مرحومه بانو فوزیه زارعی توتشامی

 دنیا دار فانی است

در روز شنبه این هفته بانو فوزیه خانم زارعی توتشامی همسر گرامی سروان یارمراد فتاحی از بانزلانی علیا  در اثر سکته مغزی دستشان از این دنیا کوتاه ماند و در سن 50 سالگی همسر و فرزندان خود را تنها گذاشت .مرحومه فرزند مرحوم الماس زارعی توتشامی از خاندان بزرگ زارعی تختگاه هستند و دارای چهار فرزند است و در بین مردم بانزلانی بسیار مورد احترام و عزت بودند و همیشه خود را از این مردم می دانست و تک تک مردم روستا هم همیشه او را مورد لطف قرار دادند . بانو فوزیه خانمی با لیاقت و سالار زنی مهران و خوش برخورد بودند  و یکی از ویژگی بارز آن وفاداری به خانواده همسر گرامیشان بود و بنده به یاد دارم که مرحومه مادر سروان فتاحی همیشه عروس خود به نیکی یاد می کرد. این بانوی وفادار سرانجام در مزارستان گذرگاه امام رضا در منزل ابدی خود آرام گرفت.

برای این بانوی با فضلیت از خدای منان روحی آرام  خواهانیم و به  همه بازماندگان دودمان فتاحی از بانزلانی و زارعی از تختگاه  تسلیت می گوییم.

مدیریت وبلاگ بانزلانی

 

 

سنگ مزارها

 با نام و یاد خدابی بزرگ

در یکی از پست های وبلاگ بانزلانی در مورد سنگ مزار گذرگاه امام رضا مطالبی ارائه شد و  مورد توجه قرار گرفت. عینک یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز به نام آقای فریدون کرمی از روستای بیرقوند گوران پایان نامه ای ارزشمند در این موضوع انجام دادند و با پیگیری های زیاد خلاصه ای از پایان نامه خود را در اختیاز وبلاگ بانزلانی قرار دادند.

لازم به توضیح است جناب کرمی از از هنرمندان حوزه گرافیک هستند و سالهای زیادی است که یه این حرفه مشغول بوده و در دانشگاه علمی و کاربردی نیز به تدریس این حوزه مشغول می باشند و شرکتی با نام  طراحان گرافیک بادبان واقع در بلوار سی متری دوم  جنب چهار راه سنگر تأسیس کردند

مدیریت وبلاگ بانزلانی ضمن سپاس از این پژوهشگر گرامی آماده دریافت مقالات مردم عزیز منطقه می باشد

 


 

معرفی و تحلیل مفاهیم نقوش سنگمزارهای

تاریخی منطقه ی گوران کرمانشاه

نگارش:

فریدون کرمی

                               شهریور 1392

مقدمه

گورستان ها بازتاب نگرش هر قوم و مردمی به زندگی و مرگ است، چنان که پیش از آنکه مکانی برای تدفین و به خاک سپردن مردگان باشد بیانگر اندیشه و حیات زندگان هستند. گونه ای از این نوع نگاه به مرگ و جهان پس از آن را می توان در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه و در فرهنگ مردمان آنجا بازیافت و این پژوهش در راستای معرفی این سنگ‌مزارها انجام گرفته است.

نقوش سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه بازتاب جایگاه اجتماعی و فردیِ متوفی در جامعه ایلی و روستایی زمان خود بوده است و میان خصایل نیکوی انسان خفته در گور و نقوش سنگ مزارها رابطه ای مستقیم وجود دارد که بازماندگان با برپا داشتن این سمبل ها، یادآور آن خصایص برای بازماندگان می شدند. این گورستان ها متعلق به سده دوازده تا چهارده هجری قمری، و دوران زند و قاجار هستند.

این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و براساس مطالعات میدانی و مراجعه به اسناد کتابخانه‌ای انجام گرفته است و جامعه آماری آن شامل معرفی بیش از 30 نمونه از سنگ مزارهایی هستند که در گورستان های منطقه ی گوران کرمانشاه وجود دارند و حداقل یک نمونه از نقوش مورد بحث در این رساله، بر روی آنها شناسایی شده است.

گورستان‌های مورد مطالعه

گورستان روستای «سوران سفلی»

نام دیگر آبادی شیدعلی است. ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 21 کیلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. این روستا دارای طول جغرافیایی 34َ  46 و عرض جغرافیایی 13َ  34 و ارتفاع 1500 متر از سطح دریاست. جمعیت این روستا 40 خانوار و زبان آن کُردی با گویش گورانی می‌باشد. (تصویر 2-1)

گورستان روستای «سوران علیا»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 22 کبلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. این روستا دارای طول جغرافیایی 35َ  46 و عرض جغرافیایی 13َ  34 و ارتفاع 1560 متر از سطح دریاست. مردم این روستا به زبان کُردی گویش گورانی تکلم می-کنند. (تصویر 2-2)

گورستان روستای «برزه»

ده مرکز دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه می‌باشد. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 42 کیلومتری شمال اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-3)

گورستان روستای «و‌یلکه وند»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 33َ  46 و عرض جغرافیایی 15َ  34 و ارتفاع 1640 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای تپه‌ای، معتدل خشک و در 30 کیلومتری شمال اسلام آباد غرب می‌باشد. مردم این روستا به زبان کُردی و گویش گورانی تکلم می‌کنند. (تصویر 2-4)

گورستان روستای «چفته»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه و دارای طول جغرافیایی 35َ  46 و عرض جغرافیایی 15َ  34 و ارتفاع 1660 متر از سطح دریاست. آب و هوای این روستا پایکوهی، معتدل خشک است و در 25 کیلومتری شمال خاور اسلام آباد غرب قرار گرفته است. مردم این روستا به زبان کُردی گویش گورانی تکلم می‌کنند. (تصویر 2-5)

 گورستان روستای «عاشقان»

 

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 32َ  46 و عرض جغرافیایی 19َ  34 و ارتفاع 1750 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک است و در 48 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی می‌باشد. (تصویر 2-6 و 2-7)

گورستان روستای «چنار»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 33 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-8)

گورستان روستای «سویرک»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای طول جغرافیایی 32َ  46 و عرض جغرافیایی 18َ  34 و ارتفاع 1760 متر از سطح دریاست. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 45 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-9)

گورستان روستای «سیمانی علیا»

ده از دهستان حومه شمالی، بخش مرکزی، شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه است. دارای آب و هوای پایکوهی، معتدل خشک و در 30 کیلومتری شمال باختری اسلام آباد غرب قرار گرفته است. زبان مردم این روستا کُردی با گویش گورانی است. (تصویر 2-10)

نوشته های سنگ مزارهای تاریخی منطقه ی گوران

متن در سنگ مزارها، معمولاً بر روی «سردل» و «سند» نوشته می شود. برروی سردل معمولاً مشخصات متوفی که شامل نام، نام پدر، ایل و طایفه و سال مرگ می باشد حک می شود. البته در مواردی این اطلاعات بر روی سند نیز وجود دارد اما عموماً بر روی سردل نگاشته می شوند. (تصویر 3-84 و 3-85) بر روی سندها معمولاً نوشته هایی درباره مرگ یا اسماء متبرکه و آیات قرآن مشاهده می شود. این نوشته ها یا به زبان فارسی و یا عربی هستند. از نوشته های عربی که در موارد فراوانی بر سنگ مزارها مشاهده می شود می توان به نوشته هایی چون: «بسم الله الرحمن الرحیم»، «یا الله - یا محمد - یا علی»، «لا اله الا الله»، «هو الله تعالی»، اسامی پنج تن و آیه های چون «وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ»(الفرقان: 58) و «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»(الانبیاء: 35) و «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ»(الصف: 13) اشاره نمود. (تصویر 3-86 و 3-87)

در متن های فارسی معمولاً اشعاری با مضامین عرفانی چون این مصرع از حافظ: «دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند» (تصویر 3-88) و مضامینی در ارتباط با مرگ مانند:

دنـیـا چـو ربـاط مـا در او مـهـمـانیم          تا ظن نبری که ما در او می مانیم

در هر دو جهان خدای می ماند و بس          باقــی همه کـلّ مـن عـلیها فانیم

از «بابا افضل کاشانی» و:

هر که آمد در جهــان پر زشور(غرور)          عاقبت می بایدش رفتن به گـــور

از «خیام» و:

جهان جــام و اجل ساقی فلک می          خـــلایق باده نــوش مجــلس وی

خلاصی نیست «اصلی» هیچکس را           از این جام و از این ساقی از این می

از «بابا اصلی دماوندی» -که در بیشتر گورستان ها به چشم می خورد- به کار رفته اند. (تصویر 3-89) گاهی در قسمت فوقانی سنگ مزار، نام تراشنده سنگ نیز به صورت درشت نگاشته شده است که می توان با نام هایی چون «عمل استاد عباسعلی» و «عمل استاد پیرعلی» اشاره کرد.

از آنجا که تراشندگان سنگ مزارها فاقد سواد بوده اند معمولاً شخصی با سواد نوشته ها را بر روی سنگ مشخص می نمود و حجاران همچون نقشی تصویری آن را بر سنگ نقر می کردند. به همین علت بیشتر نوشته ها حالتی خام دستانه و گاهی ناخوانا دارند. اما در مواردی هم نمونه هایی با خط نستعلیق و بسیار زیبا و ظریف در گورستان های روستاهای سویرک و عاشقان مشاهده می شود.

استادکاران و حجاران سنگ مزارهای تاریخی گوران

با توجه به مطالعات میدانی صورت گرفته می توان حداقل نام دو استادکار و سنگ تراش را در منطقه گوران ذکر نمود که نام و امضای آنان بر روی سنگ مزارها در چند نمونه قابل تشخیص می باشد. این دو حجار «استاد عباسعلی» و «استاد پیرعلی» که هستند که با ذکر کلمه ی «عمل....» در قسمت فوقانی یا در بخش تحتانی سنگ مزارها نام خود را به عنوان استادکاران و سازندگان این آثار برای آیندگان ثبت نموده اند.

نام استاد پیرعلی بر سنگ مزارهایی از گورستان روستاهای «برزه» و «سویرک» به چشم می خورد(تصویر 3-92 و 3-93) و استاد عباسعلی آثارش در گورستان روستاهای «سوران علیا» و «ویلکه ون» قابل مشاهده اند. (تصویر 3-90 و 3-91) سنگ مزارهایی که به قلم استاد عباسعلی تراشیده شده اند به نسبت آثار استاد پیرعلی، دارای ظرافت بیشر و نقوش زیباتری هستند در حالی که استاد پیرعلی بیشتر سنگ مزارهای نوشتاری از او بجا مانده است. با توجه به تاریخی که بر سنگ قبور مشاهده می شود استاد عباسعلی در نیمه اول سده ی چهاردهم قمری می زیسته اما تاریخ مشخصی بر سنگ مزارهایی که استاد پیرعلی تراشیده اند یافت نشد.

قدمت سنگ مزارهای منطقه ی گوران

قدمت سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران را می توان بر اساس دو روش کلی مطالعه در پیشینه ی طوایف ساکن در جغرافیای منطقه و بررسی های تاریخی جابجایی جوامع کوچ نشین در آن ناحیه، یا با استناد به خود سنگ مزارها و رجوع به تاریخ های نوشته شده بر این سنگ ها تعیین نمود. در هر دو روش تعیین قدمت این سنگ گورها تقریباً می توان به نتایجی مشابه دست یافت

در میان بیش از بیست مورد سنگ مزار که تاریخ آنها قابل تشخیص بود قدیمی ترین نمونه ها متعلق به سال اواسط سده ی دوازدهم هجری قمری بود و متأخرترین نمونه ها سال های اواسط سده ی چهاردهم هجری قمری را نشان می دهد. یعنی حداکثر قدمتی که برای سنگ مزارها تعیین شده متعلق به حدود سیصد سال پیش است و آخرین نمونه ها در حدود یکصد سال پیش تولید شده اند. (تصویر 3-94 و 3-95)

با مراجعه به تاریخ منطقه نیز می توان به همین داده ها استناد نمود. در واقع پس از فروپاشی سلسله افشاریه و روی کار آمدن سلسله زندیه بود که سنجابی های ساکن این ناحیه از گوران که در زمان نادر شاه افشار به نواحی فارس و لرستان کوچانده شده بودند دوباره عزم وطن می کنند و به مرور به سرزمین های اصلی خویش باز می گردند. در همین جابجایی ها بود که گروهی از طوایف و تیره های سنجابی که در مناطقی از لرستان اقامت داشتند، این هنر را از مردمان آن منطقه اخذ کرده و در بازگشت  مجدد به وطن با توجه به آیین ها، سنن و سابقه تصویری بومی خویش، اقدام به آفرینش این آثار هنری نموده و برای زمانی بیش از دو قرن در اعتلای آن می کوشند.

 انواع نگرش در سنگ‌مزارهای تاریخی گوران

با تعمق در نشانه های تصویری سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران پی می بریم که فرهنگ مردمی و باورهای عامیانه آنها در شکل گیری تصاویر نقش بسزایی داشته است. تأکید نقاشان عامیانه همواره بر اندیشه جمعی استوار است، این ویژگی از خصایص هنر قومی محسوب می شود.

هنر عامه یعنی تجلی ذوق و فکر و احساس انسان عامی به صورت آثار هنری بدون هیچ تکلف و در نهایت ساده اندیشی. منظور از ساده اندیشی کم یا بی ارزش بودن آن نیست، بلکه مطلوب همان دید مجرد و بی آلایش افراد بومی است. این هنر بر واقع گرایی و بی‌پیرایگی و اندیشه جمعی استوار است. عوام هنر را دربند نمی‌کند، سبکی را بر سبکی رجحان نمی‌دهد. گاهی طبیعت گراست، زمانی واقع‌گرا، و گاه دیگر به تمثیل و استعاره و رمز و اشاره، مقصود خود را عنوان می‌کند. هنر مردمی از زندگی جدا نیست. بلکه بافته شده در متن اصلی زندگی است.

با توجه به کارکرد هنر عامیانه در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران، نقوش این سنگ مزارها را از جهت موضوع و محتوا؛ می توان به سه دسته اصلی نقوش روزمره؛ نقوش حماسی و پهلوانی؛ و نقوش نمادین و اسطوره ای تقسیم بندی کرد.

نقوش روزمره

- نشانه‌های پاکی و آراستگی:

شانه، آینه و قیچی از شاخص‌ترین نقوشی بودند که حک شدن آنها بر روی سنگ گورها نشانه پاکی و آراستگی متوفی بود. اما در میان آنها شانه دوسر برای زنان و شانه یک سر برای مردان بارزترین نشانه آراستگی بود.

- نشانه‌های میهمان نوازی:

از آنجا که در میان عشایر پذیرایی از مهمان یکی از ارزش‌های پایدار از زندگی محسوب می‌شود، مردان و زنانی محبوب ایل و طایفه‌اند که با خوشرویی و سفره‌ای باز پذیرای میهمانان باشند. در ادبیات شفاهی آنها (بیت‌ها) اصطلاحات بسیاری یافت می‌شود که در تمجید و تعریف از این افراد به کار برده می‌شوند، مانند:

هر کُری خاسه در مالی وازه         وه زوان شیرین میوان نوازه

(آن پسری خوب است که در خانه‌اش باز است و با زبانی شیرین مهمان نوازی می‌کند)

در روزگاری که هنوز سلسله مراتب ایلی دستخوش تغییرات امروزی نشده بود خوانین و بزرگان ایل و طایفه برای پذیرایی از میهمانان، سیاه چادر مخصوص داشتند که به آن «دیوه خان» می‌گفتند، در این مکان غلامان و خدمتکاران با آدابی خاص از میهمانان پذیرایی می‌کردند. هنگامی که چنین افرادی از طایفه و ایل می‌مردند مادر، خواهر، همسر و زنان خانواده با یاد و خاطره میهمان‌نوازی‌های عزیز از دست رفته خود مویه سر می‌دادند و سر مویه گویان برای بزرگ و عزیز از دست رفته‌ی خود می‌خواندند:

بیلا سر تویلت ار خرمانت بو          گل گل بگلران شو میمانت بو

(بگذار ستون خانه‌ات در خرمن جایت باشد تا گروه گروه بزرگان مهمان تو باشند)

شست و شوی دستان میهمان در خانه، بی آنکه میهمان از جای خود برخیزد، از جمله آداب مهمان نوازی عشایر کُرد به حساب می‌آید. هنوز این آداب نزد مردم روستاها و عشایر کوچرو پایدار است و برای احترام گذاردن به میهمان از ظروفی چون آفتابه و لگن برای شستشوی دست میهمانان استفاده می‌کنند که این نقوش را در سنگ مزارهای گوران می توان بازیافت.

 - نشانه های اشیاء و ابزار

در میان نقوش سنگ مزارهای گوران می توان انواع وسایل و ابزار مورد استفاده در زندگی روزمره مردم عشایر و روستانشین را شناسایی کرد. از متداول ترین این نقوش تصویر «دارقالی» یا در اصطلاح بومی، «تَوِن» است که به وفور بر روی سنگ گور زنان مشاهده می شود و نشانگر هنرمندی زن گوران در بافت انواع قالی و دستبافت های دیگر است.

از دیگر اشیای به کار رفته در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران می توان انواع سلاح مانند تفنگ، شمشیر، نیزه، سپر و گرز را نام برد که نشان جنگاوری و یار و همراه همیشگی مردان ایل در کارزار نبرد برای دفاع از حریم ایل و مرزهای وطن بودند و به هنگام مرگ یکی از نام آوران ایل، در کنار اسب تزیین شده ی وی، شاهدی بر دلاوری ها و قهرمانی های او در طول حیاتش بودند.

نقوش حماسی و پهلوانی

- نشانه‌های جنگاوری، شجاعت، سوارکاری و شکار

این نقش‌ها بیانگر روزگار زندگی مردانی است که در دلیری، بی‌باکی، شجاعت، جنگاوری، سوارکاری، گذشت و جوانمردی در میان ایل و طایفه کم نظیر بوده‌اند و همچون قهرمانان شاهنامه، زندگی را بر گرده اسب می‌گذراندند و در جنگ‌ها و نبردها یکه تاز میدان بوده‌اند. نقش اسب و سوار در یک طرف سنگ گور و اسب بی‌سوار کتل شده(تزیین یا سیاه پوش کردن اسب متوفی) در طرف دیگر نشانی‌ست از زندگی و مراسم سوگواری یک سوارکار جنگجو. نقش تیر و کمان و سوارکار همراه با سپر و نیزه یا تفنگ در حین شکار بز کوهی نشانی‌ست از گور یک شکارچی جنگاور، نقش سوارکار با تفنگ همراه با چند مرد تفنگچی ایستاده یا در حال شکار نشانی‌ست از گور یک میرشکار. نقش‌های کنده شده بر روی سنگ گورها تصاویری نمادین از رفتارها و ویژگی‌های اجتماعی افراد در زمان حیاتشان بودند. گذشته از اینکه نقوش حجاری شده متأثر از رفتار و موقعیت اجتماعی افراد متوفی بوده‌اند، به گونه‌ای نیز از ادبیات محلی تأثیر پذیرفته اند و تصاویری از مویه‌ها را تداعی می‌کنند که به ذکر چند نمونه از آنها می‌پردازیم:

  اسپت رشه‌دار خوت چو قره‌قُش             داخ ارا سالار توپچی لشکر کُش

(اسبت سیاه و خودت همچون باز شکاری، دریغ و درد برای سالار توپچی لشگرکش)

یه اسپ کیه ها وه زینه‌وه             قطار پر شنگ وشک خوینه‌وه

(این اسب کیست که آماده به زین است و خون بر روی قطار فشنگ‌هایش خشک بسته است) 

 - نقوش سوگ و سوگواری:

در برخی از سنگ گورها تصاویری دیده می‌شوند که صحنه‌هایی از مراسم سنتی سوگواری(چَمَر، پِرسه) را نشان می‌دهند. سنگتراش این صحنه‌ها را با الهام از واقعیت‌های زندگی حجاری کرده است. صحنه زنانی که در حال خراشیدن روی خود هستند، دسته‌ای از زنان که با در دست گرفتن نواری از سیاه چادر به «دس چمر» یا نوعی رقص مرگ مشغولند، همه بر اساس همین واقعیت‌های جاری زندگی نقش شده‌اند. نقوش صحنه رقص دسته جمعی مردان یا زنان(هَلپَرکه) که معمولاً در قسمت انتهایی برخی از سنگ‌گورها کنده شده‌اند، نمادی هستند از جوان بودن و مرگ نا به‌هنگام متوفی که بر روی سنگ گورهای افراد صاحب نام حجاری شده‌اند. نقش‌های یاد شده، پیش از آنکه صحنه‌های سوگواری را نشان دهند نمادهایی هستند که غم و اندوه بازماندگان را به نمایش می گذارند.

نقوش نمادین و اسطوره‌ای

بیان نمادین، ترجمان کوشش انسان است برای پیدا کردن و مادیت بخشیدن به سرنوشتی که از ورای تاریکی هایی که احاطه اش کرده است، می گریزد. نماد جلوه ای است عینی، که واقعیت مجردی را، مجسم می کند. به عبارت دیگر نماد، نشان یا علامتی است که برای تجسم واقعیتی غیر مادی بکار می رود و در معنای کلی، نشانی است قراردادی که جانشین چیز دیگری می شود.

مراسم و آیین‌های مربوط به مردگان و چگونگی برخورد با شخص مرده از رسومی هستند که همیشه باعث ایجاد باورهای نمادین و اسطوره ای شده‌اند. روایت اسطوره ای سرگذشتی قدسی و مینوی است و از افراد یا چیزهای مورد تکریم و احترام در جامعه یی ویژه و از خاستگاه آن افراد یا چیزها سخن می گویند. شناخت اسطوره به معنی شناخت اصل چیزها و دانستن چگونگی پیدایی آنهاست که گاهی از طریق برپایی مراسم بیان می شود.

بیان نمادین و اسطوره ای در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران، دارای جایگاهی ویژه هستند که بی گمان راوی تاریخ و فرهنگ کهن این مردمان است. نقوشی چون شیر و خورشید، شکار گوزن به دست شیر، چلیپاها، نقوش گیاهان، که نمادی از باروری، زایش و زیبایی بودند و اشکال تجریدی دیگر را می توان در این دسته بندی قرار داد.

نقوش سنگ مزارهای گوران و سنت های تصویری تمدن های باستانی منطقه

در روند بازنمایی نقوش سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران شاهد تکرار سنت های تصویری تمدن های باستانی موجود در این منطقه هستیم. چنانچه در فصل سوم به تفصیل توضیح داده شد، سرزمین زاگرس میانی و غرب فلات ایران از هزاره سوم پیش از میلاد تا آغاز دوران تاریخی شاهد حضور اقوام گوتی، لولوبی، کاسی، مانّا و سپس ماد بوده است که هریک به نوبه خود منشاء تحولات فرهنگی و تاریخی بوده اند که گاهی بر تمدن های اطراف خود تأثیر گذاشته و زمانی متأثر از آنها بوده اند. آنچه کمابیش و در طول قرن ها در میان این اقوام ثابت مانده است دسته ای از سنت های تصویری در بازنمایی دنیای پیرامون بوده است که پس از گذشت هزارن سال شاهد حضور آنها در نقوش سنگ مزارهای تاریخی گوران هستیم. بیان نمادین، انتزاع نگاری، ساده سازی تصاویر و توجه به عناصر کلیدی موضوع، بازنمایی قراردادی پیکر انسان(چنان که سر و پاها همیشه از نمای نیمرخ و بدن از نمای روبرو نشان داده می شود) و تا حدودی طبیعت پردازی در تصویر حیوانات را می توان سنت های شاخص تصویری در این سرزمین به شمار آورد. همچنین ادامه حضور نقشمایه هایی چون چلیپا، خورشید، نقوش هندسی، حیواناتی چون بزکوهی، اسب، شیر و نقوش گیاهی، شاهدی دیگر از امتداد سنت های تصویری هزاران ساله در سنگ مزارهای تاریخی منطقه گوران کرمانشاه است.

بازخوانی سنگ‌مزارهای تاریخی گوران

 «کیل»، نمادی از دلاوری، شجاعت و بزرگی متوفی بود که بازماندگان به یاد و خاطره اش برپا می داشتند. میان خصایل نیکوی انسان خفته در گور و کیل سنگی تراشخورده یا سنگ مزارهای منقوش به نقوش حماسی و اسطوره ای، رابطه ای وجود داشت که این رابطه را بازماندگان با برپا داشتن این سمبل یادآور می شدند. خاطره حضور چنین انسانی با برپایی سمبلی برای نسل های بعد گوشزد می شد تا بازماندگان در هنگام لزوم با تکرار این خصایص، جامعه را از خمود و سستی و یکدستی مصون نگه دارند. نمادها در فرهنگ بشری به عنوان زبانی قراردادی و رسانه ای کهن برای ارتباط و انتقال مفاهیم به گار می رفتند، که معانی مورد نظر را با زبانی مشترک بیان می کردند. آنچنانکه در فرهنگ های کهن و اساطیری، برای هر یک از خصایص غیر مادی نمادی را بر می گزیدند؛ کیل ها نیز به عنوان نماد برترین خصایل انسانی (ازدیدگاه انسان کُرد) و تنها برای کسانی که ویژگی های خاص و تعریف شده ای داشتند بکار گرفته می شد. کُردها نیز چون سایر ملل دیرسال در ادامه همان سنت کهن برای مردان و زنانی که بزرگمنشی و سلحشوری وجه غالب شخصیت شان بود، از نمادهایی چون شیر، کل و سوار شکست ناپذیر استفاده می کردند. درجامعه ای که سلحشوری و جوانمردی، نیکوترین صفات مردمانش محسوب می شد، نمادی لازم بود تا آنکس که در زندگی خویش توانسته خود را به این معیارهای پسندیده جامعه نزدیک کند، از دیگران باز شناخته شود. این سنگ برافراشته که مملو از نقوش حماسی، اساطیری و آرمانی بود تبلور صفات والای انسانی جوامع زاگرس نشین بود، نه زینتی بر گور مردگان، که هیبتی برای جامعه زندگان محسوب می شد. در گورستان هر طایفه و آبادی برپای بودن چنین نمادی مایه فخر و مباهات بود. در نظر داشته باشیم که جامعه عشایری یک جامعه مکانیکی به حساب می آید و به همین دلیل خصلت فرد و جامعه جدایی ناپذیر است و هریک از آحاد جامعه صاحب شخصیت و موجودیت اند بنابراین شجاعت و ننگ یک نفر شجاعت و ننگ جامعه محسوب می شد. هرکس که می توانست به این صفات دست یابد پاداش سلحشوری خود را از جامعه می گرفت. چیزی شبیه آنچه به عنوان مدال برای قهرمانان امروزین در نظر گرفته می شود. لذا نظارت اجتماعی اجازه نمی داد تا هرکس به ترجیح و دلبخواه خود و از روی تفاخر بر گور عزیز از دست رفته اش این نماد را قرار دهد. برای این امر نیز کنترل های اجتماعی وجود داشت که پذیرش اجتماعی، یکی از مهمترین این کنترل ها بود. اگر کسی می خواست به گزاف برگور کسان خود کیلی بگذارد قانون نانوشته ای در عرف وجود داشت که شایستگی شخص را تعیین می کرد. قضاوت عمومی مهم ترین عاملی بود که بر این کار نظارت داشت مبادرت به امری خلاف پذیرش جامعه سرزنش شدید را در پی داشت. لذا هیچ طایفه ای بی گدار، سر و کار خود را با چنین قضاوتی نمی انداخت. در زندگی ایلیاتی داستان زندگی هرکس از بدو تولد تا لحضه مرگ چون آینه ای مشخص و در برابر دیدگان جامعه آشکار بود. لذا کسی نمی توانست عزیز «درگذشته» خود را خارق العاده یا چیزی فراتر از آنچه زیسته است جلوه دهد، یا داستانی خلاف واقع از او روایت کند. زندگی ها شفاف و سرگذشت متوفیان در قضاوتی موشکافانه قرار داشت. اندازه و جای گور به تناسب جایگاه و موقعیت اجنماعی فرد در زمان حیاتش بستگی داشت و به همین لحاظ اکثر گورستان ها و سنگ مزارها دارای تنوع در اندازه، نقش و مکان هستند.

منابع و مآخذ

3. احمدی پیام، رضوان. (1388). سیر تحول و تطور مضمون شکار در هنر ایران. کتاب ماه هنر (مرداد 1388): 107-102)

4. اعظم زاده، محمد و پورمند، حسنعلی. (1388). درآمدی بر نحوه شکل گیری نقوش در سنگ گورهای منطقه سفیدچاه. نشریه هنرهای زیبا 39: 102-95.

8. پورکریم، هوشنگ. (1342). سنگ مزارهای ایران. هنر و مردم12: 39-31.

9. پویان، جواد و خلیلی، مژگان. (1389). نشانه شناسی نقوش سنگ قبرهای قبرستان دارالسلام شیراز. کتاب ماه هنر 144: 107-98.

10. تناولی، پرویز. (1388). سنگ قبر. چاپ اول، تهران: نشر بن گاه.

15. خسرونژاد، پدرام. (1377). سنگ های مزار از پنجره مردم شناسی هنر. کتاب ماه هنر 1: 25-22.

16. دانش یزدی، فاطمه. (1387). کتیبه های اسلامی شهر یزد. چاپ اول، تهران: نشر سبحان نور.

18. راسل هینلز، جان. (1383). شناخت اساطیر ایران. محمد حسین باجلان فرخی. چاپ اول، تهران: انتشارات اساطیر.

19. رضایی، مهدی.بی تا. آفرینش و مرگ در اساطیر. تهران: انتشارات اساطیر.

25. فرزین، علیرضا. (1384). گورنگاره های لرستان. چاپ اول، تهران: پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری.

2829. ناصری فرد، محمد. (1388). سنگ نگاره های ایران(نمادهای اندیشه نگار). چاپ اول، مؤلف.

 

 یادداشت :

با سلام خدمت همه دوستان، محقق گرامی آقای کرمی و دکتر احمدی عزیز مدیریت محترم سایت بانزلانی
از دیدن و خواندن این مقاله بسیار خرسند و مشعوف شدم. جای بسی قدردانی و تحسین دارد. بنده به عنوان مدیر مسئول نشر کتاب سرانه آمادگی دارم در جهت بسط و چاپ و نشر این امر به صورت کتاب هر گونه خدمتی را ارائه نمایم. اگر افتخار دهید در خدمت شما هستم. از تماس با من کوتاهی نفرمایید.
تشکر
نشر کتاب سرانه
مهرداد مرادی