایران را پایه گذاری کنند.

مادها در سال 2000 قیل از میلاد به ایران آمدند و چون نتوانستند بر دولت مقتدر آرارات  پیروز شوند، سرزمین هایی را اشغال کردند که امروزه استانهای آذربایجان، کردستان و کرمانشاه هان، دینور، همدان، اصفهان و زنجان را تشکیل می دهند. اما آنچه  به واقعیت نزدیکنر است می تواند آذربایجان، کردستان و عراق عجم  باشد یعنی خانقین، قصر شیرین ، کرند  کرکوک و سرزمینهای مابین این نواحی  است.

منطقه گوران در زمان به قدرت رسیدن مادها جزو ماد بزرگ و در تقسیمات کشوری به عنوان بخشی از کرمانشاهان  در قلمرو کانون ماد قرار داشت. بنا به روایات قلعه هایی مهم و تاریخی در این منطقه وجود دارند از جمله : قلعه چپایارقلی در 10 کیلومتری شهر گهواره روبروی کوه بزه هو و یا قله چپا قدقوان در نزدیکی روستای بریه خانی در 14 کیلومتری شهر گهواره . در همین راستا غار بزرگ مرگورا که آثار و کتیبه های بجا مانده  است . در این غار آثار و تمدن و حکومت مادها در سرزمین گوران می باشد. این قلعه ها به علت تهاجمات و عوامل طبیعی هم اکنون به تلی از خاک تبدیل شده است.

کرمانشاهان درزمان مادها یکی از ایالات های غربی آن دولت محسوب و در زمان هوخشتره جزو ساتراپ  یا همان استان دهم مادها بوده است. گوران قسمتی از این ساتراپ در ناحیه زاگرس بوده. از دیگر آثار دوره ماده دخمله مرد مادی در کل داوود سرپل ذهاب است که یک مرد مادی در حال نیایش است.  کورش بزرک در 550 قبل از میلاد دولت ماد را منقرض کرد و سلسه هخامنشیان را پایه گذاری کردند.

در ادامه  بحث تاریخی تاریخ گوران در ادوار مختلف مرور می کنیم

منابع:

 کتاب کرد و کردستان / ترجمه محمد قاضی

کرد و پیوستگی نژادی او / تالیف استاد رشید یاسمی

 و

کتاب نگین سبز گهواره / تالیف خدایاری

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 1:34 |
 

 

 در ادامه مطالب تاریخی  به گوران تفنگچی  سری می‌زنیم و در این پست قصد داریم جهانبخش خان رستمی (ضرغامسلطنه) را مختصر معرفی کنیم

 

همان‌گونه می‌دانید اگر تقسیمات تاریخی مدنظر قرار دهیم گوران به دو ناحیه در منابع آمده است : گوران قلعه زنجیری و گوران تفنگچی که در پست اخیر به‌طور کامل مطالبی در این خصوص آورده‌ام . می‌توانید به آرشیو وبلاگ توجه کنید سردودمان گوران تفنگچی را خاندان دانیال تشکیل می‌دهد که در بعد از 6 نسل به جهانبخش خان (دانیال- الهیار- محمد سلطان- رستم سلطان- فرامرز سلطان  می‌رسیم و لقب ایشان هم به ضرغام السلطنه معروف است

 

خان  دانیالی در روستای تختگاه که اکنون با نام پسر ایشان (عادل) هم در تقسیمات جغرافیایی ثبت شده  ریاست ایل گوران تفنگچی را بر عهده داشت :

 

ضرغام السلطنه بین سال‌های 1280 تا 1286 هجری قمری در تختگاه به دنیا آمد . وی انسانی باذکاوت و در سیاست ایلی یگانه، دلیر، وطن‌دوست و دارای مهارت در سوارکاری و فنون جنگی بود. وی مردی ادیب و سخنوری دانا بود. اشعاری از وی بجا مانده است به تقدیم شما عزیزان می‌شود . خان گوران در سال 1326 شمسی در همین روستا دار فانی را وداع گفت

 

اشعار خان  نشان از روحی بلند بهاری و دلبستگی به یاران دارد:

                                                   کردی:

 میرزام وهارن                                                      مژده بویه فصل آمای وهارن

 نشانه ی نشاط سیرگلزارن                             بنای آرایش هروه کوسارن

 صحرا و الوان، گلان راز نا                                نقاشان و نقش چینی سازن

 ملیچک چنی، رشوله و ناز                               موانان مقام مرقومه حجاز

 گل نوحه و شور آمای وهارن                          کل عاشق و دین دیده ی نگارن

                                                    فارسی:

 نشستیم بر سبزه این دم به شاد               زیاران رفته بسی یاد باد

 چو پروانه بر سبزه‌ها بوده اند                    که ره را شب و روز پیموده‌اند

 بنای گاه رفتند بی کام دل                            نهفتند رخساره در زیر گل

 ندانسته چون است بازارشان                     چه راهی است با صلح و پیکارشان

 از این خانه‌ی رنج، باید گذشت                  خوشا آنکه با جام ، دمساز گشت

برای اطلاعات بیشتر به کتاب جغرافیای تاریخی / محمدعلی سلطانی  و کتاب نگین سبز زاگرس  خدا یاری مراجعه کنید

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۳ و ساعت 12:48 |

با سلام و عرض ادب و احترام

 

گوران همیشه جای بزرگان بوده و خواهد بود

 

امروز در عرصه ورزش، قهرمانی از روستای چشمه سفید ( کانی چرمی) بر بام آسیا و جهان می ایستد

این ورزشکار نامی کسی نیست جز مرد آهنین ما " جناب آقای کیانوش رستمی"

 

اگر کسانی او را نمی شناسند بدانند این قهرمان جهان و آسیا در 70 الی 80 کیلومتری کرمانشاه در منطقه گوران در روستای چشمه سفید به دنیا آمده و تا این حد در عرصه ورزش جهانی در بالا و بالاتر آمده  است.

ما مردم گوران از اینکه قهرمانی از این ناحیه تحویل جامعه دادیم بسیار خرسندیم و برای سربلندی و پیروزهای بعدی ایشان از خدا بزرگ دعای خیر داریم. باشد که همیشه قهرمان بماند

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳ و ساعت 12:24 |

این متن را حتما بخوانید

 دوستان ویاران گرامی چند روز پیش به قصد تسلیت به خانواده فتحی بر سر مزار رفتگانمان در گذرگاه امام رضا رفتم. ای کاش هیچ وقت این منظره را ندیده بودم .

این منظره دردناک کندن درب و پنجره های ساختمان این گذرگاه و دزدیدن تمام فرش ها و و سایلی بود که مردم به نیت خیر در آن خانه مقدس گذاشته بودند که مردم حاجت خود را با آن برطرف کنند . ای افسوس و صد افسوس یک نفر کار بدی می کند و دل هزاران نفر را به درد می آورد. وقتی که به مکان هایی که برای مرذم مقدس است چنین بی حرمتی می شود  دیگر نمی دانم چه بگویم، چه بگوییم و چه برداشت کنیم و آیندگان چگونه ما را ارزیابی می کنند.

بله دوستان در هفته های گذشته افراد  بی خرد به این مکان دستبرد می زنند و ضمن کندن درب  و پنجره این ساختمان سایر وسایل آن از جمله تمام فرشتهای اهدایی را هم به غارت می کنند.

مطمئا این خبر شما را نیز ناراحت می کند. و مطمئن باشید از ماست که برماست: یعنی کار خودی است که برای مردم و اعتقادات آنها ارزشی نمی شناسند و به غیر از به دست آورن چند هزار تومان پول به چیزی دیگری فکر نمی کنند.

من نمی دانم ما داریم به کجا می رویم . ما که ادعای دین داری داریم خودمان به خودمان  و به اعتقادمان رحم نداریم  و آخر این داستان دزدی که مثل یک فرهنگ نابهنجار و  بی ارزش در منطقه گوران سایه افکنده چه می شود؟

از دوستانی  که این متن را می خوانند تمنا دارم زبان به زبان بازگو کنند شاید  و بلکه وجدان خفته ای بیدار شود.

آخر چرا باید نام گوران بدنام شود . این نام ارزشمند است . ولی افسوس که بعضی ها برای هیچ نام ایل شجاع  قلخانی و تفنگچی را با یک کار ناشایست زیر سؤال می برند

دیگر نمی دانم چه بگویم تا ببینم شما نظرتان چی باشد؟؟؟؟///

 


 

یکی از کابران گرامی

در نظرات خودش ما را مورد محنت بی حرمتی قرار داده است و حرفهای دور از ادب را روانه این بنده حقیر کرده است. از ایمام رضا و گوکل ارث حرفی به میان زده و فکر کنم بسیار عصبانی بودند چون فکر نکنم خودش هم فهمیده باشد چه گفته از این کاربرگرامی می خواهم با شجاعت یک بار دیگر نظرات خودش را بیان کند. اما از ایشان می خواهم همانگونه می تواند نظر خودش را بیان کند منطقی و بدور از بی ادب حرف بزند.

ایشان مرا مورد خطاب قرار داده که حق راست گویی را از او گرفتم ..... من متوجه نمی شوم از کدام حق حرف می زند

به هر حال نظرات شما آزاد است اما  این وبلاگ جای الفاظ توهین آمیز نیست چون می خواهیم با هم باشیم و برای هم نه جدا از هم تو هم با مایی اما بیشتر به خودت بیا....

 گذرگاه امام رضا برای مردم گوران یک فرهنگ دیرین را بیاد می آورد اگر شما کمی نیک اندیش باشید و از پدران خود سوال کنید بیشتر متوجه نکات  می شوید. این که هر اعتقادی را با بی احترامی زیر سوال ببریم نشانه آگاهی و فکر آزادی خواهانه نیست . تا کنون دیده ای کسی با اظهارات بی ادبی بگوید من با فرهنگم. جملات شما دقیقا این را به ذهن می رساند که شما با فرهنگی و دیگران اگر حرف از امام زاده و مسائل از این دست بی فرهنگ و کوتاه فکر ......

ولی شما  اشتباه می کنید این نیست: برای ما این مکان از بسیاری جهات مقدس است اولین آن این است که اجدادمان در این مکان خاک کرده اند و خودمان هم دیر یا زود به همین مکان می رویم و تبدیل به ماده ای به نام خاک می شویم پس حرمت این خاک که بوی عزیزانمان می دهد برای من  و تو حرمت است

  یا علی شاد باشید و

                   بدون کینه باشید

                               به دنیا بخند تا دنیا به رویت بخندد

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 23:58 |

خدمت به خلق  افتخاریست که هرگز فراموش نمی شود. این مسئله نه تنها برای دیگران ارزشمند است، بلکه سبب آرامش خود خدمتگذار می شود. جناب آقای درویشی معلمی دلسوز در منطقه بودند که لطف داشتند به روی وبلاگ بانزلانی آمده و اظهار نظر فرمودند . به رسم ادب حیفم آمد آنرا در این پست نیاورم . عین نامه این برادر عزیز را تقدیم به شما می کنم. برای سلامتی ایشان و خانواده محترمشان سلامتی و شادکامی را آرزومندیم

  به نام خدا .درویشی هستم در سالهای 73 .74..75. در مدارس زاوله . بانسولاب . بانزلان و تختگاه افتخار خدمت صادقانه به اهالی و دانش آموزان محترم آن منطقه در تدریس درس زبان انگلیسی داشته ام . مردمانی نیک . خوب و مهمان نوازی هستند . چون در آن منطقه غریب بودم و الان در شهریار ساکنم بسختی توان حضور در منطقه را دارم مستدعی است از همگان بجای بنده تشکر کنید که موجب تشکر است و اکنون در کسوت وکالت در خدمت تک تک آن اهالی محترم خواهم بود از زحمات و سایت شما عزیز نیز تشکر . شماره بمنظور دسترسی 09123654060 به اینجانب

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 23:51 |

سپاه غم اشعاری در وصف آوره گی مردم ایزدی و کاکه ای عراق است که مهندس خدا مراد مرادی آنرا سروده  است

یاران گرامی همه می دانیم این روزها هم زبان هایمان چه ایزدی، کاکه ای ، شیعه و سنی به دست یک عده جانی مثل گوسفند قربانی می شوند به گفته تمام علما و بزرگان دین اینان هیچ گونه بویی از اسلام نبرده اند و تنها اسلام را بهانه ظم و جور خود کرده اند . البته این گروه جانی که داعش یا دولت اسلامی نام دارد ساخته دست ابرقدرت ها و بعضی از سران کشورهای حوزه خبلج فارس است که هیچ وقت نمی خواهند خاورمیانه آرام باشد

این یک سیاست است . اگر به بزرگترین قرار داد تسلیحاتی بین آمریکا و قطر توجه کنید و یا به اخبار شبکه الجزیره و یا العربیه خوب نگاه کنید بیشتر متوجه این سیاست غربی ها و می شوید

اما چه سود کردهای عزیز ساخی می شوند

به امید خاورمیانه ای آرام.......... مدیریت وبلاگ بانزلانی : احمدی

آدرس مستقیم دانلود با صدای مرادی (MP3):

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 10:12 |

با سلام و عرض ادب و احترام

در مورخه 12 مرداد 93 روز یکشنبه پرتلاش ترین و کشاورز نمونه روستای بانزلانی مرحوم اکبر فتحی از بزرگ خاندان فتحی به یار حق پیوست و دستش از این دنیای فانی کوتاه ماند . مرحوم بیش از 90 سال عمر جاودان داشت و به تایید تمام مردم منطقه یکی از فعالترین فرد از لحاظ کاری بودند او در کشاورزی و باغداری نمونه واقعی بود و اکثر زمین های کشاورزی خود را از طریق تلاش گسترش داد .

مرحوم اکبر فتحی دارای حافظه بسیار قویی بود بیش از 200 بیت از دفتر یارسان حفظ بود و به مناسبتهای و مجالس بر حسب موضوع جلسه، آن را برای مردم بازگو می کرد . علاوه بر اینها، ایشان دارای دانش بومی فوی و العاده ای بودند و تکنیک های مزرعه داری ، دامداری، و دانش مقابله با حوادث را بیسار تبحر داشتند و یک الگوی کاری بسیار خوب برای مردم بودند.

مرحوم دارای پنج فزرند پسر و سه دختر داشتند. و همگی تشکیل  خانواده  داده اند  و فرزند کوچک ایشان آقای علی اکبر فتحی هم اکنون دهیار روستا نیز هستند و فردی پر تلاش مانند پدر است

باید یادآوری کنم مرحوم دایی بنده نیز می باشند  و خیلی چیزیها را از ایشان یاد گرفتم که مهترین آنها تلاش و فعالیت است که احساس می کنم در وجود من نیز هست.

برای این اسوه تلاش و فعالیت از خدای بزرگ سعادت ابدی را خواستارم

هو اول آخر یار

در پایان دو قطعه عکس از این دایی عزیزم به یادگار در کانی سمایل خان گرفتم برای شما عزیزان می گذارم

 

 

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۳ و ساعت 12:21 |

جشن اول پاییز کردی

 

اول مرداد در تقویم کردی اول پاییز گرمسیری است. امروزه این تقویم منسوخ شده یا به عبارتی محلی از اعجاز نیست. این به این دلیل است که کوچ و کوچ داری از بین رفته  و مردمان در روستا ساکن شده اند و دیگر لازم نمی بینند در ایلاق و قشلاق باشند به همین دلیل این تقویم تقریباً فراموش گشته است. در زمانهای نه چندان دور در منطقه گوران اول پاییز کردی را جشن می گرفتند. در مورد تاریخ و پایه گذار آن، گفته ها زیاد است. بسیاری عقیده دارند اولین بار شاه فتح الله که فردی عارف بوده پایه گذار آن بوده است .

در هر حال، این جشن به مدت دو روز و سه شب در گذرگاه امام رضا واقع در بانزلانی برگزار می شد. وصف این روز بسیار است و به طور خلاصه باید گفت: که این ایام پر از شادی و خوشحالی بوده و با برنامه های شاد همراه بود است. از جمله سازودهل محلی در 20 دسته در شبانه روز، مسابقه اسب دوانی و تیر اندازی. در این گذرگاه که هم اکنون مردگانمان را در آن خاک می کنیم زمانی نه چندان دور محل شادی و رقص و آواز مردمان این دیار بوده است.

دراین مکان بازارچه، قهوه خانه، برپا می گشت و مردمان از آن خرید می کردند. سر تا سر گذرگاه در این دو روز شلوغ می شد به طوری که راه رفتن در آن به کندی صورت می گرفت. هر روستا در پای درختی تنومند منزل می گرفت و با صفا و صمیمیت تمام این چند روز را در کنار هم زندگی می کردند.

در این ایام هیچ گونه شر، عاشوب یا دزدی و مثالم به وجود نمی آمد و در پایان مراسم مردم ضمن زیادت این گذرگاه با نظم و انظباط محل را ترک کرده و زندگی عادی خود را در روستا ها یا شهرها آغاز می کردند. بعد از این جشن کم کم مردم برای کوچ پاییزه خودشان را آماده مکرده و به دنبال دام های خود به مناطق گرمسیری مهاجرت می کردند. در این جشن تقریبا حدود 300 روستا از منطقه گوران ،سنجابی و حتی شهر کرمانشاه شرکت داشتند. در این ایام جوانانی که حتی به سربازی رفته بودند برای این جشن می آمدند. در کل این جشن تاریخ یک قوم در آن نقش بسته  و متاسفانه در هیچ کتای نامی از آن برده نشده است. حتی کمترین عکسی از این مراسم به جا مانده است.

در سال 1357  به دنبال انقلاب مردم ایران منطقه نا آرام گشت و مردم از ترس ناامنی در آن زمان ، این جشن را برگزار نکردند و برای همیشه تعطیل شد . در حال حاضر اکثر مردم تقویم کردی را فراموش کرده ­اند. اما این تقویم راز یک تاریخ، یک سنت و یک فرهنگ است ، این تقویم  تاریخ کهن یک قوم است.........

در پایان قطعه شعری کردی از پیر دانا آمان الله مرادی از بانزلانی که در وصف جشن امام رضا سروده اند، تقدیم شما می کنم.

از کاربران گرامی تقاضا دارم چنانچه عکسی از این مراسم دارند در اختیار وبلاگ بانزلانی قرار دهند.

ایمه و فرمان یاران ویرده            میرسر بر حق باوای بانزرده

هر کس یه سهامی لو ملکه بردیم      تن دایم و تاوشت زندگی کردیم

دل ناوردیم و تنگ تن و قضاوه          وو اول پاییز ایمام رضاوه

علی ویس و ساز پر له صفاوه           وو صوت رحیل خوش نماوه

خون هاورد جوش هلپری کردن        داو خوازی میران سرچوپی گردن

چه پیاو چه ژن شوخ دیده مس           بازی واز دور سرچوپی و دس

دس و دس کردن و پیچان و هم         بازک نازاران لیمو گل و دم

کاکه شاواز کیش بزم چوپی بی          اشاره ابرو لیره لیمو بی

دنگ هی شاواز عالم گرده ور           گل ونی له دور کلاو زر و سر

بان زلفی پیوست آویزان گردن           خم داوه تالان تا وه روژ مردن

پیران صبور و روی آساوه             مل کجی قل چفت دم و دعاوه

لاران نه درگاه ی مناجات قبول         پادشاه شاهان اولاد رسول

ضامن آهو له قله کو سار              نجات کشتی میره باش تجار

مراسم تمام عبادت کردن               ورو مال حاتن و زندگی کردن

هر له ایواره تا و سفته صو             کله شیر قیولان شابی وت هو هو

و قاره می ورک طقه گوچان           وشو نخفتن شکتی شوان

و خوشی خوشی زوی له خو هلسان       و سر کشی کردن له باغ بوسان

قسم و کارو کوشش گذشته باوه            وو نان گرمه صبح له ور تاوه

و شکتی دالگ و لا و لا و               و کرچه شیران شو و سرپاوه

له یادم ناچو تا و روژ مردن          و ناچیر نتیجه گوش منال کردن

با ای نکته پیتان بود حالی               نوبه ایوس جای ایمه خالی

دل مارن و تنگ وینه فلانی            یه گوی و میدان هر کس توانی

آمان اله وعین ایه جور کیشا           نو به سرکاره دست باوره ریشا

 

           گذرگاه اما رضا هم کنون  (بازدید همکاران اینجانب از دانشگاه رازی کرمانشاه )

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه سوم مرداد ۱۳۹۳ و ساعت 3:50 |

زبان هورامی- گورانی

زبان هورامی- گورانی تا قبل از قرن نوزدهم زبان ادبی و حکومتی بخش بزرگی از جنوب کردستان (امروز کردستان و کردستان عراق) بوده است. قدیمی ترین متن موجود به این زبان که احتمالا مربوط به به حدورد هشتصد سال پیش است ، بقایای اندک اشعار پیر شالیار است. پس از آن کتاب مقدس آیین یارسان است که پردیوری نام دارد و حدود ششصد سال قدمت دارد. تقریبا در همان زمان یعنی حدود سده چهاردهم میلادی، هورامی زبان دیوانی حکمرانان ادردلان به مرکزیت سنندج کنونی شده است و به همین  دلیل از منزلت بالایی برخوردار شده و رفته رفته به زبان ادبی نیز تبدیل شده به طوری که شاعران دربار حکمرانان بابان رقیبان کرد اردلانیان به مرکزیت سلیمانیه کنونی، نیز به این شعر سروده اند. از جمله شاعران بنام این زبان عبارتند از ملا پریشان در سده چهاردهم، محزونی، بیسارانی، خانای قبادی و احمد بیگ کوماسی از سده هفدهم تا نوزدهم و شاعر مشهور ملا عبدالرحیم مولوی مشهور به مولوی کرد در سده نوزدهم. در این میان در دفتر یا کتاب مقدس یارسان  اشعاری مذهبی و آیینی زیادی از بزرگان این آیین به زبان هورامی بجا مانده است . . 

اما با سقوط حکمرانی اردلان در سده نوزدهم ادبیات هورامی - گورانی نیز رو به افول نهاد و با سر بر آوردن ادبیات سورانی در میر نشین بابان با شاعرانی چون نالی و سالم به کلی جای خود را به آن داد.

 منابع:

بر گرفته از پایان نامه آقای بیستون عباسی با عنوان معناشناسی واژگان  خویشاوندی هورامی.... (1390) با ویرایش بعضی از مطالب آن

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۳ و ساعت 11:42 |

سلام خدمت دوست عزیز مدیریت وبلاگ بانزلانی

ضمن تشکر از شما به خاطر  تلاش در جهت معرفی منطقه و روستای بانزلانی و دیگر روستا های منطقه  ومعرفی  پتانسیل ها و مشکلات  این مناطق احتراما به استحضار میرساند که اینجانب خبرنگار و گزارشگر هفته نامه امید کرمانشاه در بخش گهواره ومنطقه گهواره اماده هر گونه همکاری مطبوعاتی  در چار چوب قوانین مطبوعات با شما و وبلاگتا ن هستم وهفته نامه ما اماده ارائه خدماتی از قبیل 

1- چاپ آگهی تبلیغاتی  بازرگانی ،چاپ پیامهای تبریک و تسلیت

2- چاپ عکس و مشخصات دانش آموزان ممتاز

3- چاپ پیام تقدیر و تشکر 

4- معرفی و مصاحبه با ورزشکاران و هنرمندان

5-مصاحبه با مدیران ،مسئولین ،دهیاران . شوراهای روستا و بخش و صاحبان قلم و دیگر اقشار

6- چاپ شعر و مقاله

7 چاپ اگهی حصر وراثت ،تاسیس شرکت ، گزارش عملکرد ادارات

8- انتشار اخبارو معرفی مکانهای دیدنی منطقه

9- چاپ اگهی مزایده و مناقصه

و هرگونه همکاری   در چار چوب مطبوعات با شما 

و با تخفیف ویژه ودر تیراژ بالا

 جهت اشتراک هفته نامه  دریافت روزنامه و همکاری به ادرس دفتر نمایندگی مراجعه نمایید

ادرس : گهواره خیابان امام خمینی - روبروی شهرداری  عکاسی بهاران

تلفن 09183315320 میری      EZATPI@CHMAIL.IR

       EZATPI@YAHOO.COM

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۳ و ساعت 12:26 |

 با سلام و عرض ادب خدمت هم ولایتی های گرامی

متاسفانه با باز شدن درهای سایت های فوق سرگرمی اما بی سود و فایده ای با نام فیس بود و سایر انواع شبکه های اجتماعی، وبلاگها که هزاران بار پر بارتر و سومندتر هستن و بسیاری از نیازهای اطلاعاتی کاربران را برآورده می کند، این روزها با کمترین بیننده دچار شده اند و وبلاگ پر محتوای بانزلانی هم از این قاعده مستثنا نبوده و آمار بازدیدها این نکته را تأیید می کند ...... به گذریم......

در چند وقت گذشته سری به ولایت زدم و چون نوشته خاصی نداشتم این پست را اختصاص می دهم به چند گزارش و نکته مفید. امید است نظرات خود را منعکس کنید ..

خوب در حال حاضر فصل برداشت و محصول است و عمده ترین محصول هم گندم و نخود است امسال قیمت گندم خوب است اما متاسفانه نسبت به پارسال محصول خوبی نداریم و این هم به علت وقفه بارندگی در فصل بهار بود . اما نخود رشد خوبی دارد و مرغوب هم هست اما باز هم متاسفانه قیمت آن بسیار پایین آمده و نسبت به خرج و دخل آن سود کمتری دارد و کشاورز را با مشکل مواجهه کرده است .ظاهرا از قرار هر سه کیلو یا یک من در بازاز حدود 5 هزار توامان می برند و این نسبت به 5 ماه اخیر 4 هزار تومان افت قیمت دارد.

مسئولین محترم هم  نسبت به آن بی تفاوت هستند و جای تاسف دارد که محصول نخود که در استان کرمانشاه بی نظیر و بی رقیب، این طوری مانده روی دست کشاورز  و دلالان سود آن را به جیب میزنند و کشاورز هم باید فقط نظاره گر باشد .....

قیمت گندم نسبت با سالهای قبل خوب شده اما در منطقه گوران رشد گندم امسال ضعیف بود . این هم جا دارد اداره کشاورزی بیمه کشاورزی را اجرا کند. در تمام دنیا بیمه کشاورزی هست و به خوبی از آن استفاده می کنند . استان کرمانشاه از لحاظ درآمد زایی به کشاورزی وابسته است .  بهتر است مسئولین محترم نسبت به آن برنامه ریزی داشته باشند . اگر این قطب در استان فعال گردد جوانا زیادی صاحب کار می شوند . دولت اگر از این قشر حمایت نکند پس وظیفه آن چیست .........؟

نکته دیگر که مردم روستاهای منطقه را هر از گاهی آزار می دهد سارقینی هسند که از خدا بی خبر دست رنج مردمی که از راه حلال نان می خورند، یک شبه حاصل آن ها را می ربایند : نیمه های شب به دام مردم دست برد می زنند. گاو و گوسفند مردم را در روز و شب از مردم می ربایند و متاسفانه 10 درصد آن هم پیدا نمی شود  در ماه اخیر در روستای بانزلانی 11 راس گوسفند آقای حسن یوسفی ربوده می شود . خوب وقتی که بعضی از انسان ها می خواهند از این راه نان بخورند باید قانون به صورت محکم جلو این راه نان خوردن بعضی ها را بگیرد . پیشنهاد می شود پلیس روستا تشکیل گردد . باید این نوع رفتا ها کنترل گردد. من اول انقلاب یادم هست که سارقین از خلاء قدرت در اول این انقلاب استفاده کردند و دست به سرقت های زیادی زدند و اما بطور برق آسا طی یک سال نیروهای امنیتی وارد میدان شدند و توسط مردم  منطقه کنترل شد . جا دارد نیروی انتظامی مانند همان دوران از نیروی مردمی استفاده کند و با تشکیل پلیس روستا و یا نیروی مقاومت بسیج پایگاه های ایست و بازرسی را  در مناطقی که سارقین فعال هستند به اجرا درآورد.....

نکته دیگر رعایت حریم  عبور و مرور مردم در روستا است که بعضی ها هنوز متوجه نسیتد که روستا دارای سند رسمی شده  و دیگر نمی توانند بصورت غیر مجاز توسعه بنا داشته باشند و حتما هر گونه ساخت و ساز بایستی با مجور قانونی باشد در این مورد دهیاری روستا باید بیشتر هوشیار باشد و همکاری های لازم را با بخشداریها داشته باشند .....

نکته با ارزش دیگر هشیاری نسبت به آتش سوزی در این فصل است که خطر مزارع کشاورزی می رود و متاسفانه در منطقه هنوز یک سیتم اتفا حریق فعال نیست اگر خدای نکرده اتفاقی بیفتد  در یک لحظه دست رنج مردم دود می شود . بهتر است مردن بیشتر هوشیار باشند در چند روز اخیر مزارع گندم فردی از کامران طمع حریق گشت. امید است مردم حتی جار خود را آتش نزنند و سعی کند از آن کاه تولید کنند.....

نکته امیدوار کننده : تلاش اخیر مردم در حوزه سد زمکان است که دیده می شود محصول سبزی کاری از جمله گوجه سیب زمینی و سایر محصولات کم کم  پرورش می دهند و این امیدواری می رود دوباره رنگ سبز به بانزلانی ها هدیه شود . آقای الله مراد سلیمانی و خدا مراد مرادیان در این محصولات پر تلاشند و به آنها خسته نباشید می گوییم

در این چند زمان از سال زنان همیشه زحمت کش فعالتر شده اند و  به آنها خسته نباشید می گویم  دستشان را می بویسم که چنین در کنار سایر مشکلات در حوزه کشاورزی فعال هستند

سد هم نعمت است از کسانی که شنا به صورت حرفه ای بلد نیستند خواهشمند است در آن شنا نکند

  امید است با امید باشید

مانی نوین خوا قوت

مادر در حال درست کردن نان ساجی یادش بخیر چه خاطراتی دور بر همین نان کردن مادر که نداشتیم....

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ و ساعت 12:54 |

شهرک دره دراز در انتهای غربی کلانشهر کرمانشاه واقع شده است . این شهرک در ابتدا مثل تمام حاشیه نشینان بدون هیچ گونه برنامه شهرسازی توسط مردم در سال های دهه 60 احداث گردید.

در ابتدا مردم از هر تیره و طایفه ای در آنجا شروع به خانه سازی کردند و کم کم به عنوان یک شهرک گسترش پیدا کرد . چند سالی بعد از ایجاد آن  کم کم با مهاجرت مردم به شهرها این شهرک تبدیل به منطقه ای برای سکونت خانواده های از منطقه گوران مخصوصاً  ایل قلخانی گشت .  و هم اکنون نزدیک به 90 درصد خانواده ها از اهالی این مناطق هستند. این شهرک با مسائل و مشکلات شهری زیادی روبرو بوده است . اما در این سال های اخیر با پیگیری مردمان همین شهرک وضعیت بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده است.

به علت اینکه اکثریت مردمان این شهرک اکثراً از منطقه گوران مهاجرت کرده اند هدف موضوع مطالب من قرار گرفت.

موضوع اصلی این مبحث حاشیه نشینی و مسائل خاص آن در این شهرک است که جا دارد مسئولیت محترم توجه بیشتری نسبت به آن داشته باشند.

حاشیه­ نشینی به عنوان مقوله­ ای چند وجهی بر بستری از تعاملات حاصل از تأثیر و تأثّرات از مؤلّفه­ های متعدّد ظاهر می شود. محیط اجتماعی مسکونی افراد، ساختارهای نامناسب شغلی، ناکامی اجتماعی و فقر اقتصادی و عوامل خانوادگی و فردی، زمینة بروز آسیب­های اجتماعی را در محلات حاشیه­ نشین فراهم می­کند.

با توجّه به اینکه شهر کرمانشاه دارای محلّه­ های حاشیه­ نشین متعدّدی است،  به عنوان يكي از بسترهاي وسيع جهت بروز آسيب­هاي اجتماعي بوده كه همراه با گسترش آن، شاهد افزايش ناامني، بزه و انواع مختلف جرم و جنايت، روسپيگري و خشونت در جامعه هستیم. بنابراین توجه جدی به این مقوله شهری امری ضروری است

در یک پژوهشی که توسط پژوهشگر آقای دکتر جهانگیر کرمی با عنوان :

بررسی ويژگي­هاي فردي، اجتماعي و اقتصادي اهالی محلّة حاشيه­ نشين

دره­ دراز کرمانشاه و رابطة این عوامل با آسیب­های اجتماعی

صورت گرفت ، نتایج آن برای مردم این شهرک و مسئولین  قابل توجه می باشد

" نتایج پژوهش نشان داد  9.4 درصد بی­سواد بودند، 18درصد دارای سواد ابتدایی، 31.8 درصد دارای تحصیلات در حد راهنمایی، 22.7 درصد  دارای مدرک دیپلم و تنها 18 درصد دارای تحصیلات دانشگاهی بودند (یا در دانشگاه در حال تحصیل بودند). یعنی یکی از عوامل مؤثّر بر افزایش آسیب­هـای اجتمـاعی می­تـوانـد نـاشی از بی­سوادی یا کم­سوادی اهالی محلات حاشیه نشین باشد. عدّه­ ای معتقدند که اكثريت اين گروه­ ها مهارت لازم را جهت جذب در بازاركار شهر ندارند و عامل پس­ران شهري نيز آنها را از شهر رانده و به حاشيه كشانده است. علاوه بر آن پایین بودن سطح سواد باعث عدم درک درست محیط اجتماعی و عواقب قانونی و اجتماعی اعمال فرد می­شود و همین سببی برای میل به اعمال مجرمانه می­شود. همچنین نتایج نشان داد که سبک فرزندپروری در 91.3 درصد اهالی سبک مسامحه­ کار است و 4.3 درصد سبک قاطع و 4.3 درصد دیگر سبک سخت­گیر (استبدادی) است. همچنین بین حمایت اجتماعی خانواده و نگرش به آسیب­های اجتماعی رابطة  مشاهده شد؛ یعنی میزان حمایت پایین خانواده و سبک فرزندپروری عامل مهم و تأثیرگذاری در گرایش به آسیب های  اجتماعی است.

 

آسیب های اجتماعی

درصد

مشکلات جسمانی

11

افسردگی

18

اضطراب

7

پرخاشگری

6

سرقت

18

نزاع و درگیری

19

موادّ مخدّر

17

جرائم جنسی

19

خودکشی

19

فرار از منزل

17

 

بدون هیچ گونه تحقیق و پژوهشی هم با آمار های که دست مسئولین وجود دارد، می توان درک کرد که حاشیه نشینان در کلانشهر کرمانشاه چه وضعیتی دارند. این حاشیه نشینان نه تنها در شهرک محل زندگی خود باعث مشکلات متعددی می شوند بلکه در سایر نقاط شهر باعث آسیب اجتماعی می گردند. در این خصوص مطالب و مباحث زیادی نوشته شده است . در پایان چند پیشنهاد مورد توجه قرار می دهم :

به جاي برخورد حذفي با پديدة حاشيه­ نشيني به قبول واقعيّت­هاي موجود به دور از هر گونه پيش­داوري پرداخته شود.

  • ساخت و ایجاد امـاکن بهـداشتی و درمـانی 
  • آموزش و بالابردن سطح آگاهی مردم نسبت به آسیب های اجتماعی
  • ایجاد مراکز تفریحی و ورزشی جهت استفاده در اوقات فراغت.
  • اایجاد مراکز فنی و حرفه ای در این شهرک ها
  • بهسازی و نوسازی بافت­های بافت­های محلات حاشیه­ نشین.
  • اصلاح ساختار نظام شهری و رفع کاستی­های موجود در قوانین و نهادهای برنامه ­ریزی مرتبط.
  • ارتقاء کیفیّت و افزایش سطح خدمات­ رسانی به اهالی.
  • ساماندهی وضع اشتغال و رفع بیکاری ساختاری در محلات حاشیه­ نشین.
  • ایجاد مراکز مشاوره­ای و روان­شناختی

منبع:

فصلنامة فرهنگ کرمانشاه (ادارة فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه)

دورة جدید، شمارة 2، پیاپی 11، زمستان 1392، 2014 م. صص 75-89

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۳ و ساعت 11:10 |

درود بر کاربران گرامی وبلاگ بانزلانی

از عنایت لطف شما سپاسگزارم اگر کاری انجام می دهم بخاطر عشق به و علاقه به زادگاه خویش است و آنرا یک نوع وظیفه می دانم. امیدوارم شما دوستان خودبم در این کار مرا کمک و راهنمایی کنید

یکی از اهداف من در درج اطلاعات منطقه، آشنایی جوانان و نوجوانانی است که تا کنون فقط نام منطقه خود (گوران را) از پدر یا مادر خود شنیده اند ولی به این سرزمین تعلق دارند . خوب فرهنگ شهر نشینی و تجمع در شهرها باعث شده روستاها خالی از سکنه بشوند و با توجه با آب و هوای پاک آن، متاسفانه از وجود آن بی بهره ایم.

 گوران بزرگ که من این نام را بر اساس مستندات زیادی انتخاب کرده ام شامل منطقه وسیع تری می باشد و ایل قلخانی، و تفنگچی و دهستان گهواره اکنونی را  شامل می شود، دارای 102  روستا است که بسیاری از ماها هنوز نام بعضی از آنها را نمی دانیم در این بخش فقط ذکری از نام روستاها به همراه طوایف مراکز سکونت و سردودمان های آن  می شود امیدوارم برای جوانان و نوجوانان  مفید فایده باشد.

رديف

طوايف

مراکز سکونت

سردودمان

1

قلخاني(اسپري)

قلعه زنجيري

علي سلطان

2

قلخاني(بهرامي)

بيد نهر

ويسعلي سلطان

3

تفنگچي(دانيالي)

تختگاه

رستم سلطان

4

تفنگچي(دانيالي)

مله کبود

فتاح سلطان

5

گهواره(القاصي)

گهواره

القاص سلطان

6

نيريزي(نادري)

ستک

صفرويس سلطان

7

بيوياني(؟)

دوشم يان

رضا سلطان

8

طايشه اي(نظري)

پالان هلال

معارف سلطان

9

قادر ميرويسي

سرقلعه

مصطفي سلطان

 

اسامی به ترتیب

  1. ازممیران
  2. باباشاه احمد
  3. باباکوسه سفلی
  4. باباکوسه علیا
  5. بان بید
  6. بانزلانی سفلی
  7. بانزلانی علیا
  8. بان سولاب شیر محمد
  9. بانسولاب کلبعلی
  10. بانسولاب ناوخاص
  11. بانسولاب شیرزاد (کتک زل یا بزرگ)
  12. بان شیروان تفنگچی
  13. بان نخود
  14. بانیاران امیرحق مراد
  15. بانیاران تیمور
  16. بانیاران سید حسن
  17. بانیاران میرزا حسین
  18. بروند سفلی
  19. بروند علیا
  20. بری شاه
  21. بری شاه خوبیار
  22. بریه خانی
  23. بیامه سفلی
  24. بیامه علیا
  25. بیرقوند
  26. بیله هو سفلی
  27. بی موش
  28. بی نهر سفلی
  29. بی نهر علیا
  30. پشت تنگ شاهمار
  31. تازه آباد مولایی
  32. تختگاه حسین سلطان
  33. تختگاه دانیال
  34. تختگاه صفیار سلطان
  35. تختگاه صورت خانم
  36. ترکه سفلی
  37. توکان
  38. جاماسب
  39. چالاب شاه محمد
  40. چالاوه مولای نجف
  41. چشمه سفید (کانی چرمه)
  42. چشمه سید یعقوب (کل کل بابا حسن)
  43. چقابور رحمان
  44. چقابور عیسی
  45. چقابور کاکی
  46. چقاچوبین
  47. خله کوش سفلی
  48. خله گوش علیا
  49. خلیفه ها
  50. داره رش
  51. درگه
  52. درمران سفلی
  53. درمران علیا
  54. درویت
  55. دره نیجه
  56. دشت مورت علیا
  57. دوش میان
  58. ده عباس
  59. دیوگه بی بیان
  60. روکوان
  61. زاوله سفلی
  62. زاوله علیا
  63. سرآسیا
  64. سرتختگاه
  65. سرتنگ
  66. سولاوه حاتم
  67. شاهمار بابامراد (تپه شیخ مراد)
  68. شاهمار میرزامراد
  69. صفر شاه
  70. عبدالکریم بارس
  71. علی بارانی (علی وارانی)
  72. علیگه
  73. قلعه رشید السلطنه
  74. قلعه زنجیر سفلی
  75. قلعه زنجیر علیا
  76. قلعه قاضی
  77. کامران سفلی
  78. کامران علیا
  79. کبود جوب (کوجو)
  80. کچک بل سفلی
  81. کچک بل علیا
  82. کرمخانی
  83. کلینه پایدار
  84. کنه رشید الگه
  85. کنه رشید باباخان
  86. کنه رشید عرب
  87. کنه رشید گل مراد
  88. کوالی بانیاران یارمحمد (مله یعقوب)
  89. گردکان کور شهباز
  90. گل انجیر(کرنجیر)
  91. گورا جوب باباکرم
  92. گورا جوب ریزعلی
  93. گورا جوب قشلاق
  94. گورا جوب مراد بیگ
  95. گهواره گوران (دهستان گهواره)
  96. مله کبود
  97. میرهوار یاری
  98. نرژی
  99. نیلک
  100. ویله (1)
  101. ویله (2)
  102. هیرود
+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۳ و ساعت 9:50 |

گوشه ای  از تازیخ گوران بزرگ » مطلب ارسالی از آقای فرامرز خسروی

ضمن تشکر از شما توجه شما را به اشعار این حوادث جلب می نمایم

هنگام ورود نادر شاه برای دفع احمد پاشای باجلان به شهر سرپل ذهاب خبر به امیر گوران محمد بیگ دادند وایشان هم به استقبال  وی رفت ود این جنگ که بین شاه ایران واحمدپاشا درگرفت با اینکه رشادت زیاد ی از خود نشان داد  بالا خره کشته شد .نادر شاه افشار به پاس خدمات سردار گوران چهار طوایف جاف ذهاب را پشت ضمیمه گوران قلعه زنجیر ی کرد.

 

قاصدان  آمان  او   حضور   خان           تشریف آوردن  شهنشای   ایران

شه نشای  ایران  آما  او  ذهاو           چن  نو سرداران  آمان   او  رکاو

شهنشای ایران  دردم طلب کرد          سردار  گوران  شیر  روی   نبرد

فرما  و  قاصد  و عقل  و   تدبیر            بکران خور   شای    قلاه  زنجیر

آمان  او  حضور  قاصدان    خان           عرض کردن و  سمع والی گوران

شنفتش وگوش سرهنگ سالار           آماده  کران    چند   هزا ر سوار

چن هزار سرباز چنی   سواران            حاضر نه رکاو  گوش  نه  فرمان

جمع  سلطانان  خوانین   یکسر           شای  قلا زنجیر طلب کرد  نه ور

نظم داد او نظام فرمانده  لشکر          راهی  بی  نه  راه سپیده   سحر

فرما  و  جلودار  اسبش   آوردن           پی  سمت ذهاو تشریفش  بردن

و   تاجیل    تاو  آما   او     ذهاو           شیرکار زار  بی خورد  و  بی  خواو

و  امر  و   دستور خان    دلاور              کیشا شان   چادر     تیپ     نامور

اوشو نه  ذهاو  تا خیزیا   افتاو             سپاه  ساکن  بی  نه دیشت  ذهاو

نو جنگ احمد پاشای    باجلان              همرزم     نادر   شاهنشای  ایران

درساعت فرماحکمش  و شتاو              سوار  بی   و  زین  پا  دا  نه رکاو

دس برد نه کمرکیشا نه  غلاف              شمشر    بران   شیر  روی مصاف

نه  دیشت  ذهاو  نه  اردو نادر               روی  کرد  نه سپای دشمن مجاور

و  بال   باهو   و    ضرب   کمن                یکیک  دشمنان   گیر هاورد  وبن

دس برداوشمشیرشیر سرایلان            سپای دشمن گشت بی هراسان

روی ماوردوهرکو سردار  پرزور               مرد     کار زار     شیر    لاو طور

یکه  تاز   میدان    والی   گوران               هجوم    ماورد   جور سیل  واران

تار و مار مکرد  دلیر     بی  باک              عزمش  جزم    بی   بور  سهمناک

او  رو  نه   میدان   نادر  افشار               ا یوالا   کرو    نه    زور        سردار

ژ  چوار   طرفدا  مکیشا    نعره              و   آواز  برز    هرده    و         هرده

لیشعرصه تنگ کردسپای باجلان            وینه  تهمتن دس  برد   او     کمان

نو  قلب  سپاه  تنیا  و بی    کس            پناه  برد و  ذات    فرد      فریادرس

جور برق  وهار  مشانا  شمشیر             سردار    وزین    فرمانده ی    دلیر

روی کرد نه سپاه  سردار جنگی            هجوم   باوران     مردان      رزمی

کیشان نه غلاف  شمشیرو کمان            خیزیا  له    لیشان  صدای  العمان

نه  کله  سحر   تا  خو  ر بی   آوا             شمشیر   مشانا   شیر   صف   پنا

و  بال   باهو    شمشیر  مشانا ن            و  ذوق  زنجیر    بالشان    بسا  ن

او  رو نه  ذهاو یوم   المحشربی             خلایق  حیران    سان   لشکر  بی

نه  دیشت  ذهاو بی  و   چراخان             مل و مور رم کرد  لوان او   ذاخان

دردم امرش کرد  شهنشای ایران            بکران   خلات     سردار     گوران

شای قلازنجیر شیر   دل  نلخش             دس برد او قلخان وینه جهانبخش

سرداری نه سان سپای  باجلان              دس برد نه کمن اما او    میدان                                   رو کرد  نه اردو  شهنشای ایران            وینه     فلامر ز    چنی   فیلد ندان

فرما  و  لشکر    پاشای   باجلان            تمامی    سپاه   بیان     او  میدان

تا  فرمان  شاه  شنفتن  و گوش            آمان   او  میدان  و  داواو خروش

دو سان   لشکر   مردان   رزمی           اسپر  نه  دوشان   حمایل   جنگی

سالار   سرور    شیر   لا   وقین            حاضرنه حضورشای  صاحب نگین

و  امر  بی    چون   دادار    داور            پیکیا    نه     تیر    سردار     خاور

غلطان بی و خاک فرمانده ایلان             محمد بیگ صاحیوسلسله ودومان

نادر  ژ داخش  کیشا    آه  سرد            تاق   ذی  حیات  لیشان   بر نکرد

و  پاس   دلیری   والی    گوران             دریا و  پیشان  چنی   چن   ملکان

نه   پشت  ذهاو    طوایف   جاف           دریا  و گوران  و   عدل   و  ا نصاف

طایفه یزذانبخشی قادرمیرویسی         صفر ویس سلطان طایفه  نیریژی

طایفه طایشه ی مصطفی سلطان         کریا  و  خلات     سردار     گوران

اینه  چوار طایفه   جاف     گورانن            تحت   سلطه   امر  دلیر   مردانن

و شین  و شیون  نه در مال  خان            ترمش هل گردن  پری    قورسان

سردار    قجر    مظفر      نیشان             فاتح و پیروز  نه    جنگ  و   میدان

دارلویس    کریا  نو  مزار    ویش              سردار پر زور   بی   خوف واندیش

ژ   دوره   نادر  چنی    کریم خان              حکومت دریا و ملک   یاسم  خان

اولاده     مهشور    ایل  میرخسرو           فرزند    ناوی    سردار     پیشرو

تک داد او مسند تکیه گاه قدرت               گاواره  گوران  کرد ش  و  پایتخت

ژنسل  محمد بیگ سردارپر زور                فرمانده ی بی باک  خان   لا طور

اولادان  خاص  نسل  نوه  خان               عابدین و موسی  ملک یاسم خان

کوری   ترش   بی  شیر   یگانه                سلطان   علی بیگ   در   در  دانه

قلای  دله کم   کریا    سنگوران                پی خانان  ورین   مردان    گوران

سلطانعلی بیگ   بور   غضبناک                قهرمان   قین  دلیر  و  بی با   ک

 آقا عابدین بیگ سرحلقه  خانان               شیر شیر شکا ر نه سر    دیاران

دلیر  بی پروا    بور سنگین سام              صاحب کمالات هم عقل وهم فام

ریش دوفاقش مهشوربی اوعام              صادق گفتاربی هم  شیرین  کلام

آما   او  عاشقان   شیر    هنرمن              بی و سنگربان   بور صف شکن

آبادی  عاشقان ای دس واودس                کریا   و اسم  شیران  سر مس

عابدین و موسی     میران اعظم              خانان    ناوی  یاران    هاو دم

فرامرز و   سهراب یلان     جا دار              چنی چن سال بین و  مرز دار

میرخسرو فرزند   عابدین  سالار               فرخ   و  حید ر  چنی    ذولفقار

اسماعیل خان    همیشه    بیدار             اولادان   پاک   شیران   هوشیار

کانی فرخ خان اسمش مهشورن           زور حیدری نه جنب  و جوشن

حیدری   لقب   آقا       حیدر خان             سوار  سر حد  صاحب  مرزبان

ناوش مهشور بی نه ایل   گوران           فرزند    ناوی   سلسله   خانان

مرز   ایل  گوران چنی  سنجاوی            سپریان  و   دس   حیدر     ناوی

آقا  عابدین بیگ   سرحلقه خانان            مهشو ر بی او عام نه ایل گوران

کوری  ترش  بی  لایق  و جادار             ناوش سرهنگ  بی سردار سالار

باچم  و   زوان  و لفظ    شیرین              پیشنه ی    تاریخ    اجداد   ورین

بواچم   پری   خواصان    خاص              جه در و گوهرجه  دانه  والماس

ذوالفقار بیگ سر  برزو   سرور               جه  لای بابو چوین  دانه  گوهر

هم بگزایه ونجیب هم دیاری بی            هم جانشین خان هم کاری  بی

نه   اوج   قدرت غرور    جوانی             راهی بی نه راه پی سفر  باقی

آقاعابدین بیگ سر حلقه  خانان              خمین  و خمبار  بین سرگردان

هرصو نه کله سحرو دنگ   برز              مچریا و  فرزن   سردار سر مس

مواتش و فرزن  روله  سردارم               له شون  بالات خم  بین  و بارم

ناوش  دیاری  بی  دیار و  دیار                او یل    مسته  بور    بی    قرار

 بواچم   پری    اولادان    خان                هرگزگوش مدن و دنگ نااهلان

هرکس عاقل بودایم بیو گوش                اجداد  ویش    نمکو    فراموش

نه کرین کاری که  بود و عادت               رگ وریشه ویت  بکری  خجالت

هرکس بنا سان ورگ و ریشه                گورائی  نیاکان   بکران   و  پیشه

بواچم      پری   اولادان   خان                 هرگز  مکفن   و شون   گمراهان

حکیم سخن سنج هم سخندان بن          عاقلان  کار  جور   پیشنان    بن

باوران  و یاد   گذشته   پیشنان                خنجر  و سنان کار نکی      لیتان

بوینین  و چم    باورین    و  ویر                نیاکان    گورا  و   عقل   و    تدبیر

هی داد هی  بیداد  ندس زمانه                خانان   سلطانان   بین      بیگانه

دوگوهرش  بی گواهر   نیشان                جد    بزرگوار     شیر      لا مکان

خواصان خاص بااصل و نیشان                 آقا  خسرو بیگ  چنی  الفت خان

باچم و زوان ژ اصل و    ارکان                   زنده   کم    ژ  نو     نام      نیاکان

بواچم   ار هی  خانان    ورین                   صاحب ملک  ماوا  نه  عهد دیرین

نام و  نیشانتان  هن له  تاریخ                   ژ   کره    زمین    تا  سیاره مریخ

خوانین یکسرنه تاریخ  گوران                   همیشه  دیارین  جه کل سرحدان

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در دوشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۳ و ساعت 2:23 |

سلسله مباحثی در تاریخ گوران بزرگ:

کلام خوانان و نوازندگان برجشته تنبور در یکصد سال گذشته در منطقه گوران بزرگ

 سید شمس الدین حیدری توتشامی گوران

استاد درویش حسن خراباتی

استاد نعمت علی خراباتی

سید علیار افضلی شاه ابراهیمی

سید قاسم افضلی

مرحوم عابدین خادمی

کاکی رضا گوراجوبی

کاکی قمر گوراجوبی

کاکی ولی گورا جوبی 

کاکی میرزا گورا جوبی

کاکی جشنانی گورا جوبی

کاکی مهدی خان شفیعی

سید فتاح سیمانی

کاکا کریم منهوبی گورا جوبی

کاکی الله مراد حمیدی گهواره ای

درویش علی میر درویشی بیداغوندی

درویش جهانگیر درویشی بیداغوندی

سید ولی حسینی

سید محمود علوی

کاکی کاظم منهوبی

سید علی کفاشیان کرندی

استاد چنگیز فرمانی

استاد طاهر یارویسی

سید صفر رسایی گوراجوبی

سید خیال یادگاری

استاد علی اکبر مرادی

استاد گل نظر عزیزی

استاد عبداالرضا راهنما

استاد علیرضا فیض بشی پور

جوانمرگ داوود عزیزی

هنرمند مظفر برنجی

هنرمند هوشنگ امیری

هنرمند سید فرزاد افضلی

هنرمند بهزاد مرادی

هنرمند شاهپور کمالی

هنرمند فرهاد بزله

هنرمند علیرضا فرمانی

هنرمند حیدر کاکی

هنرمند جهانبخش رستمی

هنرمند اهوا مرادی

هنرمند صوفی مرادی

هنرمند سید آرش شهریاری

هنرمند سید علی جابری

هنرمند بهمن احمدی

هنرمند آرش مرادی

 امیدوارم  شما نیز در ویرایش این مطب کمک کنید

قابل توجه عزیزانی که به این لیستی که ارائه دادم متعرض هستند

همچنان که ذکر کردم این لیست شامل کلام خوانان و نوازندگان تنبور است

شما بزرگواران بدون نعصب به فرد خاصی در ویرایش آن کمک کنید

همه چیزی همگان دانند.

درود بر شما

منابع:

کتاب زمینه شناخت تنبور / تالیف حیدر کاکی

تاریخ موسیقی کرمانشاه / تالیف ایرج نظافتی

و مطالب شفاهی......

 

+ نوشته شده توسط حمید احمدی در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ و ساعت 23:36 |

کنسرت موسیقی مقامی هنرمند حیدری کاکی در کرمانشاه

مکان تالار انتظار

زمان : 11 اردیبهشت

ساعت: 17 الی 19  و 20 الی22


استاد حیدر کاکی منولد 1351 در منطقه گوران

 آهنگساز و نوازنده تنبور، تار و سه‌تار و کارشناس موسیقی و کارشناس ارشد آهنگسازی از دانشگاه سوره تهران است. نوازندگی تنبور را از کودکی آغاز و از محضر اساتید قدیمی تنبور، بهره فراوان برده است. وی از شاگردان استاد علی‌اکبر مرادی می‌باشد و درآلبوم‌ها و کنسرت‌های متعدد و کتاب «صد درس شیوۀ تنبورنوازی» با ایشان همکاری داشته است. وی گروه موسیقی لاوچ استاد را دوباره احیا و کنسرت‌های متعددی را به همراه این گروه اجرا کرده است. از ایشان مقالاتی گوناگون و کتابی تحت عنوان «زمینۀ شناخت تنبور» چاپ شده است.


+ نوشته شده توسط حمید احمدی در جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ و ساعت 15:9 |