با سلام و عرض ادب و احترام خدمت هم ولایتی های گرانمایه ام

چند وقت پیش یکی از اساتید دانشگاه که دستی هم به قلم دارد مطلب را به من گفت شگفت زده شدم و بسیار از این حرف ایشان ناراحت شده و تآسف خوردم . ایشان به من گفتند گوران مردان نامی خاصی ندارد و نسبت به ایل سنجابی که دارای تشکیلات منسجمی در قدیم بوده ، نیست و اکنون هم ناشناخته است  و ......

در جواب این مرد خدا گفتم حرفهایت سندیت ندارد باید بیش از این مطالعه کنید گوران دارای فرهنگی غنی و تاریخی  پر از ماجرا دارد. 

اما مطمئنا قضاوت ایشان اشتباه بوده است . اما نکته حائز اهمیت این است که  اگر ایشان و دیگران این دیدگاه را دارند یکی از علت های آن عدم کم نویسی و نوشته های منسجم در این خصوص می باشد . متاسفانه این همه تحصیل کرده در منطقه داریم. خصوصا در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا . انتظار می رود این عزیزان موضوعات پایان نامه خود را به تاریخ غنی این منطقه اختصاص دهند . در این خصوص علاقه مندان به تاریخ در مورد تاریخ منطقه نگارش کنند و همچنین کسانی که در زمینه جغرافیا ، ادبیات و علوم اجتماعی تحصیل می کنند در این خصوص فعالیت کنند . مقاله برای مجلات بفرستند. وبلاگ های خوب راه اندازی کنند .

متاسفانه بیشتر نوشته های در خصوص منطقه گوران مسائل مذهبی است  و کمتر کسی به تاریخ.  مشاهیر . جغرافیا. ادبیات .  اضاع اجتماعی و اقتصادی و .. توجه داشته اند ...

جا دارد عزیزان در کل منطقه از کرند گرفته گهواره و  دشمیان و باباکوسه و تختگاه،  تحصیل کرده ها به موضوعات بکر منطقه توجه کنند . چرا کسی از سیب گهواره چیزی نمی نویسد ؟ چرا کسی از رشید یاسمی مطلبی نمی نگارد؟ چرا کسی به اوضاع اقتصادی و مهاجرت به شهر در این منطقه .؟      .........

به عنوان یک کمترین از شما عزیزان تمنا دارم در این زمینه دست به قلم شوید و ضمن کسب درآمد مسائل فرهنگی خود را به ایران معرفی کنید

در پایان جهت کسب اطلاع از منابع تاریخی در خصوص ایل گوران فهرستی به خدمتتان معرفی می کنم:

  1. دودمان آریایی، صفحه ۲۱۱
  2. جغرافیای سیاسی صفحه ۶۱ و ۵۹۵
  3. تاریخ مردوخ ص . ۸۲، ۱۰۲ ُ ۱۰۳ُ ۱۰۷ ُ ۱۰۸. ۱۰۹
  4. جغرافیای مختصر کرمانشاه  ص. ۴۹
  5. مجموعه اسناد عبدالحسین میرزا فرامانفرما جلد ۲ ص ۷۹۲ و ۷۹۳ و ۷۹۵ 
  6. جغرافیای تاریخی غرب ایران ص ۱۶۰
  7. سیمای روستایی استان کرمانشاه ص ۴۲ ص ۶۳
  8. ایلات و عشایر ص ۲۴ص ۱۱
  9. فرهنگ نامههای شاهنامه جلد ۲ ص ۹۳۰
  10. کرد و کردستان ص ۳۷۲
  11. زبده التواریخ (نسخه خطی) ص ۱۹۴ و ۱۹۹
  12. کردهاُِ ترکهاُ عرب ها ص ۱۴۰-۱۴۱
  13. شرفنامه بدلیسی ۴۰۹-۴۱۱
  14. سفرنامه ژان اوتر ص ۲۶۳
  15. عالم آرای عباسی جلد ۲ ص ۶۵۰ ص ۶۰۰ ص ۶۶۱
  16. شجرن نامه خاندان یاسمی (نسخه خطی)
  17. کرمانشاهان باستان ص ۱۴۱
  18. جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان ص ۲۴۵ - ۳۰۵
  19. حدیقه سلطانی  جلد ۲ ص ۱۵۲
  20.  کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص ۲۰۲
  21. سفرنامه زهاب ص ۶
  22. روضه الصفا جلید ۱۰ ص ۱۸۰
  23. رساله تحقیقات سرحدیه ص ۱۱۰
  24. سفرنامه عتبات ص ۷۷
  25. سفرنامه ادیب الملک ص ۶۹
  26. عشایر کرمانشاه (نسخه خطی)ص ۱۱
  27. التوفیق فی سیر الطریق ص ۳۱۸
  28. مرات الوقایع مظفری ص ۲۷۴
  29. کتاب آبی جلد ۴ ص ۸۲۱

ادامه دارد......

 

 

آیا او دیوانه بود یا این دیوانه بود

 

با سلام و عرض ادب و احترام به خدمت تمام کاربران وبلاگ بانزلانی

هر کاری انگیزه می خواهد  تشویق و اظهار نظر شما مرا خوشحال می کند اما در تعجبم علی رغم اینکه تعداد بازدیدهای روزانه وبلاگ بانزلانی از میانگین ۴۰ نفر روز بیشتر است اما انگار قرار نیست کسی در این کار مشارکتی داشته باشد غیر از چند نفر که همیشه این وبلاگ را متعلق به خودشان می دانند و همراهی می کنند . صمیمانه از آنها تشکر می کنم

مطلبی که می خواهم  در این صفحه دیجیتالی به نگارم موضوعی است همگانی و مشکل جامعه امروز ما

۲ اتفاق در دو سال اخیر در منطقه ما به وقوع پیوسته که دل هر دردمندی را به درد می آورد . اخبار و اطلاعات یکی از آنها از مرزها فراتر رفت . این دو اتفاق زمینه بحث امروز من می باشد

بخاطر حفظ و رعایت قانون مطبوعاتی از ذکر نام خودداری می کنم . دو سال پیش در یکی از روستاهای تختگاه حوادثی به وقوع پیوست که بسیار درد آور شد . پدری در یک لحظه ۳ دختر خود را  با اسلحه گرم از پای درآورد . به جزئیات آن اشاره نمی کنم تمام اخبار و اطلاعات به همراه تصاویر و لحظه به قتل رسیدن آنان بصورت ویدئو در سایتهای اینترنت منتشر گشت .

مورد دوم در چند روز اخیر در شهر کرمانشاه به وقوع پیوست که عوامل انسانی آن از مردمان دیارمان بودند که سالهاست مقیم کرمانشاه  شده اند. در این ماجرا نیز پدری جان فرزند دختر جوان خود را  با اسلحه سرد گرفت .  جزئیات این ماجرا  نیز بماند.....

با اطلاعات دقیقی که از این دو ماجرا کسب کردم و وظیفه دارم  آنرا مورد نقد قرار دهم  پشت پرده آنها  مسئله اعتیاد  حاکم بوده است . هر دو پدر متاسفانه  به این مواد افیونی گرفتار بودند و  سبب شده عزیزترین کسان خود را بخاطرش قربانی کنند. آن یکی از زندان مرخصی می گیرد بلکه به اصطلاح فرزندان خود را راحت کند و دیگری از فرزند خود  که می خواهد دانشگاه برود انتقام می گیرد . قافل از اینکه در آن لحظات آنها نه روحی داشته اند و نه روانی ......

بله عزیزان ما فکر نکنید آن ها استثنا بودند.... نه آن ها هم روزی مثل الان  ما دارای روح و روانی سالم بودند اما این مواد می تواند هر انسانی را از مرحله انسانی خارج کند و به مرحله جنون برساند و دست به هر جنایتی بزند . اخبار و اطلاعات منتشره در این موارد دلیل بر این ادعای من می باشد.

من شماها را به ۲۵ یا ۳۰ سال قبل بر می گردانم اگر کسانی که تصویر بالا را نمی شناسند خواهش دارم به بزرگترها نشان بدهند تا  به اصل ماجرا بیشتر پی ببرند . این تصویر از یک فرد به اصطلاح امروزی روانی و دیوانه است که در اثر عدم اطلاع خانواده خود او را رها کرده بودن و با  ژنده پوشی و گشت در روستاهای منطقه گوران . قلخانی و سنجابی روزگار می گذراند . او را دیوانه می گفتند . نام او کاکا علی بود بهش می گفتند کاکه علیه شیت.

به این بخت برگشته کاری ندارم . ولی من خود شاهد زنده ای  هستم  که ایشان غیر از حرکات رقص مانند و صدای بلند و آواز خوانی کار دیگری انجام نمی داد . آن روز به این  فرد دیوانه می گفتند . خدا  وکیلی اگر مقایسه کنیم . آیا او دیوانه بود یا این دیوانه بود ......

بستگی دارد که ما دیوانه را چه معنی کنیم.  اگر  هر کس  کمی اندیشه کند و رفتارهای خود را  مورد باز بینی قرار دهد شاید در یکسال ۲۰ مورد کاکه علی شیت زمان بوده . آن بخت برگشته فقط نامش بد در رفته بود و الا ما هر روز کاکلی هستیم

کاکلی امروز تریاک است کاکلیر امروز قلیان است . کاکلی امروز دعو های و پرخاشگیری های ماست . کاکلی امروز بی ایمانی و بی اعتمادی ماست. کاکلی امروز حسودی ماست کاکلی امروز  قسم خوردن دروغ ماست . کاکلی امروز  کلاه سر هم گذاشتن ماست و.........................

سخن زیاد و وقت کم

امیدوارم دیگر هرگز این ماجراها برای هیچ کس تکرار نشود

زنده و پیروز باشید : 

کمترین:  مدیر وبلاگ بانزلانی

به پیشنهاد یک  کابر گرامی عکس این جنایت حذف گردید 

  با نام یاد و خدای برزگ

 مسعود محنتی دبیر جمعیت آبادگران جوان استان کرمانشاه که در تيرماه 89 توسط مهندس سيد دادوش هاشمي استاندار سابق كرمانشاه به سمت بخشداری گهواره منصوب شده بود روز دوشنبه 26 خرداد بدون هيچ دليلي از مسوولیت خود برکنار شد.

میز و صندلی به کسی وفا ندارد. فراتر از آن اگر هدف خدمت باشد. میز و صندلی هم بی ارزش است . اینجانب از طرف خود و بسیاری از کاربران وبلاگ بانزلانی از زحمات برادر ارجمندم جناب آقای محنتی تشکر می کنم  قطعاْ ایشان در مدت تصدی این پست زحمات زیادی برای مردم منطقه کشیده اند .

به بخشدار جدید جناب آقای شهسواری خوش آمد می گوییم . امید است  فعالیت ایشان در بخشداری گهواره سبب خیر و برکت باشد.

اما نکته ای که ته دلم مانده می خواهم بیان کنم  این است که راستی چه می شود؟ و چه خواهد شد؟ اگر یک بخشدار از خود مردم این منطقه برگزیده شود . هیچ وقت زحمت سایر بخشداران گرامی را کم جلوه نمی دهیم و آنها هم زحمت کشیده اند . اما این سئوال بسیاری از مردم است . تعصبی هم وجود ندارد همه ایران سرای ماست . اما می شود مدیری از همین مردم  بیاید و خود را محک بزند . 

دولت جدید دولت اعتدال است . امید است هر کسی به هر سمتی برگزیده می شود هدفش فقط و فقط خدمت باشد .

به امید ایرانی آباد و همیشه پیروز 

سرفراز و پاینده باشید 

احمدی : مدیر وبلاگ بانزلانی