درگذشت بانو پری یوسفی

مردان او نظر     هاکرده کسی مشو او نظر

صد آسیا و سنگ بگیلوش اوسر    کج نبو نه دین تمنای دلبر

با تأسف و تأثر فراوان روز جمعه 12 دی ماه 1393 بانو پری یوسفی همسر گرامی استاد علی اکبر مرادی بر اثر  بیماری در بیمارستان طالقانی کرمانشاه چشم از جهان فروبست. این بانو مهربان و مردم دوست که مدت زیادی با بیماری خود مبارزه کرد سرانجام در مقابل مشیت الهی تسلیم حق گشت. 

از این بانوی مردم دوست چهار فرزند  به نام های آرش، کورش، کاوه و فرانک مرادی به یادگار هست او فرزند مرحوم حیدرخان یوسفی از بانزلانی علیا بوده و در سال 1355 با استاد مردای پیمان ازدواج بستند و در هنگان فوت 54  سال سن داشتند.

در مورد مادر و همسر حرفها و سخن ها بسیار گفته شده است. سامان خانواده به مادران بسته شده است. مطمئاً پشت هر مرد موفقی همسری باوفا و با فکر و اندیشه وجود دارد. استاد علی اکبر مرادی از افتخارات مردم گوران و فرزند این مرزوبوم است که نام و آوازه او از مرزها بیرون رفته است. او بخاطر کار و برنامه هنری و فرهنگی خود بیشتر اوقات از کاشانه  خود بدور بوده است. در این ایام این همسر گرامی که همیشه یار و یاورش بوده و هرگز در راه هدف او کوتاهی نکرده  و سختی های زندگی را بجان خود خریده  است . استاد خود بیشتر از هر کسی می داند چه کوهی در پشت سر اخود بوده است. این بانو در برخورد با مردم بسیار تواضع و مردم دوست و زبانزد خاص و عام بودند.  در وصف این بانو هزاران واژه کم است

روحش شاد یادش گرامی

از طرف خود و کاربران وبلاگ بانزلانی به استاد مرادی و دودمان مرادی و دودمان یوسفی تسلیت می گویم

عکس های از مراسم خاکسپاری ملاحظه می کنید

 

 

شب یلدا

 با سلام خدمت کاربران گرامی وبلاگ بانزلانی

یکی از همکارانم که از وبلاگ من زیاد بازدید می کند از من پرسید وجه تسمه بانزلانی یعنی چه ؟ منظور ایشان چرا این اسم انتخاب شده

جواب سوال این دوست بسیار سخت است . جواب این سوال را از شما هم نیز می پرسم

اما اگر بخواهم از لحاظ لغوی بررسی کنم : بان یعنی دشت زل یعنی تنومند و نیرومند پس اگر نتیجه گیری کنم یعنی دشتی که آدم های نیرومند و تنومند زندگی می کنند نتیجه آخر بانزلانی یعنی دشتی کی دارای افراد قوی و شجاع زندگی می کنند

تا ببینم نظر شما چه هسن؟

نظر اقای عظیم احمدی :
سوال بسيار جالبي طرح شده
من از يكي از بزرگان شنيدم ايشان الان به رحمت خدارفتند . ايشان گفتند جايگاه اصلي روستاي بانزلاني جاي كه الان روستا هست نبوده بلكه دقيقا"روبه روي بانزلاني كنوني در زمين فعلي عبدل حسين يوسفي بوده وباتوجه به موقعيت آن زمينها كه بسيار هم تخت ميباشد درفصولي از سال به خصوص پاييز باد زيادي وزيده وباتوجه به واژه كردي باد شمال و باد زلان آن منطقه بيشتر باد زلان وزيده وبه بانزلان يعني جاي كه باد زلان زياد در آنجا درجريان است .خدارحمت كنه ازفرمايشات مرحوم ياركرم ناصري . البته ايشان گفتند من درجاي شنيدم كه شخصي سربزرگ (ياهمان سرزل ) روزي از اين منطقه عبور كرده ودرهمان جا نيز سكونت كرده واين واژه ممكنه ازاين هم نشات گرفته باشد ولي خودش زياد به اين مطمئن نبود .

نظر آقای امید:

من از بدر بزرگم برسیدم این طور ب من گفت که ی قسمتی از تبه روبه رو روستا بر نی زار بوده ب خاطر همین اسمشو بانزلان گزاشتن .

 

 

به مناسبت شب یلدای امسال یک شب را در غار شاه فتح اله ( مر شاه فتح اله کرنجیر در ارتفاع 2200 متری) گذراندیم جای شما خالی. بسیار خوش گذشت . هدف ما از این شب ماندن در کوه یادآوری زندگی سخت پیشینیان بود خواستیم بدانیم آیا می توان فقط  و فقط یک روز مثل آنها زندگی کرد .

 ولی دوستان باور کنید برای ما ها که به این زندگی راحت عادت کرده ایم دیگر غیر ممکن است بتوانیم به آن زندگی برگردیم

اما به نظر من خوب است هر از گاهی آن زندگی را تجربه کرد. برای روحیه ما هم که شده بسیار خوب است

چند عکسی از این شب به یاد ماندنی برای شما عزیزان می گذارم

همیشه شاد باشید. تماس بگیرید نظر بدهید پیشنهاد ارائه کنید. منتظر محبت شما ها هستیم. این وبلاگ مال من نیست به شما تعلق دارد.